نگرشی بر مفهوم کارآفرینی



    نگرشی بر مفهوم کارآفرینی    


    کارآفرینی مفهومی است که تاکنون از دیدگاههای مختلف مورد بررسی قرار گرفته و همه بر این باورند که کارآفرینی موتور محرکه توسعه اقتصادی کشورهای توسعه یافته ودر حال توسعه بوده و می باشد .    


   
   





   
   


   
نگرشی بر مفهوم کارآفرینی    
   


   
   

   
   

   

   
   

زما قرعه کاری انداختن

زکار آفرین کارها ساختن

کارآفرینی مفهومی است که تاکنون از دیدگاههای مختلف مورد بررسی قرار گرفته و همه بر این باورند که کارآفرینی موتور محرکه توسعه اقتصادی کشورهای توسعه یافته ودر حال توسعه بوده و می باشد .

واژه کارآفرینی یک لغت قدیمی فرانسوی (entreprendre) می باشد که به معنای تعهد بوده و الزام شخص را به سازماندهی،اداره نمودن و پذیرفتن مخاطرات کسب وکار نشان می دهد . (۱)

امروزه واژه کارآفرینی مفاهیم زیر را به ذهن متبادر می سازد .

نوآوری – مخاطره پذیری – ایجاد یا تجدید ساختار یک واحد اقتصادی ، اجتماعی – رضایت شخصی و استقلال طلبی

کانتیلون (۱۷۵۵) که ابداع کننده واژه کارآفرینی است، کارآفرین را فردی ریسک پذیر می داند که کالا را با قیمت معلوم خریداری می کند و با قیمت نامعلوم می فروشد. جین بپنتیست سی کارآفرین را هماهنگ کننده و ترکیب کننده عوامل تولید می داند اما ویژگی خاصی را برای او در نظر نمی گیرد. به عبارت دیگر فردی باید عوامل تولید (زمین، نیروی کار و سرمایه) را جهت تولید، تجارت یا ارائه خدمات ترکیب کند که به این شخص "کارآفرین" و به کار او "کارآفرینی" گفته می شود.

پیتر دراکر کارآفرینان را صرفاً عامل تغییر نمی داند بلکه می گوید آنان افرادی هستند که از فرصتهای پیش آمده به خوبی استفاده کرده و با ایجاد تغییراتی ، چیزهای جدیدی را می آفرینند لذا کارآفرینان همواره درجستجوی تغییر بوده و به آن حساسیت نشان می دهند .

مک کله لند : بیان می دارد کارآفرینان افرادی هستند که نیاز فراوانی به موفقیت دارند ومخاطرات بالایی را می پذیرند چنین ریسکهایی آنان را به فعالیت مداوم تحریک می کند .

از دلایل توجه کشورها به مقوله کارآفرینی می توان به مواردی مانند : اشتغال زایی – ترغیب و تشویق سرمایه گذاری – عامل تعادل در اقتصادهای پویا – عامل تحول وتجدید حیات ملی و محلی – عامل تولید (همانند زمین – کار وسرمایه ) – عامل سازماندهی وسازمان بخشی به منابع واستفاده موثر از آنها – عامل انتقال تکنولوژی – عامل شناخت ، ایجاد وگسترش بازارهای جدید – عامل نوآوری و روان کننده تغییر – عاملی برای کاهش بوروکراسی اداری و نهایتاً تحریک وتشویق حس رقابت و یکپارچگی وارتباط بازارها ، نام برد .

کارآفرین ایده ای را یافته و آنرا تبدیل به فرصتی اقتصادی می کند . در فضای کسب وکار فرصت ، فکر نویی است که قابلیت تجاری شدن دارد .

آگاهی از محیط ، بازار و نیازهای مشتری و نگرش کارآفرینی ، او را در یافتن فرصت و پرداختن به آن یاری می دهد سپس کارآفرین یک طرح تجاری می نویسد که در آن مسائلی چون بازار ، محصول یا خدمت ، مسائل حقوقی و قانونی شرکت ، تامین سرمایه ، راه اندازی و رشد ، سازماندهی و مدیریت کسب وکار را بررسی می نماید .

در واقع کارآفرین مانند یک رهبر ارکستر وطیفه دارد که مهارتها وتواناییهای مختلف را در کنار هم جمع نماید وبرنامه ای تدوین شده ارائه دهد . همانطور که صدا باید دلنشین باشد طرح نهایی کارآفرین نیز باید زیبا باشد .

دورویکرد شخصیتی ، تمرکز بر کارآفرین وشناسایی ویژگیهایی فردی اوست در واقع این رویکرد تقدم زمانی دارد چرا که اول کارآفرینان وجود داشتند وبعد کارآفرینی به عنوان یک مفهوم مستقل به وجود آمد . در رویکرد رفتاری تکیه بر رفتارهای کارآفرین در فرآیند راه اندازی یک کسب وکار است .

در انتها شاید بهترین تعریفی که می توان از کارآفرینی ارائه کرد این است که :

کارآفرینی عبارت است از فرآیند نوآوری و بهره گیری از فرصت ها ، با تلاش وپشتکار بسیار وهمراه با پذیرش ریسک های مالی ، روانی و اجتماعی که با انگیزه کسب سود مالی ، توفیق طلبی ، رضایت شخصی و استقلال صورت پذیرد .

علاوه بر کارآفرینی فردی ، در دهه های اخیر دو واژه کارآفرینی درون سازمانی و کارآفرینی شرکتی نیز در ادبیات کارآفرینی به میان آمده اند ، در تعریف کارآفرینی درون سازمانی آمده است ، رویاپردازی که مسئولیت به ثمر رساندن یک نوآوری را در درون سازمان برعهده می گیرد . این فرد ممکن است مبتکر یا مخترع باشد اما همیشه فردی است که می داند چگونه یک ایده را به واقعیتی سودآور تبدیل کند .

کارآفرین شرکتی ، شامل فعالیتهای رسمی و غیررسمی است که با هدف ایجاد کسب وکار جدید محصول و فرآیندهای جدید وتوسعه بازار صورت می گیرد . تحقیقات جدید سه مفهوم را در تعریف کارآفرینی شرکتی نام می برند :

۱) تجدید راهبرد (نوسازی / تجدید ساختار سازمان)

۲) نوآوری (ارائه چیز جدیدی به بازار)

۳) کسب وکار درون شرکت (فعالیتهای کارآفرینانه شرکتی که منجر به ایجاد کسب وکار جدیدی در درون شرکت مادر می شوند ) .

تمایل به اینگونه کارآفرینی در پاسخ به افزایش سریع تعداد رقبا ، عدم اعتماد به نفس به شیوه های سنتی کسب وکار حرکت تعداد زیادی از افراد نخبه به سمت ایجاد کسب و کارهای کوچک مستقل ، رقابت بین المللی ونیاز به افزایش بهره وری ، افزایش یافته است . در شرکتهای جدید انقلاب جدیدی به سمت تسهیل امر کارآفرینی درون سازمانی و تقدیر از کارآفرینان درون سازمانی وجود دارد .

به راستی کارآفرین چیست ؟

زمان زیادی نیست که کلمات کارآفرین و کارآفرینی در رسانه های مختلف تکرار می شود و هر کس به سلیقه خود از این واژه جدید برای اشاره به مدیران ، افراد موفق ، سرمایه داران ، سرمایه گذاران ، صادرکنندگان ، دلالها و تاجران استفاده می کند . هرچند هر کدام از این افراد ممکن است کارآفرین باشند ولی هیچکدام مصداق کاملی برای این مفهوم نیستند .

به راستی کارآفرینی چیست ؟ آیا کارآفرینان ویژگیهای متمایزی از دیگر بازیگران صحنه اقتصاد دارند ؟

نگاهی به مسیر حرکت فعالیتهای کارآفرینانه ، مبدا و منشاء حرکت و انرژی که در طول مسیر آنها را تغذیه می نماید در تصویری اجمالی از شخصیت کارآفرین ارائه شده است .

چه چیز باعث می شود که نشاط حرکت به سختی وسکون غلبه کند ؟ آرزوی آن چیزی که امروز نیست ولی فردا می تواند باشد ، اولین چیزی است که جمود کاآفرین را درهم می شکند یعنی کارآفرین آرزومند است .

آنچه جهت ومسیر کارآفرین را برای رسیدن به آرزوهایش تعیین می کند از درون او بر می خیزد عزم اوبرای حرکت تا توقف واقدام یا عدم اقدام ، چیزی نیست که مولود شرایط ، محیط یا اطرافیان باشد . یعنی کارآفرین کنترل درونی دارد . او برای اینکه بتواند درست آنچه را که می اندیشد عینیت بخشد و عزم خود را عملی کند باید رئیس وکارفرمای خود باشد یعنی کارآفرین مستقل است .

ذهن پویای او مرزهای از پیش تعیین شده وقالب های رایج را درهم می شکند وبا وجودی که همان چیزی را می بیند که دیگران می بینند ، اما چیزی را می اندیشد که دیگران نمی اندیشند یعنی کارآفرین خلاق است .

وقتی که خلاقیت از ذهن به عمل منتقل می شود ، نوآوری صورت می گیرد . نوآوری یعنی پیمودن راه نرفته ، کسی که اولین بار راهی را می پیماید اولین کسی است که می تواند خبر مخاطرات راه را برای دیگران بیاورد . یعنی کارآفرین خطر پذیر است .

او به جای آنکه منتظر ضمانت یک پایان موفق بماند ، به فکر وتلاش خود تکیه می زند ، به مشکلات حمله می کند و پیش می رود . یعنی کارآفرین منفصل نیست و برای استقبال از آینده روحیه ای تهاجمی دارد .

لحظه تصمیم آغاز ، تنها زمانی نیست که او با ریسک مواجهه است ابهام یک پایان نامعلوم بر هر قدم این راه سایه می اندازد . یعنی کارآفرین قدرت تحمل ابهام را دارد .

به استقبال فردا رفتن ، آخر ماجرا نیست کسی که آگاهانه وپیشاپیش خود را در میدان مواجهه با مسائل می اندازد . باید توان سخت کار کردن در شرایط پر تنش را هم داشته باشد یعنی کارافرین با وجود فشار زیاد ، کارآیی خود را حفظ می کند .

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست
   
   

   
   



   
   
    حسین هدایتی کتولی
کارشناس ارشد
رشته علوم اجتماعی – پژوهشگری
منبع :
احمد پور داریانی ، محمود ، کارآفرینی :تعاریف، نظریات والگوها؛ شرکت پردیس ۵٧ ، چاپ سوم.۱۳۸۰.
احمدپورداریانی ، ،مقیمی ، مبانی کارآفرینی، فراندیش، تهران، سال ۱۳۸۵.
سازمانهای کارآفرین ،تالیف و ترجمه جلیل صمد آقائی ، تهران : سازمان امور اداری و استخدامی کشور ،مرکز آموزش و پرورش مدیریت دولتی ۱۳۷۸.
گیدنز ، آنتونی , جامعه شناسی ، ترجمه نشر نی، سال ، ۱۳۸۷.


 




سياست هاي مالي ازديدگاه قرآن(1)


سياست هاي مالي ازديدگاه قرآن(1)


 
نويسنده:محمد امير نوري کرماني




 

چکيده
 
نويسنده با تأکيد بر اين که آن چه دولت ها در قالب سياست مالي به عنوان اهداف اقتصادي- اجتماعي اجرا مي کنند،در قرآن به شکل بسياردقيق و انساني تر آمده است،بحث خود را آغاز نموده است.
وي با مروري به اهداف سياست هاي مالي چون تخصيص منابع، توزيع مجدد در آمد، تثبيت اقتصادي و تأمين بودجه دولت به اهداف قرآني مي پردازد که از آن جمله اند: آزادي انسان ها، توزيع مجدد در آمد، سرمايه گذاري زيربنايي و تأمين بودجه با اتکا بر اصل بنيادين عدالت.
شکي نيست که تحقق اهداف نياز به ابزارهايي براي وصول به آنها دارد و اين امر از نظر قرآن نيز دور نمانده است، چنان که نويسنده اظهار مي دارد
اين ها عبارتند از:ماليات ثابت و متغير، سياست درآمدي مبتني بر سطح اسراف و تبذير و هزينه هاي دولت از طريق ايجاد تعادل و توازن در سطح عمومي جامعه.
نکته اي که در اين رابطه خاطر نشان مي گردد اين است که ماليات اثر انقباضي در کاهش مصرف مردم دارد و هزينه هاي دولت اثر انبساطي در جامعه به بار خواهد آورد و در پي آن تعادل مطلوبي به وجود مي آيد.
واژگان کليدي: ماليات، صدقات، سياست مالي، اهداف اقتصادي، جامعه ديني.

مقدمه
 
تا يک قرن قبل،اهميت و جايگاه سياست مالي و پولي دراقتصاد ترديد پذير بود و تأثير مثبت دخالت دولت بر اشتغال، تورم، بيکاري، توزيع درآمد، تخصيص منابع، رشد و توسعه ي اقتصادي، پس انداز، سرمايه گذاري و کارايي اقتصاد، انکارپذير.
کم نبودند انديشمنداني که آموزه هاي انساني پيشوايان دين را به چالش مي کشيدند و حمايت از نيازمندان را مخالف قانون طبيعت مي شمردند و دخالت دولت در جهت توزيع مجدد درآمد و تخصيص منابع و تحت پوشش قرار دادن اقشار کم درآمد را ناروا و دخالت ناصواب در نظام عرضه و تقاضا مي پنداشتند،ولي امروزه تأثير دخالت ارشادي دولت در بهبود توزيع و توليد و افزايش مطلوبيت در مصرف، انکارناپذير است.
بدين ترتيب، اگر بيشتر به آثار اقتصادي و اجتماعي دستورات وتوصيه هاي ديني در رابطه با توليد، توزيع و مصرف نگرشي منفي وجود داشت، امروز چنين نيست. در واقع، ايجاد سازمان هاي تأمين اجتماعي و راه اندازي برنامه هاي حمايتي، با استفاده از ابزارهاي سياست پولي و مالي و مديريت و برنامه ريزي دولت ها به منظور ايجاد اشتغال، مبارزه با بيکاري و تورم، گوياي ضرورت
دخالت در دولت ها در جهت دست يابي به رشد و توسعه ي اقتصادي همراه با کاهش شکاف طبقاتي است.
آن چه دولت ها درقالب سياست مالي به عنوان اهداف اقتصادي- اجتماعي اجرا مي کنند، در قرآن به شکل بسيار دقيق و انساني تر آمده است.
در اين نوشتار ضمن اشاره به اهداف، ابزار و تأثير سياست مالي در اقتصاد معاصر، ديدگاه قرآن و اسلام را در اين موارد بررسي مي کنيم.
سياست مالي عبارت است از دخالت دولت در اقتصاد با استفاده ازابزارهاي مالي به منظور بهبود در توزيع درآمد، تخصيص منابع، تثبيت و توسعه اقتصادي
قبل از بحران 1929-1933 م، در کشورهاي صنعتي، اقتصاددانان بر اين باور بودند که دولت نبايد در اقتصاد دخالت کند و نبايد درحمايت ازگروه هاي آسيب پذير، ايجاد فرصت برابر ورقابت عادلانه وارد عمل شود، ولي ظهور آن بحران و تنش هاي اجتماعي به دليل غيرانساني و تحمل ناپذيري محيط کار و فقر و بيچارگي کارگران،نشان داد که از دست نامرئي کلاسيک ها کاري ساخته نيست. از ميان بحران ها و به دنبال اعتراضات انديشه وران، که به شرايط غيرانساني محيط کار معترض بودند و رشد روزافزون کمونيسم در غرب، کينز، اقتصادانان بزرگ انگليسي، ظهور کرد. او براي خروج از بحران و بهبود وضعيت اقتصادي، توزيع مجدد درآمد را مؤثرشمرد و فراهم سازي امکان مصرف بيشتراقشار کم درآمد را از زاويه يتقاضا، مفيد و براي خروج از رکود ضروري دانست (رشد و توسعه اقتصادي، بي تا، 2 /563، 5-680) از اين به بعد بود که سياست مالي به صورت جدي از زواياي مختلف مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
از ديدگاه اسلام، دخالت اقتصادي به منظور کارسازي مصرف متوسط براي همه ي مردم، جلوگيري از اسراف و زياده روي ثروتمندان،هدايت پس اندازها به سرمايه گذاري هاي زيربنايي و توليدي، فراهم سازي زمينه براي آزادي انسان ها و رهايي از دست اربابان زور و تزوير رهنمون شدن او به سمت
قله هاي بلند سعادت و تقرب به پروردگار توصيه مي شود.

اهداف سياست هاي مالي
 
اهداف سياست هاي مالي، با توجه به شرايط اقتصادي و چالش هاي سياسي، از کشوري به کشور ديگر مي تواند متفاوت باشد، ولي در اينجا به چند مورد اصلي بسنده مي کنيم.

1)تخصيص منابع
 
فعاليت هاي اقتصادي، براساس نظام عرضه و تقاضا، ممکن است در مسيري حرکت کند که باب طبع حکومت نباشد، يا با مصالح ملي همسو نباشد. به عنوان مثال دولت مي خواهد کالاهاي اساسي مورد نياز جامعه در داخل کشور توليد شود، ولي توليد کنندگان براساس منفعت خواهي شخصي ترجيح دهند کالاهاي لوکس و تجملي توليد کنند. در اين صورت از طريق بستن ماليات بر کالاهاي لوکس، دولت مي تواند روند تخصيص منابع را تغيير دهد و توليد کالاهاي اساسي را ترويج کند.

2) توزيع مجدد درآمد
 
دولت ها معمولاً سعي مي کنند ازطريق بستن ماليات بر کالاهاي لوکس، که طبقات مرفه جامعه مصرف مي کنند، و نيز توزيع آن در قالب يارانه به گروه هاي کم درآمد،عدالت اجتماعي را تحقق بخشند. همچنين از طريق بستن ماليات هاي مستقيم تصاعدي و نسبي مي توانند به توزيع مجدد درآمد کمک کنند.

3) تثبيت اقتصادي
 
به هردليل،به ويژه هنگام اجراي سياست توسعه اقتصادي، تورم پديد مي آيد. دولت براي جلوگيري از تورم، سياست انقباضي مالي را در پيش مي گيرد؛ يعني ماليات را افزايش مي دهد و از اين طريق تقاضاي مصرفي مردم را کاهش داده
نظام عرضه و تقاضا را به تعادل نزديک مي کند، يا در هنگام رکود اقتصادي، سياست انبساطي مالي را به کار مي گيرد، و ازراه افزايش در مخارج دولتي و با کاهش ماليات و در نهايت افزايش تقاضاي مؤثر،اقتصاد را از رکود خارج مي کند.

4) تأمين بودجه ي دولت
 
دولت براي اداره ي جامعه نياز به منابع مالي دارد. ماليات ها، مطمئن ترين و مناسب ترين منبع مالي دولت است و با استفاده از آن مي توان مخارج سرمايه گذاري هاي زيربنايي نظير جاده ها، فرودگاهها، نيروگاهها، بهداشت، آموزش و پرورش و غيره را تأمين کرد.

اهداف سياست مالي از ديدگاه قرآن
 

1) آزادي انسان ها
 
از ديدگاه اسلام، انسان محور تمام فعاليت هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي است. تمام برنامه ها و امکانات بايد در مسيري هدايت شود که راه رشد و کمال او را فراهم کند، زنجيره هاي اسارت و بردگي جسمي و فکري را از دست پا و فکر او بگسلاند. در آيه ي 60 سوره ي توبه درباره يموارد مصرف زکات، چنين آمده است: «انمّا الصّدقات للفقراء... و في الرّقاب و الغارمين»؛صدقات (زکات) به فقرا، .. تعلق مي گيرد و همچنان در راه آزادي بردگان و اداي بدهي بدهکاران و.. هزينه مي شود.
اين آيه،سياست مالي را از زاويه ي توزيع و هزينه کردن ماليات اسلامي بيان مي کند و نشان مي دهدکه رهايي انسان ها از بردگي از اهداف آن است. همچنين است زدودن زمينه هاي بردگي، زيرا در صدر اسلام بسياري از بردگان، بدهکاراني بودند که قدرت اداي ديون خود را نداشتند.(طالقاني، 1350، 2/ 252.اسلام،با استفاده از ابزار سياست مالي و اداي دين مديونان (الغارمين) زمينه ي بردگي را از جامعه مي زدود.

2)توزيع مجدد درآمد
 
شکي نيست، انسان ها استعداد و توانايي هاي متفاوت دارند. در اين ميان تعدادي پير،ازکارافتاده، بيمار و بي سرپرست مي باشند. از ديدگاه اسلام، درآمد و ثروت متفاوت قابل پذيرش است، ولي دولت و مردم موظفند تا به از کار افتادگان و نيازمندان،درحدي کمک کنند که نياز يک ساله آنها رفع شود.
قرآن، گروه هاي نيازمندي را که بايد از ماليات (خمس و زکات) به آنها کمک شود نام مي برد:
در آيه ي60 سوره ي توبه آمده است: «انّما الصّدقات للفقراء و المساکين... و ابن السّبيل فريضه من الله»؛ازجمله گروه هاي مستحق زکات، نيازمندان و بيچارگان و در راه ماندگان هستند که بر مؤمنان واجب است به ياري آنها بشتابند.
در آيه ي41 از سوره ي انفال مي خوانيم: «واعلموا انّما غنمتم من شيء فان لله خمسه و للرسول و لذي القربي و اليتامي و المساکين و ابن السّبيل»؛ بدانيد که هرچه به شما غنيمت و فايده رسد، خمس آن مال خدا و رسول و خويشان او يتيمان و فقيران و در راه ماندگان است.
آيه ي 7 سوره ي حشر، که در رابطه با هزينه کردن في ء آمده،تعابيري مشابه آيه ي 41 سوره ي انفال دارد و از همان شش مورد مصرفي نام مي برد که در آيه ي خمس آمده است؛با اين تفاوت که در سوره ي حشر، اولاً علت اعمال سياست مالي و توزيع ماليات ميان نيازمندان، يتيمان و در راه ماندگان را بيان مي کند:«کي لا يکون دوله بين الاغنياء منکم»؛(توزيع مجدد درآمد) به اين خاطر است که ثروت در دست اغنيا متمرکز نشود،ثانياً، به دنبال آيه (درآيه ي بعدي) به مصداق بارز ابن اسبيل اشاره مي کند:«للفقراء المهاجرين الّذين اخرجوا من ديارهم و اموالهم»؛ از جمله موارد مصرف انفال،فقراي مهاجراست؛آنها که به دليل اخراج از سرزمين و جدايي از اموال و دارايي خود نيازمند شده اند.
بدين ترتيب، دولت در فرايند برقراري عدالت و برابري در مصرف،بايد به نيازمندان، بي سرپرستان و مهاجراني که به سبب ظلم و ستم از سرزمين خود آواره شده اند، کمک کند و اين کمک در حدي باشد که مخارج سالانه آنها را
کفايت کند.

3) سرمايه گذاري هاي زيربنايي
 
سرمايه گذاري در بخش هايي که بازدهي مستقيم ندارد و بخش خصوصي دراين گونه فعاليت ها ازخود علاقه و رغبت نشان نمي دهند، مانند ساختن جاده ها و بزرگ راهها،نيروگاهها، راه اندازي بنادر و فرودگاه از منابع خمس و زکات مي توان مخارج اين گونه سرمايه گذاري ها را تأمين کرد.
درآيه ي خمس و انفال آمده: «فان الله خمسه و للرّسول و لذي القربي»؛ هزينه کردن خمس در راه خدا همان سبيل الله است که در آيه ي 60 سوره ي توبه آمده است، يعني تأمين مخارج ساختن راه ها،پلها، فرودگاهها و..
نام بردن پيامبر (ص) و ذي القربي در اين فهرست، نه به معناي مالکيت شخصي، بلکه گوياي صلاحيت آنها در رابطه با هزينه کردن خمس، زکات و انفال مي باشد (امام خميني، بي تا، 2 /280-200) هزينه کردن در زمينه ي آموزشي و بهداشت از اصلي ترين موارد مصرف خمس است. از همين دست است تأمين مخارج کارمندان، و «والعاملين عليها» و کمک هاي بلاعوض به افراد غيرمسلمان و حکومت هاي ديگر براساس عواطف انساني و مصالح اجتماعي،«والمؤلفه قلوبهم»

4) تأمين بودجه
 
تأمين بودجه، به همان اندازه ضروري است که حکومت ضرورت دارد تأمين مخارج کارمندان بخش عمومي، کمک به دولتها و افراد براساس مصالح اجتماعي، تأمين هزينه ي سرمايه گذاري هاي زيربنايي و.. نياز به وصول ماليات دارد.
اهداف تخصيص منابع و تثبيت اقتصادي، بر تجربيات بشري و مصالح عمومي مبني است. اين اهداف تا جايي قابل پذيرش است که با اصول ديگر در تضاد نباشد. به عبارتي، از ديدگاه اسلام، عدالت اصل بنيادي است و بي شک
اهداف سياست مالي، نبايد مخالف اين اصل باشد.
منبع:نشريه انديشه حوزه ،شماره 78-77.
ادامه دارد...




ويژگي هاي اقتصاد در جامعه اسوه ي اسلامي

ويژگي هاي اقتصاد در جامعه اسوه ي اسلامي





مکتب اقتصادي اسلام، در صدد تامين اهداف فراواني است که برخي از آنها اخلاقي و برخي ديگر اجتماعي است، در اين جا به بعضي از آن اهداف که داراي اهميت بيشتري است، اشاره مي شود:
1. حاکميت سياسي اسلام
2. تحکيم ارزش هاي معنوي و اخلاقي
3. برپايي عدالت اجتماعي
4. عدم وابستگي اقتصادي
5. خودکفايي و اقتدار اقتصادي
6. توسعه و رشد
7. رفاه عمومي
اهداف مذکور همه در عرض هم نيستند بلکه برخي از آنها با حفظ برخي ديگر هدف قرار مي گيرند، مثلا سه هدف آخر به اين شرط مطلوب اند که لطمه اي به چهار هدف اول نزنند. دو هدف اول، به نظر مي رسد که اقتصادي نيستند، ولي جزء اهداف اقتصادي اسلامي گنجانده شده اند، زيرا، در احکام اسلام، اين اهداف جدا از يکديگر مطرح نشده اند و جدا کردن آنها جزء اهداف وظايف سازمان هاي اقتصادي نيستند و از وظايف ساير سازمان هاي اجتماعي سياسي اسلام مي باشند، در صورتي که اين گونه نيست، مثلا، درباره زکات، در عين اين که هدف از آن توازن اقتصادي و تعديل در خلال رفتارهاي اقتصادي در نظر گرفته شده اند. موارد ذکر شده، به جز اين که خود، اهداف مکتب اقتصادي اسلام را شکل مي دهند، هر يک از آنها در بسياري از موارد، به عنوان محدوديت براي اهداف ديگر و يا ابزاري براي رسيدن به اهدافي مثل رفاه عمومي است و گاهي تحقق آن ارزش ها در جامعه، ابزاري براي رسيدن به ساير اهداف است. نکته ديگري که بايد به آن توجه داشت، اين است که در اين مبحث، نظر به مکتب اقتصادي اسلام است، که در اين جا از آن بحث نخواهيم کرد و به توضيح اهداف اقتصادي ذکر شده مي پردازيم.

1- حاکميت سياسي اسلام:
در اقتصاد اسلامي، سعي در حفظ حاکميت سياسي اسلام در روابط با بيگانگان است، زيرا در روابط خارجي، مناسبات اقتصادي و سياسي بسيار به هم پيوسته اند، هم اکنون وابستگي سياسي بسياري از کشورهاي جهان سوم در اثر وابستگي اقتصادي آنهاست، به اين سبب يکي از اهداف اقتصاد اسلامي، حفظ حاکميت سياسي اسلام است.
در روايتي از پيامبر اکرم (ص) آمده است: «الاسلام يعلوا و لا يعلي عليه، اسلام برتر است و چيزي بر آن برتري ندارد». (تذکره الفقها، ج1، ص 446)، بنابراين در مناسبات سياسي نيز بايد برتري اسلام و مسلمين مراعات گردد. قرآن کريم مي فرمايد: «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدو الله و عدوکم ... براي مقابل با دشمنان تا آنجا که مي توانيد نيرو و اسبهاي بسته و آماده فراهم کنيد تا به اين وسيله دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد.» (انفال/60).
هم چنين قرآن کريم مي فرمايد: «ولن يجعل الله للکافرين علي المومنين سبيلا. خداوند براي کافران بر مومنان راه تسلطي قرار نداده است». (نساء/141)

2- تحکيم ارزش هاي معنوي و اخلاقي:
اسلام در رسيدن به همه اهداف اقتصاديش از قبيل، زدودن فقر، ايجاد رفاه و اجراي عدالت، از چهارچوب ارزش هاي اخلاقي، خارج نمي شود. زيرا تحقق اين ارزش ها همراه با پياده شدن اقتصاد اسلامي از اهداف مکتب اسلام است. اين از اهدافي است که هم افراد بايد مراعات کنند و هم دولت بايد در تحقق آن بکوشد. کسي حق ندارد از راههاي حرام کسب درآمد کند يا با اکراه، طرف مقابل را به معامله اي وادار نمايد. قرآن مي فرمايد: «يا ايها الذين أمنوا لا تاکلوا اموالکم بينکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم ... اي کساني که ايمان آورده ايد اموالتان را در ميان خود به باطل نخوريد مگر اين که داد و ستدي از روي رضايت شما باشد». (نساء/29)
در اسلام پرداخت زکات و خمس عبادتي است که فرد با رضايت کامل به آن اقدام مي کند. به علاوه، قرآن گرفتن زکات را وسيله پاک شدن و تزکيه پرداخت کننده به شمار مي آورد. «خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکيهم بها... از اموال آنان زکات بگير و بدين وسيله آنان را پاک و تزکيه کن» (توبه/103). هم چنين به انفال کنندگان سفارش مي کند که از بهترين اموال خود انفاق کنيد تا به «نيکي» دست يابيد . « لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون. هرگز به نيکي نمي رسيد، مگر آنکه از آن چه که دوست داريد، انفاق کنيد» . (آل عمران/92)

3- برپايي عدالت اجتماعي:
عدالت اجتماعي در بعد اقتصادي از نظر اسلام با تامين زندگي متوسط اجتماعي براي فقرا و جلوگيري از انباشته شدن بيش از حد ثروت در دست اغنيا تحقق مي يابد. از آنجا که عدالت اجتماعي به صورت جداگانه مورد بحث قرار گرفته است در مورد اين موضوع بيش از اين توضيح نمي دهيم.

4- خودکفايي و اقتدار اقتصادي:
مقصود از خود کفايي اين است که جامعه بتواند نيازمنديهاي خود را در حد بالايي از رفاه توليد کند و ناگزير به وارد کردن کالا از خارج نباشد. البته ممکن است ترجيح دهد بعضي از نيازهاي خود را از خارج تامين کند، به اين سبب که هزينه تهيه آن در داخل بيشتر مي شود و با وارد کردن آنها، اين جامعه مي تواند امکانات خود را در راه مفيدتري به کار گيرد. در اين صورت با خودکفايي ناسازگار نيست، زيرا جامعه قدرت لازم براي توليد آن کالا در دارد. در اين تعريف، بيان شده که جامعه اي که توانايي تامين نيازمندي هاي خود را در سطح عالي رفاه داشته باشد، خودکفاست. زيرا ممکن است کشوري به توليدات داخلي اکتفا کند ولي وضعيت فقيرانه اي داشته باشد. در اين حال آن کشور خودکفا نيست، در خودکفايي، توانمندي و اقتدار نهفته است، جامعه خودکفا، روي پاي خود ايستاده است. اين ايستادگي بدون وجود حيات و نشاط ممکن نيست. قرآن مجيد درباره مومنان به پيامبر اسلام (ص) مي فرمايد: «کزرع اخرج شطئه فأزره فاستغلظ فاستوي علي سوقه يعجب الزراع ليفظ بهم الکفار. مانند دانه اي است که شاخ و بال بيرون آورده و (اين شاخه ها) او را تقويت کرده و در نتيجه آن گياه درشت شده، تا آنکه بر ساقه استوار گرديده، بدان گونه که کشاورز را به شگفتي واداشته است (خدا آنان را قوي کرده)، تا به وسيله آنان کافران را به خشم آورد». (فتح/29) مفاد اين آيه، قدرت يافتن مسلمانان و رسيدن آنان به شکوه و عظمتي است که دشمنان اسلام تاب تحمل آن را ندارند. قطعا بايد اين اقتدار هم اقتدار سياسي، هم اقتدار نظامي و هم قدرت اقتصادي و هم توانمندي فرهنگي باشد.

5- عدم وابستگي اقتصادي:
معناي استقلال غير خودکفايي است. خودکفايي به اين است که يک جامعه همه نيازهاي خود را تامين کند و نيازي به وارد کردن کالا از خارج نداشته باشد. اما استقلال اعم از اين است يک جامعه مستقل اقتصادي ممکن است احتياج به وارد کردن برخي کالاها داشته باشد،اما تامين اين نياز تکيه بر ساير جوامع ندارد، ناگزير به باج دادن و سر فرود آوردن نيست، بلکه در روابطي سالم، برخي از محصولات خود را مي دهند و توليدات ديگران را مي ستاند. اما خودکفايي بيش از اين است يک جامعه خودکفا مي تواند همه نيازهاي خود را هر چند بار هزينه بيشتر تامين کند، گرچه ترجيح مي دهد براي بهتر استفاده کردن از امکانات خود و صرفه جويي کردن، برخي کالاها را از بيرون وارد کند.
استقلال در آيات قرآن: از اطلاق برخي از آيات و لازمه برخي ديگر، لزوم استقلال اقتصادي فهميده مي شود که درذيل به آنها اشاره مي شود. «و لن يجعل الله للکافرين علي المومنين سبيلا. خداوند هرگز براي کافران بر مومنين راه تسلطي قرار نداده است». (نساء/141)
غالب فقهاي بزرگ اسلام، براي نفي هر گونه سلطه کافران برمسلمانان به اين آيه استناد کرده و مفاد آن را حکم دانسته اند نه اخبار. يعني، مسلمانان مي بايد کاري کنند که کفار بر آنان مسلط نشوند و هر عملي که منتهي به سلطه کفار شود نامشروع است. از جمله راههاي سلطه کفار بر مومنين سلطه اقتصادي است. متاسفانه در اين روزگار، سلطه اقتصادي بيگانگان بر مسلمانان تحقق يافته است و اين واقعيت تلخ به دليل عمل نکردن مسلمانان به مقتضاي ايمان است. مطابق مستفاد از اين آيه مومنان وظيفه دارند تلاش کنند و خود را از وابستگي ها - از جمله وابستگي اقتصادي - رهايي دهند. «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه. براي مقابله با آنان کفار و مشرکان آن چه مي توانيد نيرو آماده کنيد». (انفال/60). سياق آيه نشان مي دهد که درباره جنگ است و طبعا مهم ترين نيرو براي مقابله با دشمن نيروي نظامي است. اما کلمه «من قوه» هر نيرويي را شامل مي شود. نيروي اقتصادي براي رويارويي با دشمن از اهميت برخوردار است. به خصوص در جنگ هاي امروز که قدرت اقتصادي يکي از دو طرف جنگ در سرنوشت آن نقش به سزايي دارد. روايتي در تفسير اين آيه آمده است که با استفاده از آنها شمول آيه را نسبت به توان اقتصادي بهتر مي توان فهميد. از امام صادق (ع) نقل شده است که فرموده سياه کردن موي صورت (براي پير مردان) از مصاديق «قوه» در آيه است. «منه الخضاب بالسواد».(1). در روايت ديگري از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمود: گروهي بر امام حسين (ع) وارد شدند و ديدند که آن حضرت به رنگ سياه خضاب کرده است. علت آن را پرسيدند، فرمود: رسول خدا (ص) در يکي از جنگها به مسلمان دستور داد با رنگ سياه خضاب کنند تا به اين وسيله بر مشرکان قوت بگيرند و قويتر بنمايند. (همان منبع).

6- توسعه و رشد:
يکي از اهداف اقتصاد اسلامي، ايجاد توسعه و رشد است. اين هدف را در راهنماييهاي اسلام و عمل رهبران بزرگ آن مشاهده مي کنيم. که در ذيل به برخي از آنها اشاره مي شود.
الف) اسلام بر فراگيري معلومات و افزايش اطلاعات مسلمين سفارش اکيد دارد، تا آنجا که از پيامبر (ص) نقل شده است: «اطلبوا العلم من المهد الي اللحد». به اين معني که براي اندوختن دانش محدوديت زماني نبايد شناخت و نيز آمده است: «اطلبوا العلم ولو بالصين». (2) بدين معني که دوري راه و رنج سفر براي کسب دانش بايد ناچيز شمرده شود هم چنين آمده است: «اطلبوا العلم و لو بخوض اللحج و شق المهج». (3) که مفاد آن اين است که هر چه طلب دانش، دشواري به همراه داشته باشد، گرچه در حد فرو رفتن در گردابها و ريختن خون قلبها، اين سختيها را بايد بر خويش هموار کرد و هيچ مشکلي نبايد مانع افزايش دانش مسلمانان شود.
ب) تغيير وضعيت اقتصادي جزيره العرب از بازرگاني صرف و واسطه داد و ستد کالاها بودن به افزايش کشاورزي تا آنجا که مدينه مرکز مهم توليد کشاورزي شد. اسلام، عرب جاهلي را از تنبلي و تن پروري و آماده خوري بيرون آورد و به کار و کوشش و تلاش واداشت تا آنجا که از اميرالمومنين (ع) نقل شده است که فرمود: «من وجد ماء و ترابا ثم افتقر فابعده الله (4). هر که آب و خاکي بيابد و باز هم فقير باشد، خدا او را از رحمت خود دور کند». يعني هر که آب و خاک در اختيار داشته باشد نبايد فقير بماند. هم چنين هنگامي که کسي از امام صادق (ع) تقاضا کرد که دعا کند رزق و روزي او به راحتي برسد: «لا ادعو لک، اطلب کما امرک الله عزوجل. برايت دعا نمي کنم. آنگونه که خدا به تو امر فرموده است روزيت را طلب کن». يعني با به زحمت انداختن خود روزي بخواه. (5)
ج) اسلام بر آباد کردن زمين ها و شهرها و تعطيل نگذاردن اراضي تاکيد فراوان دارد که از عوامل مهم رشد توليد مي باشد.
قرآن مي فرمايد: «هو أنشاکم من الارض و استعمرکم فيها. خدا شما را از زمين ايجاد کرد و به آباداني در آن گماشت» هم چنين در روايتي از پيامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرموده: من کان له ارض فيزرعها و الا فليؤدها اخاه و لا يؤاجرها اياه، هر که زميني دارد آن را به کارد و گرنه به برادرش بدهد و از او اجاره نگيرد»و اين روايت بيانگر يکي از سياست هاي اقتصادي پيامبر (ص) است. در عهدنامه اميرالمومنين (ع) به مالک اشتر يکي از وظايف استاندار را عمران و آبادي شهرهاي منطقه ماموريت وي قرار مي دهد و مي فرمايد: «جبايه خراجها، و جهاد عدوها و استصلاح اهلها و عماره بلادها، وظايف استاندار عبارت است از: جمع آوري ماليات آن منطقه و مبارزه با دشمن آن و به صلاح آوردن اهل آن و آباد کردن شهرهاي آن». (6) و نيز به او مي فرمايد: «و ليکن نظرک في عماره الارض ابلغ من نظرک في استجلاب الخراج. بايد نظرت درباره آباد کردن زمين رساتر از نگاهت درباره گرفتن ماليات باشد». (7)


ادامه مطلب

ارتباط میان هویت جمعی و نرخ رشد اقتصادی


    انسان موجودی اجتماعی است. علم روانشناسی سال هاست چگونگی رفتار افراد در گروه ها و جوامع را مورد بررسی قرار داده است.   
      
      
  
ارتباط میان هویت جمعی و نرخ رشد اقتصادی       
  
  
      
  
  
  

انسان موجودی اجتماعی است. علم روانشناسی سال هاست چگونگی رفتار افراد در گروه ها و جوامع را مورد بررسی قرار داده است.

یکی از این دستاوردها بیان می دارد که افراد با عضویت در مجامع و گروه ها در جست وجوی پیشرفت و تکاملند. این پیشرفت ها در زمینه های مختلف عاطفی، جسمی ، معنوی و... مطرح است و آنچه مد نظر این نوشتار است جنبه اقتصادی است. در حالت عادی و عمومی، اعضا می کوشند ارتباطشان با سازمان را استحکام بخشیده و به عضویت در آن سازمان یا گروه ببالند.

علم روانشناسی اهمیت عضویت های جمعی را در بسیاری از موارد حیاتی تر از هویت های فردی بر می شمرد (به عنوان شاهد به یاد بیاوریم افزایش آمار خودکشی در میان کارآفرینان ژاپنی در بحبوحه بحران اقتصادی). چنانچه هدف از تشکیل یا آرمان گروهی، رشد اقتصادی باشد و به هر دلیل این خواسته به دست نیاید، ارتباط میان گروه و هویت گروهی افراد سست شده و در نهایت گسسته می شود. در علم بازار، امروزه ارتباط میان انعکاس اخبار و آمارها (Image) از خارج سازمان و همچنین رفتارها و فرهنگ سازمانی (Culture) در داخل سازمان را، با نرخ رشد اقتصادی سازمان مورد مطالعه قرار داده اند.

نتایج بدین گونه ا ند که هر نشان (چه بازخورد و آمار و چه رفتار) مثبت توسط هر یک از اعضا یا بین اعضا، برآیند و نرخ رشد جمعی سازمان را افزایش می دهد. به عنوان مثال اگر در بین اتحادیه تولیدکنندگان فرش یکی از اعضا موفقیتی کسب کند یا خبر مثبتی ایجاد نماید، نرخ رشد کل گروه (به خصوص در همان زمینه خاص که پیشرفت حاصل شده) افزایش می یابد. مطالعات نشان داده ا ند که در بین گروهی از فعالان اقتصادی در یک زمینه کاری یکسان و در یک مکان جغرافیایی یکسان (همانند شهرک های صنعتی) موفقیت هر یک از واحدها بر موفقیت تمام واحدها اثر مثبت دارد.

این تاثیر در جزئیات هم معتبر است. یعنی در مثال فرش اگر یکی از اعضا به تکنولوژی تولید کارآ تر ی دست یابد، روند انتقال تکنولوژی کل رشد می کند، یا با موفقیت صادراتی یک یا چند عضو، نرخ میانگین رشد صادرات کل اعضا افزایش می یابد. این چنین ارتباط مستقیمی تنها به کیفیت انعکاس ها و رفتارها محدود نمی شود، بلکه از لحاظ کمی نیز، تعداد اخبار و آمار مثبت منتشره در یک بازه زمانی مشخص، نرخ رشد اقتصادی شاخص کل را افزایش می دهد (در این باره با فرض اینکه خرد جمعی، راست را از دروغ تمیز می دهد، اخبار دروغ و ساختگی را از بحث کنار می گذاریم). نمودارها نشان می دهند که این رابطه از جنس درجه بالاتر از یک هستند و در مقیاس واحد از نرخ عامل رشد مستقل (همان واکنش ها و رفتارها) بزرگترند. به بیان عامیانه، این انعکاس ها و رفتارها بیشتر از آنکه فکرش را بکنیم تاثیرگذارند.

متاسفانه عکس این رابطه نیز به همین سیاق صادق است. یعنی اخبار و رخدادهای بد، به صورت تصاعدی در تخریب و اضمحلال عملکردهای تک تک اعضا موثرند. تحقیقات نشان می دهد که اعضا تا حدی از تحمل سعی می کنند اخبار و رفتارها را به گونه ای مطابق آرمان و هویت فردی خود تعبیر کنند و با عبور از آستانه تحمل و انتظارشان، گسست رخ می دهد.

در مورد رتبه بندی مدرسه های مدیریت انگلستان و بودجه های تحقیقاتی تخصیصی که هر ۴ سال یکبار منتشر می شود، مطالعه رفتار اساتید نشان داده است که به عنوان مثال، در موردی که یک دانشکده ۴ رتبه نسبت به گذشته افت داشته است، اساتید سعی کرده اند تعبیر خود را از این افت به صورت نسبی تغییر دهند و به اصطلاح از واقعیت کل چشم پوشیده، موارد جایگزین جزئی تر را جست وجو و بررسی نمایند. به این صورت به آرمان و هویت شخصی خود که همانا عضویت در گروه با دورنما و اعتبار (Reputation) مثبت و رو به پیشرفت است، پاسخ دهند.

مثلا بر موردهایی که رشد داشته ا ند تاکید نمایند و مثلا چنین اظهار می کنند که «به جای تمرکز بر تولید و چاپ مقالات، اساتید و محققین فعال تری جذب کرده ایم یا در توسعه زیرساخت های آموزشی نسبت به دوره گذشته پیشرفت داشته ایم.» در واقع آنها به خود دروغ نمی گویند، بلکه همه واقعیت را نمی گویند! حال در موردی که افت رتبه بندی به جای ۴ پله، ۸ پله بوده است، عکس العمل ها بسیار متفاوت است.

اساتید برای یافتن کرسی در دانشکده های با عملکرد بهتر به تکاپو افتاده اند. دانشجویان کمتری برای تحصیل به آن دانشکده ها تقاضا فرستاده و بودجه های تحقیقاتی دولتی و خصوصی کاهش شدید یافته اند. یعنی با گذر از آستانه تحمل، زیان در نتایج عملی رشدی مضاعف می یابد. طرفداران مکتب عملگرا (Functionalist) و مشاوران مدیریت بر این باورند که با شناخت صحیح از انعکاس، بازخورد، رفتار و فرهنگ هر سازمان، می توان رشد اقتصادی آن سازمان را تحت کنترل درآورد.
      
  
  
            علیرضا شیخ   
            روزنامه خراسان ( www.khorasannews.com )