آزادسازي تجاري گامي در جهت توسعه و رشد اقتصادي

آزادسازي تجاري گامي در جهت توسعه و رشد اقتصادي    
    پس از جنگ جهاني اول براي پيشگيري از تکرار چنين حوادثي رهبران جهان درصدد تاسيس نهاد هاي مديريت جهاني برآمدند.   
      
      
  
آزادسازي تجاري گامي در جهت توسعه و رشد اقتصادي       
  
  
      
  
  
  

پس از جنگ جهاني اول براي پيشگيري از تکرار چنين حوادثي رهبران جهان درصدد تاسيس نهاد هاي مديريت جهاني برآمدند.

در اين مسير در عرصه سياسي جامعه ملل تشکيل شد؛ اما به دليل مشکلات اقتصادي و به ويژه بحران بزرگ اوايل دهه ???? اين تلاش ها در عرصه اقتصادي و تجاري به جايي نرسيد و به دوران پس از جنگ جهاني دوم موکول شد. در سال هاي پس از جنگ جهاني دوم استراتژي صنعتي شدن از نوع جايگزيني واردات توسط اکثر کشورهاي در حال توسعه به کارگرفته شد؛ در حالي که اکثر اين کشورها داراي اقتصاد کشاورزي و صادر کننده مواد اوليه بودند.

در آن زمان عقيده رايج آن بود که صنعتي شدن سريع، ابزار ضروري رشد اقتصادي است و توليد داخلي هر آنچه که سابقا وارد مي شده مي تواند اين کشورها را صنعتي کند.

بر اساس سياست جايگزيني واردات ، تصميم بر آن بود که صنايع جديد طي دوران توسعه شان مورد حمايت قرار گيرند تا اينکه بتوانند با رقبايشان در کشورهاي صنعتي رقابت کنند؛ اما در عمل، سياست جايگزيني واردات، بيشتر منابع جديد را به سمت فعاليت هاي رقيب واردات سوق داد. يکي از نتايج اين سياست اين بود که نرخ رشد درآمدهاي صادراتي کمتر از نرخ رشد تقاضا براي ارز خارجي و معمولا کمتر از نرخ رشد توليد ناخالص ملي واقعي بود. نتيجه اين اقدام به صورت طبيعي شکل گيري رژيم هاي تجاري محدودکننده بود. سياست هاي جايگزيني واردات تداوم يافت، محدوديت هاي رژيم هاي تجاري سخت تر شد و رشد اقتصادي کند گرديد.

? مفهوم آزادسازي تجاري

در همين دوران به موازات تاسيس سازمان ملل متحد براي مديريت مناسبات سياسي و تاسيس صندوق بين المللي پول و بانک جهاني براي مديريت مناسبات مالي و پولي جهان تلاش هايي براي تاسيس يک سازمان بين المللي براي مديريت مناسبات تجاري جهان انجام شد که سرانجام پس از فراز و نشيب هاي فراوان در ???? موافقت نامه عمومي تعرفه و تجارت (گات) با هدف اصلي آزادسازي تجاري شکل گرفت.

از اين رو بحث درباره آزاد سازي تجاري به معني کنار گذاشتن (يا حداقل کاهش) انگيزه هاي صنعتي شدن از طريق جايگزيني واردات مطرح گشت. از آنجا که رشد حاصل از استراتژي هاي صنعتي شدن از طريق جايگزيني واردات به تدريج به کندي ميل مي کند، در پاسخ به چنين پديده اي، آزادسازي تجاري به عنوان تنها راه شناخته شده براي گريز از کاهش مستمر رشد اقتصادي کشورهاي در حال توسعه ارائه شد.

آزادسازي تجاري (Trade Liberalization) اصطلاحي است که بيانگر حذف کامل يا جزئي سياست ها يا سوبسيدهاي دولتي در جهت تاثيرگذاري عکس بر تجارت است. حذف سياست هاي منحرف کننده تجارت ممکن است در يک کشور به صورت يک جانبه يا در چند کشور به صورت چندجانبه انجام گيرد.

در حقيقت براساس اصل آزادسازي تجارت و طبق ماده ?? گات ???? هيچ يک از اعضا حق ندارند جز تعرفه هاي گمرکي و ماليات ها، محدوديت هاي ديگري را در واردات و يا صادرات کالاها به وجود آورند. اين محدوديت ها شامل کليه محدوديت ها از قبيل سهميه بندي واردات و صادرات و الزام به اخذ مجوز و سياست هاي نرخ ارز و غيره مي گردد. اصل آزاد سازي تجاري از طريق رفع تدريجي موانع غيرتعرفه اي و تبديل آن به تعرفه ها، تثبيت سقف تعرفه ها و تعهد به کاهش تدريجي سطح تعرفه ها و در مرحله بعد کاهش و حذف اين موانع صورت مي گيرد.براي آزادسازي تجاري سه شاخص عمده وجود دارد که منبع اصلي آنها «شاخص آزادي اقتصادي» بنياد هريتيج مي باشد. اين موسسه با استفاده از تحقيقات ميداني در ??? کشور، هر ساله آماري در مورد آزادي اقتصادي کشورها منتشر مي کند. اين شاخص ها عبارتند از:

?) ميانگين وزني نرخ هاي تعرفه وارداتي

?) موانع غيرتعرفه اي

?) فساد اداري در سيستم اداري گمرک

? افزايش تعرفه هاي گمرکي و موانع

غيرتعرفه اي باعث افزايش هزينه تمام شده کالاهاي وارداتي شده و قيمت اين کالاها در بازار داخلي افزايش مي يابد و در نتيجه قدرت رقابتي خود را از دست خواهند داد. اين فرآيند باعث مي شود که مصرف کنندگان کالاهاي داخلي را ترجيح بدهند؛ بنابراين حجم تجارت خارجي کاهش مي يابد.

از طرف ديگر تنها تعرفه هاي وارداتي نيستند که مانعي بر سر راه تجارت محسوب مي شوند، بلکه بسياري از کشورها از موانع غيرتعرفه اي مانند سهميه هاي وارداتي، مجوزهاي متفاوت براي واردات کالا و الزام هاي قانوني ديگر، استفاده مي کنند.

نکته ديگري که در تدوين اين شاخص مورد توجه قرار گرفته است، ميزان فساد اداري در گمرک هاي يک کشور است. اين موضوع، فاکتور مهمي است زيرا ممکن است در يک کشور نرخ هاي تعرفه اي پايين باشد و موانع غيرتعرفه اي حذف شده باشند، وليکن مقامات گمرکي براي صدور مجوز ترخيص از بازرگانان رشوه دريافت کنند که اين امر به نوبه خود هزينه هاي واردات را افزايش مي دهد.

? آزادسازي تجاري و رشد اقتصادي

در سال هاي اخير ارتباط ميان آزادسازي تجاري و رشد اقتصادي هسته مرکزي مباحث اقتصاددانان را تشکيل داده است. از اين رو بررسي اين امر که آيا آزادسازي باعث افزايش رشد اقتصادي کشورها است يا خير و اگر پاسخ مثبت است دليل آن چيست، از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد. اصولا آزادسازي تجاري، باعث انتقال تکنولوژي از طريق واردات کالاهاي سرمايه اي پيشرفته مي گردد. اين گونه واردات کالاهاي سرمايه اي با تکنولوژي برتر همچنين باعث بالا بردن رشد با دريافتي هاي صادراتي و بالا بردن جريانات ورودي سرمايه خارجي مي گردند. تعدادي از مطالعات تجربي مانند مطالعه اي که سوايدز (Savvides) در سال 1995 انجام داد، نشانه آن هستند که رشد اقتصادي از درجه باز بودن تجاري متاثر مي شود و از طرفي باعث افزايش درجه باز شدن تجاري مي گردد.

يک عقيده معمول وجود دارد مبني بر اين که ميزان رشد واردات، کاهنده رشد اقتصادي و ميزان رشد صادرات، افزاينده رشد اقتصادي است؛ يا وقتي صحبت از تجارت مي شود، تنها مفهوم صادرات به ذهن متبادر مي گردد. در سال هاي اخير تنها مطالعه اي که به طور واضح به واردات توجه کرده است، مطالعه اي بود که رام در سال 1990 انجام داده است. وي ارتباط ميان ميزان رشد واردات و ميزان رشد توليد ناخالص داخلي را در بيشتر کشورهاي در حال توسعه با استفاده از تابع توليد مطالعه کرد، بررسي او يک ارتباط مثبت ميان رشد واردات و رشد اقتصادي را براي بعضي از کشورها نشان مي داد، البته واردات مي تواند کمکي هم به رشد اقتصادي نکند، اما کشورها به واردات کارآ نيازمندند بخصوص در کشورهاي در حال توسعه واردات کالاهاي سرمايه اي مي تواند گامي موثر در رشد اقتصادي باشد. (Zhang, S. ????)

اکثر مطالعات اقتصادي به خصوص مطالعات اقتصاددانان نئوکلاسيک خاطرنشان مي سازد که يک اقتصاد کاملا آزاد، به احتمال بسيار قوي نسبت به يک اقتصاد شديدا مهار شده برتري دارد. مشاهدات کاربردي بازبودن تجارت خارجي مي تواند به بصيرت هاي نظري در نوع سياست هاي اقتصادي منتهي شود که ملازم رشد اقتصادي مي باشد. مشاهدات خاطرنشان مي کند که در توجيه چگونگي رابطه ميان رشد اقتصادي و درجه بازبودن تجاري در يک اقتصاد، کاهش محدوديت هاي کمي، سياست هاي محتاطانه اقتصاد کلان، سياست هاي دولت و ثبات سياسي نقش تعيين کننده اي دارند.

قتاک و همکاران (????) در مطالعه اي به بررسي تاثير آزاد سازي تجاري بر رشد اقتصادي در ترکيه مي پردازند. چارچوب نظري مطالعه وي براساس تئوري رشد درونزاي ارو (????) قرار دارد و در قالب رويکرد نوين اقتصادسنجي سري هاي زماني دو متغيره و چند متغيره با استفاده از داده هاي سالانه ???? ???? تجزيه و تحليل شده است. نتايج وي در مدل تک متغيره و مرکب حاکي از اثر مثبت بازبودن اقتصاد بر رشد اقتصادي است.

دوروال (????) به تجزيه و تحليل برنامه تعديل ساختاري ESAP در زيمبابوه مي پردازد. وي براي ارزيابي موضوع بهره وري کل عوامل توليد را براي ?? زيربخش صنعتي طي دوره ???? ???? برآورد مي کند و سپس با استفاده از روش هاي داده هاي پنل اثر متغيرهاي تجاري و ساير متغيرهاي مرتبط با ESAP را مورد آزمون قرار مي دهد. به طور کلي نرخ هاي رشد در بخش ها و در طول زمان متفاوت مي باشند. نتيجه کلي آن است که به طور متوسط در طول دوره اجراي ESAP رشدي در بهره وري کل عوامل توليد مشاهده نشده است؛ اما در طول دو سال آخر???? ????، اغلب زيربخش ها افزايش در بهره وري کل عوامل توليد را تجربه کردند.

ميلر و همکاران (????) در بررسي اثرات باز بودن، جهت گيري تجاري و سرمايه انساني بر بهره وري کل عوامل توليد براي يک نمونه تلفيقي از کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه مشاهده کردند که کشورهاي با درجه بالاي باز بودن از رشد بهره وري بالاتري نسبت به ساير کشورها با درجه پايين باز بودن برخوردار هستند. همچنين در اين دسته از کشورها سرمايه انساني اثر مثبت بر رشد بهره وري کل عوامل توليد دارد، اما در کشورهاي با درجه پايين باز بودن اين اثر از شدت کمتري برخوردار است.

سانتز (????) در مطالعه اي به ارزيابي سياست هاي تعديل در جمهوري دومنيکن در قالب آثار آزادسازي تجاري بر صادرات و واردات و تراز پرداخت ها با استفاده از داده هاي سالانه (???? ????) و مبتني بر رويکرد ARDL مي پردازد. نتايج حاکي از آن است که آزادسازي تجاري در جمهوري دومنيکن داراي جهش معني داري بر صادرات و واردات اين کشور بوده است و به تبع آن بر رشد اقتصادي آن اثر قابل ملاحظه اي در بلندمدت خواهد داشت.

رابطه بين رشد و آزادسازي تجاري از عنوان هايي است که به طور وسيع در ادبيات رشد و توسعه مورد بحث قرار گرفته است. امروزه در رويکردهاي جديد مدل هاي رشد، از جمله مدل رشد درونزا امکان وجود رابطه بلندمدت ميان جهت گيري تجاري و رشد اقتصادي به روش هاي مختلف تشريح شده است، بدين ترتيب که:

?) با آزادسازي واردات انتظار مي رود تا از طريق واردات کالاهاي سرمايه اي با تکنولوژي پيشرفته، انتقال تکنولوژي به داخل کشور صورت پذيرد.

?) به طور کلي استراتژي توسعه جهت گيري صادراتي نسبت به استراتژي جانشين واردات داراي عملکرد رضايت بخش تري است.

?) به کارگيري استراتژي برونگرا سرمايه خارجي مورد استفاده جهت توسعه اقتصادي را به دست مي دهد بدون اينکه اقتصاد با مشکلاتي نظير بدهي (اعم از داخلي و خارجي) مواجه شود.

?) با آزادسازي تجاري، اثرات سرريز مثبت ناشي از توسعه تکنولوژي کشورهاي صنعتي، اقتصاد را به مقياس هاي بزرگ اقتصادي در توليد هدايت مي کند و اين امر به تسريع در رشد اقتصادي منجر مي شود، زيرا يک اقتصاد با درجه بالاي بازبودن تجاري و رژيم تجاري با محدوديت پايين، همواره از قابليت بيشتري براي جذب تکنولوژي جهت گيري شده از کشورهاي پيشرفته برخوردار مي باشد.

در واقع اين رويکردهاي نوين بيان مي کنند که اگر رشد به وسيله فعاليت هاي R&D دنبال شود، تجارت امکان دسترسي يک کشور به دانش تکنولوژي شرکاي تجاري اش را فراهم مي کند. به علاوه، تجارت اجازه مي دهد توليدکنندگان به بازارهاي بزرگ تر دسترسي يابند و همچنين توسعه R&D را از طريق نوآوري ها، تشويق مي کند. به ويژه باعث مي شود که کشورهاي در حال توسعه به کالاهاي سرمايه اي و واسطه اي که براي پروسه توسعه حياتي و اساسي هستند، دسترسي پيدا کنند. سرانجام، اگر موتور رشد عرضه محصولات جديد باشد، پس تجارت به وسيله فراهم کردن دسترسي به ستاده ها و نهاده هاي جديد، نقش مهمي را در رشد بازي خواهد کرد. نظريات اقتصادي و تجربيات کاربردي حاکي از آن است که بازار آزاد و آزاد سازي تجارت از بين بردن موانع تعرفه اي و غير تعرفه اي تجارت راهي اثبات شده براي رسيدن به توليد و توسعه است. کشورهايي که بازار آزادي دارند از ثروت بيشتر و جمعيت سالم تر، سطح بالاتري از آموزش و سواد، حقوق کارگري و استانداردهاي زيست محيطي بهتر و فرصت هاي سرمايه گذاري مناسب تري برخوردارند. به عکس، موانع تجاري ممکن است باعث سودرساني کوتاه مدتي شوند، اما در نهايت کشور را در وضع بسيار بدي از لحاظ ثروت از دست رفته و رشد آهسته تر قرار خواهند داد و در نتيجه منابع کمتري براي رفع مشکلات ضروري جامعه در اختيار خواهند داشت. پيوند مثبت باز بودن تجاري و رشد اقتصادي انگيزه مناسبي براي اصلاحات تجاري يک جانبه بي سابقه طي بيست سال گذشته به وجود آورده است، به طوري که ??? کشور جهان به نوعي به آزادسازي تجاري متعهد شده اند. در واقع امکان وجود يک رابطه مثبت بين سياست باز بودن تجاري و رشد، يک عامل مهم در تحريک موج بي سابقه اصلاحات تجاري در بسياري از کشورها بوده است. مبناي عقلايي و منطقي براي به اجرا درآوردن برنامه هاي اصلاحات تجاري، اين اعتقاد است که آزادسازي، پيش نياز انتقال از يک اقتصاد نسبتا بسته به يک اقتصاد نسبتا باز است، در واقع به جهت آنکه باز بودن اقتصادي رابطه مثبتي با رشد داشته است، بنابراين آزادسازي پيش نياز رشد خواهد بود.

همچنين براي کشورهاي در حال توسعه چون کشور ما نيز توصيه مي شود که با کاهش محدوديت هاي تجاري نظير تعرفه ها از يک طرف و از طرف ديگر توسعه صادرات و همچنين به کارگيري نيروي کار ماهر (به عنوان سرمايه انساني) جهت افزايش رشد اقتصادي گام هاي اساسي برداشته شود؛ چراکه با آزادسازي تجاري از طريق کاهش تعرفه ها و توسعه صادرات و با تقويت نيروهاي متخصص و کارآمد و به موازات آن اتخاذ سياست هاي همگام با سياست آزادسازي تجاري، مي توان به رشد بالايي در اقتصاد دست يافت. به اين ترتيب از ظرفيت ها و توانايي هاي موجود، استفاده بهينه به عمل آمده و منابع و عوامل توليد نيز با حداکثر کارآيي در توليد به کار گرفته مي شود.
      
  
  
            بهزاد رادنسب
منابع:
?. پيامد هاي عضويت ايران در سازمان جهاني تجارت حسين فروغي نيا – فصل نامه اقتصاد سياسي ???? شماره ??
?. چرا آزاد سازي تجاري براي رشد مفيد است؟ آن کروگر روزنامه دنياي اقتصاد ??/??/????
? تحليل آثار آزادسازي تجاري جمهوري اسلامي ايران با کشورهاي مسلمان (دلالت هاي مدل جاذبه) علي غلامي – فصل نامه انديشه صادق، مرکز تحقيقات دانشگاه
امام صادق (ع) شماره ?? – ????
? بررسي مدل هاي کاربردي پيرامون رابطه ميان رشد اقتصادي و آزادسازي تجاري عليرضا رحيمي بروجردي پژوهشنامه علوم انساني و اجتماعي سال پنجم شماره هفدهم سال??84
? آزادسازي تجاري و رشد اقتصادي در ايران محمد بابازاده، خليل قديمي ديزج، عليرضا رضايي بختيار پژوهشنامه علوم انساني و اجتماعي (ويژه اقتصاد) سال هفتم شماره بيست و ششم پاييز????
? بررسي مدل هاي کاربردي پيرامون رابطه ميان رشد اقتصادي و آزادسازي تجاري عليرضا رحيمي بروجردي پژوهشنامه علوم انساني و اجتماعي سال پنجم شماره هفدهم سال??84
? Iranian main directory to information news, and business http://www.aftab.ir   
            روزنامه دنياي اقتصاد
 




توسعه - دشوار، امّا ممکن!

توسعه - دشوار، امّا ممکن!
(تنازع بقا، در جهان پر آشوب امروز)
قبل از پیدایی و رواج مفهوم توسعه1 مفاهیم دیگری در علوم اجتماعی به لحاظ تاریخی تدوین و رواج یافته که در واقع، زمینه ساز پیدایی مفهوم توسعه شده است.
برای درک دقیق این مفهوم، ابتدا باید چگونگی پیدایی مفاهیمی نظیر تکامل، تغییر، رشد، ترقی و نوسازی را بیان و منظور از هر کدام را تشریح کرد تا بتوان رابطه آنها با یکدیگر و چگونگی کمی این مفاهیم به پیدایی مفهوم توسعه را نشان داد.
مفهوم توسعه، پس از جنگ جهانی دوم، به صورت اصطلاحی فراگیر به کار رفته است. این مفهوم، بسیار پیچیده و چند بعدی است و در واقع در آن مفاهیم ارزشی را می توان یافت. در مفهوم توسعه می توان مفاهیم پیشرفت، ترقی و تکامل را نیز دید. تغییر و تحول و دگرگونی نیز از عوامل توسعه است. و سرانجام این که توسعه با رشد و بهبود، توأم است و در آن می توان نوسازی را نیز دید.
تعریف توسعه
تاکنون دانشمندان علوم اجتماعی تعاریف متعددی درباره توسعه بیان کرده اند. هر کدام از این اندیشمندان بر اساس اهداف ویژه ای که داشته اند، کوشیده اند تعریف خاصی از توسعه ارائه بدهند.
مایکل تودارو، [از نظریه پردازان توسعه اقتصادی] بر این باور است که توسعه را باید جریانی چند بعدی دانست که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، طرز تلقی عامه مردم و نهادهای ملی و نیز تسریع رشد اقتصادی، کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقر مطلق است.
توسعه در اصل باید نشان دهد که مجموعه نظام اجتماعی، هماهنگ با نیازهای متنوع اساسی و خواسته های افراد و گروه های اجتماعی در داخل نظام، از حالت نامطلوب زندگی گذشته، خارج شده، به سوی وضع یا حالتی از زندگی که از نظر مادی و معنوی بهتر است سوق یابد.2
دادلی سیرز، نیز توسعه را جریانی چند بعدی می داند که تجدید سازمان و سمت گیری متفاوت کل نظام اقتصادی - اجتماعی را به همراه دارد.
به عقیده وی، توسعه، علاوه بر بهبود میزان تولید و درآمد، شامل دگرگونی اساسی در نهادهای اجتماعی، اداری و برداشت های مردمی است. علاوه بر آن، توسعه در بسیاری از موارد، عادات، رسوم و عقاید مردم را نیز در بر می گیرد.3
پیتر دونالدسن، در تعریف «توسعه» بیان می کند که: توسعه ایجاد تغییرات اساسی در ساختار اجتماعی، گرایش ها و نهادها برای تحقق کامل اهداف جامعه است و در این مسیر مهم، اگر انبوه مردم درگیر باشند، ممکن است ثمره رشد، سریعاً نصیب آنها نشود؛ زیرا فرایند توسعه، اغلب با رنج و مشقت همراه است. تا زمانی که همه مردم با آگاهی کامل اجتماعی از تغییرات و نیاز انطباق با آن، در جریان توسعه، مشارکت اساسی نداشته باشند، ادامه توسعه، امکان پذیر نخواهد بود.4
برخی از جامعه شناسان بر ارزش های فرهنگی و اجتماعی تأکید دارند و توسعه را چنین تعریف کرده اند:
توسعه، ایجاد زندگی پرثمری است که فرهنگ، آن را تعریف می کند. به این ترتیب می توان گفت که توسعه دستیابی فزاینده انسان به ارزش های فرهنگی خاص توسعه است.5
در بُعد اجتماعی بر رفاه و فقرزدایی تأکید شده است. در این بعد، توسعه یعنی فرایند دور شدن از توسعه نیافتگی، یعنی رهایی از چنگال فقر. تنها راه رسیدن به توسعه، برنامه ریزی به منظور توسعه است.6
جامعه شناسان تاریخی، توسعه را حرکتی تاریخی و گذار از مرحله ای تاریخی به مرحله ای دیگر می دانند. تعریف آنها از توسعه عبارت است از حرکت جامعه از مرحله ای تاریخی و توفیق آن در ورود همه جانبه به مرحله ای دیگر از تاریخ. به عبارت دیگر، توسعه عبارت است نابودی نظام های اجتماعی کهن و ایجاد و رشد تدریجی نظام های جدید.
منظور از این تغییر، خواه در سطح وسیع و خواه در سطح خُرد، صورت گیرد، در نهایت، بالا رفتن معیارهای زندگی در کشورهای توسعه نیافته است. بدین ترتیب، توسعه، انتقال از مرحله ای پایین تر در سلسله مراتب اجتماعی جوامع، به مرحله بالاتری از آن است. جوامع یا این مرحله را گذرانیده اند و یا در حال گذران اند و یا در آینده، آن را خواهند گذراند.
عوامل توسعه
1. نقش خلاقیت در توسعه
خلاقیت، توانایی اصلی ذهن انسان برای تغییر و پیشرفت و عامل حیاتی دستیابی به تمامی دستاوردهای علم، تمدن و فرهنگ از ابتدای تاریخ بوده است. این توانایی، باهوش منطقی و تحلیلی انسان متفاوت بوده، قابلیت رشد و پرورش دارد. دانشگاه به عنوان بستر اصلی رشد توانایی های ذهنی انسان باید اهمیت و جایگاه خلاقیت را در صدر موارد مهم در نظر بگیرد.
ترویج و توسعه خلاقیت در سطح جامعه علمی و صنعتی کشور، تعلیم روش ها و تکنیک ها و آخرین یافته های علمی خلاقیت، جذب و تربیت نیروی خلاق کشور، ارائه راه حل های خلاقانه برای مشکلات فراروی جامعه، فضا سازی برای خلاقیت، برگزاری دوره های آموزشی در زمینه خلاقیت، برگزاری کارگاه های پرورش خلاقیت، برگزاری سمینارهای علمی، انتشار کتب و نشریات علمی با رویکرد به موضوع خلاقیت، کمک به مراکز تصمیم گیری و سیاست گذاری کشور به عنوان یک نهاد مدنی، و برگزاری مسابقات خلاقیت، از عواملی هستند که می توانند به توسعه خلاقیت در سطح جامعه علمی و صنعتی کشور کمک کنند.7

2. نقش دانش در توسعه
علم و دانش به عنوان عامل رشد دهنده استعدادها می تواند نقش مهمی در توسعه داشته باشد.
ایجاد کتاب خانه ها و مراکز اسناد علمی - کاربردی در موضوعات گوناگون از جمله توسعه، یکی دیگر از عوامل رشد دهنده استعدادهای کارشناسی، مدیریتی، اجرایی، تحصیلی و مردمی است.
تشکیل مجامع علمی، ترغیب و تشویق اقشار مختلف مردم به ثبت نام در این گونه مراکز و علاقه مند نمودن آنان به مطالعه و عضو پذیری در کتاب خانه عمومی، تخصصی و شخصی، حرکت عظیمی را در رسیدن به توسعه مطلوب موجب می گردد. برگزاری سمینارها و نمایشگاه ها دستاوردی دیگر در جهت بهره مندی علمی جامعه خواهد بود.

3. اطلاع رسانی و تبادل اطلاعات
برای همنوا کردن فرآیند توسعه، تدارک راهنمایی برای تبادل اطلاعات در کشورهای در حال توسعه، دارای اهمیت زیادی است. نظام ملی اطلاع رسانی کشور باید نیازهای اطلاعاتی و حرفه ای پژوهشگران، برنامه ریزان، مدیران اجرایی، مشاوران و گروه های آموزشی را تأمین کند.
در دنیای امروز، تولید اطلاعات و دانش فنی و کاربرد آن، فرایندی است که با دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده و به کارگیری آن در توسعه اقتصادی و اجتماعی، نوعی مزیت و برتری شمرده می شود. نتایج تحقیقات، نظریه پردازی ها، آزمایش های راهبردی، شکل گیری مفاهیم، مشاهده ها، فنّاوری ها و ... را می توان به شکل های قابل استفاده برای دیگر محققان ارائه کرد.
جامعه اطلاعاتی، جامعه ای است همراه با خدمات اطلاعاتی رسانه های همگانی که با آهنگی سریع تر از دیگر جوامع و تفوق بر اندوخته های تجربی و دانش محض به پیش می رود؛ جامعه ای که ارتباطات، عامل انتقال دهنده واقعی برای ایجاد تغییر و تحوّل در هر فرد به منظور دستیابی عملی به اطلاعات بی حد و مرز است و در آن، ارتباطات شبکه اطلاعاتی جهانی، جایگزین سرویس ارتباطات تلفنی جهانی شده و تولید ارزش های اطلاعاتی،عامل تعیین کننده ای در توسعه جامعه است.
در جامعه اطلاعاتی الگوهای سطح زندگی شغلی، اوقات فراغت، نظام آموزشی، و عرصه داد و ستد، مشخصاً از پیشرفت اطلاعات و دانش فنی متأثر است. این پدیده نشئت گرفته از رشد فزاینده تولید انبوه اطلاعات در طیف گسترده رسانه های جمعی است که اکثر آنها نیز به صورت الکترونیکی، ظهور می یابند.
در جمهوری اسلامی ایران که سرمایه گذاری عظیمی در زمینه های مختلف اقتصادی (کشاورزی، صنعت، خدمات بهداشتی، آموزشی و پرورشی) صورت گرفته است، یک نظام ملی اطلاع رسانی، نیازهای اطلاعاتی محققان، برنامه ریزان، مدیران اجرایی، مشاوران، معلمان و گروه های آموزشی را فراهم می آورد.
در حقیقت برای توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و پژوهشی، یک نظام ملی اطلاع رسانی بر اساس زیرساختارهای ملی، مورد نیاز است، و این امر، همکاری مراکز اطلاع رسانی، کتاب خانه ها و نیز شبکه های اطلاع رسانی را می طلبد.
عملکرد مطلوب برای یک نظام ملی اشاعه اطلاعات به شرح زیر است:
1. شمول بر سیاست و خط مشی های اطلاعاتی که ارتباط بین بخش های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و نیز زیرگروه های آنان را مشخص کند؛
2. فراهم ساختن برنامه های خاص برای هدایت، گردآوری، آماده سازی و اشاعه اطلاعات در تمامی زمینه های فعالیت علمی در کشور به منظور استفاده تمام مؤسسات آموزشی و پژوهشی از مراکز اشاعه اطلاعات؛
3. ایجاد سیستم ارزیابی برای تقویت مراکز اطلاع رسانی تا واحدهای ذیربط، همواره در بهبود کار خود بکوشند؛
4. بررسی برنامه های مناسب آموزشی و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز، ضمن هماهنگی با سازمان های دولتی و خصوصی به منظور پویایی مراکز اطلاعاتی؛
5. در بر داشتن اقدامات لازم برای تدوین یک برنامه جامع تجهیزات فنّاوری اطلاعاتی با همکاری دیگر سازمان های ذیربط؛
6. تأسیس یک شبکه اطلاع رسانی و مجموعه های اطلاعاتی در سازمان ها و مؤسسات دولتی و غیر دولتی؛
7. همکاری های بین المللی با سازمان هایی چون یونسکو8، یونیسیست9، فید10، آستینفو و دیگر مراکز و مؤسسات مشابه و نیز پایگاه های اطلاعاتی و شبکه های اطلاع رسانی.11
توسعه سیاسی
امروزه دولت ها تنها به دنبال توسعه در ساختار درونی حکومت نیستند؛ بلکه برون نگر شده، به اندیشه های فراملیتی و حتی فرامنطقه ای و جهانی دست یافته اند. به دیگر بیان، در دنیای کنونی، معنا و مفهوم توسعه از سطح شاخه های پیشین، فراتر رفته، به مفهومی بین المللی و جهانی دست یافته است؛ تا آن جا که امروزه توسعه یافتگی، معنایی جز مطرح شدن حکومت ها در نظام موازنه بین المللی به همراه ندارد.
در ادبیات سیاسی امروز، دولتی توسعه یافته تلقّی می شود که بتواند در قانون وحشی جهان، خود را به عنوان یکی از قدرت های برتر منطقه و حتی جهانی معرفی کند.
با توجه به پیامدهای حاکمیّت ده ها ساله تفکّر مدرن بر جوامع انسانی، باید اذعان کرد که آیین امروزی جهان، شبیه تر به قانون جنگل است و پیروزی و شوکت در آن به کسی تعلق دارد که سلاح و قدرت (و بویژه قدرت اقتصادی) در دستان اوست. در چنین دنیای هرج و مرج زده ای، نه فقط توسعه که حتی حقّ حیات نیز از آنِ دولتی است که سر از لاک نمادین خویش بیرون کند و به جهان با چشمانی باز بنگرد.
بر همین اساس، سردمداران حکومت های جهان به این منطق مشخص رسیده اند که: دستیابی به حیات آرام و متعادل اجتماعی در فضای غبارآلود کنونی، جز از طریق مبارزه به منظور «تصاحب، تثبیت و تداوم» جایگاه کشور متبوع، در نظام جهانی، از راه دیگری امکان پذیر نخواهد بود.
[در عرصه سیاست داخلی نیز اکنون این نظریّه غالب وجود دارد که هرگونه توسعه ای در جامعه، با آزادی های سیاسی (آزادی اجتماعات، آزادی بیان و نشر و انتقاد اجتماعی، آزادی احزاب، آزادی نهادهای مدنی و تشکل های صنفی و اجتماعی، آزادی اقلیت های دینی و قومی و نژادی، آزادی مخالفان سیاسی و ...) به شدّت گره خورده است و حتّی اقتدار جوامع در عرصه جهانی، در پیوند کامل با ثبات و اعتدال سیاسی و امنیّت اجتماعی در داخل جامعه و در میان شهروندان است.]12
توسعه اقتصادی
امروزه در کشورهای در حال توسعه، صنعتی شدن به مثابه حل کلیه مشکلات اقتصادی آنها مطرح است ؛ از این رو اغلب صاحب نظران مسائل اقتصادی، آن را با توسعه یافتگی این کشورها مترادف می دانند. آنها امیدوارند که از طریق صنعتی شدن، بتوانند بر مشکل عقب ماندگی فنی، غلبه نموده، موجبات استفاده کامل از منابع طبیعی، مواد خام، سرمایه و نیروی انسانی را فراهم نمایند.
تجربه کشورهای پیشرفته صنعتی، حاکی از آن است که این کشورها با برنامه ریزی های جامع و بلند مدتی که برای بسط و گسترش صنعت خود داشتند، توانستند گوی سبقت را از سایر کشورها ربوده، یکه تاز میدان صنعت و تکنولوژی گردند.
این کشورها با تکیه بر واحدها و کارگاه های کوچک تولیدی خود و حمایت های همه جانبه از آنها، هر یک از این کارگاه های کوچک را به یک غول عظیم تبدیل کرده اند. به عنوان نمونه می توان از شرکت عظیم سونی (SONY) -که اعتبار و شهرت جهانی آن زبانزد عام و خاص است-، نام برد که در ابتدا کارگاهی خیلی کوچک بود و کار تعمیراتی انجام می داد. مشابه شرکت مذکور، در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه بسیار زیاد است.
استراتژی «کوچک، زیباست» ابتدا توسط شوماخر (اقتصاددان آلمانی) در ادبیات اقتصادی مطرح گردید. در این استراتژی، به طور خلاصه بر این تأکید می شود که مهم ترین مسئله کشورهای جهان سوم، بی کاری و افزایش مهاجرت روستاییان به شهرهاست. لذا برنامه ها و سیاست های صنعتی باید در راستای کاهش بی کاری و بهبود وضع اکثریت مردم باشد. با توجه به این هدف، وی معتقد است که اولاً فرصت های اشتغال باید در مناطق روستایی و شهرهای کوچک به وجود آید؛ ثانیاً این فرصت ها به طور متوسط باید به اندازه کافی ارزان باشد؛ ثالثاً با توجه به این که جمعیت کشورهای در حال توسعه از آموزش کافی برخوردار نیست و نرخ بی سوادی بالاست، روش های تولید باید نسبتاً ساده باشد؛ رابعاً روش های تولید باید به صورتی باشد که از منابع محلی استفاده کند و در نهایت، وی معتقد است که اهداف فوق از رهگذر ایجاد صنایع کوچک، قابل تحقق است.
یکی از مهم ترین نقطه قوت های صنایع کوچک، استعداد بالقوه آنها در برقراری رابطه بین تولیدات بخش کشاورزی و بخش صنعت است. صنایع کوچک در هر دو زمینه فرآورده سازی محصولات کشاورزی و تولید ماشین آلات و وسایل مورد نیاز برای استفاده در بخش کشاورزی، سهم مهمی را ایفا می کنند.
پیشرفت های سریع کشورهای در حال توسعه نظیر: کره جنوبی، تایوان، مالزی، هندوستان، ترکیه، اندونزی و ده ها کشور دیگر، نشان دهنده این است که با برنامه ریزی های جامع، اتخاذ سیاست های اصولی در جهت تقویت کارآفرینی و ایجاد انگیزه در جهت جذب کارآفرینان، می توان خلأ موجود در کشور را پر کرد. با مروری بر علل پیشرفت کشورهای صنعتی ای چون آلمان، ژاپن، امریکا، انگلیس و دیگر کشورهای پیشرفته صنعتی، متوجه می شویم که صنایع کوچک در این کشورها به عنوان پایه های اصلی رشد و توسعه و دستیابی به صنایع فوق مدرن بوده است.
به دلیل انعطاف پذیری و استفاده از تکنولوژی ساده، صنایع کوچک، نقش به سزایی در تولید، اشتغال زایی، صادرات، ارزش افزوده و در یک کلام، توسعه اقتصادی کشور دارند. با عنایت به وابستگی شدید صنایع واسطه ای و مادر زمینه تکنولوژی و توان سرمایه گذاری کشورهای صنعتی، امکان هرگونه حرکت اساسی در جهت صنعتی شدن برای کشورهای در حال توسعه، کُند و مشکل خواهد بود و برای رهایی از این تنگناها و حداکثر بهره گیری از امکانات و استعدادهای داخلی و افزایش تولید ناخالص داخلی کشور و اشتغال، حمایت از صنایع کوچک، یکی از بهترین این راه هاست.
مطابق مطالعات و بررسی های انجام شده در سطح جهان توسط سازمان جهانی کار13، حدود 70 درصد از نوآوری ها و اختراعات در صنعت، توسط کارآفرینانی به وجود آمده که در واحدهای کوچک و متوسط مشغول بوده اند.
در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه، سیاست گذاری ها در جهت حمایت هر چه بیشتر از صنایع کوچک است و این بنگاه های کوچک به شدت مورد توجه قرار گرفته اند، تا جایی که به عنوان مثال در قانون اساسی کره جنوبی، بر حمایت و پشتیبانی هر چه بیشتر از این صنایع تأکید شده است، یا در ژاپن، صنایع کوچک با سازماندهی بسیار قوی، نقش مهمی در تحولات صنعتی و تکنولوژیک این کشور ایفا می کنند.14
1.Development .
2. توسعه اقتصادی در جهان سوم، مایکل تودارو، ص135.
3. جامعه شناسی توسعه، مصطفی ازکیا، ص8.
4. «تفاوت کیفی مفهوم رشد و توسعه»، علی دینی، کتاب توسعه، شماره اول، 1370، ص85 .
5. جامعه شناسی توسعه، ص8.
6. درام آسیایی، گونال میردال، ترجمه: منوچهر امیری، ص315.
7. نشریه علمی پژوهشی انجمن علمی توسعه خلاقیت، تهران: دانشگاه صنعتی شریف، 1379.
8. UNESCO .
9. UNISIST .
10. FID .
11. جامعه اطلاعاتی و توسعه، ملوک السادات بهشتی، تهران: مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، 1376.
12. این نظریه، توسط آمارتیا سن، اقتصاددان هندی، در کتابِ توسعه به مَثابه آزادی (ترجمه: حسین راغفر، تهران: کبیر، 1381) مطرح گردید و جایزه نوبل اقتصاد سال 1998 م، را برای وی به ارمغان آورد. در این باره همچنین، ر.ک: عقلانیت و آینده توسعه یافتگی در ایران، محمود سریع القلم، تهران: 1382، ص51 و 103 (اصل ثابت توسعه و توسعه سیاسی). (بخش علمی)
13. I L O .
14. توسعه صنایع کوچک، حسن خسروی، وزارت صنایع، سمینار نقش و جایگاه واحدهای کوچک صنعتی در توسعه اقتصادی کشور، 1372.
 
پدیدآورنده: فاطمه کاظم نژاد




کلید توسعه اقتصادی


    کلید توسعه اقتصادی    
    روابط ضعیف، کارآفرینی و جامعه بزرگ    
       
       
   
کلید توسعه اقتصادی        
   
   
       
   
   
   

ایسرل کریزنر (Israel Kirzner)، معلم بزرگ من و یکی از پیشگامان بحث مطالعه روند بازار، اغلب می گوید که کارآفرینان تمایل دارند به کشف چیزی بپردازند که به آن علاقه دارند.

به عنوان مثال، یک جراح پلاستیک به احتمال خیلی زیاد، به دنبال روش های جدید و سودآور استفاده از سیستم آموزشی مبتنی بر فناوری اینترنت، نیست و به همین ترتیب یک استاد اقتصاد نیز به دنبال کشف یک روش جدید بازارپسند برای استفاده از نیترات نقره جهت درمان پوست نمی رود.

درک عمومی این است که جراحان پلاستیک و استادان اقتصاد در دنیاهای مختلف اجتماعی زندگی می کنند، اما دقیقا چگونه شرایط محیطی شان، اطلاعات مربوطه را به آنها انتقال می دهد؟ به نظر من پاسخ به این سوال، مطالب مهمی را درباره ماتریسی که در آن توسعه اقتصادی و کشفیات کارآفرینی جای گرفته اند، بیان می کند.

● پیوندهای قوی و ضعیف

اخیرا در یکی از کلاس هایم، به بحث و بررسی در مورد مقاله استحکام روابط ضعیف (The Strength of Weak Ties) از جامعه شناس معروف مارک گرانووتر (Mark Granovetter) پرداختیم. این مقاله یکی از مقاله های اصلی و برجسته ای است که به فهم ما در مورد چگونگی عملکرد نظم اجتماعی کمک می کند. از دیدگاه گرانووتر، مردم نه تنها صرفا به صورت اجزایی از یک کل، عمل نمی کنند؛ بلکه همچنین تحت تسلط محیط پیرامونشان نیز قرار نمی گیرند. آنها در عوض در شبکه های مختلف اجتماعی، با روابطی که خواه قوی یا ضعیف هستند محاط می شوند.

بر اساس نظریات گرانووتر، استحکام یک رابطه، احتمالا ترکیبی است از زمان، شدت عواطف، صمیمیت (اعتماد متقابل) و خدمات متقابل که توصیف کننده رابطه است. رابطه بین یک مادر و فرزند و یا بین دوستان بسیار نزدیک، نوعا خیلی قوی تر از رابطه بین دو همکار و یا دو دوست معمولی است.

اما گرانووتر بیان می کند که در شبکه های با روابط قوی، مثل دوستان بسیار نزدیک، موارد متعددی وجود دارد که اعضا به طور یکسان، دانش محدودی در مورد خیلی از مسائل دارند. هر گونه اطلاعات جدید و دارای ارزش بالقوه، اغلب از خارج از گروه وارد مجموعه می شود. کانال های ورود این اطلاعات، می تواند روابط ضعیفی باشد که به صورت یک پل ارتباطی بین شبکه های مختلف عمل می کند.

گرانووتر به مطالعه نمونه ای از اشخاص پرداخت تا ببیند آنها از چه طریقی اطلاعاتشان را در مورد آخرین شغلشان کسب کرده اند. او دریافت که اغلب منابع مهم اطلاعاتی در واقع افرادی بوده اند که روابطشان با آنها خیلی قوی نبوده است، این مطلب تایید کننده نظریه اوست.

به طور همزمان مالکوم گلادول (Malcolm Gladwell) مقاله ای را تحت عنوان تغییر کوچک (Small Change) ارائه و در آن اشاره کرد که بین افرادی که قرار است از خودگذشتگی های بزرگی در قبال یکدیگر داشته باشند– مثلا افرادی که در جنبش های حقوق مدنی در جنوب آمریکا فعالیت می کردند روابط قوی بر روابط ضعیفی که بیشتر برای اجتماعات معمولی مثل تجمعات مردم در مبارزات انتخاباتی، کاربرد دارند، ترجیح دارد.

● روابط ضعیف و فرآیند بازار

اگرچه استعاره های جنگی مورد استفاده در کسب و کار زیاد شنیده می شوند – به طور مثال، یک نبرد واقعی در بازار فروش غذای گربه وجود دارد مفاهیمی در تجارت واقعی وجود دارند که کاملا با جنگ متفاوت هستند مثل: صلح آمیز، مبادله داوطلبانه و ... اگرچه فداکاری و شجاعت برای پایه گذاری یک سرمایه گذاری مخاطره آمیز، مورد نیاز است، اما اینها از لحاظ کیفیت با مفاهیمی که در میدان نبرد حقیقی که در آن رقابت به معنای واقعی کلمه (بریدن گلو) در جریان است، کاملا متفاوت هستند. در چنین محل های خطرناکی، همراهان برای حفظ نظم و انضباط، به پیوندهای بسیار قوی وابسته هستند.

خریداران و فروشندگانی که در بازار آزاد فعالیت می کنند عموما همه را خیلی کم می شناسند یا اصلا شناختی از یکدیگر ندارند. مقاله لئونارد رید به نام I, Pencil را بخوانید.

سلسله مراتب میان فرمانروایان و تبعیت کنندگان به روابط قوی نیاز دارد اما روابط افقی میان خریداران و فروشندگان، بیشتر به شبکه وابسته است، خصوصا شبکه هایی که به وسیله روابط ضعیف به هم متصل شده اند.

بنابراین چرا کارآفرینان تمایل به کشف علاقه مندی های خود دارند؟ بخشی از جواب البته این است که، آنها طبق تجربه متوجه می شوند یک موقعیت در زمینه کاری آنها چه وقت می تواند یک فرصت سودآور باشد، اما چه چیزی در وهله اول توجه آنها را به سمت آن فرصت جلب می کند؟ یکی از آشنایان و یا دوست یکی از دوستان ممکن است به او بگوید: شخصی به من چیزی گفته که ممکن است جزو علاقه مندی های شما باشد... به عبارت دیگر روابط ضعیف و شبکه های اجتماعی متصل، اطلاعات جدیدی را به کارآفرینانی منتقل می کند که می توانند تفسیر کنند که این یک موقعیت سودآور است یا خیر.

● شبکه های پویا و اقتصاد آزاد

به علت اینکه توسعه اقتصادی به شدت به روابط ضعیف وابسته است؛ بنابراین مهم است به محیط هایی که آنها می توانند در آن ظهور پیدا کنند، بهای ویژه ای داده شود. در فرآیند بازار، که در آن عوامل به راحتی از جایی به جای دیگر منتقل می شوند، این روابط ضعیف دائما شکل گرفته و مجددا منحل می شوند. این محیط همان اقتصاد آزاد است: مالکیت خصوصی، پیوندهای آزاد و حاکمیت قانون.

لودویگ فون میزس (Ludwig von Mises) اقتصاددان بزرگ اتریشی و استاد من، توضیح داد که به چه علت قیمت های پولی ناشی از تبادلات آزاد در چارچوب مالکیت خصوصی، برای محاسبه سود و زیان و همچنین داشتن انتخاب های عقلایی، ضروری و مهم هستند. گرانووتر و تئوری شبکه های اجتماعی در جای خود به خوبی توضیح می دهد که چگونه کارآفرینان به کسب دانشی می پردازند که آنها را در جهت تفسیر این قیمت ها و یا حتی به کارگیری قیمت های پولی در راستای منافع خودشان، موفق و توانمند می سازد.

اما شکل گیری همین روابط ضعیف نیاز به اعتماد دارد – اینکه شما قرار است به افرادی اتکا کنید که هر لحظه ممکن است امتیاز و یا ایده شما را بربایند به این علت که ما درباره شروع ارتباط با افراد و افکاری صحبت می کنیم که با آنها آشنا نیستیم. خوشبختانه جایی که اقتصاد آزاد حاکم است، تلاش یک شخص برای بهبود موقعیت خود – به عنوان اصل عملکرد بشر – به شکل یک نیروی مقاومت ناپذیر در جهت ظهور و بروز اعتماد و رواداری، عمل می کند. تلاش برای کسب سود، مستلزم تحمل اختلافات عمیق (به منظور بهره گیری از تفاوت ها در چارچوب تجارت) و همچنین اعتماد به رفتارهای دیگران، است. همانطور که ما برای تجربه کردن غذاهای عجیب و جدید، مجبور به ترک محل زندگی راحت خود هستیم، به کارگیری و پروراندن ایده های جدید نیز نیاز به بالا بردن اعتقادمان دارد. نتیجه اینها می تواند به شکل گیری همکاری بی سابقه اجتماعی و خلق یک ثروت باورنکردنی بینجامد.

روابط ضعیف، می تواند به ساختن جامعه بزرگ کمک بزرگی کند.
       
   
   
            منبع: فریمن آنلاین
مترجم: حامد بهشتی
درباره نویسنده:
سندی ایکیدا (Sandy Ikeda) استاد اقتصاد در دانشگاه (Purchase College, SUNY) و نویسنده کتاب پویایی های اقتصاد مختلط در راستای نظریه دخالت دولت است.




انگیزه پیشرفت ، کارآفرینی و توسعه اقتصادی

انگیزه پیشرفت ، کارآفرینی و توسعه اقتصادی
درباره علل و عوامل پیشرفت و توسعه برخی کشورها و رشد نیافتگی برخی دیگر، سخن بسیار گفته شده، اما در این بیان به انگیزه های فردی به عنوان یکی از عوامل پیشرفت، کمتر توجه شده است. عده ای عقیده دارند که تحولات اتفاق افتاده در درون یک جامعه، برخاسته از تجربیات و حالت های روانی و درونی مشترکی است که افراد آن جامعه دارند. بنا بر این ، انگیزه های درونی افراد به عنوان یکی از عوامل ترقی و توسعه باید مورد اهتمام جدی برنامه ریزان اقتصادی و اجتماعی در جوامع کمتر توسعه یافته قرار گیرد؛ زیرا عقیده بر این است که ویژگی ها و باورهای جدید و منحصر به فردی که در یک فرهنگ خاص شکل می گیرد، به طور وسیعی بر ماهیت آن فرهنگ و جامعه تأثیر می گذارد.
طرح بحث
فعالیت افراد تا حدود زیادی به سطح و نوع انگیزه های آنها بستگی دارد. در حقیقت ، انگیزه است که به رفتار آدمی انرژی می دهد و آن را هدایت می کند. بنا بر این ، میزان و نوع فعالیت های اجتماعی و اقتصادی افراد یک جامعه که زیربنای توسعه و پیشرفت یک جامعه را تشکیل می دهند نیز به انگیزه تک تک افراد آن جامعه بستگی دارد. به طوری که «انگیزه پیشرفت» نیروی محرکه جامعه برای پیشرفت و ترقّی محسوب می گردد.
به اعتقاد روان شناسان، انگیزه پیشرفت، میل و اشتیاق و یا تلاش و کوششی است که فرد برای دستیابی به یک هدف و یا تسلط بر اشیا و امور و یا افراد و اندیشه ها و رسیدن به یک معیار متعالی ابراز می دارد. در انگیزه پیشرفت ، نگرش به سوی موفقیت است که اهمیت دارد ، نه خود موفقیت ، به طوری که ثابت شده است اصولاً با وجود توانایی های برابر ، فردی که از انگیزه پیشرفت بالاتر برخوردار است ، موفق تر است.
شکوفایی تمدن ها و انگیزه پیشرفت
حال ، این سؤال مطرح می شود که بین رشد اقتصادی یک جامعه و سطح انگیزه پیشرفت افراد آن جامعه چه ارتباطی وجود دارد؟ آیا سطح انگیزه پیشرفت عمومی در جوامع مختلف تفاوت دارد؟ آیا بین کارآفرینی و انگیزه پیشرفت ارتباطی وجود دارد؟ آیا بین ارزش های فرهنگی و روش های تربیت کودک در یک جامعه با رشد اقتصادی آن ، رابطه ای وجود دارد؟ و اصولاً بین صعود و سقوط تمدن ها و انگیزه های اجتماعی مردم آن جامعه، چه ارتباطی می تواند وجود داشته باشد؟
دیوید مک کللند ، اولین کسی بود که بر روی انگیزه پیشرفت، تحقیقات وسیعی انجام داد و در طی تحقیقاتش به تمامی سؤالات بالا پاسخ گفت. او پژوهش هایی درباره تمدن یونان باستان علل صعود و سقوط این تمدن در سال های 900 تا 1000 پیش از میلاد ، انجام داد و به این نتیجه رسید که انگیزه پیشرفت در یونان باستان ، جوّی روانی ایجاد کرده بود که توسعه اقتصادی را برای آتن امکان پذیر نمود. او به این نتیجه رسیده بود که می توان سطح نیاز به پیشرفت در یک ملت را از طریق بازده ادبی آن ملت سنجید (بر اساس این فرض که ویژگی های برجسته یک جامعه، به احتمال زیاد در داستان های عامیانه و داستان های کودکان، متجلّی خواهد شد).
وی همچنین داد و ستد را نیز شاخص مناسبی برای رشد اقتصادی یونان باستان می دانست. بنا بر این ، او از ادبیات یونان باستان به سطح انگیزه پیشرفت بالای آنها پی برد و نیز شواهدی به دست آورد که پدید آمدن این گونه ادبیات و رشد اقتصادی یونان باستان تقریبا همزمان بوده است. پس نتیجه گرفت که با ظهور انگیزه پیشرفت در یونان باستان، اقتصاد و سپس علوم مختلف در آن جامعه ، رو به پیشرفت نهاده است.
مک کللند همچنین کوشش هایی در جهت نشان دادن ارتباط میان انگیزه پیشرفت و رشد اقتصادی در زمان های جدیدتر نیز انجام داد. به عنوان مثال، رشد سریع اقتصادی کشورهایی چون ژاپن و کره جنوبی به دلیل تلاش تک تک افراد این جوامع بود که این تلاش زیاد ، مدیون انگیزه پیشرفت بالا در میان مردم این کشورهاست.
ویژگی های افراد با انگیزه پیشرفت بالا
تحقیقات زیادی که درباره ویژگی های افراد با انگیزه پیشرفت بالا و تفاوت آنها با دیگران صورت گرفته، نشان داده است که آنها علاقه زیادی به موفق شدن در رقابت ها دارند ، در برابر فشارهای اجتماعی مقاوم ترند و کمتر اطاعت می کنند. این افراد با احتمال بیشتری به دانشگاه راه پیدا می کنند و در بیشتر فعالیت های دانشگاه و جامعه شرکت می کنند ، با دیگران بهتر کنار می آیند و سلامت جسمی بهتری دارند.
تحقیقات دیگری نشان داد که افرادِ دارای نیاز پیشرفت بالا، مدت طولانی تری در مشاغل باقی می مانند و سخت تر کار می کنند و در برابر انتقادها با اصلاح عملکرد خود واکنش نشان می دهند و نیز مشاغلی را انتخاب می کنند که مسئولیت زیادی ایجاد می کند و به طور کلی، این افراد، رضایت شغلی بیشتری را گزارش می دهند.
همچنین مشخص شده است که وجود افراد با انگیزه پیشرفت بالا در مراکز و مؤسسات تولیدی و اقتصادی، تأثیر زیادی بر میزان موفقیت آن مؤسسات دارند به نحوری که برخی شرکت ها از بین داوطلبان استخدام، اقدام به گرفتن آزمونی جهت سنجش انگیزه پیشرفت آنها می کنند.
دیگر پژوهش ها نشان می دهد که افرادِ دارای نیاز پیشرفت بالا به احتمال بیشتری ، یک کسب و کار شخصی برای خود راه اندازی می کنند و بنا بر این ، کارآفرینان خوبی به شمار می روند. به طور مثال، در تحقیقی که روی زنان کارآفرین در استرالیا انجام گرفت نیز مشخص شد که آنها هم انگیزه پیشرفت بالایی دارند.
همچنین در تحقیقی که مک کللند بر روی دانشجویان انجام داد آنان را از نظر نیاز به پیشرفت، مورد بررسی قرار داد (توسط آزمون TAT) و انتخاب های شغلی آنان را در چهارده سال بعد ، پی گیری کرد و به این نتیجه رسید که 83 درصد بازرگانان در چهارده سال قبل ، نمرات بالایی در «نیاز به پیشرفت» کسب کرده بودند.
پس اگر فرض کنیم که رشد اقتصادی یک ملت، در گرو تعداد افرادی است که به خوبی نقش خود را به عنوان بازرگان و یا کارآفرین ایفا می کنند، در نتیجه، نقش میزان علاقه به پیشرفت در میان افراد آن جامعه در به وجود آوردن این موفقیت را نمی توانیم نادیده بگیریم.
افزایش انگیزه پیشرفت عمومی و راه کارهای آن
توسعه اقتصادی، پیش زمینه های لازم خود را می طلبد. ما نمی توانیم سرمایه دارها را مجبور به سرمایه گذاری برای تولید کنیم و یا سرمایه های سرگردان را به زور ، جمع آوری کنیم و در بخش های تولیدی و اقتصادی به کار گیریم؛ اما می توانیم با برنامه ریزی بلندمدت ، انگیزه پیشرفت را در جامعه افزایش دهیم و از این طریق، زمینه رشدی پایدار و همه جانبه را فراهم آوریم.
مک کللند و وینتر ، نشان داده اند که انگیزه پیشرفت را می توان از رهگذر آموزش ایجاد کرد که این امر ، خود می تواند پیامدهای مطلوبی برای موفقیت شغلی در پی داشته باشد. برای این منظور ، نهادهای اجتماعی مانند نهاد خانواده و آموزش و پرورش می توانند نقش مهمی ایفا کنند.
نتیجه گیری
انگیزه پیشرفت ، عامل مهمی برای رشد اقتصادی یک ملت به شمار می رود؛ اما سؤالی که مطرح می شود این است که : آیا تنها وجود انگیزه پیشرفت بالا، برای رشد اقتصادی یک جامعه کافی است؟
جان اتکینسون نشان داد که انگیزه پیشرفت ، فقط تا اندازه ای می تواند رفتار پیشرفت را پیش بینی کند. او معتقد بود علاوه بر انگیزه پیشرفت ، «احتمال موفقیت در یک تکلیف» و وجود «ارزش تشویقی برای موفق شدن در آن تکلیف» هم دو عامل مؤثر دیگر برای راه اندازی رفتار پیشرفت هستند.
به عبارت دیگر ، انگیزه پیشرفت ، شرط لازم و اساسی است؛ اما کافی نیست. نتیجه ای که از این بحث می توان در مسائل اقتصادی گرفت ، این است که اگر احتمال موفقیت در امور تولیدی تا حدّی تضمین شده باشد ، آن گاه رفتار پیشرفت به سوی کارهای اقتصادی و تولیدی سوق پیدا می کند؛ چرا که بر اساس نتایج تحقیقات اتکینسون ، افراد دارای انگیزه پیشرفت بالا ، معمولاً کارهایی را انتخاب می کنند که خطرپذیری نسبتا متوسّطی داشته باشد؛ یعنی موفقیتشان در آن کار ، تا حدودی تضمین شده باشد. بنا بر این ، می توان با کم کردن خطر سرمایه گذاری و ایجاد راه کارهای تشویقی در امر تولید ، جَوّ روانی امنی برای کارآفرینی به وجود آورد.
مزیّت دیگر این جوّ روانی امن ، این است که سرمایه ها از کارهای دلّالی و واسطه گری ، به سوی کارهای تولیدی کشیده می شوند؛ زیرا موفقیت در کارهای تولیدی ، تضمین شده تر و سودآورتر تلقّی می شود. پس در نهایت می توان چنین نتیجه گرفت که دولت ها می توانند با حمایت از بخش های تولیدی ، انگیزه پیشرفت را به سوی مشاغل مولد و کارآفرین ، هدایت کنند.

منابع:
ـ انگیزش و هیجان ، جان مارشال ریو ، مترجم : یحیی سیّد محمدی ، تهران : ویرایش ، 1378.
ـ روان شناسی انگیزش و هیجان ، محمّد پارسا ، تهران : سخن ، 1376.
ـ انگیزش و هیجان ، محمّد پارسا ، تهران : دانشگاه پیام نور ، 1379.
ـ روان شناسی صنعتی و سازمانی ، آبراهام کورمن ، مترجم : حسین شکرکن ، تهران : رشد ، 1370.
ـ انگیزش ، ریچارد تیوان و باری اسمیت ، مترجم : ملک عبدالی ، مشهد : آستان قدس رضوی ، 1365.
ـ شخصیّت : نظریه ـ پژوهش ، لورنس پِروین ، مترجم : محمّدجعفر جوادی و پروین کدیور ، تهران : آییش ، 1381.
ـ مردم در سازمان ها ، ترنس میچل ، مترجم : حسین شکرکن ، تهران : رشد ، 1377.
ـ تفاوت های فردی ، ویویان شکلتون و کلیو فلچر ، مترجم : یوسف کریمی و فرهاد جمهری ، تهران : فاطمی ، 1376.
ـ نظریه های شخصیّت ، دوآن شولتس و سیدنی شولتز ، متجرم : یحیی سید محمدی ، تهران : هما ، 1378.
ـ انگیزش مربوط به کار : نظریه و عمل ، ریمون کاتزل و دونایی تامپسون ، مترجم : حسین شکرکن ، تهران : پژوهش های روان شناختی (دوره اوّل) ، 1371.
ـ نظریه های شخصیّت ، چارلز کارور و میچل شی یر ، مشهد : آستان قدس رضوی ، 1375.
 
پدیدآورنده: مجید قیّومی