مدل اقتصاد اسلامی

مدل اقتصاد اسلامی
IsLamic economic model




یکی از موضوعاتی که در سالهای اخیر و بیشتر در کشورهای مسلمان مورد توجه قرار گرفته ارائه یک نظام اقتصادی جایگزین به‌جای سیستم اقتصادی غربی می‌باشد. یک موج فزاینده از نظریات در کشورهای در حال توسعه درحال شکل گیری است که معتقد است اقتصاد سرمایه داری غرب درحل مشکل فقر و از بین بردن بسیاری از ناهماهنگی اقتصاد شکست خورده است. بسیاری ازاین راه حل ها با هدف پاسخگویی احتیاجات انسان آزمایش شده اما هنوز انسان قادر نیست که بدون مواجهه با رکود ها و تورم های دوره ای، به یک جامعه رفاه (مبنی بر فرصت های برابر، تعادل بین طبقات وروح تعاون ومشارکت به جای حرص وهرج ومرج ) دست پیدا کند.
چه بر اساس نظریات سوسیالیسم وچه سرمایه داری انسان در مرکز دنیا قرار داشته و بوسیله تمایلات پایه ای نسبت به غذا، لذت و ماندگاری، کنترل میشود. پس از رنسانس در قرن 14مدل تمدن مرکزی اروپا بوسیله ریزون سروسامان گرفت. حتی شناخت میراث معنوی الهی موضوع برخی از ریشه یابی های دقیق شده بود. درعلم تئوری تغییر وتکمیل دوره ای هوش انسان، در اقتصاد پیشرفت تکنولوژی وابداع معیارGNP برای اندازه گیری و محک پیشرفت ملت ها و درسیاست ترویج دموکراسی وتبدیل شدن آن به یکی ازساختارهای تشکیل دولتها تغییرات زیادی در زندگی انسان بوجود آورد.
همچنین ماتریالیسم سکولار نیز اقدام به جایگزینی معنویت الهی باتئوری کرد که طبق آن زندگی انسان محدود به ارضای نیازهای بنیانی اوبوده ودرآن هیچ اعتقادی به جهان پس از مرگ وجود نداشت.کلیساها وصومعه ها برای 75 سال یا بیشتر، دیگر حرفی از جهنم به زبان نیاوردند واینگونه شد که شهرهای بوجود آمده در غرب صنعتی وکشورهای در حال توسعه که در حال بکار گیری مدل های توسعه علمی وفنی غربی بودند دچار معضلاتی چون بی ثباتی اقتصادی عدم توازن اقتصادی بین فقر وثروت وبیماری های اجتماعی مثل خشونت، مواد مخدر وروابط نامشروع نوجوانان شدند.
نظام های سیاسی اروپا در بعد از رنسانس برخلاف سیستم های پادشاهی وملوک الطوایفی، تبدیل به دولتهای مردمی شدند.این حکومتها از زمان باستان دراشکال دولت یونانی، نمایندگی امپراتور روم ، شارلمانی، امپراتور مقدس روم ودر آخر دولت های ملی اروپایی قرون وسطایی تغییرکرده بودند ودر آخرتبدیل به دولت های دموکراتیک انقلابی شده ومحور مشترک آنها زندگی آسوده و امنیت در برار حمله بیگانگان شد. از آنجا که ارباب های فئودال رعایا را مدیریت می کردند و مالیات می گرفتند، همانها هم برای حمایت از پادشاه تشکیل ارتش ونیروی نظامی می دادند.
از طرف دیگر خود کلیساها مالک زمین هایی بودند وبا دستگاه اشراف فئودالهاوپادشاه همکاری می کردند.در قرون وسطی به درخواست کلیسا ها سپاهیان زیادی برای جنگ علیه مسلمانان تشکیل شد.
این سپاهیان که آغاز گران جنگهای صلیبی بودند برای رسیدن به یک پاداش مادی ویا رسیدن به پاداش های اخروی دست به جنگ می زدند. اگر چه ارتش مسیحیان از مسلمانان بیزار بودند ولی به آنها احترام می گذاشتند وباانان رابطه برقرار می کردند به طوری که تماس های بین مسلمانان ومسیحیان که در جریان جنگ های صلیبی صورت گرفت تاثیرات زیادی روی اقتصاد اروپایی ها و همینطور زندگی سیاسی اجتماعی آن ها گذاشت.
اروپا در دوره بعد از رنسانس به سمت عقاید انسان محورانه وبرتری انسان متمایل شد که در این عقاید ابزار اصلی دانش علت هابود و نه روابط الهی. همه چیز از کتاب مقدس گرفته تا دانش سکولارنجوم،جغرافی،ریاضیات،پزشکی،فلسفه وفیزیک ) به صورت تجربی وآزمایشی تبدیل شد تا جاییکه معتقد بودند هیچ چیز وجود ندارد مگر اینکه با یکی از حواس پنجگانه احساس شود. در تاریخ اندیشه های غربی، دانشمندان تکیه برحقایق مربوط به تمدن یونانی داشته اند که البته این حقایق همیشه برای آنها نا شناخته بود، تازمانی که مسلمانان آنها رابه عربی ترجمه کرده و پس از آن دوباره به زبان های لاتین و رومی ترجمه شدند. شهر آندلس به عنوان پلی عمل می کرد به طوری که دانشمندان از استانبول که در آن زمان در دست مسلمانان قرارداشت (1458) به شهر بولونیای ایتالیا که تنها مر کز ترجمه متون عربی به زبان اروپایی بود می رفتند.
البته آسیا خود از بسیاری قبل تر حاوی تمدن های بزرگی چون آشوری، بابلی، چینی، مصری و هندی بوده است. این جملات که توسط کرنل مارتین برنل در کتاب آتن سیاه مطرح شد بسیاری از دانشمندانی که معتقد بودند یونان اولین زمینه ساز تمدن غربی است را بسیار عصبانی کرد.
از طرف دیگر بسیاری از اروپایی ها به استثنای محققین نسبت به نقش اسلام واعراب در زمینه سازی علوم انسانی بی اطلاع هستند.در مقابل غربی ها به مسلمانان به صورت تحقیر آمیزتحقیر آمیز نگاه کرده وآنها را انسانهایی منفعل وخطر ناک می دانند.
حقایق بسیاری در این بین مهجور مانده است، مثلا ابوریحان بیرونی در قرن 10 وبسیار زودتر از گالیله ثابت کرد که زمین به دور خورشید می گردد . کتاب قانون ابن سینا برای 200 سال در دانشگاه های اروپا تدریس می شد یادداشتهای فلسفی ابن رشد در مورد ارسطو طرفداران بسیاری در اروپا پیدا کرده بود. ابن خلدون به عنوان پدر جامعه شناسی مطرح شد خوارزمی اقدام به تاًلیف کتاب الجبرو المقابله کرد که پایه گذار ریاضیات مدرن شد و اعدادعربی جایگزین اعداد لاتین شدند.در نجوم نیز نام بسیاری از ستارگان عربی می‌باشد. همینطور الکندی به عنوان جغرافی دان، بیرونی به عنوان ریاضی دانی که محیط زمین رادقیق تراز بطلمیوس بدست آورده، الزهراوی به عنوان متخصص بیماری های زنان و ابن هیثم بعنوان پدر علم اپتیک آخرین کمکهای اسلام واعراب به علوم اروپا را انجام دادند.
شیمی از یکی از شعبات دانش مسلمانان الکیمیا و جبر از کتاب الجبر المقابله گرفته شده است. وبه عنوان مثال آخر میتوان از الادریس نام برد که او را یکی از جغرافی دانان بزرگ میدانند چرا که توانست اطلس زمین را تهیه کند.900 سال قبل از کریستف کلمب یک پادشاه مسلمان ساکن در غرب آفریقا (مالی)یک هیئت اعزامی را فرستاد تا کشف کنند که آن سوی اقیانوس اطلس چه چیز قرار دارد تمام کشتی ها غرق شدند و فقط یکی از آنها سالم به حوزه کارائیب رسید که بعدها دانشمندان وقتی متوجه وجود یک کتاب عربی شدند تائید کردند که آمریکا بسیار قبل تر از کریستف کلمب، توسط اعراب مسلمان کشف شده بود.
همینطور،اسپانیا ابتدا در زمان عثمان کشف شد. اوعقبه بن ناجی رابه همراه دستور العمل در دست گیری قسطنطنیه به آنجا فرستاد. اما قبائل وحشی جلوی آنها را گرفتند و بعدها دیگر اعزام این هیئت صورت نگرفت. پس همانطور که ذکر شد اندلوس به عنوان پلی بین دانش اعراب واروپائیان شده بود که بعد ها زمینه ساز ظهور رنسانس در اروپا نیز شد.
در یک سمینار بین المللی در مورد اسپانیای اسلامی که در سال 1991 در لاهور برگزار شد در مورد کمک های اعراب مسلمان به غربی ها تمام جزئیات به خوبی بیان شد (نویسنده مقاله، خود هماهنگ کننده این سمینار بود ).
پیشرفتهای علمی، تکنولوژی و اقتصادی صورت گرفته در غرب (از بعد از رنسانس ) که همراه با توسعه سیاسی وفرهنگی می باشند هنوز نتوانسته اند زمینه ساز خرسندی ورضایت انسانها شوند و یا یک جامعه عادلانه تر وبرابر تر ارائه دهند. از نظر اخلاقی بیماری های اجتماعی – اقتصادی موجود به همراه عدم پاکدامنی و انسجام در خانواده ها معضلات بزرگی را در چهره اجتماع رقم زده اند. از نظر اقتصادی نیز، رشد سریع اقتصادی موجب گرم شدن اقتصاد شده و نرخ بهره در حال زیاد شدن است چرا که باید تورم داخلی کنترل شود ولی همیشه این خطر وجود دارد که نکند این چرخ در مسیر دیگری تاب بخورد و نتایج برعکس شود یعنی سیاست های جلوگیری کننده از تورم،باعث ایجاد رکورد شوند.
در این شرایط وبرای مقابله با این بیماری های اقتصادی مخصوصاً اکنون که نظام سوسیالیسم نیز شکست خورده، وجود یک نظام اقتصادی جایگزین راه حل خوبی به نظر می رسد. در همین شرایط نظریه پایان تاریخ فوکویاما در بهترین حالت، یک تئوری ناقص وترک خورده در مورد پیروزی سرمایه داری برای درمان بیماری های موجوددر جوامع مدرن می باشد. چرا که فجایع زیست محیطی، تاٌثیرات گاز های گلخانه ای،رشد جمعیت واحتمال ایجاد زمستان هسته ای، خطرات بزرگی هستند که از ناحیه سرمایه داری بوجود آمده ودنیا راتهدید می کنند. این نتایج صنعتی شدن خود سرانه ولجام گسیخته در جوامع مدرن دنیا می باشد.
یکی از بخشهای جایگزین، نظام بانکداری بدون بهره می باشد که توسط اسلام ارائه شده ومدت زیادی ( قبل از اینکه نظام مبتنی بر نرخ بهره غربی اقتصاد دنیا را ویران کند )بکار گرفته شده. بهره در نسخ قدیمی انجیل نیز ممنوع شده بود. قرآن نیز از آن به عنوان جنگ با خدا نام می برد. در نظام اقتصادی اسلامی پول به عنوان وسیلة مبادله تعریف می شود ولی در اقتصادهای غربی که مبتنی بر نرخ بهره هستند، جامعة مصرف کننده به جای قرار گرفتن در کامروائی وخوشنودی در زیر بار سنگینی از بدهی ها وبهره قرار گرفته که باز پرداخت وامها به سالها وقت نیاز دارد.
در اقتصاد اسلامی برای درمان این معضل، مفاهیمی چون مضاربه، مشارکت واجاره تعریف می شود. مضاربه یک همکاری ببن تاٌمین کننده سرمایه وکارگر است که هر دوی آنها توافق می کنند که در سود پروژه شریک باشندواگر ضرری به خاطر کارگر به سرمایه رسید کارگر کار خود را از دست می دهد، همکاری پیامبر اسلامصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم با خدیجه سلام‌الله‌علیه در زمینة تجارت، در غالب مضاربه صورت می گرفت.در مشارکت؛ سهامداران شریک می شوند.
مدیران شرکت در مورد فعالیتهای شرکت مسئول بوده ودر سود شریک می باشند ولی اگر شرکت ضرر بدهد، مدیران هزینه ودستمزد خودرادریافت می کنند ودر زیان شریک نمی باشند.واین یعنی شرکت های راس از دارایی سهامداران منتفع می شوندونه از فعالیت خود.برای نمونه در موجودی سرمایه ووجوه دو طرفه، شرکت کل(هولدینگ چندین شرکت کوچکتر ) حتی با وجود ضرر دیدن، باید هزینه های تاٌمین مالی را بپردازد.
اجاره نیز نوعی از ارائه خدمات است به گونه ای که به ازای کار با ماشین آلات یا دارائی و براساس ارزش بازار، یک مقدار اجاره با نرخی نزولی پرداخته می شود. برای مثال در بانکهای بدون ربا، یک شکل از مضاربه انجام می شود به طوری که بانک با سپرده گزاران شرط می کند که بازده سرمایة سپرده گزاران متناسب با سود وزیان متعلق به سرمایه گزارده شده شان محاسبه وپرداخت شود.
بانک سرمایه ها را براساس قواعد از پیش توافق شده وبا مدیریت اعضای هیئت مدیره بانک، سرمایه گزاری می کند. البته این مدیریت در سود وزیان سرمایه گزاری شریک هستند. تضاد آشکار در بین بانکهای موجود وبانکهای اسلامی،درزمینه فعالیت های بانکداری، اعمال بهره های ثابت در قبالدریافت وثیقه و دریافت بهره ثابت توسط سپرده گزار، بدون اعتنا به سود وزیان پروژه می باشد. خسارت ها وجریمه های کارتهای اعتباری چه یک شرکت باشد، چه بانک، با اعمال بهره های گزاف باعث می شود سپرده گزاران هزینه بسیار زیادی بپردازند ولی در اسلام بر مشارکت با حفظ برابری شرایط و با توجه به اشتراک در سود وزیان تاکید شده است.
به غیر از اجاره ماشین آلات وتجهیزات ، عقد اجاره برای خرید خانه وماشین نیز به کار می رود که در چهاچوب مالیه اسلامی قرار دادهایی بدون ربا بین سپرده گزار وبانک اسلامی منعقد می شوند. برای مثال اگر یک وام 100 هزار دلاری اعطا شود، مستاٌجر ونه صاحب سرمایه، قبول می کند که اقساط وام را طی یک دوره مشخص که بسیار کوتاه تر از 30-15 سال می باشد، بپردازد. بنابر این سرمایه گذاران سرمایه های خودر ا زودتر باز پس خواهند گرفت. به علاوه، کاربر یا مستاجر بر اساس ارزش بازار اجاره می پردازد، به طوری که مجموع اقساط و اجاره ها از مقدار وام بیشتر نمی شود. همچنین در صورت وررشکستگی، برخلاف نظام سرمایه داری، خانه یا ماشین مصادره نمی شود بلکه اقدامات به گونه ای صورت می گیرد که شخص از ورشکستگی رهایی یابد. اینگونه نظام اقتصادی بر اساس سنت پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم پیش می رود که: قرض دهنده باید یک مهلت اضافی به قرض گیرنده بدهدو....ودر صورت مرگ قرض گیرنده، قبل از تقسیم ارث، باید ابتدا دیون او پرداخت شود.
نظام اسلامی در کنار مالیه بدون بهره، موضوعات دیگری دارد که قابل تامل می باشند. هزینه داوطلبانه (صدقه) یا انفاق،هدیه و اهدا به فقرا، افراد محتاج، پیران، ناتوانان، در راه مانده گان، سربازان باز نشسته، زنان بیوه، یتیمان، ساخت مدرسه، بیمارستان والبته فریضه زکات ازاین موضوعات می باشند که قرآن مسلمانان را تشویق کرده است که آنچه مازاد بر نیاز دارند، در این مصارف خرج کنند تا در هر 40 سال چرخه ثروت تداوم داشته باشد. پاداش معنوی در جهان آخرت انگیزه خوبی برای کمک به فقرا و موجب بی تمایلی نسبت به احتکار وانباشت ثروت می شود. کمک به همسایگان بسیار سفارش شده است تا جاییکه پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود من فکر کردم جبرئیل ممکن است وحی بیاوردکه همسایه نیز از انسان ارث ببرد.
تعجبی نیست که نظام اسلامی محبوبیت زیادی پیدا کرده است. در پاکستان وجوه دو طرفه و ادغام های صنعتی بر اساس مضاربه راه انداز ی شده اند. موسسه بیت المال الاسلامی در حدود دو جین با نک اسلامی ایجاد کرده است. موسسات مالی بدون ربا توسط دکتر یحیی عبدالرحمان شعبه های زیادی در ایالات متحده وحتی در ازبکستان ایجاد کرده اند. بانک گریند لیز در پاکستان نیز اقدام به گشایش مضاربه می کند. در هوستن، سن لوئیزو تورنتو نیز وام های بدون بهره داده می شود. نظام اسلامی مخصوصاً در زمینه اقتصاد و با توجه به اصل محاسبه رفتار در معاد، ثابت کرده است که میتواند پیشرو در رسیدن به زمینه های تازه،دولت رفاه – اتوپیا- که آرزوی نوع بشر است، باشد.



مترجم: مجتبی شریفی
منبع: باشگاه اندیشه




آموزه های اقتصادی قرآن و عترت

آموزه های اقتصادی قرآن و عترت     
    تلاش اقتصادی باید در چارچوب ارزش های اخلاقی و معنوی باشد. حکومت نه آزادی را نفی کند و نه آن را نامحدود بداند. بلکه به مردم اجازه دهد تا در راستای آرمان های بلند الهی از آزادی اقتصادی در جامعه بهره مند شوند.    
       
       
   
آموزه های اقتصادی قرآن و عترت        
   
   
       
   
   
   

تلاش اقتصادی باید در چارچوب ارزش های اخلاقی و معنوی باشد. حکومت نه آزادی را نفی کند و نه آن را نامحدود بداند. بلکه به مردم اجازه دهد تا در راستای آرمان های بلند الهی از آزادی اقتصادی در جامعه بهره مند شوند.

اقتصاد، میانه روی در هر کاری می باشد و در اصطلاح «هر آنچه را گویند که برای تأمین امور معاش و برطرف کردن نیاز عموم به کار رود.»

از جمله اهداف مهم پیامبران اجرای مدیریت صحیح در بعد اقتصادی بوده است.

ابواب مختلف فقهی از قبیل تجارت، مضاربه، مساقات و... با لحنی بلیغ و مؤکد، به امور معیشتی و تجاری اشاره می کند.

تذکرات مهم در عهد رسول الله (ص) و امام علی (ع) درباره رسیدگی استانداران به حال بازرگانان، کشاورزان، تخفیف خراج، اخذ مالیات و... بیانگر اهمیت مدیریت خدمت رسانی در این زمینه است.بنابراین باید گفت: یکی از مهمترین وظایف حکومت این است که جوی سالم و پیراسته از خود محوری و حرام خواری را ایجاد کند تا مردم بتوانند در چنین محیطی استعدادها، هنرها و مهارت های خویش را به کار انداخته و به جامعه ای خودکفا، دست یابند.

امام صادق (ع) می فرماید: «بقا در آن است که اموال و اقتصاد در دست کسانی باشد که حق اموال را شناخته و به مردم خیرشان برسد.»در نقلی وارد است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «دولتمردانی مورد مهر خدای سبحان قرار می گیرند که در دولت شان اجناس ارزان باشد و کارگزاری مورد خشم خدای سبحان است که اجناس در دولتش گران باشد.»(۱)

بنابراین بر دولتمردان است که وضعیت معقول و مشروع اقتصادی جامعه را تثبیت کنندو از راه های مشروعی مثل کشاورزی، صنعتگری، اعطای قرض الحسنه غیرربوی و... موجبات خودکفایی و فقرزدایی را فراهم سازند.

● ایجاد فضا برای تحرک اقتصادی

حکومت باید ضمن حفظ سرمایه های اساسی، مالکیت شهروندان را احترام کند و فضای لازم اقتصادی را برای بخش خصوصی، فراهم آورد.

مسئله اشتغال که امروز در تمام جوامع مطرح است، بخش اعظم آن به دلیل عدم اجازه دولت ها برای تحرک اقتصادی مناسب است و البته قسمی هم به دلیل راحت طلبی و عدم تکاپوی فکری افراد جامعه است.

بنابراین، دولت موظف است در کنار تقویت مشاغل موجود و دادن فضای تحرک به صاحبان حرف و مشاغل، مردم را دعوت به تولید کار و اشتغال جدید کند و در نوع و شکل کار و شغل، نوآوری هم صورت پذیرد تا با مشکل اشتغال روبه رو نباشیم.

● تلاش اقتصادی دارای مرز

تلاش اقتصادی باید در چارچوب ارزش های اخلاقی و معنوی باشد. حکومت نه آزادی را نفی کند و نه آن را نامحدود بداند. بلکه به مردم اجازه دهد تا در راستای آرمان های بلند الهی از آزادی اقتصادی در جامعه بهره مند شوند.

این مرز و چارچوب بیانگر این معنا است که حکومت باید طوری عمل کند که جلوی تلاش تجاری و بازرگانی را سد نکند و به گونه ای هم نباشد که سرمایه ها در دست عده ای خاص متمرکز شود.

● حرکت اقتصادی بر مبنای آموزه های دینی

ایجاد فضای اقتصادی، به این معنا نیست که مردم در سودهای مالی غرق شوند و جنبه های شرعی آن فراموش شود.

حکومت موظف است تمام جنبه های شرعی معاملات را از طرق مختلف، مانند رسانه های جمعی آموزش دهد.

بسیاری از وام های دریافتی مردم از سوی بانک ها و صندوق های به اصطلاح قرض الحسنه، در زمره قرض ربوی است و تلاش دولت برای کاهش میزان سود این وامها در راستای ربا زدایی قرار دارد.

مثلاً مردم برای دریافت وام خرید مسکن، در بانک ها یا صندوق های به اصطلاح قرض الحسنه، ابتدا پولی را به ودیعه می گذارند تا پس از زمان معینی، مبلغی را به عنوان وام دریافت کنند؛ این حرکت اقتصادی از مصادیق بارز قرض ربوی است و حرام است. (۲) ولی متأسفانه به علت نبود آگاهی و سودنگری بانک ها این مسئله رواج یافته است. البته، بانک ها با وضع قراردادهایی سعی در شرعی جلوه دادن این گونه مباحث دارند ولکن به قول معروف، همان حیله های شرعی است که شرعیت ندارد. (حتی همین صندوق های فامیلی هم که باب شده گرفتار همین حرمت است؛ زیرا قصه آنها هم همین است که گذشت).

مثلاً نام نویسی تلفن همراه که از گذشته به ارث رسیده، معلوم نیست براساس چه قرارداد اسلامی صورت می گیرد؛ زیرا یکی از ارکان بیع، تعیین زمان تحویل کالا است که در این مورد پس از عقد قرارداد کار تحویل به قرعه سپرده می شود و این معامله را دچار اشکال می کند. مردم هم به جهت بی اطلاعی گرفتار این معامله مورد اشکال می شوند.

درباره خودروها هم، همین قصه دردآور وجود دارد؛ زیرا اگر معامله نیست و قرارداد است، پس مسلمان حق دارد هرطور دوست دارد معامله کند و ربا هم حرمت ندارد؛ اگرنه نوعی قرارداد اسلامی است ما که نفهمیدیم در چه قالبی نهفته است.(۳)نتیجه اینکه حکومت موظف است، تمام کارهای اقتصادی را براساس مبانی اسلام طرح ریزی کند.

● امنیت اقتصادی

شاید اساسی ترین خدمتی را که مردم از حکومت می خواهند همین مسئله است.

لازمه کارهای اقتصادی، جابه جایی پول و کالا است و اگر این معنا از تأمین مناسب برخوردار نباشد، کار اقتصادی کردن مشکل شده و بازار مملکت گرفتار رکود و بی اعتباری می شود. بنابراین لازم است؛ کارگزاران نظام امنیت لازم را برقرار کنند.

مثلاً بیمه کردن کالا را اجباری کرده و البته هزینه آن را هم تنزیل دهند. یا اگر در معامله، به جای پول نقد، چک رد و بدل می شود، به صرف قرار دادن جزای کیفری برای صاحبان چک های برگشتی بسنده نشود بلکه ، این شخص به عنوان فردی ناهنجار به تمام دوایر کشوری و لشکری معرفی و با او رفتار متفاوت صورت گیرد، تا کسی جرأت نکند به سادگی بازار مملکت را به چالش بکشد.

● قرض

از آنجا که مسئله قرض در این چند سال اخیر متأسفانه باب شده و بسیاری از قرض ها شرعی نیست در این باب مفصل وارد می شویم. یکی از روش های تعدیل سرمایه تشویق اغنیا به مسئله قرض دادن به فقرا می باشد.

در اینجا به جایگاه و اهمیت و احکام و ابعاد قرض می پردازیم تا محور دیگری از مدار نهضت خدمت رسانی اقتصادی روشن گردد. «قرض» در لغت یعنی آنچه انسان از مال خویش به دیگری می دهد به شرط این که بدل آن را برگرداند. قرض عقدی مستقل است که به معنای تملیک به ضمان است. یعنی شخصی مال خودش را به دیگری واگذار می کند و با این عمل آن را از ملک خویش خارج و داخل در ملک دیگری می کند و در این مورد با بیع و هبه فرقی ندارد زیرا بیع نیز تملیک است و اخراج مورد معامله از ملک فروشنده و داخل شدن آن در ملک خریدار که هبه نیز چنین است.قرض دهنده از همان زمانی که چیزی را به دیگری قرض می دهد دیگر مالک آن نیست. بلکه مالک مثل یا قیمت آن است که در ذمه و عهده قرض گیرنده قرار می گیرد در نتیجه آثار مالکیت هم از او سلب می شود.

از آثار قرض این است که مال قرض داده شده از نظر قرض دهنده عقیم است و نمی تواند سودی داشته باشد علتش این است که مورد قرض به مجرد قرض دادن از مالکیت قرض دهنده خارج می شود و دیگر متعلق به او نیست.

● وام و احکام آن

از مطالعه مجموع روایات و آیات وارده در باب دین (بدهکاری) و فتاوی فقهای عظام در می یابیم که اصل جواز بدهکار و مدیون بودن به دیگری در فقه اسلامی مسئله ای مسلم است و هیچ فرقه ای از فرق گوناگون اسلامی و هیچ فقیهی از فقهای مذاهب اسلامی و حتی هیچ مسلمانی در جواز اصل بدهکاری تردید نکرده است و در فقه اسلامی درموارد گوناگون مسائل متعددی مطرح شده است که همه آنها بر این اصل مهم استوارند.

معنای دین در کتب فقها ذکر شده است و امام خمینی (ره) نیز درباره معنای دین می فرماید: «الدین مال کلی ثابت فی ذمة شخص لاخر سبب من الاسباب»(۴) دین مال کلی و ثابت در ذمه و عهده یک شخص برای شخص دیگری است به سببی از اسباب... .

● وام گرفتن فقط در موارد ضروری

در بحث قبل بیان شد که از نظر اسلام و عقل، دلیلی دال بر ممنوعیت اصل بدهی داشتن وجود ندارد، اما دلیلی برای نیکو بودن آن هم وجود ندارد؛ بلکه از روایات بسیاری استفاده می شود بدهکار بودن، با شخصیت، احترام و اعتماد به نفس انسان سازگاری ندارد. زیرا طبیعی است انسانی که خود را آماده کند که از دیگری طلب حاجت کند در باطن خود نوعی ذلت و حقارت احساس می کند.

اصولاً اظهار نیاز به دیگری چنین نتیجه ای دارد که انسان را کوچک و خوار و نیازمند و ضعیف نشان می دهد و این، با مقام والای انسانیت انسان مناسب نیست. از این رو در برخی از احادیث معتبر وام گرفتن معادل کفر به حساب آمده است. قال رسول الله (اعوذبالله من الکفر والدین) قیل یا رسول الله ایعدل الدین، بالکفر؟ فقال (نعم).(۵)

در روایتی دیگر داریم قال الصادق: (ما الوجع الاوجع العین و ما الهم الا هم الدین)(۶) هیچ دردی به پای درد چشم نمی رسد و هیچ اندوهی به پای اندوه ناشی از دین و بدهکاری نمی رسد.

از دیدگاه مکتب تربیتی اسلام وام و دین و بدهکاری نشانه و پرچم ذلت است که به گردن او می اندازد؛ قال رسول الله: (الدین رایة الله عزوجل فی الارض فاذا اراد ان یذل عبداً و ضعه فی عنقه). البته اگر در زندگی اهل بیت، قرض و وامی دیده شود، یقیناً جزو مواردی است که حضرات خواسته اند حلیت و ثواب آن مسئله را ثابت کنند و یا پیام خاص خود را دارد که در جای مناسب باید تحلیل شود.

● لزوم پرداخت وام در زمان مقرر

یکی دیگر از احکام شرعی در مورد قرض این است که قرض گیرنده در هنگام اخذ قرض قصد ادای آن را داشته باشد؛ در غیر این صورت، عملی غیراخلاقی و غیرشرعی انجام داده است. قرآن کریم چنین کسی را نوعی خائن به امانت به شمار می آورد و به او توصیه می کند که تقوا را پیشه خود کند (فان امن بعضکم بعضاً فلیود الذی او تمن امانة و لیتق الله ربه)(۷) بدیهی است تقوی در مورد قرض و وام، پرداخت به موقع وام را هم دربرمی گیرد.

در اسلام کسی که از دیگری قرض کند و قصد ادای آن را نداشته باشد، به مثابه سارق است امام صادق(ع) می فرماید: (السراق ثلاثه مانع الزکاة و مستحل مهمور النساء و کذلک من استدان و لم ینوء قضاء).

در مکتب تربیتی اسلام آنقدر چنین شخصی منفور است که نقل است وقتی معاویه بن وهب از دنیا رفت، چون مقروض بود و در ادای بدهی خود کوتاهی کرده بود پیامبر بر او نماز نخواند و فرمود: (لاتصلوا علی صاحبکم حتی یقضی عنه الدین). در روایتی دیگر آمده (من یمطل علی ذی حق حقه و هو یقدر علی اداء حقه، فعلیه کل یوم خطئة عشار)(۸) کسی که از دادن حق دیگری امتناع ورزد در حالی که قدرت بر ادای آن را دارد هر روزی که بر او می گذرد گناهکار بوده و گناه او مثل گناه باجگیر است.
       
   
   
            ۱) بحارالانوار، ج۵، ص۱۶۴.
۲) استفتاء از مقام معظم رهبری، روزنامه جمهوری اسلامی، مورخ ۲۱/۰۴/۱۳۸۴
۳) منظور پیش فروش خودروها است که چندسالی است باب شده.
۴) تحریرالوسیله، ج۱، ۴۷.
۵) بحارالانوار، ج۳، ص۱۴۱.
۶) علل الشرایع، جزء۱۰۳، ص۵۲۹
۷) بقره:۲۸۳
۸) امالی صدوق، ص۴۳۳.    
            خبرگزاری فارس ( www.farsnews.com )    
 




اقتصاد اسلامی و ویژگی های آن

اقتصاد اسلامی و ویژگی های آن
اسلام به عنوان یک دین جامع و فراگیر توجه ویژه ای به مقوله اقتصاد دارد , اقتصاد اسلامی به عنوان اقتصادی دانش مدار و پویا، از توان بالئی در پاسخگوئی به نیازهای جامعه در تمامی زمانها برخوردار است . تجربه چهار قرن نخستین تمدن اسلامی نشان می دهد که اسلام افزون بر این که طرفدار رشد و تمدن است توانایی این کار را هم دارد به طوری که ویل دورانت می گوید: « تمدنی شگفت انگیزتر از تمدن اسلامی وجود ندارد، اگر اسلام طرفدار ثبات و جمود و یک نواختی می بود باید جامعه را در همان حد اول جامعه عرب نگاه می داشت. » در زمان کنونی نیز بخش هایی از اقتصاد اسلامی به صورت بالفعل در جهان واقع تحقق پیدا کرده است، اولاً از نظر تاریخی در صدر اسلام، در زمان پیامبر و جانشینان او، با تجربه اقتصادی اسلام مواجهیم که تجربه موفقی بوده است؛ ثانیاً علاوه بر این، بخش هایی از اقتصاد اسلامی در حال حاضر در کشورهای مختلف اجرا می شود؛ به عنوان نمونه :
1. در بعضی از کشورها حدود پنجاه سال تجربه بانکداری اسلامی داریم که از جهت نظری خوب رشد کرده است و از جهت عملی هم موفقیت خود را اثبات کرده است. صندوق بین المللی پول در مجله رسمی اش به موفقیت این نوع بانکداری اشاره کرده است و به کشورهای سرمایه داری توصیه کرده است که از این نوع بانکداری استفاده کنند.
2 . در حال حاضر بانکداری اسلامی به عنوان یکی از مصادیق و کاربردهای اقتصاد اسلامی، در اغلب کشورهای اسلامی (56 کشور) در کنار بانکداری مرسوم فعالیت دارد. برخی از بانکهای بین المللی نیز حسابهای منطبق با شریعت و گیشه بانکداری اسلامی راه اندازی کرده اند.در تعدادی از کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی نیز بانکداری و موسسات مالی اسلامی در حال گسترش سریع است، به طوری که نرخ رشد این رشته فعالیت حدود 15 درصد در سال برآورد میشود. عملکرد بانکهای اسلامی که در کشورهای اسلامی به موازات بانکهای سنتی فعالیت میکنند، نشان دهنده سودآوری بیشتر است. در کشورهای غیر مسلمان نیز بدلیل رقابت شدید، فعالیتی نمیتواند بدون سودآوری دوام بیاورد و همین رشد 15 درصد در سال خود دلیل کارایی بانکداری اسلامی می باشد.
3 . در حال حاضر بیمه اسلامی تحت عنوان تکافل در کشورهای مختلف جهان در حال گسترش سریع است و وضعیت مشابه بانکداری اسلامی را دارد.
4 . هم اکنون بورس های اسلامی در کشورهای اسلامی، در حال گسترش است و مرکزیت مالی آنها در انگلستان (لندن) و یکی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس قرار دارد.
5 . در حال حاضر گروه بانک اسلامی توسعه که مجموعه ای از موسسات مالی اسلامی است ، به عنوان یک موسسه مالی بین المللی برای توسعه جهان اسلام فعالیت میکند و کلیه فعالیتهای مالی آن طبق شریعت اسلام میباشد.
اصول اقتصاد اسلامی
اقتصاد اسلامی بر سه اصل مهم استوار است و به کمک همین اصول از اقتصاد سرمایه داری و سوسیالیستی متمایز می گردد:
الف: اعتقاد به مالکیت خصوصی و عمومی: بر خلاف نظام اقتصادی سرمایه داری و سوسیالیستی در اسلام انواع مختلف مالکیت همزمان و با هم قابل قبول است . زیرا از دیدگاه اسلام مالکیت خصوصی ، عمومی و دولتی قابل پذیرش و معتبر است. نظریه اقتصادی اسلام از زیربنای فکری و عقیدتی این مکتب سرچشمه می گیرد که بخت و بررسی این موارد از حد این نگاشته خارج است.
ب : آزادی اقتصادی در محدوده ای مشخص: آزادی اقتصادی از نظر اسلام در چهارچوب ارزشهای اخلاقی و معنوی محترم است لذا اسلام مانند نظام اشتراکی آزادی را نفی نمی کند و مانند نظام سرمایه داری آن را نامحدود نمی داند. بلکه به مردم اجازه می دهد تا در راستای آرمان های بلند الهی از آزادی اقتصادی به عنوان وسیله ای برای پیشرفت و تکامل استفاده کنند
. ج: عدالت اجتماعی: عدالت اجتماعی از نظر اقتصاد اسلامی با تامین زندگی متوسط اجتماعی برای فقرا و جلوگیری از انباشته شدن بیش از حد ثروت در دست اغنیاء تحقق می یابد. نظام توزیع ثروت در اسلام به نحوی پی ریزی شده است که قادر است عدالت اجتماعی را در جامعه پیاده نماید. در یک نگاه جامع تر می توان اقتصاد اسلامی را اقتصادی واقع گرا، اخلاق گرا و دانش مدار دانست.( منبع : اقتصاد اسلامی، بر مبنای دانش ، محمد روحانی مقدم و مریم آقایی )
نکته دیگر اینکه اقتصاد اسلامی همواره بر استفاده از دستاوردهای مثبت علم اقتصاد تاکید دارد و در حقیقت این دو می‌توانند رابطه تعاضدی و مکمل داشته باشند تنها در این شرایط است که نظریه‌های اقتصاد اسلامی از «اثر بخشی» لازم برخوردار خواهند بود. به تعبیر مرحوم شهید مطهری: «قوانین اقتصاد اسلامی نمی‌تواند و نباید بر خلاف اصول اولیه اقتصاد نظری باشد، چه در غیر این صورت شکست یار کود و سرانجام مرگ اقتصادی این جامعه بیمار حتمی است.» بنابر این اقتصاد اسلامی هم دارای مکتب و نظام اقتصادی است و هم از ماهیت علمی برخوردار است و بر اساس این ویژگیها جوامع اسلامی قادرند با تکیه بر معارف غنی اسلام به حل مشکلات امروزی اقتصادی همت گمارند. هرچند در جهان معاصر کنونی اقتصاد اسلامی هنوز نتوانسته است مکتب و سیستم خود را به صورت کامل از منابع اصیل اسلامی تدوین و نهادینه و اجرا نماید .
 




انقلاب اسلامی و اقتصاد اسلامی

انقلاب اسلامی و اقتصاد اسلامی
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تلاش های گسترده ای درتغییر ساختارهای مختلف کشور از جمله ساختار اقتصادی ایران در زمینه منطبق کردن این ساختارها با آموزه های اصیل اسلامی و استفاده از دستاوردهای مثبت بشری صورت پذیرفت و علی رغم بسیاری مشکلات ، موانع و محدودیت ها دستاوردهای بسیار با ارزشی در رشد ، شکوفایی ، بالندگی و استقلال کشور و توزیع عادلانه امکانات میان تمامی اقشار جامعه و دور افتاده ترین نقاط کشور داشته است . اما در عین حال اقتصاد ما هنوز یک اقتصاد اسلامی کامل نیست و نتوانسته ایم به نتایجی که می خواستیم برسیم، که این موضوع در اثر فاصله گرفتن از اقتصاد اسلامی بوده است. متصدیان اقتصادی ما دانش آموختگان اقتصاد لیبرالی بوده اند و همان را که خوانده اند پیاده کرده اند . طبعاً نمی توان از آنان انتظار داشت که پیاده کننده اقتصاد اسلامی باشند. ما هر چه رنج می کشیم، از جدا شدن از تعالیم دینی است. ریشه عدم تحقق اقتصاد اسلامی، اندیشه حاکم بر صاحب نظران و سیاست گذاران و مدیران ارشد اقتصادی ما است. این عامل موجب شده است که اگر در قانون اساسی یا قوانین عادی ما مفاهیمی از اقتصاد اسلامی مطرح شده، عملاً به چیز دیگری تبدیل شده است؛ چرا که آن اندیشه حاکم بر اقتصاد، فرهنگ مناسب خودش را در جامعه اشاعه داده است؛ مثلاً الآن ما در بانکداری یکی از راهکارهای جذب منابع مالی را حساب پس انداز قرض الحسنه قرار داده ایم. آیا واقعاً این حساب با روح قرض الحسنه در اسلام سازگاری دارد؟ به نظر می رسد که ندارد. چرا چنین شده است؟ پاسخ آن روشن است: کسانی که اقتصاد را ساماندهی می کردند به قرض الحسنه باور نداشته اند و دنبال این بوده اند که منابع مالی بدون هزینه ای جذب شود؛ بنابراین رفتند سراغ تبلیغات بسیار وسیع که با روح قرض الحسنه هیچ سازگاری ندارد. یا مثلاً تحت عنوان عقود معاملاتی یا مشارکتی بنا بوده است تسهیلاتی به متقاضیان داده شود، ولی آنچه محقق شده است این است که دریافتی و پرداختی مقطوعی میان بانک و متقاضیان ردوبدل شود.می بینید که روح بانکداری ربوی این جا همچنان حاکم است. یا مثلاً اصل ۴۳ قانون اساسی می گوید باید به تمام کسانی که کار ندارند، ولی توانایی کار دارند، به شکل تعاونی، وجوهی به صورت قرص بدون بهره داده شود که ابزار کار تهیه کنند و شغل داشته باشند. آیا چنین چیزی محقق شد؟
بنابراین می بینیم که اداره کنندگان اقتصاد کشور، چون از آبشخور دیگری سیراب شدند، نتوانستند اقتصاد اسلامی را، که در قانون اساسی و قوانین عادی پی گیری و مطرح شده است، بپذیرند و در مقام عمل خود را با آن سازگار کنند. بازار ما هم تحت همین شرایط، بسیار نزدیک به اقتصاد لیبرالیستی عمل می کند. وقتی بانکداری ما شبیه بانک داری رَبَوی با نرخ بهره بالا عمل می کند و بازار هم واکنش به همین رویکرد است، بنابراین فرهنگ عمومی اقتصادی حاکم بر جامعه هم تحت تأثیر آن قرار می گیرد و رفتارهای اقتصادی افراد را شکل می دهد.(منبع: اقتصاد اسلامی داریم، اما....، غلامرضا مصباحی مقدم ، خردنامه شماره ۴۱ - چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۳) بر این اساس اگر مشکلات اقتصادی وجود دارد در اثرعملی نشدن کامل یا بخش قابل وجهی از اقتصاد اسلامی است نه عدم توان آن در ادراه کارآمد جامعه و پاسخگوئی به نیازهای روز بشر