مشكلات بانكهاي اسلامي و راهحلّ آنها 4
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيمفصلنامه اقتصاد اسلامي اقتصاد اسلامي
4. راهحلّهاي پيشنهادي براي مقابله با اين مشكل
أ. نخستين راهحلّ پيشنهادي براي از بينبردن اين مشكل، كمكردن از روشهاي تأمين مالي است كه به اين مشكل ميانجامد و آن روش مبتني بر بدهي است. ما پيشتر بيان كرديم كه نمونه مطلوب بانكداري اسلامي، آن نوع بانكداري است كه در تأمين مالي به شيوه شركت و انواع مشاركت اتكا دارد، نه بر بدهي و در روش تأمين مالي مشاركتي بانك نياز ندارد درآمد ثابتي را تعيين كند و از اين جهت از هماهنگسازي با نرخهاي بهره بينالمللي بينياز ميشود.
بعضي از بانكهاي اسلامي از فروش مرابحهاي روي گردانده و به مشارکت و مضاربه روي آوردهاند. اين راهحلّ براي مشكل يادشده مؤثرترين راه است.
ب. نياز شيوه تأمين مالي با بهره و وامهاي ربوي به هماهنگي با نرخهاي بهره بينالمللي به اين باز ميگردد كه نرخ بهره پيشگفته، يگانه گزينه براي هزينه فرصت بانكداري ربوي است؛ از اينرو طبيعي است كه بهرة وام با اتكاء به سطح بهره بينالمللي محاسبه شود؛ ولي نرخ بهره بينالمللي يگانه گزينه پيشروي بانكداري اسلامي نيست؛ از اينرو معنا ندارد درصد سود فروش با آن بهرهها هماهنگ شود؛ زيرا تصور نميشود كه دستنيافتن به هزينه فرصت فروش مرابحه، به سپردهگذاري اموال بانك در مراكز مالي بينالمللي و دستيافتن به بهره بينالمللي بينجامد؛ البته اين مطلب باقي ميماند كه اين بانكها به شاخص و معيار نياز دارند؛ از اين روي تعيين شاخصهايي براي سنجش كه با طبيعت كار و فعاليت بانكداري اسلامي سازگار باشد، مفيد خواهد بود؛ مانند تعيين شاخص سودهاي بانكي، يعني ميانگين سودي كه بانكها از عمليات خود تحقق ميبخشند؛ بهگونهاي كه معناي آن هماهنگسازي سطح سود در عمليات تأمين مالي با آن ميانگين باشد و اين يگانه گزينه بانك است و تعيين چنين شاخصي به تشابه بازارهاي مالي اسلامي ميانجامد؛ زيرا معياري ميدهد كه مقايسه ريسك در تأمين مالي را ممكن ميسازد و اين شبيه همان كاري است كه نرخ بهره بينالمللي در بازارهاي مالي بينالمللي انجام ميدهد.
سوم. مشكل نپذيرفتن تصور زيان در حسابهاي سرمايهگذاري از سوي مردم
بانكهاي اسلامي، در آغاز فعاليت خود در حدود دو دهه پيش كوشيدهاند خود را جايگزين بانكهاي سنتي به مردم معرفي كنند و تأكيد داشتهاند كه انواع خدماتي همانند خدمات آن بانكها ارائه كنند و معروف است كه مهمترين انواع حسابها (سپردهها) كه بانكهاي سنتي ارائه ميكنند، حسابهاي جاري، حسابهاي سپرده پساندازو حسابهاي مدّتداراست؛ از اين روي براي طرف مقابل، در بانك اسلامي نيز حسابهاي جاري، سپردههاي پسانداز و حسابهاي سرمايهگذاري، با تفاوتي در كاركرد بين بانكهاي گوناگون در نظر گرفته شده است. عنوان نخست شبيه حسابهاي جاري قرار داده شده تا جايگزين آن شود و عنوان دوم جايگزين حساب سپرده پسانداز شده و در آن شروط مشابهي منظور شده با اين تفاوت كه به صاحب اين حساب سود پرداخت ميشود، نه بهره، و عنوان سوم جايگزين سپردههاي مدّتدار شده، به ميانمدّت و بلندمدّت تقسيم ميشود .
اين ساختار كه بانكهاي اسلامي براي انواع حسابها مبنا قرار دادهاند، به كاميابي بزرگي منتهي شده؛ ولي در ذهن عامة مردم اينگونه جاي گرفته كه اين حسابها در همه ابعاد و از جمله ريسك شبيه حسابهاي بانكهاي سنتي است؛ ولي در ذهن مردم با تصور «درآمد ثابت» سازگار شده كه مبناي كار بانكداري سنتي است. گرچه بانك اسلامي ميتواند مقدار سودي را كه تحقق خواهد يافت در بيشتر موارد پيشبيني دقيق كند؛ ولي نميتواند به آن قطع و يقين داشته باشد؛ زيرا سود (برخلاف بهره) تضمينشده نيست و جز در پايان مدّت تحقق آن معلوم نميشود؛ بهويژه در خصوص بانكهاي اسلامي كه در مورد داراييهاي خود بر بدهي بسنده نميكنند؛ بلكه به انواع مشاركت و مضاربه و سرمايهگذاري مستقيم در مستغلات و غير آن ميپردازند و فرض اين است كه اين مسأله براي مردم روشن است؛ زيرا هنگامي كه اموال خود را در حسابهاي سرمايهگذاري قرار ميدهند، به منظور دستيافتن به سود اين كار را ميكنند؛ در نتيجه اگر زيان رخ دهد، خواهند پذيرفت؛ زيرا سود در برابر زيان است؛ ولي تجربه بانكهاي اسلامي خلاف اين معنا را نشان ميدهد، و مشتريان نميپذيرند كه به آنان گفته شود حسابهاي سرمايهگذاري در اين سال سود نداشته يا مقداري زيان كرده است؛ حتي اگر واقع همين باشد. بعضي از بانكهاي اسلامي كه خواستهاند زيانهاي حاصل از سرمايهگذاري سپردههاي مردم در شركتهاي طرف قرارداد را بر سپردهگذاران اعمال كنند، با مشكلات بسياري روبهرو شدهاند؛ مسألهاي كه باعث شده بانكها بخش بزرگتري از زيان را با درصدي بالاتر از سهم مشاركت سرمايه صاحبان بانك بر داراييهاي آنان تحميل كنند.
1. آثار منفي اين مشكل بر بانكهاي اسلامي
اين مشكل داراي آثار منفي متعددي بر كار بانكهاي اسلامي، از جمله بيثباتي است؛ زيرا نپذيرفتن تصور زيان بدين معنا است كه آنان اگر بدانند يا گمان كنند اين پديده در سرمايه آنان رخ خواهد داد، به برداشت سپردههاي خود اقدام خواهند كرد و از جمله چنين مشكلي، مديريت بانك را به محافظهكاري غيرضرور واميدارد و به سرمايهگذاريهاي با قدرت نقدينگي بالابسنده ميكند تا آماده باشد به مجرد مطالبه مردم اموال آنان را به سرعت برگرداند.
مديريت بانك نيز در سرمايهگذاريها به روش بدهي بسنده خواهد كرد تا آثار تحولات بازار و تغييرات وضعيت اقتصادي بر ميانگين درآمد سرمايهگذاريهاي خود را از بين ببرد؛ زيرا در روش بدهي، درآمد ثابت است. معروف است كه اداره همراه با احتياط بانك اقتضا ميكند بين نقدينگي داراييها و طرف حسابها هماهنگي برقرار شود؛ بنابراين اگر مشتريان بانك بهسبب مشكلي كه به آن اشاره كرديم، انتظار نقدينگي بالاداشته باشند، بانكها ناگزير خواهند بود به داراييهايي روي آورند كه داراي قدرت نقدينگي بالا هستند و از روشهاي مشاركتي و سرمايهگذاريهاي مستقيم دوري گزينند.
2. پيشنهاد حلّ اين مشكل
بانكهاي اسلامي در آغاز پيدايي ناگزير بودند به شكل بانكهاي سنتي و شيوه كار و انواع خدمات آنها ظهور كنند تا ثابت كنند عمليات بانكي ميتواند بدون بهره ربوي انجام شود. با گسترش اين بانكها و فراگيري و اعتبار جايگاه آنها، اكنون بايد براي خود مسير متفاوتي را ترسيم كنند تا به اعتبار آن، وضعيت خاص و روش كار ويژه و طبيعت ساختارهايي را كه فعاليتهاي بانكي آنها بر آن متكي است، پديد آورند و از جمله بايد حسابهايي كه به عموم مردم خدمت ميدهد به حسابهاي جاري محدود شود؛ اما فرصتهاي سرمايهگذاري نبايد به شكل حسابهاي مدّتداري باشد كه بانكهاي سنتي ارائه ميكنند؛ بلكه بايد بهصورت صندوقهاي سرمايهگذاري تخصّصي مانند صندوق سرمايهگذاري مستغلات، صندوق اجاره، سرمايهگذاري در سهام درآيند.
اين روش امتيازاتي دارد:
أ. مشتري بانك، هنگامي كه سرمايه خود را در اين صندوقها ميگذارد، بهطور كامل از هدف سرمايهگذاري آگاه است و از اينرو در ذهن خود به ريسك و احتمال سود و زيان توجه كافي دارد؛ براي مثال، مشتري كه در صندوق سرمايهگذاري مستغلات سهيم ميشود، به روشني ميداند كه مستغلات در معرض بالا و پايينرفتن قرار دارند و اقدام به سرمايهگذاري از سوي او براساس انتظارهاي وي درباره جهتگيريهاي بازار مستغلات است و از اينجا زيانهاي مترتب بر آن را بيشتر پذيرا خواهد بود؛ زيرا او در عقد سرمايهگذاري گرچه غيرمستقيم مشاركت دارد و چون ميداند كه سرمايه او در زمينه مستغلات سرمايهگذاري ميشود، تصور درآمد ثابت از ذهن او محو، و به سود متكي بر تحولات بازار مبدل ميشود.
ب. روشن است كه بخشهاي اقتصادي در كاركردها متفاوتند. بعضي از آنها با رونق هستند و سرمايهگذاري در آنها سود بالايي دارد؛ در حالي كه بخشهاي ديگري سود كمتري را نشان ميدهند و گاهي كه زيانهاي پديدار شده در سرمايهگذاريها در بخش يا بخشهاي معيّني متمركز شده، ميبينيم بخشهاي ديگري از سرمايهگذاري اقتصاد ملّي ميانگين خشنودكنندهاي از سود را تحقق بخشيدهاند؛ بدين جهت، استفاده از روش پيشنهادي باعث محدوديت زيان (در صورت وجود) به صندوق يا صندوقهاي معيّني خواهد شد و آن در بخشهاي داراي ركود خواهد بود و بر همه درآمدهاي سرمايهگذاريها مؤثر واقع نخواهد شد؛ همچنانكه اين روش، بانك را تشويق ميكند سرمايهگذاريهاي خود را بهگونهاي توزيع كند كه تفاوت ريسك و تنوع منابع سود را تحقق بخشد. آنچه اينجا براي ما اهميت دارد، آثار رواني بر مشتريان در صورت تحقق زيان است؛ زيرا آنان (در صورت بهكارگيري اين طرح پيشنهادي) متوجه خواهند شد كه زيان به همه سرمايههاي بهكار گرفتهشده تعلق نميگيرد؛ بلكه به صندوقي كه سرمايه خود را به فعاليت زيانديده تخصيص داده است، منحصر ميشود. اين امر در دل اكثر سرمايهگذاران آرامشي را ايجاد ميكند و در نتيجه براي بيرونكشيدن سرمايههاي خود از بانكها هجوم نميآورند.