اخلاق و كارايي در بازار سهام از ديدگاه اسلام 3
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيمفصلنامه اقتصاد اسلامي اقتصاد اسلامي
اين آيه در واقع زيربناي قوانين اسلامي را در مسائل مربوط به معاملات و مبادلات مالي تشكيل ميدهد، و به همين دليل، فقيهان اسلام در تمام ابواب به آن استدلال ميكنند. آيه خطاب به افراد با ايمان ميگويد اموال يكديگر را از راههاي نابجا و غلط و باطل نخوريد؛ يعني هرگونه تصرف در مال ديگري كه بدون حق و بدون مجوز منطقي و عقلاني بوده باشد، ممنوع شناخته شده و همه را تحت عنوان باطل كه مفهوم گستردهاي دارد، قرار داده است؛ بنابراين، هرگونه تجاوز، تقلب، غش، معاملات ربوي، معاملاتي كه حد و حدود آن كاملاً نامشخص باشد، خريد و فروش اجناسي كه فايده منطقي و عقلايي در آن نباشد، خريد و فروش وسايل فساد و گناه، همه تحت اين قانون كلّي قرار دارند و اگر در روايات متعددي كلمه باطل به قمار و ربا و مانند آن تفسير شده، در حقيقت معرفي مصداقهاي روشن اين كلمه است نه آنكه به آنها منحصر باشد.
3-4. آزادي از غرر
همه معاملات و قراردادهاي اسلامي بايد از غرر خالي باشد. بهعبارت ديگر، معاملاتي كه در وضعيت عدم اطمينان انجام ميشود، غيرمجاز است. غرر نقطه مقابل شفافيت و معلومبودن است. در همه معاملات طرفين علاقه دارند كه روابط بين آنها دوستانه و معقول باشد و هر يك در انجام تعهد با حسن نيت اقدام كند؛ يعني طرفين معامله تمام حقايقي را كه در محدوده اطلاعات آنان قرار دارد در اختيار يكديگر بگذارند؛ در حالي كه در معامله غرري برعكس است.
اميرمؤمنان علي(ع) ميفرمايد:
ان الغرر عمل لايؤمن معه الضرر (نجفي، بيتا: بيع، باب غرر).
غرر كاري است كه از زيان ايمن نباشد،
و طبق بيان حضرت رسول(ع) نهي النبي عن الغرر (همان) پيامبر مردم را از معاملات غرري نهي كرده، معامله غرري در اسلام باطل است.
4-4. آزادي از قمار
در تعريف قمار، بين عالمان اختلاف نظر وجود دارد. قمار در وضعيت عدم اطمينان و متکی بر بخت صورت ميگيرد. قمار به خطرانداختن پول به اميد كسب منفعت در جايي است كه اين اميد بر پاية بخت و تصادف و رخدادهاي غيرمطمئن استوار باشد و ريسككردن به خودي خود ضرورتي نداشته باشد.
قمار، بازي ستيزهجويانهاي است كه دو طرف بهسبب استفاده انحصاري با يكديگر انجام ميدهند و اصلاً حسن نيت در آن مطرح نيست (Salamon. 2000: P 120). هر طرف به تصور اينكه بخت با او ياري خواهد كرد و برنده خواهد شد، به قمار اقدام ميكند و اگر بداند برنده نخواهد شد، هرگز آن عمل را انجام نخواهد داد.
در قماربازي همواره يك طرف بازنده وجود دارد و طرفين خود را در معرض خطر از دست رفتن مال قرار ميدهند (صالح آبادي،1382). اين عمل در عرف جامعه كاري ناپسند است. در قمار، طرفين بازی، رهن و گرو میگذارند و نوعي شرطبندی صورت میگيرد.
قرآن كريم ما را با صراحت از شرطبندي و قماربازي منع كرده، و اين مطلب در آيات متعددي با عنوان «الميسر» ذكر شده است. خداوند تبارك و تعالي ميفرمايد:
يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَفْعِهِمَا ... (بقره (2)، 219).
همچنين در آية ديگري ميفرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصَابُ وَ الْأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (مائده (5)، 90).
5-4. عدم كنترل قيمت
تعيين نرخ كالا، تابع اوضاع گوناگوني است. كمبود كالا، هزينه توليد، افزايش و عدم افزايش تقاضا در مقايسه با عرضه و ... ، در تعيين قيمت مؤثرند. در صورتي كه نرخگذاري كالاها بهصورت طبيعي و عادلانه انجام گيرد و اجحافي به عرضهكننده يا خريدار تحميل نشود، به دخالت دولت براي تعيين نرخ، نيازي نيست؛ زيرا فرض بر اين است كه بدون دخالت آن، قيمتها آنطور كه بايد باشد، مشخص ميشود و اگر دولت قيمت ديگري غير از نرخ متعارف معيّن كند، دقيقاً باعث اجحاف به فروشنده يا خريدار ميشود كه اين امر نارساييهاي گوناگوني را به دنبال دارد.
پيامبر اكرم(ع) ميفرمايند:
انما السعر الي الله يرفعه اذا شاء و يخفضه اذا شاء (حرّ عاملي، 1414ق: ج 12، ابواب آداب التجاره).
قيمت در اختيار خداوند است، هرگاه بخواهد آن را بالا ميبرد و هرگاه بخواهد آن را تنزل ميدهد.
بهنظر ميرسد كه اين روايت و ديگر روايات مشابه آن بهترين طريق تعيين قيمت را در وضعيت متعارف و غيربحراني، عناصر و وضعيت اقتصادي حاكم بر بازار ميداند. بهعبارت ديگر، يكي از سنتهاي الاهي اين است كه در حالت متعارف و طبيعي بازار، در سايه عملكرد قانون عرضه و تقاضا، قيمتها عادلانه تعيين ميشوند. با حاكميت اين سنّت است كه پيامبر(ع) ميفرمايد:
تعيين قيمت در اختيار خداوند است، هرگاه بخواهد آن را بالا ميبرد و هرگاه بخواهد آن را تنزل ميدهد؛
زيرا شرايط تكويني و واقعي بالارفتن و پايينآمدن قيمت در دست او است و هرگاه مقدمات فراواني يا كاهش كالاها را فراهم آورد، بهطور طبيعي قيمتها هم ترقي و تنزل ميكند؛ بنابراين، اصل اوّلي اين است كه اگر قيمتها به روال عادي و سازوكار قيمتها در حد عادلانه تعيين شوند، دولت، در نرخگذاري نبايد دخالت كند؛ بلكه بايد بر قيمتها اشراف و نظارت داشته باشد تا اينكه از اين حد مطلوب خارج نشود، و در صورتي كه اوضاع اقتصادي حاكم بر جامعه بهگونهاي است كه احتكار، اجحاف و ديگر پديدههاي نامطلوب بروز ميكند، دولت اسلامي ميتواند تعيين قيمت كند.
اسلام بازار آزاد را تصور ميكند كه در آن، قيمتها را نيروهاي عرضه و تقاضا تعيين ميكنند. در فرايند تعيين قيمت، هيچ دخالتي حتي از سوي سيستم نظارت نيز نبايد صورت گيرد. شايان ذكر است كه اگرچه كنترل قيمت، عمل غيراسلامي است، برخي محققان اسلامي كنترل قيمت را براي مبارزه با شرايطي كه از رقابت آزاد جلوگيري ميكند، جايز شمردهاند. نيروهاي عرضه و تقاضا بايد واقعي و به دور از هرگونه عنصر مصنوعي باشند؛ بنابراين، اسلام هرگونه تلاش براي تأثيرگذاشتن روي قيمت از طريق كاهش مصنوعي عرضه (احتكار) را ممنوع ميكند. بهطور مشابه تلاش براي بالابردن قيمت از طريق افزايش مصنوعي تقاضا نيز غيراسلامي است.