نوشته شده توسط :
سعيد محمدابراهيم
اقتصاد خاکستری
از ویژگی های اقتصاد ایران حجم گسترده اقتصاد زیرزمینی آن است . اقتصاد زیرزمینی كه با عبارات دیگری چون « غیر رسمی » ، « موازی » ، « ثبت نشده » ، « خاكستری » و عبارات دیگر نیز از آن نام برده می شود ، فعالیت هایی را شامل می شود كه هم به صورت قانونی و هم غیرقانونی از پرداخت مالیات معاف هستند . این فعالیت ها در فهرست تولید ناخالص داخلی ( GDP ) ثبت نمی شوند . حجم اقتصاد زیرزمینی هر كشور معمولاً به میزان پیچیدگی سیستم مالیاتی آن ، اجبار شهروندان به پرداخت مالیات ، شدت حقوق كیفری ، قابل اجرا بودن مقررات و قوانین اقتصادی و تحمل جامعه در برابر فساد مسئولان و دستگاه های اجرایی بستگی دارد . البته ایران تنها كشور گرفتار در این دوگانگی اقتصادی نیست ، اما آنچه اقتصاد زیرزمینی ایران را از سایر كشور ها متمایز می كند ، ماهیت این نوع اقتصاد است . اقتصاد زیرزمینی ایران یك انحراف نیست بلكه انشعابی طبیعی از ساختار سیاسی منحصر به فرد آن است .
بر خلاف دموكراسی های لیبرال كه در آن فعالیت های ثبت نشده اقتصادی زیر ذره بین قرار دارند و با این حلقه قانونی اقتصاد با جدیت برخورد می شود ، در ایران مسئولان سیاسی و قضایی با نشان دادن صبر و تحمل این نوع فعالیت ها را نادیده می گیرند .
در شرایطی كه مطبوعات به صورت گسترده به این فعالیت ها اشاره كرده و گروه های سیاسی نیز علناً درباره وجود اقتصاد زیرزمینی ابراز نگرانی می كنند ، اما به ندرت با چنین فعالیت هایی برخورد شده است .
هدف و پوشش
برای اینكه از اقتصاد زیرزمینی ایران ، تصویری واضح و شفاف ترسیم شود باید وضعیت این نوع اقتصاد را در برابر قانون به صورت عمومی بررسی و ویژگی های افراد دخیل در این نوع فعالیت را تحلیل كرد . در فرهنگ قضایی به صورت كلی ، این حلقه از اقتصاد جامعه را به دو بخش تقسیم می كنند : بخش قانونی یا قانونی مضاعف ؛ و بخش غیرقانونی .
بخش قانونی شامل فعالیت های اقتصادی تخمین ناپذیر و ثبت نشده است كه در اقتصاد اكثریت كشور های در حال توسعه دیده می شود و حتی برخی از كشور های توسعه یافته هم این نوع فعالیت ها را در فهرست تولید ناخالص داخلی خود ثبت نمی كنند .
ارزش فعالیت هایی كه اعضای خانواده بدون دریافت پول در منزل انجام می دهند ، ارزش افزوده ای كه با انجام فعالیت های اقتصادی كوچك ، خارج از خانه به دست می آید ، معاملات نقدی ثبت و گزارش نشده ، داد و ستد كالا و یا معاملات پایاپای میان افراد متخصص كه در مشاغل خدماتی مشغول به كار هستند ، ارزش واقعی تسهیلات دولتی كه مقامات عالی رتبه از آن برخوردارند و معاملات نقدی كه در آمار « ترازنامه پرداخت ها » ثبت نمی شود ، برخی از این فعالیت ها به شمار می آیند .
و اما بخش قانونی مضاعف از كجا سرچشمه می گیرد ؟ انحصار های خصوصی كه در تجارت خارجی در اختیار دولت است ، امتیاز های انحصاری در توزیع داخلی ، شبكه اعتباری بازار كه خارج از سیستم بانكی كشور است ، نفوذ در تشریفات اداری و معاملات رانتی بر اثر دسترسی به اطلاعات ویژه و در نهایت برخورداری ازحمایت افرادی كه داوری بر عهده آنان است ، عامل ایجاد بخش قانونی مضاعف هستند .
برخی از فعالیت های این بخش ذاتاً دو پهلو هستند . چون در قانون تعریف مشخص از این فعالیت ها وجود ندارد ، آنها را می توان در محدوده میان فعالیت های غیرقانونی و قانونی تلقی كرد . اما در بخش غیرقانونی و قاچاق ، در اكثر كشور ها فعالیت های گسترده ای به چشم می خورد كه توسط جنایتكاران و شخصیت های پنهان به صورت انفرادی و یا براساس متصل بودن به شبكه های شبه مافیا صورت می گیرد . برخی از این فعالیت ها عبارتند از : قاچاق مواد مخدر ، آدم ربایی ، جعل اسناد ، نقض حقوق مالكانه ، پولشویی ، ایجاد شبكه های فساد و فحشا ، برده فروشی ، خرید و فروش اعضای پیوندی ، آدم ربایی به قصد اخاذی ، معامله كردن اشیاء عتیقه و پرداخت و دریافت رشوه در حین معامله با مراكز دولتی .
شركت كنندگان كلیدی
اقتصاد زیرزمینی ایران به یك عرصه گسترده نمایش شباهت دارد كه در آن نه تنها بازیگران بلكه تماشاگران هم به صورت قانونی و یا صورت های دیگر در این نمایش دخیل هستند . بازیگران اصلی در حقیقت نماد های اقتصادی خصوصی هستند كه حامی مالی آنان دولت است و سخت مشغول فعالیت های پولسازند . از جمله این تشكیلات اقتصادی می توان به ظهور چندین بنیاد بزرگ و صد ها بنگاه وابسته به آن ، شبكه های بزرگ اعتباری غیر شفاف در بازار ، ده ها هزار بانك غیر بانكی ، صندوق های قرض الحسنه و مؤسسات اعتباری كه اصطلاحآ به مؤسسات غیر انتفاعی مشهور هستند اشاره كرد .
در این نمایش بازیگران نقش دوم تاجرانی هستند كه از قوانین تجارت خارجی گریزانند و ارزش های واقعی تجارت خود را در مبادلات مرزی و یا مناطق آزاد پنهان می كنند . البته بازیگران نقش دوم دیگری هم در این نمایش حضور دارند كه عبارتند از : مسافران ورودی به كشور كه از سقف معافیت گمركی خود بیشتر استفاده می كنند . مصرف كنندگان كه برگه معافیت گمركی خود را در بازار سیاه می فروشند ، سرمایه گذاران كوچك كه در مورد قیمت ارز و طلا شایعه پراكنی می كنند ، صاحبان مشاغلی كه برای فرار از اجرای مفاد قانون كار ، تعداد كارگران خود را مخفی نگاه می دارند تا اینكه كمتر مالیات و حق بیمه بپردازند . صاحبان داروخانه ها كه دارو هایی با قیمت مشخص را علناً با قیمت بالاتر به مشتریان نیازمند می فروشند ، كادر درمانی مراكز پزشكی كه بیش از تعرفه پول های زیر میزی از بیماران می گیرند ، محتكران خرده پا كه با پرداخت ودیعه كالا هایی را كه كمبود آن در جامعه احساس می شود پیش خرید می كنند ( مانند خودرو ، تلفن های همراه ، كامپیوتر و مسكن ) و حواله این اجناس را در بازار سیاه به قیمت بالاتر می فروشند و واسطه های متعدد كه ارتباطات مردم با مراكز دولتی را سهل و آسان می كنند . به عنوان مثال آنها برای رفع مشكلات مربوط به مالكیت برخی از صاحبان املاك ، حق العمل كاری دریافت می دارند . آنها همچنین به بانك ها توصیه می كنند تا برای مشتریان خود وام كلان بگیرند . علاوه بر این واسطه ها با دریافت حق واسطه گری خود ، قبض جرایم رانندگی ، مالیات های عقب افتاده شهرداری و یا مالیات سالیانه مشتریان خود را بدون درگیر شدن و اتلاف وقت آنها در كاغذ بازی اداره ها ، پرداخت می كنند .
اما بازیگران خرده پا شامل اعضای خانواده هستند كه هر یك وظیفه ای را بر عهده دارند . یكی از آنها غذا آماده می كند ، دیگری ظروف غذا را می شوید ، به تمیز كردن منزل می پردازد و از كودك خانواده نگهداری می كند كه فعالیت تمام آنها بدون دریافت مزد است .
دیگر بازیگران خرده پا ، صاحبان مشاغل كوچك مانند برنامه ریزان كامپیوتر ، مشاوران ، تهیه كنندگان مواد خوراكی و فروشندگان هستند كه خارج از خانه به فعالیت می پردازند . سایر بازیگران این بخش افراد متخصص مانند پزشكان ، مهندسان ، حسابداران و طراحان هستند كه با یكدیگر داد و ستد و معامله پایاپای دارند . همچنین كارگران و كارمندان تمام وقت كه برای تأمین هزینه های زندگی مجبور به انجام كار دوم و سوم هستند و حتی دست فروشان خیابانی و فروشندگان كالا های قاچاق نیز جزو بازیگران خرده این نمایش بزرگ به شمار می آیند .
ریشه ها و علت ها
علاوه بر عوامل بین المللی و شناخته شده كه در بوجود آمدن اقتصاد زیرزمینی دخالت دارند چند عامل مؤثر دیگر در بوجود آمدن اقتصاد زیرزمینی در ایران نقش دارند تاریخ ، حمایت مالی دولت از فعالیت های اقتصادی غیر شفاف ، سیاست های اقتصادی منحرف شده ، محدودیت های اجتماعی و فرهنگی كه از سوی دولت در زندگی روزمره مردم ایجاد شده ، تبعیض میان زن و مرد و نظارت ضعیف دولت از جمله ۷ ركن تقویت كننده اقتصاد زیرزمینی در ایران هستند . البته تاریخ غیر دموكراتیك و موروثی ایران ، علت اصلی این مشكل است . دیوار بی اعتمادی میان دولت و مردم كه از مدت ها پیش بنا شده باعث می گردد ، شهروندان فعالیت هایشان را تا آنجایی كه می توانند از دولت پنهان كنند .
دولت و حكومت های گذشته حاكم كه در نزد مردم با صفاتی چون « حریص » ، « ظالم » و « اخاذ » شناخته شده هستند به مردم بهانه قانونی می دادند تا اموال ، دارایی و درآمد های خود را از دولتمردان غیرمعتمد پنهان كنند .
اصولٍاً شهروندان ایرانی از پرداخت مالیات گریزانند و آن را بی عدالتی می دانند . این در حالی است كه امروزه از مالیات های مردم برای ارائه خدمات عمومی استفاده می شود . با مجوز مقام های مسئول ، برخی وزارتخانه ها در مقاطع مختلف شركت های خصوصی با هدف پولسازی تأسیس كرده اند كه ریزفعالیت های اقتصادی این شركت ها افشا نمی شود . وزارتخانه هایی مثل نفت ، صنایع و معادن ، بازرگانی ، اقتصاد و دیگر وزارتخانه ها نیز صد ها شركت اقتصادی دایر كرده اند . در ظاهر هدف از تأسیس این شركت ها كمك به بخش تولید و تولید كنندگان است . اما بودجه بسیاری از این شركت ها شفاف نیست و از حسابرسی در امان هستند .
همچنین ترازنامه مالی این شركت ها به ندرت به صورت كامل منتشر می شود . علاوه بر این ، فروش دلار های نفتی توسط بانك مركزی در بازار سیاه معمولاً باعث فرار سرمایه ها به خارج از كشور بدون ثبت شدن می شود . همچنین برخی مقام ها و مدیران ارشد از امكاناتی چون مسكن رایگان ، خودرو های دولتی ، و بودجه های دیگر برخوردار هستند و در اغلب مواقع از حسابرسی در امان می مانند .
همچنین تأسیس و استقرار نهاد های دولتی و غیردولتی موازی ، میدان مناسبی ایجاد كرده تا به تجارت غیرشفاف مشغول شوند . ارتباط سببی و نسبی باعث تولد و رشد نهاد های اقتصادی انحصاری بی شمار شده است . این نهاد های انحصاری كه در تولید ، تجارت خارجی و توزیع داخلی اعضا دارند ، صاحب ثروت های ثبت نشده اند كه اقتصاد دانان آن را رانت اقتصادی می نامند .
اتخاذ سیاست های كلان نامناسب پس از پیروزی انقلاب ، زمینه دیگری را برای رشد « اقتصاد سایه » به وجود آورده است .
به عنوان مثال ، انعطاف ناپذیر و ناكارآمد بودن سیستم بانكداری دولتی در كنار بی كفایتی در هدایت بازار پول و سرمایه ، باعث به وجود آمدن شبكه اعتباری غیررسمی در بازار شده است .
بی میلی بانك ها برای پرداخت وام به مشتریان خرد و ریسك پذیر كه وثیقه كافی هم ندارند و همچنین تمایل این بانك ها برای پرداخت وام های كلان به نهاد های دولتی باعث پناه بردن تولید كنندگان خرده پا به شبكه اعتباری بازار شده است .
براساس یك برآورد غیردولتی ، بین ۲۰ تا ۲۵ درصد اعتبار سالانه بخش كشاورزی توسط بازار تأمین می شود . در نتیجه در حالی كه كمتر از ۲۰ درصد اعتبار سالانه بخش خصوصی از این منبع در سال ۱۹۷۸ تأمین می شد ، درحال حاضر این رقم از مرز ۴۰ درصد هم عبور كرده است .
بی ثبات بودن قوانین دولتی ، باعث هدایت سرمایه گذاری بخش خصوصی در فعالیت های پنهان شده است . تداوم رشد كند اقتصاد رسمی ایران و تداوم بیكاری در بازار آزاد نیز در رشد اقتصاد زیرزمینی مؤثر بوده اند . ناكافی بودن سرمایه گذاری ، سرعت پایین رشد اقتصادی در كنار افزایش جمعیت باعث كاهش درآمد سرانه و افزایش فقر شده است . اقداماتی چون كنترل قیمت ها ، پرداخت یارانه ، توزیع كوپن و اختصاص بودجه برای اجرای طرح ضربتی اشتغال به نوبه خود در گسترش حجم اقتصاد زیرزمینی مؤثر بوده است .
كنترل قیمت برخی از كالا ها باعث به وجود آمدن بازار سیاه ، پرداخت یارانه موجب قاچاق كالا های یارانه ای به كشور های همسایه و خرید و فروش كوپن های كالا های اساسی در بازار شده است . همچنین كم شدن استخدام رسمی باعث افزایش ساعات كار شهروندان در منازلشان شده است .
علاوه بر این ، مالیات های نابرابر ، تعرفه های بالا ، هزینه های آزاردهنده و مقررات و قوانین پیچیده در زمینه صدور پروانه برای سرمایه گذاری و معضل كاغذ بازی در ادارات همگی باعث شد ، بسیاری از نهاد های اقتصادی قانونی ، فعالیت های خود را ثبت نكنند .
یك عامل دیگر ، پایین بودن سهم زنان در اشتغال است . به همین دلیل سهم زنان در نیروی كار رسمی كشور تنها ۱۲ درصد است .
همین موضوع ، فعالیت های اقتصادی زنان در منازل را پررونق تر كرده و زنان كارگاه های خانگی كمتر از ۵ نفر در شهر های بزرگ تأسیس كرده اند كه تولیدات آن در فهرست تولید ناخالص داخلی ثبت نمی شود و در نهایت ناتوانی دولت در اجرای قوانین و محدودیت های وضع شده باعث گسترش و پیشرفت اقتصاد زیرزمینی شده است .
همچنین تمایل شدید به استفاده از پول نقد در معاملات روزمره ، نبود ضمانت اجرایی در زمینه عرضه اسناد و ترازنامه توسط واحد های تجاری و اقتصادی ، كمبود كاركنان باتجربه و صادق و سرمایه كافی ، نبود بازرسان برجسته اقتصادی جهت نظارت بر فعالیت واحد ها و نهادینه شدن فساد و اختلاس باعث شده تا یك حلقه بزرگ از اقتصاد ایران از ثبت شدن ، بازرسی و كنترل مصون بماند . براساس آمار منابع غیررسمی ، سالانه ۲ تا ۴ میلیارد دلار كالای قاچاق وارد كشور می شود ، در حدود ۳ میلیارد دلار فرار سرمایه از ایران صورت می گیرد ، گردش مالی تجارت مواد مخدر ۵ میلیارد دلار است و یك میلیارد دلار اختلاس در بانك های دولتی و شركت های دولتی صورت می گیرد . با آنكه این ارقام غیررسمی است اما به اندازه كافی گزارش و مستندات رسمی برای تأیید چنین آماری وجود دارد .
اهمیت و اندازه
اقتصاد زیرزمینی سابقه طولانی در ایران هم به عنوان منبع سرمایه در بازار و همچنین میدانی مناسب برای فرار از پرداخت مالیات و انجام فعالیت های غیرقانونی دارد . در سال های پس از انقلاب ، كاهش شفافیت در نظام پولی و مالیاتی باعث گسترش اقتصاد زیرزمینی شد . با این حال هنوز هم نمی توان حجم این نوع اقتصاد را در جامعه به صورت دقیق اعلام كرد .
اقتصاد دانان بانك مركزی ایران شیوه جدیدی را برای برآورد حجم اقتصاد زیرزمینی ارائه كرده اند . آنها در این شیوه جدید دو عامل مهم را مورد ارزیابی قرار می دهند ، متوسط تقاضای سالانه پول توسط مردم و مابه التفاوت هزینه های یك خانواده متوسط و درآمد آن خانواده . همچنین افزایش نقدینگی در جامعه نشان دهنده افزایش حجم اقتصاد زیرزمینی است چون اغلب معاملات اقتصادی ثبت نشده با پول نقد انجام می شود . همچنین هنگامی كه هزینه های یك خانواده به طور مداوم از درآمد های آن بیشتر است درحالی كه میزان بدهی های خانواده افزایش نمی یابد ، باید به این نتیجه رسید كه منابع پنهانی برای تأمین كسری بودجه خانواده وجود دارد .
با در نظر گرفتن عوامل ذكر شده در بالا می توان به یك جمع بندی مشترك رسید . آمار منتشر شده از سوی بانك مركزی ایران حاكی از آن است ، نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی كه در سال ۱۹۷۹ ، ۸/۱۵ بود ، در سال ۱۹۹۱ به عدد ۳۵/۲۴۴ و در سال ۲۰۰۱ به ۳/۵۷۳ افزایش یافت . البته علت افزایش این رقم تنها گسترش اقتصاد زیرزمینی نیست بلكه این افزایش بیانگر این موضوع است كه احتمالاً روند تدریجی گسترش اقتصاد زیرزمینی در آینده نیز ادامه خواهد داشت . همچنین نتایج آمارگیری های مقطعی توسط مركز آمار ایران از بودجه خانواده ها نشان می دهد ، فاصله میان درآمد ها و هزینه های جاری خانواده ها به میزان قابل توجهی افزایش یافته است .
آخرین آمارگیری كه در سال ۲۰۰۱ انجام شد ، حاكی از آن است ، درآمد یك خانواده متوسط شهری تنها ۹۲ درصد از كل هزینه ها را پوشش می دهد كه این رقم در مناطق روستایی ، ۸۷ درصد است . پس برای پر كردن این فاصله از منابع ثبت نشده استفاده می شود . با آنكه این رقم در مورد خانواده های شهری از سال ۱۹۹۱ به بعد كاهش یافته اما مشخص است كه عامل این كاهش ، كوچك شدن حجم فعالیت های زیرزمینی نبوده بلكه خانواده ها با صرفه جویی هزینه را كاهش داده اند . عامل دیگر در محاسبه حجم اقتصاد زیرزمینی ، افزایش استخدام های غیردولتی از سال ۱۹۷۹ به بعد است . براساس ۳ آمار رسمی ، تعداد استخدام های دولتی در مناطق شهری و روستایی از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۹۶ به طور مداوم كاهش یافته درحالی كه استخدام های غیردولتی افزایش یافته است . همین موضوع باعث افزایش اشتغال در فعالیت هایی شده كه راندمان تولید در آن كم و سرمایه مورد نیاز برای راه اندازی این مشاغل اندك می باشد . براساس یك آمار غیررسمی ، ۱۲ درصد نیروی كار شهری را دست فروشان ، فروشندگان مغازه ها ، مسافركش ها و پیك های موتوری تشكیل می دهند .
این موضوع باعث شده ، اغلب اعضای خانواده در مشاغل مختلف مشغول به كار شده و حقوق دریافت كنند و دیگر مانند گذشته یك نفر در خانواده كار نمی كند تا بقیه مصرف كننده باشند . با در نظر گرفتن این آمار و ارقام می توان حجم اقتصاد زیرزمینی ایران را در اوایل دهه ۱۹۹۰ ، در حدود ۲۲ تا ۲۵ درصد حدس زد . اما افزایش تقاضا برای پول در جامعه ، بالا رفتن فاصله میان درآمد ها و هزینه های خانواده و افزایش استخدام های غیردولتی در یك دهه اخیر ، این رقم را به حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد رسانده است .
دریافت كلی
اقتصاد زیرزمینی در حال رشد كشور ، فعالیت های اقتصادی داخلی را تحت الشعاع خود قرار می دهد . از نقطه نظر منفی ، گسترش اقتصاد زیرزمینی ، خزانه دولت را از دریافت درآمد های مالیاتی محروم می كند و باعث افزایش كسری بودجه و پراكنده شدن سرمایه گذاری بخش خصوصی می گردد و در نتیجه برای ارائه خدمات دولتی به وام های كلان نیاز است .
هرچه اقتصاد زیرزمینی بیشتر گسترش یابد به همان میزان خدمات عمومی ارائه شده ، ضعیف تر و نامناسب تر می شود . همچنین مشكلاتی كه به دلیل طبیعت غیرقانونی این فعالیت ها به وجود می آید باعث به هدر رفتن منابع می شود .
معاملات غیرشفاف و پنهانی باعث به وجود آمدن مافیا های خصوصی و ایجاد ارعاب و وحشت و حتی حملات تروریستی از سوی آنان در داخل و خارج كشور می شود .
همچنین اقتصاد زیرزمینی با ایجاد اختلال و تحریف در تولید ناخالص داخلی به ویژه در سیستم توزیع داخلی باعث از بین رفتن نظارت و ناتوانی در اتخاذ سیاست های اقتصادی صحیح می شود . با توجه به اینكه تنها عده محدودی از این فعالیت ها بهره می برند ، اثرات منفی آن روی ثروت های شهروندان سالم بسیار زیاد است . اما از نقطه نظر مثبت در مورد ایران ، تداوم و انعطاف پذیر بودن بخش غیررسمی اقتصاد ، شاید فعالیت های اقتصاد ملی را انعطاف پذیر كند . به عنوان مثال استقلال مالی شبكه های اعتباری بازار از بانك های دولتی باعث ایجاد نوعی ثبات در زمان بحران های مالی پیش بینی نشده می شود . همچنین با توجه به اینكه شبكه اعتباری بازار براساس روابط انسانی و اعتماد نسبت به یكدیگر بنا شده ، این شبكه باعث كاهش هزینه های اطلاعاتی و اجرایی می شود . علاوه بر این افرادی كه قادر به یافتن شغل در بخش رسمی اقتصاد جامعه نیستند می توانند در بخش غیررسمی مشغول به كار شوند . در مجموع ، اقتصاد زیرزمینی اثر منفی روی اقتصاد كشور دارد چون این نوع اقتصاد باعث به هدر رفتن منابع ، رعایت نكردن اولویت ها در سرمایه گذاری ، تزریق شوك منفی به پیشرفت اقتصادی و ایجاد مانع در راه برقراری نظارت شایسته می شود .
جهانگیر آموزگار عضو سابق صندوق بین المللی پول ( IMF )