اهمیت پرورش استعداد در پیشرفت اقتصاد یک ملت

اهمیت پرورش استعداد در پیشرفت اقتصاد یک ملت
پژوهنده : معصومه بخشنده

 
 
Theodoe W. Schultz
تئودور شولتسTheodoe W. Schultz اقتصاددان آمریکایی و برنده جایزه نوبل سال 1979 که توجه ویژه به سرمایه انسانی (Human Capital) یک ملت کرده است 26 فوریه 1998 در 96 سالگی درگذشت. این استاد اقتصاد براین باور بود که ارزش واقعی اقتصادیات یک کشور نسبت مستقیم با استعداد اتباع آن کشور دارد و استعدادرا می توان بوجودآورد و تقویت کرد. پروفسور شولتس در تالیفات خود به ملل جهان اندرزداده است که هرچه بیشتر در زمینه پرورش استعداد سرمایه گذاری کنند Investment in Human Capital و اتباع آگاه، توانا و دارای شخصیت بسازند. وی در رساله خود «Human Capital Theory» نوشته است که تجدید حیات (ریکاوری) اقتصادیات آلمان و ژاپن در مدتی کوتاه پس از انهدام در جنگ نتیجه آموزش و پرورش خوب و سالم این دو ملت بود که انسانهای میهندوست، دارای توان کامل تفکر و محاسبه ساخته بودند. آموزش و پرورش خوب و متناسب آدمهای مولّد بار می آورد ـ آدمهایی که تفکر عمومی و برنامه دارند و کار جمعی (تیم ورک) می کنند و نفع جامعه را بر سود خود مقدم می دارند، و عقب ماندگی مردم خاورمیانه (طبق بررسی دکتر شولتس) این است که کار تیمی و تنظیم برنامه و اجرای دقیق آن را یاد نگرفته اند و نفع خودرا مقدم می دارند (خودخواه هستند). دکتر شولتس در کتاب سرمایه آموزش و پرورش Educational Capital از این سیاست آلمانی ها تمجید کرده است که نوجوانانی را که در مدارس میانی (معادل راهنمایی تحصیلی) پیشرفت نشان نمی دهند به دوره های «تکنیکال اجوکیشن» می فرستند تا برای کارخانه ها، تکنیسین و کارگر ماهر شوند. شولتس در تالیف دیگر خود «برنامه ریزی اقتصادی» توصیه کرده است که دولتها اقتصاد کشاورزی خودرا قربانی صنعتی کردن و اقتصاد پیشرفته نکنند که هرسه بموازات هم لازمند. وی برنامه ریزی اقتصادی را یک هنر هردولت دانسته است. در این کتاب، وی اصول چهارگانه آدام اسمیت به نام «سرمایه دائمی» را از دیدگاه تازه ای تفسیر کرده است که آن اصول عبارتند از: بارورکردن زمین، داشتن ماشین (ابزار کار و تولید) خوب، سرمایه انسانی و مهارت درتجارت کالا (صادرکردن محصولات اضافی و واردکردن کالای مورد نیاز واقعی از نوع مرغوب و با بهای مناسب). 
 




پیشرفت اقتصادی، حق مسلمی دیگر

بی تردید اقتصاد ایران در حال حاضر با مشکلاتی مواجه شده که برخی از فعالان بخش خصوصی را با نگرانی روبه رو کرده است. اما باید توجه داشت که نه فقط در اقتصاد، بلکه در زندگی باید همیشه امیدوار بود. به عبارت دیگر امید به آینده بهترین سرمایه برای حرکت است. تمام مردم هم باید امید داشته باشند که شرایط به سمت بهتر شدن و پیشرفت حرکت کند اما امیدواری با دغدغه داشتن نتاقص ندارد. باید به طور کامل و طبیبانه دغدغه دونده ای را داشت که در حین مسابقه شرایط جسمی آن بد نشود و به طور کلی مشکلی برای آن دونده پیش نیاید. بر همین اساس باید در فضای اقتصادی کشور نیز به این موضوع توجه داشت.

اعتقاد دارم هم اکنون و در آستانه اجرایی شدن برنامه پنجم توسعه در سطح سیاست گذاری و در سطح عمومی جامعه باید نسبت به مسائل اصلی اقتصاد کشور با نگاه بلند مدت تاکید کرد. این تاکید باید در این مسیر باشد که نخست مسائل اصلی را حل کرد و از آنها غافل نشد. دوم این که  باید راه حل های بلند مدت را به راه حل های کوتاه مدت ترجیح داد. در مرحله سوم باید پیشرفت اقتصادی کشور را مبتنی بر افزایش پایه تولیدی قرار داد نه مبتنی بر روش های صدقه ای چنین اقدامی صورت پذیرد. از سویی دیگر همچنین حضور اقتصاد ایران در اقتصاد بین المللی را باید سامان داد.باید بدانیم که بدون استفاده از بازارهای جهانی و بدون نگاه صادراتگرا در تولید نمی توانیم توقعات این اقتصاد و این نسل جوان مان را در ایجاد اشتغال تامین کنیم.البته باید به این نکته هم اشاره کرد که این موضوع ملزوماتی دارد. حضور ایران در جایگاه مناسب خود در اقتصاد جهانی ،بایست هایی داردکه آنها را باید به صراحت اعلام کرد. گفتنی است حق پیشرفت اقتصادی و حق حضور در اقتصاد جهانی یک حق مسلم برای ایران است. این حق مسلم ایران راباید در کنار حق های دیگر مسلم آن مورد تاکید و توجه قرار داد.

اگر این مباحث در حوزه اقتصاد، گفتمان کلی شود می توان بر نگرانی ها فائق آمد؛ اما اگر این مولفه ها وجود نداشته به طور مثال در آستانه برنامه پنجم به یک کار تشریفاتی بسنده  می کنیم و از این فرصت تاریخی استفاده  نمی کنیم تا بر اساس آن یک سندی که منشور تعامل بین فعالان بخش اقتصادی و دولت باشد شکل گیرد. نباید مجموعه ای را به مجلس بدهیم و در آن تصویب شود تا فقط اختیارات دولت اضافه شود. به جرات می توان گفت که این طرز تلقی ناشکری به این فرصت و موقعیت است.در پایان و در یک جمع بندی کلی باید گفت که نگرانی فاکتور بدی نیست؛ اگر همراه با امیدواری و تندبیر باشد. می توان با تدبیر امید را بر نگرانی فائق کرد اما اگر از فرصت ها استفاده نکنیم باید نگران بود که سرمایه های عظیم انسانی، طبیعی و تاریخی ایران به نحو بهینه مورد استفاده قرار نگرفته باشد.

 





خصوصی‌سازی، دیرینه‌ترین واژه اقتصادی است که در دوره اقتصاد نوین و توسعه ساختارهای مدنی هر جامعه به‌شدت مورد توجه قرار گرفته و تحت حمایت منادیان تئوری سازمانی اقتصادی قرار گرفته است.

خصوصی‌سازی هدفمند و هوشمند برای رشد و توسعه اقتصادی هر کشوری، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است و باید سرلوحه اهداف و محور راهبردها و طرح‌های برنامه‌ریزی اقتصادی و توسعه قرار گیرد.

خصوصی‌سازی شامل واگذاری فعالیت‌های تولیدی و تصدی‌گرایانه دولت به بخش‌های غیردولتی با هدف افزایش کیفیت و کاهش هزینه‌ها و قیمت تمام‌شده می‌باشد که می‌بایست به نوعی اصول رقابت و شفافیت را رعایت نمایند و راهکارهای اساسی و زیربنایی آن در جامعه نهادینه شده و رشد و تعالی اقتصاد کشور را در بخش‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی مهیا سازد.


 بررسی به‌عمل‌آمده نشان می‌دهد همه اقتصادها و کشورها تلاش می‌کنند تا هزینه‌های تولید کالا را به حداقل رسانیده و کاهش دهند تا از یک طرف قدرت خرید بیشتر شهروندان را جلب نمایند و از طرف دیگر از منابع ثابت اقتصادی- تولیدی کالاهای بیشتری را به بازار عرضه نمایند که این خود در راستای رسیدن به اهداف برنامه چهارم توسعه و چشم‌انداز بیست‌ساله کشور کمک شایانی خواهد نمود.

 هدف از واگذاری گسترده و قابل توجه بخش‌های دولتی به خصوصی، خارج از افزایش کارایی شرکت‌های دولتی، برداشتن گام‌های بلند در اقتصاد ملی و عدالت‌محوری است.


 روشن است که با این نگاه اقتصادی، واگذاری‌ها جهت جابه‌جایی توان و فرصت و قدرت دولت صورت می‌گیرد. اتفاقاً این نوع هدف‌گذاری در نمونه‌های موفق خصوصی‌سازی در دنیای اقتصادهای پیشرفته و توسعه‌یافته قابل رؤیت است و شاید کشور ما در این راستا ضعیف عمل نموده و از قافله کشورهای پیشرفته و موفق در جهان امروزعقب مانده، دچار سیر نزولی شده است.


برای رسیدن به قله‌های پیشرفت و توسعه اقتصادی همگام با کشورهای توسعه‌یافته جهت گسترش جهانی‌سازی و آزادسازی تجارت و سرمایه‌گذاری‌های ملی، دولت‌ها در سراسر جهان، مسیر خصوصی‌سازی بنگاه‌های تحت سیطره دولت را پیش گرفته تا بهتر بتوانند در برابر فشارهای ناشی از رقابت پایداری کنند و نیز منابع بیشتری برای اجرای برنامه‌های اجتماعی و اقتصادی خود در اختیار داشته باشند.

 در سایه خصوصی‌سازی، امکان همگانی‌شدن اقتصاد با مشارکت مردم در فعالیت‌های اقتصادی به گسترده‌ترین شکل ممکن فراهم آمده است. اگر موانع و دشواری‌های موجود بر سر راه تسریع روند خصوصی‌سازی برداشته شود و دستگاه‌های مربوطه با شناسایی و مرتفع‌ساختن آن موانع بتوانند بستر و پیش‌زمینه‌های خصوصی‌سازی را در کشور هموار سازند و بخش‌ خصوصی نیز در راستای رسیدن به اهداف توسعه‌طلبانه قدم‌های موثر بردارد، در آینده نه چندان دور شاهد شکوفایی اقتصاد و پویایی و کارآمدی کشور در بین کشورهای مختلف اقتصادی خواهیم بود و این نشان از قدرت و عظمت اسلام در راه نیل به اهداف بلندمدت داخلی و بین‌المللی خواهد بود. پس بهبود و گسترش توانمندی و رقابت‌پذیری بخش خصوصی می‌تواند هم وضعیت اقتصادی داخلی و حضور موثر آن را تقویت کند و هم شرایط را برای ورود مقتدرانه و قوی در بازارهای جهانی و بین‌المللی فراهم سازد.


 مشارکت فعال مردم در عرصه‌های اقتصادی و تولیدی می‌تواند با مرتفع‌ساختن بن‌بست‌های اقتصادی کشور، زمینه رشد و توسعه پایدار امور اقتصادی و شکوفایی همه‌جانبه کشور را در بخش‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مهیا سازد.

 با درنظرگرفتن تمام جوانب و مشکلات و موانع خصوصی‌سازی در کشور و با تقویت و توسعه بخش خصوصی که تنها گزینه پیش‌روی اقتصادی ملی است، می‌توان توسعه و پیشرفت اقتصاد کشور را انتظار داشت.


 در فرهنگ اقتصادی کشور ما خصوصی‌سازی، سیاست اقتصادی جهت تعادل بخشیدن میان دولت و دیگر بخش‌های اقتصادی با هدف ایجاد شرایط رقابت کامل و دستیابی بیشتر کارایی اقتصادی و اجتماعی تعریف گردیده و فضای رقابت و ایجاد نظام حاکم بر بازار بنگاه‌ها و واحدهای خصوصی را در جامعه فراهم آورده است که نقش اساسی و زیربنایی در اقتصاد کشور ایفا خواهد نمود.

 لذا خصوصی‌سازی باید با هدف افزایش بازدهی و عدالت اجتماعی و اقتصادی در کشور به صورت قاطع و سریع عملی و منابع حاصل از آن جهت بسترسازی برای رشد و توسعه اقتصاد کشور هزینه گردد.

به امید آن‌که الگوی خصوصی‌سازی در ایران کپی و برداشتی از خصوصی‌سازی کشورهای غربی و همتاهای شرقی نباشد و با یک دیدگاه آینده‌نگرانه و هوشمندانه در راستای سیاست‌های دولت عدالت‌محور و عدالت‌خواه صورت پذیرد.
 




پیشرفت اقتصادی، حق مسلمی دیگر

بی تردید اقتصاد ایران در حال حاضر با مشکلاتی مواجه شده که برخی از فعالان بخش خصوصی را با نگرانی روبه رو کرده است. اما باید توجه داشت که نه فقط در اقتصاد، بلکه در زندگی باید همیشه امیدوار بود. به عبارت دیگر امید به آینده بهترین سرمایه برای حرکت است. تمام مردم هم باید امید داشته باشند که شرایط به سمت بهتر شدن و پیشرفت حرکت کند اما امیدواری با دغدغه داشتن نتاقص ندارد. باید به طور کامل و طبیبانه دغدغه دونده ای را داشت که در حین مسابقه شرایط جسمی آن بد نشود و به طور کلی مشکلی برای آن دونده پیش نیاید. بر همین اساس باید در فضای اقتصادی کشور نیز به این موضوع توجه داشت.

اعتقاد دارم هم اکنون و در آستانه اجرایی شدن برنامه پنجم توسعه در سطح سیاست گذاری و در سطح عمومی جامعه باید نسبت به مسائل اصلی اقتصاد کشور با نگاه بلند مدت تاکید کرد. این تاکید باید در این مسیر باشد که نخست مسائل اصلی را حل کرد و از آنها غافل نشد. دوم این که  باید راه حل های بلند مدت را به راه حل های کوتاه مدت ترجیح داد. در مرحله سوم باید پیشرفت اقتصادی کشور را مبتنی بر افزایش پایه تولیدی قرار داد نه مبتنی بر روش های صدقه ای چنین اقدامی صورت پذیرد. از سویی دیگر همچنین حضور اقتصاد ایران در اقتصاد بین المللی را باید سامان داد.باید بدانیم که بدون استفاده از بازارهای جهانی و بدون نگاه صادراتگرا در تولید نمی توانیم توقعات این اقتصاد و این نسل جوان مان را در ایجاد اشتغال تامین کنیم.البته باید به این نکته هم اشاره کرد که این موضوع ملزوماتی دارد. حضور ایران در جایگاه مناسب خود در اقتصاد جهانی ،بایست هایی داردکه آنها را باید به صراحت اعلام کرد. گفتنی است حق پیشرفت اقتصادی و حق حضور در اقتصاد جهانی یک حق مسلم برای ایران است. این حق مسلم ایران راباید در کنار حق های دیگر مسلم آن مورد تاکید و توجه قرار داد.

اگر این مباحث در حوزه اقتصاد، گفتمان کلی شود می توان بر نگرانی ها فائق آمد؛ اما اگر این مولفه ها وجود نداشته به طور مثال در آستانه برنامه پنجم به یک کار تشریفاتی بسنده  می کنیم و از این فرصت تاریخی استفاده  نمی کنیم تا بر اساس آن یک سندی که منشور تعامل بین فعالان بخش اقتصادی و دولت باشد شکل گیرد. نباید مجموعه ای را به مجلس بدهیم و در آن تصویب شود تا فقط اختیارات دولت اضافه شود. به جرات می توان گفت که این طرز تلقی ناشکری به این فرصت و موقعیت است.در پایان و در یک جمع بندی کلی باید گفت که نگرانی فاکتور بدی نیست؛ اگر همراه با امیدواری و تندبیر باشد. می توان با تدبیر امید را بر نگرانی فائق کرد اما اگر از فرصت ها استفاده نکنیم باید نگران بود که سرمایه های عظیم انسانی، طبیعی و تاریخی ایران به نحو بهینه مورد استفاده قرار نگرفته باشد.