اقتصاد گردشگري در ايران

اقتصاد گردشگري در ايران

 

اقتصاد گردشگري ايران بواسطه ارز ريالي بصورت مصنوعي گران است.در اين ميان رابطه بين تورم و ارزش ارز رايج رعايت نشده و ريال گران تر از چيزي است که بايد باشد دراين راستا بررسي اقتصاد توريست مانند روند صادرات کالا است به طوري که ورود توريست سبب افزايش صادرات مي شود. اقتصاد توريست يعني ورود ارز هاي خارجي به شريان هاي اقتصادي کشور و به تبع آن ارتقا سطح معيشت دهک پايين اقتصادي و توزيع عادلانه تر درآمد.همچنين با اجرايي شدن 100 درصدي اين امر سبب مي شود صنعت توريسم و درآمدهاي ناشي از آن در کوتاه مدت بخوبي در رونق وضعيت اقتصادي مردم سطح پايين جامعه تاثير گذار باشد در حاليکه اين روند روند در خصوص درآمدهي نفتي غير ممکن است.در حال حاضر صنعت گردشگري به عنوان بزرگترين سازمان يا نهادي است که نيروي انساني به کار مي‌گيرد و در بسياري از کشورها به عنوان بزرگترين کارفرما مطرح است به‌طور مثال در کشوري مثل اسپانيا ارزش صنعت توريسم و اشتغال ناشي از آن همان ارزشي را دارد که نفت براي عربستان به همين دليل مردم و مسئولان اين کشور با سرعت تمام پيش مي‌روند تا بتوانند از اين صنعت بهره کافي را ببرند امري که در کشورهاي شرق آسيا مانند چين، مالزي، سنگاپور تايلند و… نيز در حال گسترش است.اين موضوع نقش مهمي را در ارزيابي‌هاي اقتصادي و برنامه‌ريزي‌هاي مربوط به آن ايفا نموده و پيوسته يکي از فاکتورهاي مهم در سنجش توسعه يافتگي يا عدم توسعه يافتگي يک کشور محسوب مي‌گردد.

به هرحال ما چه بخواهيم و چه نخواهيم جهانگردي تا چند سال آينده در سکويي بالاتر از صنعت نفت و خودروسازي قرار خواهد گرفت پس در برنامه ريزيهاي کلان کشور نبايد تصميم سازان از اين نکته غفلت کنند چرا که در عصر تکنولوژي هاي برتر يک گام عقب ماندن،ايران را از رقابت هاي جهاني خارج مي کند.

 
  
     
  منبع : [ مقالات ارسالي به آفتاب ] 
 
 




آشنایی با بازارهای مالی ( بازار فارکس) FOREX Market))


آشنایی با بازارهای مالی ( بازار فارکس) FOREX Market))

بازار فارکس ، بازار جهانی خرید و فروش ارزهای معتبر می باشد. عبارت Forex در واقع حاصل تلفیق دو کلمه Foreign Exchange ( تبادل ارزی ) میباشد . این بازار، بزرگترین بازار مالی دنیاست و سعی داریم که در مقاله حاضر بیشتر به جزئیات آن پرداخته و این بازار را در کنار سایر بازار های مالی نظیر ،بازار سهام ( Stock Market ) ،بازار کالا ( Commodity Market ) , ... ارزیابی مینمائیم .

 
تقسیم بندی بازارهای مالی

 

به طور کلی بازارهای مالی به 4 دسته تقسیم میشوند.

 

1 - بازار سهام Stock Market: نهادی است که در آن سهام و برگه های سهم معامله میشوند. رایج ترین مکان برای معامله سهام، بازار مبادلات سهام است. این مکان از نظر فیزیکی جایی است که سهامداران دور هم جمع می شوند. از جمله بازارهای سهام میتوان به بورس توکیو، لندن و نیویورک اشاره نمود.

 

2 - بازار کالا Commodity Market: یک بازار سازمان یافته است که کالاهای مختلف مانند پنبه، ذرت، شکر، قهوه، غلات و همچنین فلزات با ارزش در آن معامله می شوند. قسمت عمده معاملات در این بورس به منظور خرید و فروش و تحویل درآینده صورت می گیرد. از جمله این بازارها می توان به بورس شیکاگو اشاره نمود.

 

3 - بازار اوراق قرضه Bond Market: در این گونه از بازار، اوراق قرضه منتشر شده توسط نهادهای مختلف معامله می شوند.

 

4 – بازار مبادلات ارزی Forex: این بازار، بازار جهانی خرید و فروش ارز می باشد. Forex در واقع از دو کلمهForeign Exchange به معنای تبادل ارز تشکیل شده است و بزرگترین بازار مالی دنیاست.

تحولات سیستم های پولی بین المللی

پیدایش مبادلات ارزی به زمان ضرب اولین سکه ها و آغاز تجارت بازمی گردد و در طول سالیان متمادی به صورت کنونی درآمده که اینک آن را با نام فارکس می شناسیم.

تا پیش از جنگ جهانی اول سیستم استاندارد طلا مورد استفاده کشورها قرار می گرفت که براساس این سیستم ارزش هر ارز به میزان طلایی بستگی داشت که پشتوانه آن بود. به طور مثال ارزش هر اونس طلا برابر 6.5 دلار آمریکا و 3.17 پوند انگلستان بوده است. در نتیجه قیمت هر پوند انگلیس برابر 2.05 دلار محاسبه می شده است. در قالب این سیستم، نرخ ارز کشورها دارای ثبات نسبی بود و نوسانات زیادی صورت نمی پذیرفت. اما با آغاز جنگ جهانی اول این سیستم دیگر کارایی نداشت و کشورها تا پایان جنگ جهانی دوم از نظام های ارزی متفاوتی برای حفظ ارزش پول ملی استفاده می کردند.

در سال 1944 در نیوهمپشایر آمریکا و در هتلی بنام برتون وودز، کنفرانسی با حضور نمایندگان 45 کشور جهان تشکیل شد که براساس نتایج جلسه، مقررگردید بانک جهانی به دلیل بی ثباتی اقتصاد بین الملل اقدام به تعیین نرخ ثابت برابری ارزها نماید و از سوی دیگر دلار آمریکا بعنوان رابط سایر ارزها با طلا تعیین شد. از این رو ارزش هر اونس طلا 35 دلار تعیین گردید و دلار آمریکا معیار تعیین ارزش سایر ارزها قرار گرفت. این سیستم ثباتی بیست ساله در اقتصاد جهانی ایجاد کرد که سرانجام در دهه 70 از هم فروپاشید.

در سال 1971 نیکسون رییس جمهور وقت آمریکا رابطه دلار و طلا را قطع نمود و بدین ترتیب ارزش دلار به عرضه و تقاضای جهانی وابسته شد. در همان سال توافقنامه ای مشابه با برتون وددز بنام اسمیت سونیان امضا شد که براساس آن نوسانات محدودی برای ارزها مجاز شمرده شده بود. در سال 1972 کشور های اروپایی برای فرار از وابستگی به دلار آمریکا دست به امضای توافقنامه ای زدند که طی آن نرخ ارز کشور های امضا کننده تا میزان 2.25% اجازه نوسان یافت.

در نهایت هر دو توافقنامه فوق لغو شدند و نظام ارز شناور از سال 1974 با امضای توافقنامه جاماییکا رسما مورد پذیرش قرار گرفت و از آن پس کشورها اجازه یافتند تا نظام ارزی دلخواه را انتخاب نمایند. در سال1978 کشورهای اروپایی مجددا در جهت کاهش تسلط دلار آمریکا اقدام نمودند ونهایتا سیستم پولی واحد اروپا یا EMS را بنا نهادند.

بازار فارکس در ابتدا محل تعامل بانک های مرکزی بود، اما تحولات فوق و کاهش نقش دولت ها در اقتصاد سبب گردید بانک های تجاری، شرکت های تجاری، کارگزاران و بورس بازان نیز در این بازار حضور یابند وسرانجام در سال 1993، کشورهای اروپایی با افزایش دامنه تغییرات ارزها تا 15%، زمینه حضور معامله گران خرد را فراهم نمودند. از سویی با پیشرفت فناوری اطلاعات ابزارهای لازم جهت انجام معاملات در فضای مجازی (اینترنت) در اختیار معامله گران قرار گرفت، بطوری که امروز شاهد گسترش به کارگیری این فناوری در بازار فارکس هستیم.

ساختار بازار Foreign Exchange

 

بورس ارز، عموماً به مجموعه ای از موسسات بین المللی (مانند بانک ها) اطلاق می شود که به تجارت و یا مبادله ارز می پردازند و اغلب واژه اختصاری فارکس (Forex) و یا اف ایکس (FX) برای اشاره به این بازار به کار می رود.

از آنجایی که این بازار فاقد سازمان مرکزی برای تنظیم سفارشات است، بازار خارج از بورس (Over The Counter)خوانده می شود.

معامله گران و بازارسازان در بازار فارکس از سراسر جهان با استفاده از تلفن، کامپیوتر و فکس، یک بازار منسجم 24 ساعته را به وجود آورده اند. از آنجایی که مبادلات متمرکز نیستند، رقابت بین بازسازان مانع ایجاد سیاست های انحصاری برای نرخ گذاری می شود. اگر یک بازارساز، نرخ را شدیداً تحریف کند، معامله گران این حق را دارند که بازارساز دیگری را بیابند و معاملات خود را با وی انجام دهند. اما معاملات در بازارهای متمرکز (بازار متمرکز به بازاری اطلاق می شود که مکان فیزیکی خاصی برای انجام معاملات وجود دارد) مانند بازار سهام به شکل کاملا متفاوتی صورت می پذیرد. به عنوان مثال در بازار سهام نیویورک تنها می توان سهام شرکتهایی که دراین بورس پذیرفته شده اند را معامله نمود. بازارهای متمرکز اصطلاحا توسط کارشناسان (Specialists) اداره می شوندو در مقابل، بازارساز اصطلاحی است که در بازارهای غیرمتمرکز رواج دارد.

از آنجایی که بازار سهام یک بازار متمرکز است، یک سهام معاملاتی در این بازار، در یک لحظه تنها می تواند یک نرخ مشخص برای خرید و فروش داشته باشد. اما دربازارهای غیر متمرکز مانند بورس ارز، بازارسازان متعددی وجود دارند که هر کدام نرخ خرید و فروش خود را ارئه می کنند که ممکن است نرخ آنها با هم متفاوت باشد.

 

خریداران

تنها می توانند از یک متخصص خرید کنند.
 

 

فروشندگان

تنها می توانند به یک متخصص بفروشند.
 

 

متخصص

فروشنده و خریدار را هماهنگ می کند: کنترل کامل بر قیمت ها دارد.
 

 

 

بازارهای متمرکز طبیعتاً تمایل به انحصارگری دارند. اگر یک متخصص بازار را کنترل کند ممکن است نرخ ها را بر حسب تمایل خود در جهت کسب منافع خود تغییر دهد.

سلسله مراتب شرکت کنندگان

 

بورس ارز یک بازار غیرمتمرکز است و به جای یک متخصص، بازارسازان متعددی در آن دخیل هستند، با این وجود می توان شرکت کنندگان در این بازار را به طبقات متفاوتی تقسیم نمود. حق تقدم با آنهایی است که اعتبار، حجم معاملات و تجربه بیشتری دارند.

در رأس این طبقه بندی، بازار بین بانکی (Interbank) قرار دارد که روزانه بالاترین حجم معاملات در آن رخ می دهد که البته بیشتر این معاملات بر روی ارزهای محدودی همچون دلار آمریکا، یورو، پوند، ین ژاپن و... صورت می گیرد.

در بازار بین بانکی، بزرگترین بانک ها می توانند از طریق کارگزاران بین بانکی و یا سیستم های واسطه الکترونیکی مانند EBS و رویترز، بطور مستقیم با هم در ارتباط باشند.

در این بازار، معامله بانک ها تنها بر اساس ارتباطات اعتباری آن ها با یکدیگر صورت می گیرد و حجم عظیمی از این معاملات به جای نقل و انتقال واقعی ارز، از طریق بدهکار و بستانکار کردن حساب های بانکی انجام می شود. همه بانک ها از نرخ یکدیگر آگاهند و با این وجود هر بانکی برای معامله در نرخ پیشنهادی، باید ارتباط اعتباری خاصی با بانک دیگر داشته باشد. موسسات دیگر مثل بازارسازان آنلاین (Brokers)، شرکت های سهامی و صندوق های تامین سرمایه گذاری باید از طریق بانک های تجاری به معامله بپردازند. از آنجایی که بیشتر بانک ها (بانک های کوچک)، صندوق های سرمایه گذاری و سرمایه گذاران نهادی، با بانک های بزرگ خطوط اعتباری ثبت شده ای ندارند، هیچ گونه دسترسی به نرخ ها پیدا نمی کنند. بنابراین معامله گران کوچک مجبور می شوند که تنها از طریق یک بانک، برای احتیاجات تبادلات ارزی خود اقدام کنند و به این ترتیب سرمایه گذاران طبقات پایین تر، نمیتوانند به نرخ های رقابتی دسترسی داشته باشند.

اخیراً تکنولوژی موانع بین مصرف کنندگان نهایی بازار ارز و بازار بین بانکی را از بین برده است. تجارت آنلاین، با ایجاد ارتباط مؤثر و کم هزینه بین بازار سازان و سایر شرکت کنندگان، راه را برای مشتریان خرده پا هموار کرده و امکان دسترسی آنها را به بازار بین بانکی فراهم ساخته است. امروزه معامله گران شخصی هم قادرند دوشادوش بزرگ ترین بانک های جهان، با عملکرد و نرخ مشابهی به معامله بپردازند. به بیان دیگر معامله گران و سرمایه گذاران خصوصی هم قادرند از همان فرصت هایی استفاده کنند که قبلا فقط در اختیار بانک های بزرگ بوده است.امروزه فارکس یک فرصت نامحدود برای معامله گران آنلاین ارز است.

 

 

در 25 سال اخیر، پیشرفت های ناشی از جهانی سازی تأثیر عمیقی بر بازار ارز داشته و باعث رشد شگفت انگیز این بازار و افزایش چشمگیر تعداد و تنوع معامله گران شده است. این بازار از معاملات درون یک بانک تا معاملات بین مؤسسات بزرگ مالی و تجاری مختلف، گستردگی دارد. عوامل زیادی در رشد بورس ارز مؤثر هستند اما مهم ترین آن ها پیشرفت تکنولوژی و رشد فزاینده سرمایه گذاری های بین المللی و برون مرزی هستند. به عنوان مثال تا همین ده سال پیش، بیشتر فعالیت های تبادلات خارجی آمریکا منحصر به تبادلات بین المللی کالا و خدمات در جهت اهداف صادراتی و وارداتی بود.حال آن که امروز این محیط در حال تغییر است. سرمایه گذاری بین المللی بسیار سریع تر از تجارت در حال پیشرفت است. سرمایه گذاران نهادی، شرکت های بیمه و صندوق های سرمایه گذاری مشترک در کنار بازیگران قدیمی بازار، مانند بانک ها و بانک های تجاری / سرمایه ای، به شرکت کنندگان اصلی بازار فارکس تبدیل شده اند.

بازار تبادلات ارز به دلیل پیشرفت های تکنولوژی، مشمول دموکراسی بیشتری شده است و از معاملات درون بانکی بسیار فراتر رفته و شرکت کنندگان مختلفی را در بر گرفته است که اهداف متنوعی دارند، از جمله : کسب سودهای کوتاه مدت از نوسانات نرخهای معاملاتی، جلوگیری از زیان ناشی از تغییرات نرخهای معاملاتی، تهیه ارزهای خارجی مورد نیاز برای خرید کالا و خدمات از کشورهای دیگر ویا تـاثیر گذاشتن بر نرخ معاملاتی. از طرف دیگر این شرکت کنندگان بر روی عرضه و تقاضا تاثیر می گذارند و نقش مهمی در تعیین نرخ معاملاتی ایفا می کنند. بنابراین شناخت شرکت کنندگان کلیدی بازار بسیار مهم است. این شرکت کنندگان عبارتند از بانکهای تجاری / سرمایه گذاری، بانکهای مرکزی، شرکتهای اقتصادی، صندوقهای سرمایه گذاری و مشتریان شخصی و خرده پا.

تاریخچه مختصری از روند الکترونیکی شدن بازار تبادلات ارز

 

در گذشته معاملات ارز از طریق تلفن و گاهی توسط دستگاه تلکس انجام می شد. سیستم قدیمی کارگزاری صوتی، ترکیبی از مکالمات تلفنی بین معامله گران بین بانکی بود. این سیستم ها نه تنها کند و دارای اشتباه بودند، بلکه نرخ نا مشخصی را هم برای بازار تعیین می کردند زیرا نرخ ها برای معامله گران متفاوت بود. معامله گران برای سود دهی و کسب اطلاع از نرخ جاری، می بایست به طور منظم معاملات کوچکی انجام می دادند.

امروزه، سیستم الکترونیکی جایگزین سیستم قدیمی تلفن و کارگزاران صوتی شده است و به دلیل هزینه های پایین این سیستم جدید، بیشتر کارگزاران صوتی از بازار کنار گذاشته شده اند. تجارت الکترونیکی در بازار ارز، برای اولین بار در اوایل دهه 1980 توسط سرویس کنترل معاملاتی رویترز مطرح شد که بعدها در سال 1998 با سرویس معاملاتی 1-2000 رویترز جایگزین شد. سیستم اولیه، ارتباط هر معامله گر را تنها با یک معامله گر دیگر برقرار می کرد و نمی توانست چندین معامله گر را با هم هماهنگ کند. اما در سال 1992، هنگامی که رویترز معامله گر 3-2000 را عرضه کرد، همه چیز تغییر یافت. این سیستم جدید، یک سیستم کارگزار الکترونیک است که به صورت خودکار نرخهای پیشنهادی معامله گران را با خرید و فروش هماهنگ می کند.

بعدها درآوریل 1993، موسسه سرمایه گذاری ماینکس (Minex) که یک گروه ژاپنی از کارگزاران و بانکداران است، سیستم خود را عرضه کرد و درسپتامبر 1993 یک گروه بزرگ از بانک های معامله گر، سیستم معاملاتی EBS (سرویس الکترونیکی کارگزاری) را ارائه نمود. هنگامی که مؤسسه مانیکس، حقوق تجاری خود را در سال 1996 به EBS واگذار کرد، تنها دو سیستم کارگزاری الکترونیکی در بورس ارز های خارجی باقی ماندند. سیستم های هماهنگ کننده سفارشات قابل اطمینان تر و سریعتر هستند و به معامله گران این اجازه را می دهند که به جای انجام یک معامله از طریق تلفن،به طور همزمان چندین معامله را انجام دهند.

این سیستم ها اصلی ترین ابزار برای داد و ستد معامله گران محسوب می شوند.از آنجایی که طبیعت بازار بورس ارز غیر متمرکز است، تعیین دقیق حجم معاملات تجاری این بازار که از طریق سرویسهای کارگزاری الکترونیکی انجام می شود امکان پذیر نیست، اما حدوداً 85 درصد حجم کل معاملات از طریق الکترونیکی انجام می شود.

 

 

مقایسه بازر فارکس با بازار سهام

 

در این بخش به مقایسه اجمالی بازار فارکس با بازار سهام خواهیم پرداخت.

 

بازار 24 ساعته 24 Hour Market

بازار معامله ارز به شکل اسپات (spot Fx) در بین تمامی بازارهای جهان منحصر به فرد است زیرا معامله در این بازار به صورت 24 ساعته انجام می شود. در هر ساعتی از شبانه روز یک مرکز مالی مهم در نقطه ای از جهان، برای تجارت باز است و بانکها و دیگر مؤسسات در هر ساعتی از شب و روز به غیر از آخر هفته ها (بازار روزهای شنبه و یکشنبه تعطیل است)، به تبادل ارز می پردازند. در حالی که بعضی از بازارها به تجارت روزانه خود خاتمه می دهند، بازارهای دیگر در جهان شروع به تجارت می کنند.

تجارت روزانه ابتدا از مرکز مالی استرالیا و اقیانوسیه آغاز می شود. مراکز مالی مهم در سراسر جهان در طول یک روز، یکی پس از دیگری فعالیت خود را آغاز می کنند ترتیب باز شدن مراکز مالی مهم جهان به این صورت است: نیوزیلند، استرالیا، آسیای جنوب شرقی (ژاپن، هنگ کنگ و...)، خاور میانه، اروپا و آمریکا. مثلا هنگامی که بازارها در توکیو در حال بسته شدن هستند، در اروپا معاملات شروع می شود. در نهایت نیویورک و سایر مراکز در آمریکا گشایش می یابند. اواخر بعد از ظهر در آمریکا، شروع روز دیگر در منطقه استرالیا و اقیانوسیه است و با باز شدن این بازار ها، فرایند دوباره شروع می شود. به بیان دیگر، در بازار فارکس هیچ گاه خورشید غروب نمی کند.

معاملات فارکس به فرم اسپات(Spot Fx) تقریباً در همه جهان انجام می شوند اما سه بازار مالی توکیو، لندن و نیورک، تأ ثیر گذارترین بازارها هستند زیرا 70 درصد از معاملات بازار فارکس در زمان فعالیت این مراکز صورت می پذیرد.

 

میزان فعالیت و حجم معاملات در همه ساعات بازار یکنواخت نیست. در برخی ساعات میزان فعالیت و حجم معاملات به شدت افزایش می یابد و در مقابل در برخی از اوقات شبانه روز حجم معاملات به حداقل خود می رسد. در ساعاتی که بازار های اصلی هم زمان با هم مشغول به فعالیت هستند، بیشترین حجم معاملات انجام می شود. خصوصا ساعت هایی که بازار های اروپا و آمریکا هم زمان با هم باز هستند.

 

بنا بر آنچه گفته شد، بازار فارکس یک بازار 24 ساعته است اما در مقابل، بازار سهام ساعات کاری محدودی دارد. به عنوان مثال بازار سهام نیویورک کار خود را ازساعت 9:30 صبح آغاز می کند و ساعت 5 بعدازظهر به آن خاتمه می دهد. چنانچه بین 5 تا 9:30 به هر دلیلی تغییری در قیمت ها ایجاد شود، معامله گران ناچارند تا ساعت بازگشایی یعنی 9:30 صبح روز بعد منتظر بمانند تا بتوانند معاملات خود را انجام دهند.

به علاوه اگر فردی شغل تمام وقت داشته باشد و تنها بعداز ساعات کاری بتواند معامله انجام دهد بازار سهام، بازار مناسبی برای انجام معامله نیست. این شخص اساساً سفارش ها را براساس قیمت های قبلی و نه قیمتهای فعلی بازار قرار می دهد. این عدم شفافیت انجام معامله را بسیار دشوار می سازد. در بازار فارکس اگر فرد بخواهد بعد از ساعت کاری معامله کند می تواند مطمئن باشد که همان نقدینگی و مابه التفاوت قیمت خرید و فروش را دریافت می کند که در ساعات کاری می تواند به دست آورد.

 

میزان بالای اعتبار اهرمیHigh Leverage

در بازار فارکسبرای انجام معاملات از طریق کارگزار (Broker) نیازی نیست تا مشتری تمام سرمایه لازم برای انجام معامله مورد نظررا در اختیار داشته باشد بلکه بر اساس اعتباری که کارگزار در اختیار وی قرار می دهد تنها با پرداخت سهم کوچکی از حجم کلی معامله مورد نظر (معمولا 1 تا 2 درصد) می تواند اقدام به انجام آن معامله نماید. به اعطای اعتبار از طرف کارگزار اصطلاحا Leverage گفته می شود. از آنجایی که معمولا میزان نوسانات نرخ یک ارز در طول روز به ندرت از یک یا 2 سنت بیشتر می شود، اگر از این اعتبار در معاملات استفاده نگردد میزان سود (یا ضرر) در معاملات بسیار پایین خواهد بود و جذابیتی برای سرمایه گذاری در این بازار ایجاد نخواهد شد.

در بازار سهام مشتری باید تمام پول لازم برای انجام معامله مورد نظر خود را به صورت نقد پرداخت نماید اما در بازار فارکس برای انجام یک معامله، مشتری تنها یک تا 2 درصد از کل سرمایه لازم برای انجام معامله را پرداخت می کند و مابقی اعتباری است که بروکر به وی اعطا می کند.

اعتباری (Leverage) که به طور معمول بروکرها به مشتریان خود ارائه می کنند برابر 1:100 (یک به صد) می باشد. این بدین معنی است که هر 1000 دلار از پول شما معادل صد هزار دلار خواهد بود.

فرض کنید که کل سرمایه شما ده هزار دلار آمریکا باشد و این پول را برای سرمایه گذاری در بازار سهام در نظر گرفته باشید. بنابراین بزرگترین معامله ای که می توانید انجام دهید از کل پول شما تجاوز نخواهد کرد. اما اگر با این مقدار پول در بازار فارکس فعالیت کنید می توانید تا صد برابر حجم سرمایه خود به معامله بپردازید. در واقع با سرمایه اولیه ده هزار دلاری خود، می توانید تا سقف یک میلیون دلار معامله کنید.

با این حال نباید از این نکته هم غافل ماند که این اعتبار اهرمی (Leverage) مانند یک شمشیر دو لبه عمل می کند و بدون مدیریت صحیح در این سیستم همان طور که ممکن است به سودهای کلان رسید احتمال ضررهای سنگین نیز وجود دارد. بنابراین نباید هیچ گاه تمام موجودی خود را برای انجام معامله در یک زمان استفاده نمایید.

 

امکان معامله هم در بازار صعودی و هم در بازار نزولیTwo Way market

در بازار فارکس احتمال رسیدن به سود، هم در بازار صعودی وجود دارد و هم در بازار نزولی.

در بازار سهام همواره یک معامله سود آور با خرید در قیمت پایین تر آغاز می شود و با فروش در قیمت بالاتر خاتمه می یابد. به بیان دیگر معامله گران تنها در زمانی که قیمت ها رو به افزایش است می توانند در بازار امیدوار به کسب سود باشند و در زمانی که روند قیمت ها نزولی است تنها باید نظاره گر باشند تا مجددا روند صعودی آغاز شود.

اما در بازار فارکس به دلیل اینکه ارزها به صورت جفت معامله می شوند (مانند EUR/USD) یک جفت ارز را می توان قبل از خرید به فروش رساند. یعنی با خرید ارز طرف اول در واقع در همان لحظه اقدام به فروش ارز طرف دوم نموده اید. به طور مثال زمانی که نرخ جفت ارز EUR/USD (EUR ارز طرف اول و USD ارز طرف دوم است) به میزان 50 واحد سقوط می کند بدین معنی است که یورو پنجاه واحد در مقابل دلار سقوط کرده و در مقابل، دلار نیز 50 واحد در برابر یورو افزایش ارزش یافته است.

این موضوع در درس دوم بیشتر توضیح داده خواهد شد.

 

هزینه های پایین معاملهLow Transaction Cost

در بازار سهام، معامله گران علاوه بر ما به التفاوت قیمت خرید و فروش معمولا کمیسیون هم می پردازند در حالی که کارایی بازار الکترونیک هزینه ها را کم کرده و این امکان را به سرمایه گذاران داده است تا مستقیماً با بازارسازان معامله کنند که در این بین، هزینه های واسطه گری نیز حذف شده است. نقدینگی 24 ساعته بازار ارز باعث می شود که معامله گران این بازار در تمام طول شبانه روز نرخ های رقابتی را دریافت کنند. حال آنکه معامله گران بازار سهام نسبت به ریسک های نقدینگی آسیب پذیرترند و عموماً مابه التفاوت بیشتری را مخصوصاً بعد از ساعات کاری بازار پرداخت می کنند. بازار آنلاین فارکس به دلیل هزینه های پایین، بهترین گزینه برای معامله گران کوتاه مدت است. اگر یک معامله گر در بازار سهام، روزانه 30 معامله انجام دهد و بابت هر معامله 20 دلار کمیسیون بپردازد، باید روزانه 600 دلار برای پرداخت کمیسیون هزینه کند. این مبلغ قابل توجه می تواند باعث کاهش سود و یا افزایش ضرر شود.

 

احتمال کم تغییر قیمتLimited Slippage

برخلاف بازارهای سهام، اکثر بازارسازان در بازار فارکس در زمان کوتاهی معامله درخواستی مشتری را براساس قیمت های ارائه شده انجام داده و تایید آن را برای وی ارسال می نمایند. سیستم های قوی هرگز قبل از ارائه قیمت پیشنهادی خود، اندازه حجم معامله مورد نظر یا جهت خرید یا فروش ارزمورد نظر را از معامله گر درخواست نمی کنند. بازارسازان ناکارآمد ابتدا تعیین می کنند که سرمایه گذار فروشنده است یا خریدار و سپس قیمت واقعی را پنهان می کند تا سود خودشان را درمعامله افزایش دهند. بازار سهام عموماً به روشی عمل میکند که در آن معامله لزوما با قیمت مورد نظر معامله گر انجام نمی شود بلکه معامله در نزدیکترین قیمت ممکن انجام می شود. برای مثال فرض کنید که ارزش سهام شرکت مایکروسافت با نرخ 52.50$ در حال معامله می باشد. اگر فردی برای خرید در این نرخ سفارشی دهد تا زمانی که کارشناس دستور معامله وی را انجام دهد ممکن است قیمت به 53.25$ برسد که در این شرایط عملا مقداری ضرر به معامله گر تحمیل می شود. شفافیت قیمتی که توسط کارگزاران بازار ارز ارائه می شود اطمینان می دهد که معامله گران همیشه یک قیمت مناسب و عادلانه را دریافت می کنند.

 

نقدینگی بالاHigh liquidity

بازار معاملات ارز با میانگین حجم معاملات روزانه 1.7 تریلیون دلار روانترین بازار جهان است. این بدین معنی است که معامله گران می توانند به میل خود در هر شرایطی با حداقل ریسک یا وابستگی و بدون محدودیت زمانی (به غیر از روزهای شنبه و یکشنبه) وارد بازار یا از آن خارج شوند.

به بیان دیگردر بازار Forex معاملات مشتریان در زمان بسیار کوتاهی انجام خواهد شد و مشتری هیچگاه نگران انجام نشدن معامله در خواستی خود نخواهد بود، در حالی که در بازار سهام این امکان وجود دارد که برای خرید یا فروش سهمی، صف خرید یا فروش تشکیل شود و در نهایت مشتری نتواند سهم مورد نظر خود را در قیمت دلخواه خریده یا به فروش برساند.

 

آشنایی مقدماتی با شرکت کنندگان در بازار فارکس

 

بانک های مرکزی Central Banks

بانک های مرکزی بازیگران مهمی در بازار ارز محسوب می شوند و می توانند نقش مهمی در نوسانات نرخ معاملات ایفا کنند. این بانکها، بورس باز نیستند و به دو هدف وارد بازار می شوند:

1 - نظارت بر بازار 2 - کنترل عرضه پول و نرخ بهره

دولت ها و بانک های مرکزی فعالیت های اقتصادی را به طور جدی و مداوم پی گیری می کنند تا عرضه پول را در سطوح متناسب با اهداف اقتصادی خود نگه دارند.

 

شرکت کنندگان تجاری Commercial Participants

با رشد روز افزون جهانی شدن، مؤسسات سرمایه گذاری بیشتر به مبادلات خارجی پرداخته اند و امروزه نقش مهمی در این بازار ایفا می کنند. این مؤسسات از گروه های متنوعی تشکیل شده اند و شامل مؤسسات سرمایه گذاری کوچک و بزرگ، صادرات و واردات و شرکت های خدمات مالی هستند. تمایل این مؤسسات برای معاملات خارجی دلایل متعددی دارد. مثلاً، مؤسسات چند ملیتی ممکن است برای پرداخت حقوق، هزینه ی مواد، هزینه های بازاریابی، تبلیغات و یا توزیع و فروش کالا در سایر کشورها، احتیاج به مبادله ارز داشته باشند و یا مؤسسات چند ملیتی، از کاهش نرخ ارز که ممکن است در پرداخت های آینده آنها تأثیر گذار باشد، جلوگیری می کنند تا ریسک ها را متعادل سازند.

 

موسسات مالی و سرمایه گذاری Fx Funds

عموما این گروه دارای سرمایه های عظیمی هستند و بسته به میزان سرمایه ای که در اختیار دارند به طرق مختلفی در این بازار فعالیت می کنند.

به عنوان مثال ممکن است که این سرمایه ها با توجه به اختلاف نرخ بهره های بانکی در کشورهای مختلف، صرف انجام معاملاتی که اصطلاحا Carry Trade نامیده می شوند گردند (توضیحات کامل در مورد این روش در درسهای بعدی ارائه خواهد شد).

گروهی هم رویدادهای جهانی را برآورد کرده و دیدگاه بلند مدت تری در مورد تقویت و یا تضعیف ارز در طی شش ماه آینده می یابند و بر اساس آن اقدام به انجام معاملات بلند مدت می نمایند.

در سالهای اخیر، سهم این گونه سرمایه گذاری در بازار فارکس بسیار افزایش یافته و امروزه سهم معاملات کلی آن در بازار، حدود 20 درصد است. هر چند این گروه به نسبت سایر شرکت کنندگان که تا به حال ذکر شده، تقریباً کوچک هستند ولی می توانند در نوسانات نرخ ارز تاثیر گذار باشند.

 

اشخاص Individuals

معاملات خرده فروشی ارز، زمینه تازه ای در دنیای تجارت است. تا سال 1996 معاملات ارز های خارجی فقط در بانکها، مؤسسات و شبکه های شخصی قدرتمند انجام می شد. تا قبل از این زمان، مشتریان خرده پا تنها می توانستند از طریق بازارهای Futures و Option به معاملات ارزی بپردازند.

اما امروزه با پیدایش بازار آنلاین، مشتریان کوچک و خرده پا می توانند به طوری معامله کنند که کاملاً مشابه بازار بین بانکی است. در تجارت آنلاین تفاوت بین قیمت خرید و فروش نسبت به بازار بین بانکی کمی بیشتر است اما عملکرد این سیستم بی نظیر است. شرکتها در فضای رقابتی نرخ های پیشنهادی و سفارشات وارد شده را دقیقاً با نرخ مشخص به انجام می رسانند. امروزه مشتریان خرده پا همانند مؤسسات چند ملیتی می توانند در بازار فارکس شرکت کنند.

توضیحات کاملتر در مورد این گروه ها و سایر شرکت کنندگان در درسهای بعدی ارائه خواهد شد.

آشنایی مقدماتی با انواع معاملات در بازار Fx

 

معاملات نقدی Spot Transactions

معامله ای است که سر رسید و تسویه آن حداکثر دو روز کاری بعد از انجام معامله باشد.

 

معاملات سلف Forward Transactions

قرارداد سلف معامله ای است که در آن خریدار و فروشنده نسبت به تحویل کالایی با کمیت و کیفیت معین در تاریخ و محل مشخص به توافق می رسند. قیمت را می توان در ابتدا یا زمان تحویل تعیین کرد. این نوع معاملات در دسته معاملات خارج از بورس (Over The Counter) قرار می گیرند.

 

معاملات آتی Future Transactions

این دسته از معاملات مانند معاملات سلف بوده اما صرفا دربورس ها قابل انجام هستند و شرایط استاندارد بر هر معامله آتی حاکم خواهد بود.

 

معاملات اختیارOption Transactions

این دسته از معاملات هم در بورس ها و هم خارج از بورس ها انجام می شوند، با این تفاوت که قراردادهای اختیار در بورس ها تحت شرایط استاندارد انجام پذیرهستند.در هر معامله اختیار، یک فروشنده ی اختیار در برابر خریدار اختیار قرار خواهد گرفت. براساس این دسته از معاملات، خریدار اختیار در ازای پرداخت وجهی کمتر از ارزش کالای مورد مبادله، اختیار خواهد داشت در یک بازه زمانی مشخص اقدام به انجام معامله نماید و در طرف مقابل، فروشنده اختیار در طول این مدت و در صورت تمایل خریدار اختیار، موظف به انجام معامله خواهد بود.

 
  
     
  منبع : [ آفتاب ]
 
 




اقتصاد انرژی هسته ای

اقتصاد انرژی هسته ای
 
 
 
 
 
 
 
     
 
انرژی در جهان امروز یك عامل راهبردی است و اغلب كشورهای جهان به خصوص آنها كه به دنبال اعمال اراده و قدرت خود بر دیگر كشورها می باشند از همین دریچه به مقوله انرژی می نگرند. همان طوری كه این نگاه را می توانیم از زمان های گذشته یعنی دوران استعمار كهنه تا به امروز دنبال كنیم.

در این میان كشور ما ایران، علاوه بر اینكه دارای ذخایر ویژه و عمده ای از منابع انرژی بخصوص نفت و گاز می باشد، در منطقه ای از جهان واقع است كه یكی از اصلی ترین منابع انرژی در سطح جهان به شمار می رود. بنابراین با توجه به اینكه مقوله انرژی برای كشورهای سلطه طلب، نقش موتور محركه اقتصاد و تولید ملی و تعیین كننده جایگاه آنها در نظام سرمایه داری جهان را دارد و همچنین تضمین كننده منافع و امنیت ملی آنها است، برای كشور ما نیز چگونگی سامان دهی به سیاستهای بخش انرژی، نقش كلیدی در فرآیند تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را داراست و لذا ضروری است كه برای انرژی و بخصوص نفت و گاز و به دنبال اینها انرژی هسته ای، برنامه و استراتژی اندیشیده و متناسب با شرایط واقعی موجود داخلی و جهانی داشته باشیم.

نگرش استراتژیك دارای دو مشخصه میان رشته ای یا فرابخشی بودن (جامع بودن) و طولانی مدت بودن است، كه در سایر نگرش ها اعم از نگرش اقتصادی و فنی صرف كمتر به آنها توجه می شود. در این نگرش منافع و مضرات بخش انرژی تنها در محدوده بخش مذكور مورد لحاظ قرار نمی گیرد بلكه در كل چارچوب نظام و با توجه به رعایت و حفظ امنیت ملی لحاظ می شود و منافع نظام اجتماعی را حداكثر و مضرات آن را به حداقل می رساند.

البته باید توجه داشت كه این نگرش لزوماً با نگرش های اقتصادی و فنی در تناقض نیست اما ممكن است سیاستهایی را بطلبد كه از منظر اقتصادی صرف، غیراقتصادی انگاشته شود. در نگاه استراتژیك، بهینگی بلند مدت در سطح همه اجزاء نظام اجتماعی مورد توجه است، برعكس نگاه اقتصادی صرف كه منافع كوتاه مدت و یك بعدی را در نظر می گیرد. این برنامه استراتژیك، باید از سویی با توجه به توانایی های واقعی همان بخش مورد نظر و از سوی دیگر در چارچوب استراتژیهای كلان كشور سامان پذیرد: یعنی در تعامل با سایر حوزه ها طراحی شود.

با توجه به مقدمه فوق باید اذعان داشت كه دغدغه اصلی جهان عادت كرده به مصرف انرژی، در دو دهه آینده، تولید انرژی و ساخت نیروگاه اتمی به عنوان تنها راه خروج از بحران انرژی در دهه های آینده است. در این بین از آن جا كه ساخت یك نیروگاه اتمی اغلب علوم و فنون را به كار می گیرد، این كاربری به مفهوم توسعه و پیشرفت در همه علوم و فنون است. از طرفی هم می توان ادعا كرد كه نیروگاه برق اتمی، اقتصادی ترین نیروگاهی است كه امروز در دنیا احداث می شود كه دلایل آن در ادامه بحث خواهد آمد.

دلایل دیگری هم برای استفاده از نیروگاه اتمی برای تولید برق وجود دارد كه از مهم ترین آنها می توان به پاكیزه بودن این روش، عدم تولید گاز گلخانه ای و دیگر آلاینده های زیست محیطی اشاره كرد. سوخت های فسیلی مانند ذغال سنگ، مقدار قابل توجهی از انواع آلاینده ها همانند تركیبات كربن و گوگرد را وارد محیط زیست می سازند كه برای سلامت انسان زیانبار است. از سوی دیگر با توجه به افزایش مصرف برق و پایان پذیر بودن منابع سوخت فسیلی به نظر می رسد استفاده از انرژی هسته ای بهترین گزینه موجود باشد.


شاید هنوز افرادی هستند كه ادعا می كنند با توجه به ذخایر نفت و گاز ایران، آیا ایران نیازی به انرژی هسته ای دارد یا خیر؟ پاسخ صحیح به این سؤال مستلزم مطالعه دقیق علمی است. این مطالعه به كمك یك سری نرم افزارهای خاص، هم در سازمان انرژی اتمی ایران و هم در دانشگاه صنعتی شریف انجام گرفته و این گونه نیست كه براساس برداشت های عمومی و محدود گفته شود، مثلاً ما كه این قدر گاز داریم چرا سراغ انرژی اتمی برویم؟ موضوع به این سادگی نیست، بلكه برای امكان سنجی و مطالعه همین موضوع تحت عنوان انرژی میكس یا تركیب منابع انرژی نرم افزارهای بزرگ خاصی وجود دارد و این فرآیند تحت عنوان The merits of energy mix نام گذاری شده است؛ «یعنی فواید انرژی های تركیبی».

برهمین اساس هیچ كشوری سعی نمی كند از لحاظ استراتژیك، انرژی مورد نیازش را فقط از یك منبع تأمین كند، ولو آنكه در آن كشور به فراوانی یافت شود. مثلاً اگر در كشوری منابع آبی زیاد است، به این سمت نمی رود كه انرژی برق خودش را فقط از آب تأمین كند، اما اینكه باید چه سهمی به انرژی میكس اختصاص داده شود نیاز به محاسباتی دارد كه باید انجام شود. در ایران هم این محاسبات، سال های سال صورت گرفته و چیز جدیدی نیست. برای انجام این محاسبات باید پارامترهای متعددی در نظر گرفته شود كه اكثر آنها متغیر است.

مثلاً قیمت گاز طبیعی قیمتی متغیر است. و الان كه نقش زیادی در سوخت جهانی ندارد، قیمت چندانی هم ندارد، اما گفته می شود در 15 سال آینده، سهم قابل توجهی از سوخت را به خود اختصاص خواهد داد و مسلماً قیمت سوخت در آن شرایط با الان بسیار متفاوت خواهد بود؛ ضمن اینكه اگر همین الان این محاسبات انجام شود و ما تصمیم بگیریم مثلاً 7000 مگاوات برق از انرژی هسته ای تأمین كنیم، حتی اگر این كار به صورت فاینانس انجام شود دست كم 12سال طول خواهد كشید و این هم خود یك متغیر است.

به هر حال یكی از سخت ترین كارها در پروژه های داخلی و خارجی همین بحث فاینانسینگ است. با ذكر چند پارامتر مؤثر در مورد ضرورت نیروگاه هسته ای از لحاظ اقتصادی می توان بحث را روشن تر نمود، البته همه پارامترها را باید به نرم افزار داد تا در مورد صرفه اقتصادی آن نظر بدهد.

نخستین درس در اقتصاد انرژی در مورد Energy mix این است كه فرق بین انرژی هسته ای و انرژی های كلاسیك، در سرمایه گذاری اولیه بالا و هزینه های پایین راهبری و تعمیرات است. به عنوان مثال یك نیروگاه 1000 مگاواتی فسیلی؛ به10 میلیون بشكه نفت یا معادل انرژی آن از سوخت های فسیلی دیگر مثل گاز در طول یك سال نیاز دارد. با در نظر گرفتن قیمت اوپك كه بین 22 دلار و 28دلار و خارج كردن هزینه های استخراج كه حدود 2 دلار است، قیمت پایه نفت حدوداً بشكه ای 24دلار خواهد شد وبرای یك نیروگاه 1000مگاوات الكتریكی چیزی حدود240 میلیون دلار در سال خواهد شد.

در مورد گاز در حد 2میلیارد فوت مكعب در سال خواهد شد. البته گاز بحث دیگری است، چون قیمت آن بسیار متغیر است. چیزی كه فعلاً می توان با اطمینان بیشتر در مورد آن صحبت كرد، نفت است كه با در نظر گرفتن240 میلیون دلار قیمت سوخت و60میلیون دلار هزینه تعمیرات و نگهداری، در مجموع حدوداً 300میلیون دلار هزینه راهبری یك نیروگاه فسیلی 1000 مگاواتی در سال می شود. در شرایط عادی هزینه ساخت یك نیروگاه فسیلی، بسیار پاپین خواهد بود؛ یعنی عددی بین 400تا 700 میلیون دلار برای یك نیروگاه 1000 مگاواتی. اما اگر قیمت ترجیحی در نظر گرفته شود، هزینه از این هم كمتر خواهد شد.

ولی در شرایط غیرعادی سیاسی با خارج، این هزینه افزایش می یابد. این مبلغ در ساخت نیروگاه هسته ای بسیار بالاتر است. هزینه نصب هر مگاوات آن حدود1500تا 2000دلار است، چون هزینه هایی مانند برچیدن نیروگاه هم در نظر گرفته می شود و به اصطلاح قیمت سرشكن گفته می شود. یعنی در واقع هزینه ساخت یك نیروگاه هسته ای 1000مگاواتی 5/1تا5/2 میلیارد دلار خواهد بود.

اما سوخت هسته ای مورد نیاز یك نیروگاه هسته ای 1000مگاواتی، حدوداً 30 تن اورانیوم غنی شده در سال است كه هزینه آن در شرایط سیاسی و اقتصادی مناسب، 10میلیون دلار و در بدترین شرایط 25میلیون دلار می باشد. با توجه به محاسبات فوق، در بدبینانه ترین شرایط یعنی اگر قیمت نفت بشكه ای24دلار فرض شود، هزینه سوخت مورد نیاز یك نیروگاه هسته ای، 10 درصد هزینه سوخت یك نیروگاه فسیلی مشابه است كه با احتساب 50 سال عمر یك نیروگاه اتمی، تفاوت این هزینه به قیمت های امروز، بیش از10میلیارد دلار خواهد شد كه اختلاف حدود یك و نیم میلیارد دلاری در هزینه ساخت آنها را كاملاً پوشش می دهد.

بنابراین، این نظر كه نیروگاههای هسته ای در مقایسه با نیروگاههای فسیلی توجیه اقتصادی ندارد، درست نیست. اما بحث دوم، به قرارداد كیوتو مربوط می شود، كه متأسفانه آمریكایی ها زیر بار آن نرفته اند. این قرارداد مربوط به تولید گازهای گلخانه ای در جهان بوده كه روال طبیعی جهان را از لحاظ زیست محیطی به هم ریخته است.

در همین شرایط ایران 30هزار مگاوات نیروگاه دارد و در ده سال آینده، احتمالاً به60هزار مگاوات خواهد رسید. بالا رفتن حجم تولید گازهای گلخانه ای، هزینه های اجتماعی خاصی را ایجاد می كند كه بالطبع باید جلوی تولید گازهای گلخانه ای را در نیروگاههای فسیلی گرفت، یا به اصطلاح، هزینه زیادی را برای (1) Scrape  اختصاص داد. حداقل هزینه ای كه پیش بینی می شود حدوداً 25 درصد كل هزینه تمام شده برق تولیدی است، اما برق هسته ای این هزینه را ندارد و فقط زباله های اتمی در اثر آن تولید می شود.


اگر سالی 30 تن سوخت مصرف شود و50سال عمر برای نیروگاه در نظر گرفته شود، چیزی حدوداً 1500تن زباله اتمی در عرض50 سال تولید می شود كه بعد از تفكیك و فشرده سازی آن، بیش از چند تن زباله باقی نخواهد ماند (البته با حجم كم). این زباله ها باید در جاهای خاص حفاظت شده قرار بگیرند تا محیط زیست را آلوده نكنند. مانند زیرزمین و جاهایی كه آب از آن عبور نكند.

 بعضی كشورها مثل روسیه زباله های اتمی دیگران را می گیرند و آن را با هزینه نسبتاً پایین دفع می كنند. پس از لحاظ زیست محیطی هم نیروگاه هسته ای بر نیروگاه فسیلی اولویت اقتصادی خواهد داشت. اما موضوع سوم، جنبه تكنولوژیك قضیه است كه بسیار مهم است. بشر به سمتی می رود كه یك انرژی لایزال پیدا كند (حتی اورانیوم هم لایزال نیست). دنیا به فكر گداخت (Fusion(2 است، یعنی انرژی لایزال و پاك. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. علم و تكنولوژی و فن آوری، مراحلی دارد كه باید حتماً گذرانده شود. تكنولوژی و فن آوری هم به همین صورت است، پروسه ای است كه باید گذرانده شود.

دنیا به هر حال در آینده از شكافت( تولید انرژی با شكافت هسته ای) یعنی همین انرژی هسته ای پا را فراتر خواهد گذاشت و به دنبال گداخت(تولید انرژی با هم جوشی هسته ای) خواهد رفت. تكنولوژی گداخت ممكن است تا30 سال دیگر صنعتی شود. اگر كشور ما با گداخت دست و پنجه نرم نكند و نیرو تربیت نكند و در یك كلام به بلوغ و فناوری و تكنولوژی این مرحله نرسد، نمی تواند از آن عبور كند و وقتی گداخت وارد عرصه صنعت می شود، باز دوباره جزو كشورهای عقب مانده خواهیم بود.

در حال حاضر روسیه8 میلیون بشكه نفت در روز تولید و حدود5 میلیون از آن را صادر می كند. 30نیروگاه هسته ای دارد و به سرعت هم به نیروگاههای خود اضافه می كند، در حالی كه اولین كشور در ذخایر گازی است و جمعیت آن هم تنها كمی بیشتر از دو برابر ماست. فرض شود، تولید نفت روسیه با ایران برابر باشد، چرا با اینكه ذخایر گازی این كشور از ایران بیشتر است، باز به دنبال انرژی هسته ای است؟ مگر صرفه اقتصادی دارد؟ در مورد مكزیك چطور؟

در این شرایط آمریكا هم 105نیروگاه هسته ای دارد، لذا فقط معیارهای اقتصادی هم مطرح نیست و معیارهای مختلف فن آوری تأثیر گذار خواهد بود. در واقع تكنولوژی هسته ای، میعاد گاه تكنولوژی های دیگر است. مثل صنعت خودرو كه اگر در یك كشور رونق خوبی داشته باشد، تقریباً بخش عمده ای از تكنولوژی را جلو می برد، چرا كه بیشتر علوم و تكنولوژی ها مثل مكانیك، شیمی، مواد، برق و... در آن است. به همین صورت اگر صنعت هسته ای كشور هم رشد معنادار، واقعی و همه جانبه داشته باشد، با توجه به اینكه بالاترین محدودیت ها و استانداردهای مهندسی در آن وجود دارد، صنعت كشور در سطح بالایی رشد خواهد كرد.

صنعت غنی سازی هم عمر كمی ندارد و دست كم 40سال است كه این كار شروع شده است. مثلاً سانتریفوژ حدوداً 40 سال پیش توسط استادی به نام زیپر آلمانی طراحی شد. اما سانتریفوژ امروز با آن سانتریفوژ در حالی كه اصول یكسانی دارند، تفاوت هایی هم دارند. حال اگر كشوری بتواند یك دستگاه سانتریفوژ بسازد، در واقع آن كشور در عرصه تكنولوژی یك گام جلو افتاده است.

چون در غنی سازی اورانیوم جهت استفاده در راكتورهای هسته ای از علوم مختلف مهندسی، مكانیك، شیمی و... با نهایت دقت و قدرت استفاده می شود. به طور كلی تعریف جدید مهندسی براساس میزان دقت است و كشوری پیشرفته نامیده می شود كه میزان خطای مهندسی آن كم باشد.

لذا برای رسیدن به استقلال واقعی، باید به سمت تولید فن آوری و علم رفت. البته این روند بالطبع هزینه دارد. همه جای دنیا هم، این گونه است. به هر حال هزینه رسیدن به تكنولوژی هسته ای با این همه عظمت، كار و فعالیت همه جانبه متخصصین ایرانی و استفاده از تجربه كشورهای دارنده این صنعت را طلب می كند.

 
  
     
  منبع : [ مجله اقتصادي ]
 
 
 




پایه های توسعه اقتصادی در اسلام

پایه های توسعه اقتصادی در اسلام
 
 
 

 

دانش، برنامه ریزی، کار، بازار، مصرف و دولت شش اصل توسعه اقتصادی هستند و هر کدام جایگاه و نقش مهم در ین جهت دارند.

در کلام پیشوایان دین، آموزش های فراوانی در باب این ارکان و نقش آنها وجود دارد. در اینجا اشاره ای کوتاه به هر یک از این ارکان خواهیم داشت.

 

1- دانش
امروز بیش از هر زمان دیگر ، نقش دانش در توسعه برای همگان مشخص شده است. حال آنکه اسلام 14 قرن پیش این مسئله را تبین کرده است.
رسول الله(ص): خیر دنیا و آخرت، همراه دانش است.
رسول الله(ص): دانش، سرآمد همه خیرها است.
رسول الله(ص): هر کس بر پایه ای جز دانش رفتار کند، بیش از آن که اصلاح کند، فساد به بار می آورد.
مولی موتقیان: جوینده دانش را سرافرازی دنیا و رستگاری آخرت است.

2- برنامه ریزی
افزون بر دانش، اسلام بر برنامه ریزی و نقش مهم آن در رشد اقتصادی تاکید کرده است. از نظر اسلام، مدیریت توانمند اگر با برنامه ریزی و طراحی صحیح همراه گردد، می توند فقر را از جامعه ریشه کن سازد.
پیامبر اکرم(ص): هر کس برای گذران زندگانی خویش به درستی برنامه ریزی کند خدای -تبارک و تعالی- روزی اش می بخشد.
مولی متقیان: با برنامه ریزی صحیح فقر پدید نمی آید.
مولی متقیان: برنامه ریزی نادرست، کلید فقر است.

3- کار
دانش و برنامه ریزی دو عنصری هستند که با کار به ثمر می نشینند. به همین دلیل اسلام بر عامل کار در چهار چوب توسعه اقتصادی، بسیار تایید ورزیده، ویژه در فعالیت های تولیدی، و بطور اخص در کشاورزی، دامپروری و صنعت.
در فرهنگ اسلامی کار جایگاه والایی دارد، تا آنجا که رسول خدا دست کارگر را می بوسد و فرمود:
رسوال اکرم(ص): این دستی است که هرگز آتش به آن نمی رسد.
کار در نزد پیامبران که قله های رفیع انسانیت هستند، عبادت محسوب می شود و آنان خود پیشگامان تلاش های تولیدی بوده اند.

 

4- بازار
بخشی مهم از مباحث مرتبط با توسعه اقتصادی در روایات اسلامی، مربوط به فعالیت های بازار است.
رسول اکرم(ص): نه دهم روزی در بازرگانی است.
با توجه به اهمیت این موضوع، اسلام دستورات و احکام بسیاری در زمینه تنظیم بازار و بهره گیری درست از فعالیت های آن ارائه کرده است.
5- مصرف
هر چند سرانه درآمد داخلی افزایش باید اگر مصرف درست تحقق نیابد، توسعه مطلوب حاصل نخواهد شد. اسلام آموزه های بسیاری در زمینه الگوی مصرف صحیح ارائه می کند که از بارزترین این نکات، لزوم توازن میان درآمد و مصرف، مصرف به قدر نیاز، رعایت اعتدال در مصرف و دوری از افراط و تفریط و دوری جستن از اسراف و سختگیری است.

 

6- دولت
مسئولیت های اصلی در ایجاد و تقویت مراکز پژوهشی علمی، پدید آوری مدیریت های توانمند اقتصادی، فراهم آوردن کار، تنظیم فعالیت های باار و گسترش الگوی سالم مصرف بر دوش دولت است.
دولت باید از رهگذر وضع و اجرای قانون های مناسب، نظارت دقیق بر کار بخش خصوصی، و دخالت مستقیم در موارد ضرور ، زمینه مناسب برای رشد اقتصادی در موارد ضرور ، زمینه مناسب برای رشد اقتصادی را فراهم سازد، همان گونه که مردم نیز وظیفه دارند در همه این موارد، یار و پشتیبان دولت باشند.


  
     
  منبع : [ مقاله نت ]