بازار سرمایه: نیروی محركه توسعه اقتصادی
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيمازار سرمایه: نیروی محركه توسعه اقتصادی
دكتر حسین عبدهتبریزی
بازارهای سهم درحال رشدند. بازار سهام كشورهای در حال توسعه بخش عمدهای از این رشد است.
طی 10 سال گذشته، ارزش بازار سهام از 8000 میلیارد دلار به بیش از 25000 میلیارد دلار رسیده است. و ارزش بازارهای جدید در حال رشد (اصطلاحات emerging mark) روز بازارها رسیده است. ارزش معاملات بازارهای در حال رشد نیز به 20 درصد ارزش كل معاملات رسیده است. به علاوه، مطالعات نشان میدهد كه بازارهای سهام در حال رشد تلفیق بیشتری با بازارهای سرمایه جهانی پیدا كردهاند. چنین رشدی توجه سرمایهگذاران جهانی را به بازارهای در حال رشد جلب كرده است. همه بازارهای جدید فرا گرفتهاند كه سرمایهگذارانی را در سطح بینالمللی مخاطب قرار دهند. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.
در چنین شرایطی است كه بسیاری از قانونگذاران و سیاستگذاران و حتی بعضاً اقتصاددانان میپرسند كه آیا رشد بازارهای سرمایه كمكی جدی به بخش واقعی اقتصاد میكند. این همایش با مضمون اصلی «بازار سرمایه، موتور رشد اقتصادی» در پی آن است كه به همین سوال پاسخ دهد. به بیان دیگر، كسانی كه نگرانند مبادا بازار سرمایه به محل پرریسكی جهت پاسخگویی به حس كنجكاوی و تمایلات سفته بازانه مردم و بهویژه جوانان بدل شود، سخت به دنبال آنند كه پاسخ روشنی برای این سوال بیابند كه آیا بازارهای سرمایه به راستی با مساله توسعه اقتصادی پیوند دارند. مقالهای كه این جانب در اینجا عرضه میكنم نیز بحثی مقدماتی در همین راستاست.
رابطه بین توسعه بازار مالی و رشد اقتصادی
در سالهای اخیر، مطالعه مجددی در مورد رابطه بین توسعه بازار مالی و رشد اقتصادی انجام شده است كه این مطالعات بیشتر متوجه نظریه رشد درونزا بوده است. ادبیات موجود در مورد این موضوع توسط اقتصاددانانی كه روی توسعه كار میكنند، به كار گرفته شده است تا نشان داده شود كه توسعه بخش مالی، آثار مثبت روی نرخ رشد مداوم دارد.
مطالعات اولیه افرادی چون گلداسمیت، مكنون و شاو نشان داد كه سیاستهای عمومیای كه دولتها طراحی می كنند، نقش عمدهای در تجهیز منابع پساندازیای كه میتواند صرف تامین مالی سرمایهگذاریها شود، ندارد. آنا نشان دادند كه هم اشكال كنترلهای عمومی باعث شرایط ركود مالی میشود و تاثیر منفی روی رشد اقتصادی دارد. همه آنان نهایتاً نتیجه گرفتند كه میباید به دنبال آزادسازی مالی بود و همه اشكال دخالت عمومی در بازارهای مالی خلق ارزش نمیكند، بازارهای مالی میباید آزادسازی شود، و اجازه داده شود كه نرخ سود و بهرهآزاد باشد.
مطالعات بسیار ثابت میكنند كه در صورت نبود سرمایه، توسعه اقتصادی با مشكل جدی مواجه میشود. «باسو» در بررسی سال 1977 خود یك بار دیگر نشان میدهد كه در كشورهای در حال توسعه، مشكل اصلی توسعه اقتصادی، كمبود سرمایه است. در چنین شرایطی، اگر بازار سهامی داشته باشیم كه در سطح بینالمللی با دیگر بازارها در پیوند باشد، سرمایه مورد نیاز برای سرمایهگذاری تامین میشود. از آنجا كه انباشت سرمایه یكی از مهمترین منابع توسعه مداوم اقتصادی است از طریق بازار سرمایه كشور میتوان سرمایه لازم را تجهیز كرد.
مطالعات بسیاری نشان میدهد كه سطح توسعه بازارهای مالی به ویژه بازار سهام و تاثیری كه آنها برتامین مالی شركتها و انتخاب روش تامین مالی شركتها دارند، نهایتاً تاثیر شگرفی برتوسعه اقتصادی باقی میگذارند. به بیان دیگر، در اقتصادهایی كه بازار سرمایه درآنها به خوبی كار میكند، در صورتی كه تنوعسازی ریسك به درستی انجام شود و امكان ایجاد ساختارهای مالی مناسب برای شركتها فراهم شود، خلق ثروت با سرعت انجام میشود و توسعه بهتر صورت میگیرد.
