محاسبه هزينه تسهيلات قرضالحسنه و مقايسه آن با ساير عقود اسلامي 4
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيم4ـ2. مقايسه دو روش با ذکر مثال فصلنامه اقتصاد اسلامي اقتصاد اسلامي و بانكداري بدون ربا
در مثال ذيل نشان داده ميشود كه سيستم هزينهيابي بر مبناي فعاليت، اطلاعات درستتري در مقايسه با سيستم جذبي هزينهيابي ارائه ميدهد.
يك شرکت بافندگي را كه چهار محصول به شرح ذيل توليد ميكند، در نظر بگيريد (عباسي، بيتا):
أ. لباس با بافت ساده تعداد 10 عدد در ماه كه در كلّ به 5 ساعت زمان نياز دارد؛
ب. لباس با بافت كشباف تعداد 100 عدد در ماه كه در كلّ به 50 ساعت زمان نياز دارد؛
ج. لباس با بافت طرحدار تعداد 10 عدد در ماه كه در كلّ به 15 ساعت زمان نياز دارد؛
د. لباس با بافت 3 رنگ تعداد 100 عدد در ماه كه در كلّ به 150 ساعت زمان نياز دارد.
تمام محصولات با استفاده از تجهيزاتي مشابه و طي فرايندي مشابه توليد ميشود. هزينه توليد اين محصولات از هر دو روش جذبي و بر مبناي فعاليت محاسبه و مقايسه ميشود.
أ. هزينهيابي با روش جذبي
در صورتيكه كلّ هزينههاي بنگاه كه شامل هزينه تهيه مواد اوليه، هزينه حقوق كارگر، هزينه سوخت، آب، برق و غيره است، در ماه 9924 هزار ريال باشد، ابتدا براي محاسبه نرخ سربار هر ساعت كار مستقيم، هزينههاي سربار را بر جمع ساعات كار مستقيم تقسيم ميكنيم؛ سپس ساعات كار مستقيم انجامشده روي هر محصول را در نرخ سربار ضرب ميكنيم تا هزينه سربار تخصيصيافته به هر محصول بهدست آيد. در پايان براي محاسبه هزينه سربار يا هزينه ثابت هر واحد، هزينه سربار تخصيصيافته را بر تعداد توليد تقسيم ميكنيم. كليه محاسبات در جدول شماره 1 نشان داده شده است. بدينترتيب، هزينه سربار يا ثابت هر واحد كالاهاي أ و ب برابر 56/22 و هر واحد كالاهاي ج و د مساوي 67/67 هزار ريال ميشود.
محاسبه نرخ سربار:
كلّ هزينههاي سربار : 924 هزار ريال
جمع ساعات كار مستقيم: (150+15+50+5) = 220 ساعت
نرخ سربار براي هر ساعت كار مستقيم: 220/9924 = 11/45 هزار ريال بر ساعت
جدول 1: هزينهيابي طبق روش سنتي (واحدها بر مبناي هزار ريال)
67/67
ب. هزينهيابي بر مبناي فعاليت
در اين نوع هزينهيابي، ابتدا هزينههاي سربار برحسب فعاليتهايي كه روي محصولات انجام ميگيرد، به گروههاي واحد محصول،* دسته محصول** و محصول *** تخصيص داده ميشود. سپس براي هر گروه يك محرك فعاليت**** و در نتيجه يك نرخ جداگانه تعريف ميشود. مثال موردنظر براي بافت هر لباس نياز به تهيه مواد اوليه است و مقدار مشخصي ساعت كار روي هر لباس انجام ميشود؛ بنابراين، هزينه تهيه مواد اوليه براي بافت هر لباس و هزينه دستمزد پرداختي به كارگر را در بخش واحد محصول قرار داده، محرك فعاليت ساعت كار انجام شده را براي آن برميگزينيم كه برابر با 220 ساعت است. براي رساندن بلوزها به بازار مصرف و توزيع آن بين خردهفروشان به بستهبندي كالاها نياز داريم كه مستلزم انجام هزينه است. هزينه رساندن كالاها به بازار مصرف را در بخش فعاليت دسته محصول قرار داده، محرك آن را تعداد بستهها انتخاب ميكنيم كه تعداد آنها برابر با 8 بسته است. هزينههاي سوخت، آب، برق و غيره را در بخش فعاليت محصول قرار داده، محرك تعداد انواع محصول را براي آن برميگزينيم كه چون 4 نوع محصول داريم، تعداد محركها نيز برابر با 4 است. هزينههاي سربار هر واحد نيز مانند روش جذبي از تقسيم هزينه سربار تخصيصيافته بر تعداد توليد حاصل ميشود.
5ـ2. تجزيه و تحليل نتايج دو روش
تجريه و تحليل هزينههاي سربار تخصيصيافته به چهار نوع محصول طبق سيستم جذبي هزينهيابي به دو نتيجه ذيل ميانجامد كه هر دو همانطور كه معلوم خواهد شد، اشتباه است:
1. هزينههاي سربار هر واحد محصولات كشباف و سهرنگ (محصولات ب و د) مشابه هزينههاي سربار هر واحد محصولات ساده و طرحدار (محصولات أ و ج) است. همانگونه كه جدول شماره 1 نشان ميدهد، هر واحد از دو محصول ب و د، ده برابر هر واحد از دو محصول أ و ج به ساعات كار مستقيم نياز دارد؛ در نتيجه، سيستم جذبي هزينهيابي، ده برابر هزينه سربار بيشتر به محصولات ب و د تخصيص ميدهد. چون تعداد توليد محصولات ب و د ده برابر تعداد توليد محصولات أ و ج است.
2. هزينههاي سربار هر واحد از محصولات طرحدار و سهرنگ (ج و د) سه برابر هزينههاي سربار هر واحد از محصولات ساده و كشباف (أ و ب) است. محصولات ج و د سه برابر محصولات أ و ب به ساعات كار مستقيم نياز دارند؛ بنابراين، سيستم هزينهيابي به محصولات ج و د سه برابر محصولات أ و ب هزينه سربار تخصيص ميدهد؛ در نتيجه، هزينههاي سربار تخصيصيافته به هر واحد از محصولات ج و د سه برابر هزينههاي تخصيصيافته به محصولات أ و ب است؛ امّا ميدانيم که برای آمادهسازی کالا به غير از ساعات کار مستقيم عوامل ديگری نيز دخيل هستند؛ بهطور مثال، برخی فعاليتها برای يک دسته محصول انجام ميشود به اينصورت که کالاهای از نوع أ بستهبندی متفاوتی با کالاهای از نوع ج دارند. سيستم هزينهيابی بر مبنای فعاليت، افزون بر در نظرگرفتن ساعات کار مستقيم انجامشده سعی در نشاندادن اثر ديگر بخشها نيز دارد. به اين ترتيب، محرکهايی را برای نشاندادن ساير عوامل در نظر ميگيرد و با توجه به تعداد محرکها چند نرخ سربار تعريف كرده و هزينه واقعی کالا را بر مبناي آنها محاسبه ميکند. ميبينيم که نتايج بهدست آمده در مقايسه با روش جذبي بسيار متفاوت و دقيقتر است. در روش جذبي هزينه دو کالا با تعدادهاي متفاوت يکسان حساب شده بود.
حال با بررسي نتايجي كه از روش هزينهيابي بر مبناي فعاليت حاصل شده درمييابيم:
1. هزينههاي تخصيصيافته به هيچكدام از محصولات برابر نيست؛
2. هزينه سربار هر واحد از كالا با كالاي نوع ديگر متفاوت است و در واقع دليلي هم ندارد كه هزينه سربار هر واحد از كالاها با هم برابر باشد.
* با هر بار توليد يك واحد محصول انجام ميشود Uniti-Leve.
** با هر بار توليد يك دسته (مقدار معيّن) از محصول، انجام ميشود Batch-Leve.
*** براساس نياز پشتيباني توليد انواع محصولات مختلف، اجرا ميشود. Product-Leve.
**** معيارهايي كه طراح سيستم براي تخصيص هزينهها به محصولات انتخاب ميكند.