کارآفريني پيش نياز توسعه
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيم
نگاهي علمي به مفهوم کارآفريني
کارآفريني پيش نياز توسعه
کارآفرينان در ايران با مشکلات بسياري دست و پنجه نرم مي کنند
کارآفريني مفهومي است که تاکنون از ديدگاههاي مختلف مورد بررسي قرار گرفته است و همه بر اين باورند که کارآفريني(Entrepreneurship ) موتور محرکه توسعه اقتصادي کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه است. سه دليل مهم کشورها براي توجه به مقوله کارآفريني، توليد ثروت، توسعه تکنولوژي و اشتغال مولد است.درحالي که در کشور ما به اشتباه اين مفهوم صرفا با اشتغال زايي مترادف شده است. لذا در اين گزارش کوشيده شده تا به تعريف واقعي کارآفرين و جايگاه کارآفريني در ايران پرداخته شود.
واژه کار آفريني از کلمه فرانسوي Entreprenbre به معناي متعهد شدن نشات گرفته است. بنا به تعريف واژه نامه دانشگاهي: کارآفرين کسي است که متعهد مي شود مخاطره هاي يک فعاليت اقتصادي را سازماندهي، اداره و تقبل کند. واژه کارآفريني ديرزماني پيش از آنکه مفهوم کلي کارآفريني به زبان امروزي پديد آيد، در زبان فرانسه ابداع شد. در اوايل سده شانزدهم ميلادي کساني را که در امر هدايت ماموريت هاي نظامي بودند ، کار آفرين مي خواندند. از آن پس درباره ديگر انواع مخاطرات نيز همين واژه با محدوديت هايي مورد استفاده قرار مي گرفت. از حدود سال ???? ميلادي به بعد، فرانسويان درباره پيمانکاران دولت که دست اندر کار ساخت جاده، پل، بندر و تاسيسات بودند، به کرات لفظ کارآفرين را به کار برده اند.
بدين ترتيب در اواخر دهه?? در بسياري از کشورهاي پيشرفته به علت تغيير در ارزشها و گرايشهاي جامعه و البته تغييرات جمعيت شناختي، موجي از کسب و کارهاي کوچک و افراد خود اشتغال به وجود آمد. به علت تاثيرات عميق اين پديده مطالعات زيادي از چهار ديدگاه اقتصاد، مديريت، جامعه شناسي و روان شناسي انجام شده است.
کارآفريني فرآيند يا مفهومي است که طي آن فرد کارآفرين با ايده هاي نو و خلاق و شناسايي فرصتهاي جديد، با بسيج منابع به ايجاد کسب و شرکت هاي نو، سازمانهاي جديد و نوآور رشد يابنده مبادرت مي ورزد. اين امر توام با پذيرش خطرات است ولي اغلب منجر به معرفي محصول يا ارائه خدمت به جامعه مي شود. بنابراين "کارآفرينان" عوامل تغيير هستند که گاهي موجب پيشرفت هاي حيرت انگيز نيز شده اند.
در مورد تعريف کارآفريني ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد و درک کامل مفهوم و موضوع "کارآفريني " نيازمند اطلاع از ديدگاه هاي بين رشته اي مي باشد. کارآفريني برحسب ماهيت خود و توجه محققان رشته هاي مختلف از نظر روانشناسي، جامعه شناسي، اقتصاد، صنعت و حتي تاريخي تعريف شده است.
کارآفريني از مباحثي است که در تمامي ابعاد توسعه اقتصادي و اجتماعي از حدود ?? سال به اين طرف عملا در دنياي تجارت و کسب و کار مطرح شده است. از جمله تعاريف کارآفريني مي توان به موارد زير اشاره کرد:
ژوزف شومپيتر( ????) فرآيند کارآفريني را انجام کارهاي جديد و يا ابداع روش هاي نوين در امور جاري مي داند. از نظر وي نوآوري در هر يک از زمينه هاي ذيل کارآفريني محسوب مي شود:
?) ارائه کالاي جديد.
?) ارائه روش جديد در فرآيند توليد.
?) گشايش بازاري جديد.
?) يافتن منابع جديد.
?) ايجاد هر گونه تشکيلات جديد در صنعت.
کارآفريني کيفيتي است که افراد را قادر مي سازد يک فعاليت جديد را شروع کنند يا با قدرت و به طور ناباورانه فعاليت موجود را توسعه دهند.
ريچارد کانتيلون (????) اولين کسي بود که اين واژه را در علم اقتصاد ابداع و آن را اينچنين تعريف کرد: کارآفرين فردي است که ابزار توليد را به منظور ترکيب به صورت محصولاتي قابل عرضه به بازار خريداري مي کند. کارآفرين در هنگام خريد از قيمت نهايي محصولات اطلاع ندارد.
جان باپتيست سي (????) کار آفرين را فردي مي داند که مسووليت توليد و توزيع فعاليت اقتصادي خود را بر عهده دارد.
فرانک نايت (????) کار آفرينان را کساني مي شناسد که در شرايط عدم قطعيت به اتخاذ تصميم مي پردازند و پيامدهاي کامل آن تصميمات را نيز شخصا مي پذ يرند.
طبق نظر کاسون (????) کار آفرين فردي است که تخصص وي "تصميم گيري عقلايي و منطقي در مورد ايجاد هماهنگي در منابع کمياب" مي باشد. وي "داشتن توان داوري و قضاوت" را عنصري مشترک در تمامي کارآفرينان تشخيص داده است. از ديدگاه کارلند (????) کار آفرين فردي است که شرکتي را به منظور سود و رشد تاسيس مي نمايد و آنرا مديريت کرده و از آن براي پيشبرد اهداف شخصي استفاده مي کند.
همچنين به تعاريف زير نيز مي توان اشاره کرد: کارآفرين کسي است که توانايي آن را دارد تا فرصتهاي کسب و کار را ببيند و آنها را ارزيابي کند، منابع لازم را جمع آوري و از آنها بهره برداري و سپس عمليات مناسبي را براي رسيدن به موفقيت پي ريزي کند.
کارآفرينان کساني هستند که با ايجاد محصولات وخدمات نوين مورد نياز مردم، درآمد خوبي کسب مي کنند. معمولا گمان مي رود که کارآفرينان در راه اندازي شرکتها تبهر دارند در هر حال، آنها، از هيچ، کسب و کارجديد خلق مي کنند. آنها به رغم مخاطرات بسيار، پيشگام کارهاي جديد مي شوند.
? تحمل ريسک
دکتر محمد اقبالي، در خصوص تعريف کارآفرين و جايگاه آن در اقتصاد کشور مي گويد : بطور ساده کارآفرين به شخص حقيقي يا حقوقي اي گفته مي شود که توانايي تحمل ريسک اغلب مالي را دارد و مي تواند يک ايده اوليه را به يک فعاليت اقتصادي تبديل کند. همه ما مي توانيم يک کارآفرين باشيم، چه کارمند، چه کشاورز و... در هر پست و مقامي که باشيم در راه انجام فعاليت هاي خود مي توانيم کارآفرين بوده و ايده هاي خود براي بهبود انجام کارها را به واقعيت تبديل کنيم.
اين عضو هيات علمي دانشگاه افزود: يک کشاورز مي تواند با راه اندازي روش هاي جديد کاشت، آبياري، نگهداري و... کميت يا کيفيت محصولات خود را بالا ببرد. يک کارمند مي تواند براي انجام فعاليت هاي روزانه و البته در چارچوب اختيارات خود روشهاي جديدي را اختيار کند تا انجام کارها براي خود و ارباب رجوع سريع تر و با کيفيت بالاتري صورت پذيرد. يک مهندس يا شرکت مي تواند با قبول هزينه هاي توليد آزمايشگاهي، نمونه اي از يک محصول را توليد کرده و در صورت مفيد بودن آنرا توليد انبوه نمايد و به جامعه خود خدمت کند. يک مربي تيم فوتبال مي تواند با اتخاذ روشهاي مديريتي وarrange يک تيم به موفقيت هاي بسيار دست پيدا کند و ....
وي گفت: همانطور که مشاهده مي کنيد در تمام مثالهايي که آورده شد نوعي ريسک وجود دارد. اين ريسک ممکن است باعث از بين رفتن محصول کشاورز شود يا باعث شود تا کارمند توبيخ يا اخراج شود و يا سرمايه گذاري آن مهندس يا شرکت به هدر رود و دست آخر آنکه آن مربي تيم ممکن است سمت يا اعتبار خود را از دست دهد. بنابراين مشاهده مي کنيد که بسادگي مي توان اين نتيجه را گرفت که "کارآفريني بدون ريسک امکان پذير نمي باشد." شايد از همين جمله بتوان فهميد که چرا در کشور ما در ميان جوانان کارآفريني جايگاه والايي ندارد، فعلا" اجازه دهيد بحث فني را ادامه دهيم.
اقبالي در خصوص اينکه کارآفرين چه ويژگي هايي دارد، گفت: خود اتکايي از اولين خصوصيات يک کارآفرين است. با کمک اين نيرو کارآفرين مي تواند به مبارزه با سختي ها بپردازد. بنابراين اگر مي خواهيد کار آفرين باشيد بايد اين توانايي را در خود تقويت کنيد.
وي افزود: استفاده از نهايت بهره وري از ديگر ويژگي هاي يک کارآفرين هست. يک کارآفرين همواره مي خواهد از وقت خود بهترين استفاده را کند.
اقبالي گفت: آنها همواره به هدف نگاه مي کنند و شب و روز فکرشان رسيدن به هدف مي باشد. دقت کنيد که تمرکز بر هدف براي بسياري از مردم دشوار است اغلب به کاري که در حال انجام دادن آن هستند فکر مي کنند نه هدف.
از دکتر اقبالي در خصوص نقش دانشگاه ها در پرورش کارآفرين سوال شد و وي در پاسخ گفت: افراد از ويژگي هاي شخصيتي خاص و گوناگوني برخوردار هستند. طبيعي است که برخي از ويژگي هاي کارآفرينان متمايز و برجسته از ساير افراد است به طور مثال داشتن خلاقيت و نوآوري، دارا بودن قدرت تحمل ابهام، داشتن اعتماد بنفس و عزت نفس، آينده نگر و عمل گرا بودن، و فرصت شناس بودن. شيوه هاي پرورش اين ويژگيها متفاوت است. مطالعه و بررسي در زمينه اقدامات بعمل آمده در مورد موضوع کارآفريني در کشورهاي مختلف بيانگر آن است که دانشگاه ها در زمينه هاي آموزشي و پژوهشي پيشقدم بوده اند ولي فارغ التحصيلان بدون توجه و قصد بکارگيري آموخته ها و قدرت ابتکار خود در راستاي شروع کار و ارائه محصول و خدمت در بازار کار، چندان موفق نبوده اند.
وي در ادامه درباره راه هاي ترويج روحيه کارآفريني از طريق ايجاد و حمايت از خلاقيت ها توسط اساتيد، گفت: چند راهکار مي تواند مفيد واقع گردد; طرح سوالات و گاهي ايجاد محيط معماگونه در تدريس، آموزش نحوه تفکر علمي و چگونگي آزمون فرضيه ها، تشويق دانشجويان به مشارکت و ذهن انگيزي در تدريس،محترم شمردن سوالات اصيل،اجازه دادن براي برقراري ارتباط جهت گفتگو در مورد تجاربي که کسب کرده اند، تشويق به احساس عزت نفس و اعتماد به نفس و تشويق دانشجويان مقاطع تحصيلات تکميلي به اخذ پايان نامه هاي مرتبط با مفاهيم کارآفريني. از جمله مسائلي است که اساتيد مي توانند به آنها توجه کنند.
? موانع پيش روي کارآفريني
مهندس مريم دارابي، که در حوزه تدوين طرح هاي توجيهي براي کارآفريني فعاليت مي کند در خصوص موانع کارآفريني مي گويد: در بعد عوامل ضدانگيزشي مواردي مانند خطرپذيري مالي وجود دارد، در اين شرايط افراد به گمان اينکه در صورت خطرپذيري مالي احتمال بازگشت سرمايه ضعيف است در نتيجه گرايش به سمت کارآفريني کم مي شود. عامل بعدي در اين زمينه عدم تامين مالي کارآفرينان است، فرد کارآفرين ايده دارد اما سرمايه لازم براي ارزش آفريني را ندارد، در نتيجه آنان که سرمايه دارند، ريسک نمي کنند و افرادي که مي خواهند ريسک کنند و کارآفريني انجام دهند، سرمايه ندارند. بوروکراسي حاکم بر ادارات به عنوان يکي ديگر از عوامل ضدانگيزشي مطرح است. بحث فقدان امنيت اجتماعي از نظر کارآفرينانه هم مساله بعدي است. از ديگر عوامل ضدانگيزشي مي توان به عوامل فرهنگي هم اشاره کرد، که شرايط و محيط خيلي مشوق کارآفريني نيست. متاسفانه در فرهنگ ما جايي براي تشويق خلاقيت، ايده پروري و ريسک پذيري نيست.
وي افزود: در دسته بندي مربوط به قوانين و مقررات بيشترين موارد موانع قانوني ناشي از مقررات بانکي است. کارآفرينان اعلام مي کنند که با مقررات بانکي مشکل دارند و اين قوانين و مقررات را مانع توسعه کارآفريني مي دانند.
مهندس دارابي اظهار داشت :از نارسايي هاي محيط کسب و کار براي شرکت هاي جديد و در حال رشد، مي توان به فقدان زيرساخت هاي تجاري، تخصصي و حرفه اي مورد نياز، عدم حمايت هنجارهاي اجتماعي و فرهنگي از کارآفريني و فقدان يا ناکافي بودن برنامه هاي دولتي براي کمک به شرکت هاي جديد اشاره کرد. همچنين عدم تاکيد نظام تعليم و تربيت (آموزش و پرورش و آموزش عالي) بر توسعه کارآفريني، نبود فضاي آزاد بازار و فقدان يا ناکافي بودن سياست هاي دولتي براي شرکت هاي جديد از ديگر مسائل پيش روي کارآفريني در ايران است.
اين کارشناس در خصوص پيامدهاي توسعه کارآفريني در جامعه مي گويد :کارآفريني به معني فرآيند کشف و بهره برداري از فرصت ها به منظور ارزش آفريني در حوزه هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بوده و پايه و اساس توسعه پايدار و همه جانبه تلقي مي شود. توسعه کارآفريني فرآيندي پيچيده، بلندمدت و فراگير است که البته نقش بسزايي در رشد و توسعه اقتصادي کشورها دارد، به طوري که امروزه کارآفريني به مهمترين ابزار توسعه اقتصادي جوامع پيشرفته تبديل شده است. از اين رو افزايش فعاليت هاي کارآفرينانه همراه با افزايش توليد ناخالص ملي و در نتيجه افزايش درآمد ملي، رفاه و آسايش در جامعه است. بدين ترتيب توسعه کارآفريني نقش شايسته اي براي حضور فعال در بازارهاي جهاني، اشتغالزايي پايدار، توسعه عدالت، کاهش فقر و حل مشکلات جامعه، دولت و بخش عمومي دارد.
? گلايه هاي يک کار آفرين
مهندس مهدي فلاح که در سال جاري به عنوان کارآفرين نمونه انتخاب شده، در خصوص مشکلات کارآفريني در ايران مي گويد: فقدان فرهنگ حمايت از کارآفرين در سطوح مختلف سبب شده، تا يک کارآفرين همواره با مشکلات اساسي در اجرا روبرو باشد.
وي افزود: در ايران ، کارآفرين با سرمايه گذار يکسان محسوب مي شود که در کشورهاي توسعه يافته چنين نيست.
مهندس فلاح گفت: در کشورهاي توسعه يافته، موسساتي هستند که سرمايه را از سرمايه گذار مي گيرد و با حمايت بيمه ها و تخصصي که دارند، کاري را طراحي و ايجاد مي کنند و بعد از رسيدن به توليد به سرمايه گذار براي ادامه مديريت تحويل مي دهند.
وي گفت: اما در ايران تقريبا همه چيز برعهده سرمايه گذار است و اگر متخصصي يافت شود که توانايي کارآفريني داشته باشد، اگر سرمايه گذاري پيدا نکند، تخصصش بي فايده خواهد ماند. براي تسهيلات بانکي نيز آن ميزان اسناد طلب مي کنند که کارآفرين با مشکلات عديده روبرو مي شود.
اين کارآفرين نمونه افزود: بايد سياست هاي حمايتي براي کارآفرين ها صورت گيرد تا کشور با توليد و ايجاد شغل، گامي جدي در رفع بيکاري و توليد منابع جديد براي کشور بردارد.
? GEM چيست؟
کارآفريني در کشور ما تا چند سال پيش جايگاهي نداشت، اما امروز با اجراي پروژه هاي پژوهشي چونGEM که با اندازه گيري شاخص هاي استاندارد امکان شناخت دقيق از وضعيت کارآفريني را فراهم مي کند به عنوان راهبردي اثربخش براي توسعه اقتصادي و اجتماعي شناخته شده است.
دکتر محمدرضا زالي استاد دانشگاه تهران، در اين خصوص مي گويدEntrepreneurshipMonitor Glodal اGEM) يک کنسرسيوم دانشگاهي مرکب از تيم هاي علمي و پژوهشي است که سالانه روند فعاليت هاي کارآفرينانه را در جهان رصد مي کند. ديده بان جهاني کارآفريني در سال ???? با حمايت و پشتيباني دانشگاه بابسون ، دانشکده کسب و کار لندن و همچنين بنياد کارآفريني کافمن آغاز به کار کرد. در اولين گزارش سالانهGEM که در سال ???? منتشر شد، تنها ?? کشور همکاري داشتند، اما اعضاي آن طي اين سال ها تا سال ???? ميلادي به ?? کشور رسيد. در?? اکتبر سال ???? ايران نيز به عضويتGEM درآمد و از اوايل سال ???? دفتر ديده بان جهاني در دانشکده کارآفريني تاسيس شد.
وي در خصوص اينکه GEM چه اهدافي را دنبال مي کند و چه چشم اندازهايي را براي خود ترسيم کرده است، مي گويد: به طور کلي برنامه پژوهشي GEM سه هدف را دنبال مي کند;
?) هدف اول سنجش سطح فعاليت کارآفرينانه درميان کشورهاي عضو است. با اندازه گيري شاخص هاي استانداردGEM مي توانيم بگوييم که در يک جامعه چقدر فعاليت هاي کارآفرينانه شکل گرفته و رواج دارد.
?) هدف دوم کشف رابطه نظام مند ميان کارآفريني و رشد اقتصاد ملي است. براساس اين هدف هر سال بررسي مي شود که چه ميزان از رشد و توسعه اقتصادي در يک کشور تحت تاثير فعاليت هاي کارآفريني است.
?) هدف سوم شناسايي عوامل موثر در ارتقاي سطح فعاليت کارآفرينانه است که بر مبناي اين هدف عوامل موثر بر توسعه کارآفريني در کشورهاي عضو بررسي مي شود.
وي افزود: ديده بان جهاني کارآفريني براساس چشم اندازي که براي خود ترسيم کرده به دنبال اين است که نسبت بيشتري از کشورهاي عضو سازمان همکاري هاي توسعه اقتصادي(OECD) و غيرOECD را با هدف دستيابي به شناختي دقيق تر از کارآفرينان و نقش آنها در توسعه اقتصادي پوشش دهد. ماموريت ديده بان جهاني کارآفريني ارائه استاندارد هاي بين المللي بر مبناي روش شناسي پژوهشي در کارآفريني است.
? تفاوت کارآفرين با نوآور
همانطور که مطرح شد، بين کارآفرين و مقوله هايي مثل خلاق ، مخترع، نو آور و سرمايه گذار تفاوت وجود دارد و قطعا حرکت به سمتي که از کارآفريني براي توسعه کشور بهره بگيريم، داشتن تعريفي دقيق از کارآفريني و دانستن تفوت هاي آن با مسائل ديگر است. خلاق: خلاقيت يک پديده ذهني است و فرد خلاق کسي است که فکر و ايده جديدي دارد و به دنبال روش جديدي براي هر موضوع است. به عنوان مثال،هر کدام از افراد عادي در مواجه شدن با شيشه کثيف خودرو، به اين فکر مي افتند که شيشه را تميز کنند. ولي فرد خلاق احتمالا به اين فکر مي افتد که چگونه مي توان شيشه اي توليد کرد که کثيف نشود. در اينجا فرد خلاق به دنبال راه تازه براي يک مشکل است.
? مخترع: خلاقيت و اختراع به هم نزديک اند. گفته شد که فرد خلاق، به دنبال راه و روش تازه براي حل مشکل است اما او هنوز اين راه و روش را پيدانکرده است. ايجاد کننده راه و روش تازه، همان مخترع است. پس مخترع کسي است که روش يا محصولي را براي اولين بار توليد مي کند. در مثال فوق،کسي که شيشه اي توليد کند که کثيف نشود و نياز به شستن نداشته باشد،مخترع است.
? نوآور: نوآور کسي است که قابليت استفاده و مقرون به صرفه بودن محصول اختراع شده را بررسي و در صورت امکان، آن را تجاري مي کند.در مثال بالا، پس از اختراع شيشه توسط مخترع، فرد نوآور بررسي مي کند که شيشه توليد شده در مقايسه با شيشه هاي قبلي، چقدر مقرون به صرفه و اقتصادي است؟
? سرمايه گذار: سرمايه گذار کسي است که سرمايه (مالي) را در اختيار افراد (در اينجا منظور کارآفرينان است) مي گذارد ودر برابر آن در سود و منفعت به دست آمده نيز شريک مي شود. در مثال فوق،کار آفرين براي تجاري کردن محصول تازه اختراع شده(شيشه)، احتمالا به سرمايه زيادي نياز دارد. به همين خاطر،با سرمايه گذاري صحبت مي کند تا از سرمايه او براي انتقال محصول به بازار استفاده کنند.سرمايه گذار نيز قبول مي کند و سرمايه خود را در اختيار کارآفرين مي گذارد و در پي آن، در سودي که از اين راه به دست مي آيد، شريک شود.
? کارآفرين: کارآفرين فردي است داراي ايده و فکر جديد که از طريق ايجاد يک کسب و کار با بسيج منابع که همراه با مخاطره مالي، اجتماعي و حيثيتي است محصول يا خدمت جديد به بازار ارائه مي دهد.
? تجربه در کارآفريني
آنجه که تقويت کننده و جهت دهنده به سمت انتخاب آگاهانه و فرصت گرايانه مي باشد استفاده از تجربياتي است که در ديگران در شکار فرصتها بدست آورده اند و تجربه آنها بعنوان الگو براي کارآفرينان آتي مي تواند موثر و مفيد باشد. آنچه که مسلم مي باشد اين است که در تعيين مسير موفقيت همه چيز از بازار و بازارگردي و کنجکاوي و سماجت و اصرار شروع مي شود.
کارآفرين بالقوه بدنبال لحظه تاريخي شکار فرصت ها است تا پس از تشخيص فرصت اقدام آگاهانه خود را شروع کند.
به اين مسئله به دو صورت مي توان نگاه کرد.
?) افرادي که ديد کارآفرينانه داشته اند چگونه مبادرت به اقدام کارآفريني نموده اند.
?) افراد عادي که پتانسيل و آرزوي کارآفريني دارند، چگونه نگاه کارآفرينانه در آنها تقويت گردد و آيا اساسا اين ديد و تجربه انتقال پذير مي باشد.
خيلي اوقات کارآفرينان بدون پشتوانه و آگاهي از تئوري و تجربيات و ادبيات کارآفريني و اقدام کارآفرينانه، اين بدين معنا است که عمل گرايي و تشخيص فرصتها در بسياري از موارد الزاما داشتن آگاهي قبلي و اطلاع از مباني تئوري، شناخت صنعت يا خدمات خاص يا... را از يک موضوع نمي خواهد، اما فرد در اثر سوابق خود و انرژي ذخيره شده دروني که انگيزش فرد را تشکيل مي دهد بر اثر يک تصادف و برخورد تشخيص فرصت و شکار فرصت مي کند و اين جرقه و تصميم منجر به اقدام کارآفرينانه مي شود و خيلي اوقات نيز منجر به موفقيت خواهد شود.
نويسنده : مهري نقديان
روزنامه مردم سالاري ( www.mardomsalari.com )

