سود محوری؛ بتی که باید شکسته شود
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيمسود محوری؛ بتی که باید شکسته شود
هستند آقایانی که وقتی صحبت از اقتصاد اسلامی به میان می آید می گویند: «اقتصاد که اسلامی و غیر اسلامی ندارد. قواعد اقتصادی در همه جای دنیا و در همه ی اجتماعات یکسان است و همین قواعدی است که در کتاب های علمی اقتصاد گفته اند. منتها اسلام می کوشد که این قواعد را به محدوده مقیدات اخلاقی بکشاند...»...
سود محوری؛ بتی که باید شکسته شود

هستند آقایانی که وقتی صحبت از اقتصاد اسلامی به میان می آید می گویند: «اقتصاد که اسلامی و غیر اسلامی ندارد. قواعد اقتصادی در همه جای دنیا و در همه ی اجتماعات یکسان است و همین قواعدی است که در کتاب های علمی اقتصاد گفته اند. منتها اسلام می کوشد که این قواعد را به محدوده مقیدات اخلاقی بکشاند...» و البته ظاهر این حرف بسیار به حقیقت شبیه است، غافل از آنکه همه ی مبانی و تعاریف اقتصادی وقتی در نظام اعتقادی اسلام بررسی می شوند کاملاً دیگرگونه می گردند. فی المثل اگر اقتصاد را همان طور که غربی ها تعریف کرده اند «مطالعه روش هایی که انسان برای برآورده ساختن نیازهای خویش با استفاده از منابع محدود به کار می گیرد» بدانیم، از همان آغاز با تقسیم نیازها به مادی و معنوی، حقیقی و کاذب، سیر اندیشه ی اقتصاد اسلامی طریقی مخالف علم رسمی اقتصاد می پیماید و در همین ادامه پر روشن است که همه مفاهیم اقتصادی و تناسبات فی مابین آنها مؤدی به نظام اقتصادی دیگری می شوند که می توان آن را «اقتصاد اسلامی» خواند.(۱)
برگردیم به سؤالمان: «مکتب اسلام با انگیزه های شخصی سودگرایی چگونه روبرو می شود؟»
در اینجا قبل از مبادرت به جواب باید کمی روی الفاظ دقت بیشتری مبذول داریم. اگر لفظ «سودگرایی» را به معنای سودمداری بگیریم ـ که غالباً به همین معنا آمده است ـ مسئله صورت کاملاً متفاوتی پیدا می کند. آنگاه دیگر سودمداری نه تنها از خصوصیات تکاملی انسان نیست بلکه آنچنان که در مغرب زمین تجربه شده است مؤدی به پذیرش ولایت شیطان، سرپیچی از احکام شریعت و رد و نفی مقیدات اخلاق مذهبی خواهد شد. حال آنکه اگر لفظ «سودگرایی» را به معنای «حب خیر» بگیریم، آنچنان که در قرآن مجید آمده است، دیگر نمی توان آن را به طور کامل از صفات مذموم دانست و باید درباره ی آن همان گونه اندیشید که به دیگر غرایز و صفات ذاتی انسان می اندیشیم.
در سوره ی مبارکه ی «عادیات» بعد از ذکر ناسپاسی انسان می فرماید: «او در حب خیر بسیار شدید است. آیا نمی داند که روزی از قبرها برانگیخته خواهد شد و آنچه در سینه ها پنهان است، همه پدیدار خواهد گشت؟»(۲) مفسرین عموماً لفظ «خیر» را به «مال دنیا» تفسیر کرده اند و علامه طباطبایی احتمال داده اند که مطلق خیر مورد نظر باشد. ایشان فرموده اند: و بعید نیست مراد از «خیر»، تنها مال نباشد، بلکه مطلق خیر باشد، و آیه ی شریفه بخواهد بفرماید: حب خیر فطری هر انسانی است، و به همین جهت وقتی زینت و مال دنیا را خیر خود می پندارد قهراً دلش مجذوب آن می شود، و این شیفتگی یاد خدا را از دلش می برد و در مقام شکرگزاری او برنمی آید.(۳)
اجازه بدهید از آنجا که بنیان اقتصاد آزاد یا اقتصاد سرمایه داری بر سودمداری قرار دارد، تحقیق قرآنی ما درباره ی حب خیر به عنوان یکی از فطریات یا صفات ذاتی انسان تفصیل بیشتری پیدا کند، چرا که اگر ما بتوانیم از قرآن مجید مجوزی برای سودمداری یا به قول غربی ها اوتیلیتاریسم(۴) پیدا کنیم، دیگر نه تنها نباید اقتصاد آزاد یا سرمایه داری را به باد انتقاد گرفت بلکه باید مجسمه ی جیمز میل(۵) و جان استوارت میل(۶) و از همه مهم تر مجسمه ی آدام اسمیت را از طلا ساخت و در میادین و مدخل بازارها نصب کرد و زیر آن نوشت: «آقای آدام اسمیت، بنیانگذار اقتصاد اسلامی!».
اما از قبل پرروشن است که در قرآن مجید اینچنین جوازی وجود ندارد، چرا که اصولاً در نظام عالم هر چیزی تا هنگامی خیر است که مطلق نشود و دقیقاً در جایگاه خویش قرار داشته باشد و اگر نه، نه تنها دیگر خیر نیست که «بت» خواهد شد و شکستن آن واجب است. جست و جوی لذات حلال برای انسان جایز و در بعضی شرایط واجب است، اما مشروط بر اینکه این لذت جویی مطلق نشود و مدار حیات انسان بر محور آن نچرخد. اگر کلمه «خیر» در چند آیه ی شریفه از قرآن به معنای «مال» آمده است علت آن را باید در این معنا جست و جو کرد که اصلاً نیازهای غریزی و فطری انسان اقتضائاتی دارد که در جهت رشد و تعالی اوست. برآوردن این حوایج، فی نفسه نه فقط مذموم نیست که خیر است؛ آنچه مذموم است مطلق کردن این حوایج و دل بستن و دل سپردن به مقتضیات این گرایش های ذاتی است.
کلمه ی «خیر» در آیه ی شریفه ی ۱۸۰ از سوره ی «بقره» به معنای مال، در آیه ی شریفه ی ۳۲ از سوره ی «ص» به معنای اسب و در آیه ی شریفه ی ۲۴ از سوره ی «قصص» به معنای طعام آمده است، و در تنها موردی که این حب خیر وجهه ای مذموم یافته در سوره ی مبارکه ی «عادیات» است: انه لحب الخیر لشدید.(۷) البته در این سوره ی مبارکه نیز آنچه که مذموم واقع شده حب خیر یا گرایش فطری انسان به سوی خیرات نیست، کفران و ناسپاسی انسان است که به انتخاب نادرست منجر می شود. حب خیر صفتی ذاتی است که انسان را به جانب کمال می کشاند. اما چه بسا که او از سر کفران و ناسپاسی، خیر و برکت خویش را در جایی و چیزی جست و جو می کند که حقیقتاً در آنجا و آن چیز نیست. و باز هم تأکید شده است که هر چند آفریدگار متعال احساس لذت یا کراهت را برای تشخیص خیر از شر در اختیار انسان نهاده، اما در چند آیه ی شریفه ی دیگر آمده است که معیار خیر و شر لذت یا کراهت نیست: و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیرلکم.(۸) یعنی به عبارت روشن تر، هر چه خیر انسان در آن است برای او لذت بخش نیز هست، و بالعکس، معمولاً طبع انسان از آنچه برای او زیان بخش است کراهت دارد، اما این حکم کلی نیست که بتوان بر اساس آن فتوا داد: «اگر عنان لذت جویی و سودگرایی را باز بگذاریم خود به خود انسان را به جانب خیر هدایت خواهند کرد.» این سخنی است که سودمداران می گویند و به دنبال آن می افزایند: «خیر اجتماع و خیر افراد نیز بر یکدیگر منطبق است.» بنیان اقتصاد آزاد یا اقتصاد سرمایه داری بر همین اصل قرار دارد.
ادامه مطلب


