اقتصاد اسلامی و روش کشف آن از دیدگاه شهید صدر (رحمه الله) 7
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيممنبع: اقتصاد دات اينفو اقتصادي اسلامي از ديدگاه شهيد صدر رحمه الله
۱ . توجه به مصالح جامعه بر اساس شرایط زمان و مکان; چنان که در همه شرایع – با صرف نظر از تفاوت معصوم و غیر معصوم – وظیفه تمام اولیا این است که مصالح مولى علیه را در نظر بگیرند . ولى فقیه نیز در یک سطحى، ولى جامعه است و باید مصلحت جامعه را در نظر داشته باشد; مصالحى که به اختلاف زمان و مکان یقینا فرق مىکند .
۲ . نزدیک کردن جامعه و بخش اقتصاد آن به اهداف الهى و شریعت اسلام . این امر ممکن استبا صدور احکام قطعى، ظنى یا حتى حدسى صورت پذیرد . هرچند چنین ظن و حدس نمىتواند براى مفتى حجتباشد تا بر پایه آن فتوا بدهد، اما ولى فقیه براى اداره جامعه با رجوع به مشاورانى خبره و در نظر گرفتن مصالح جامعه، حتى در امورى که نمىشود به قطع رسید، با احتمال راجح هم مىتواند حکم و دستور صادر کند .
بنابراین، به نظر شما ولى فقیه حق استفاده از مصالح مرسله و امثال آن را دارد، اما فقیهان دیگر ندارند .
در صورتى که راه بهترى پیدا نکند، حق دارد، اما فقیهان دیگر چنین حقى ندارند; زیرا فقیه کارش کشف واقع است .
فرمودید: اگر بخواهیم کل نظام اسلامى را بدون در نظر گرفتن ولایت (احکام ولایى) به طریق فتاوا از شریعت استفاده کنیم، با اشکالاتى مواجه مىشویم; اگرچه از فتواى چند فقیه یا یک فقیه استفاده کنیم . آیا اگر براى استنباط قواعد فقهیه، نه حکم فقهى، مستقیما به آیات و روایات رجوع کنیم، این راه کافى به نظر نمىرسد؟
این کار در حد خودش ممکن و مفید است، اما دایرهاش تنگ خواهد شد . به همین دلیل، مرحوم شهید صدر رحمه الله به دنبال فتاوا رفت، نه آیات و روایات .
مرحوم شهید صدر رحمه الله در منطقه اباحه، «منطقة الفراغ» را درست مىکنند . آیا مىتوانیم نظامى درست کنیم که بدون ولایت هم پاسخگو باشد؟
ممکن است، اما پاسخگوى همه مشکلات ما نخواهد بود . فقط مختصرى از مشکلات را مىتواند حل کند .
آیا لازمه سخنشما ایننیستکه بگوییم اسلام داراى مکتب اقتصادى نیست؟
اینکه اسلام داراى مکتب اقتصادى است، دو معنا دارد:
یک: اسلام بهطور یقین، فى علم الله، در عالم ثبوت داراى مکتب اقتصادى است، ولى به جهت ظلم ظالمین به ما نرسیده است; یعنى در عالم اثبات اکنون ما دسترسى به آن عالم واقع نداریم و نمىتوانیم آن را کشف کنیم .
دو: هر چند دست ما از بسیارى احکام واقعى در عالم ثبوت کوتاه است، ولى به وسیله احکام ظاهریه یا از طریق ظن و تخمین – در صورتى که حجتباشند – به مکتب و نظام اقتصادى دسترسى پیدا مىکنیم . یا به وسیله ولى فقیه – در صورت لزوم – احکام اقتصادى تشریع و اعمال مىشود . به این معنا مکتب و نظام اقتصادى داریم .
این اقتصاد اسلامى نمىشود; چگونه چنین چیزى به اسلام نسبت داده مىشود؟ !
این هم اسلام است; یعنى در این روش، هم چهارچوب اسلامى و هم اهداف آن حفظ مىشود . مثلا در اقتصاد اسلامى ربا حرام است; بر خلاف اقتصاد سرمایهدارى . یک مقدار کمى از اقتصاد اسلامى بهطور یقین و بخشى از آنهم بهطور ظن و تخمینى کشف مىشود و در برنامه عملى آن قرار مىگیرد .
آیا از گفتار شما مىشود این گونه استفاده کرد که در مرحله مکتب، اقتصاد اسلامى داریم، ولى در مرحله نظامسازى و عمل، اقتصاد اسلامى همان اقتصاد مصالح است؟
نه، آنگونه نیست . در اسلام اهدافى وجود دارد، ولى از آن اهداف نمىتوانیم نتیجه دقیق بگیریم، مگر به کمک ولى فقیه . مثلا از آیه شریفه «کیلا یکون دولة بین الاغنیاء منکم . . .» (۲۷) استفاده مىشود که اسلام نمىخواهد اموال جامعه در دست تعدادى خاص باشد، ولى در مقام پیاده کردنش، بعضى مصادیق آن را خود اسلام بیان کرده است; مثلا فئ را به ولى فقیه واگذار کرد و فرمود: «ما افاء الله على رسوله . . .» . (۲۸)
اما براى پیاده کردن سایر مصادیق آن، ممکن است راههاى متعددى وجود داشته باشد که مفتى حق ندارد یکى را بر سایرین ترجیح دهد . اما ولى فقیه چنین حقى دارد .
آیا مقصود شما این است که اسلام فقط مجموعهاى از اصول ارزشى را ارائه کرده تا هرگونه نظامى که خواسته باشیم بسازیم، اما آن نظام با آن اصول ارزشى تعارض نداشته باشد؟
تنها اصول ارزشى نیست، بلکه مجموعهاى از اصول عملى را هم بیان کرده است; مثل بیان مصداق عملى تحقق «کیلا یکون دولة بین الاغنیاء منکم . . .» که بیان شد .
آیا از گفتار شما استفاده نمىشود که منطقه دخالت ولى فقیه (منطقه فراغ)، بسیار بیشتر از منطقه تشریع است؟
درست است، اما در همه آنها از آن کلیات معلوم در منطقه تشریع، استفاده مىکند .
ولى شما فرمودید آن کلیات خیلى قلیلاند!
درست است، اما دامنه استفاده از آنها گسترده است و همه آن موارد را شامل مىشوند . همین آیه «کیلا یکون دولة بین الاغنیاء منکم . . .» در همه آن موارد دخیل است .
چرا براى کشف واقع، خداوند متعال راهى پیش روى مردم قرار نداد؟
کشف واقع لازم نیست . آن واقع با ظهور امام زمان (عج) کشف مىشود . مصالحى در بین است که به خاطر آنها بخشى از آن واقع در اختیار ما قرار نگرفته است . اگر بعد از پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم، على علیه السلام و بعد از آن حضرت، سایر ائمه و سرانجام امام زمان (عج) مىآمدند و حقایق را براى ما بیان مىکردند، خیلى خوب بود، اما مردم امتحان نمىشدند . «احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنقون» ، (۲۹) تحقق نمىیافت .
از این که با حوصله تمام به سؤالات ما پاسخ گفتید، تشکر مىکنیم و از خداوند متعال، توفیق روز افزون و صحت و لامتحضرتعالى را مسئلت داریم .
پىنوشتها:
۱) برخى، برگردان فارسى «المذهب الاقتصادى» را «مکتب اقتصادى» یا «سیستم اقتصادى» ذکر کردهاند . ما به جهت آن که از این اصطلاح معنا و مفهوم واحد و متفقى بین صاحب نظران وجود ندارد، «المذهب الاقتصادى» را بدون برگردان، در این نوشتار مىآوریم و مقصود شهید صدر رحمه الله را از آن بیان مىکنیم .
۲) ر . ک: سید محمدباقر صدر رحمه الله، المدرسة الاسلامیة (تهران، مکتبة اعتماد الکاظمى، ۱۴۰۱ ق) . ، ص ۱۵۱ و ۱۷۹ و همو، اقتصادنا (چاپ دوم: المجمع العلمى للشهید الصدر رحمه الله، ۱۴۰۸ ق) . ، ص ۳۱ و ۳۳۱ .
۳) اقتصادنا، ص ۳۸۴- ۳۸۸ .
۴) براى آشنایى بیشتر ر . ک: اقتصادنا، ص ۲۸، ۳۷۷، ۳۳۱، ۶۸۴ و المدرسة الاسلامیة، ص ۱۶۳، ۱۶۶، ۱۶۷ و ۱۷۰ .
۵) ر . ک: المدرسة الاسلامیة، صص ۱۵۴، ۱۵۵، ۱۵۷، ۱۶۶ و اقتصادنا، ص ۳۸۱ .
۶) ر . ک: المدرسة الاسلامیة، ص ۱۳۹، ۱۶۳، ۱۶۷ و ۱۷۰ .
۷) ر . ک: همان، ص ۱۷۱، ۱۷۵ .
همان، ص ۱۴۰، ۱۵۱ و ۱۷۹ و اقتصادنا، صص ۳۱، ۳۳۰ و ۳۳۱ .
۹) اقتصادنا، ص ۳۳۱، ۳۳۲ و ۳۳۳ .
۱۰) ر . ک: المدرسة الاسلامیة، ص ۱۴۵، ۱۸۲، ۱۸۷، ۱۹۵ و ۱۹۸ .
۱۱) همان، ص ۱۸۳ .
۱۲) همان، ص ۱۸۶- ۱۸۷ .
۱۳) همان، ص ۳۱۱ .
۱۴) اقتصادنا، ص ۳۰۹ و ۳۱۲ .
۱۵) همان، ص ۳۲۱ .
۱۶) ر . ک: همان، ص ۴۰۰- ۴۰۲ .
۱۷) همان، ص ۷۲۲، ۷۲۳، ۷۲۴ و ۷۲۵ .
۱۸) نساء (۴) آیه ۵۹ .
۱۹) ر . ک: اقتصادنا، ص ۷۲۵- ۷۲۶ .
۲۰) همان، ص ۳۸۹- ۳۹۱ .
۲۱) همان، ص ۳۹۱ و ۴۰۲ و المدرسة الاسلامیة، صص ۱۸۴، ۱۸۷ و ۱۸۸ .
۲۲) ر . ک: اقتصادنا، ص ۳۹۰- ۳۹۵ .
۲۳) همان، ص ۳۹۶- ۴۰۰ .
۲۴) اموالى از قبیل جنگلها، زمینها و کارخانههاى دولتى که منشا درآمدهایى براى دولت است .
۲۵) ر . ک: اقتصادنا، ص ۳۹۲، ۳۹۳ و ۳۹۴ .
۲۶) همان، ص ۴۰۲- ۴۲۹ .
۲۷) حشر (۵۹) آیه ۷ .
۲۸) همان .
۲۹) عنکبوت (۲۹) آیه ۲ .