خطر بازگشت به تجربيات ناموفق دهه 70
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيم
شواهد امر نشان مي دهد که زمان زيادي تا اجراي قانون هدفمند کردن يارانه ها باقي نمانده است. يارانه هاي نقدي هزار توماني براي هر فرد به حساب سرپرست خانوار واريز شده است و دولتمردان نيز از آمادگي کليه نهاد ها و ارگان ها براي اجراي قانون هدفمند کردن يارانه ها سخن مي گويند. در همين راستا خبرهاي گوناگون از سوي رسانه ها در خصوص کنترل بازار و قيمت ها توسط دولت اعلام مي شود. همگي اين اخبار نشان از عزم دولت به دخالت همه جانبه در کليه بخش هاي اقتصادي دارد.
دخالتي که تجربه نشان داده است نه تنها منجر به آرام کردن بازار نشده، بلکه مي تواند عواقب جبران ناپذيري را در پي داشته باشد. اين يادداشت سعي خواهد کرد تا اشاره اي به پيامد هاي ناگوار سياست هاي کنترل قيمتي و تثبيت دستوري قيمت ها بپردازد.
در روزهاي اخير مديرکل بازرسي ويژه سازمان حمايت از مصرف کنندگان و توليدکنندگان اعلام کرده است که موجودي ?? قلم کالاي حساس و ضروري را هر دو هفته يک بار در بازار رصد خواهند کرد و از اين طريق اجازه احتکار کالاهاي اساسي داده نمي شود. از اين رو متخلفان در اعلام موجودي به عنوان محتکر شناخته شده و به سازمان تعزيرات معرفي خواهند شد(?).
همچنين در اخبار اعلام شده است که قيمت خدمات دولتي تغيير نخواهد کرد. در اين راستا وزارت کشور اعلام کرده است که کرايه مترو، ميني بوس و اتوبوس هاي شرکت واحد پس از اجراي طرح هدفمندي يارانه ها ثابت خواهد ماند و تغييري در نرخ آنها اعمال نمي شود. (?) همچنين دولت اعلام آمادگي کرده است که در صورت نياز ما به التفاوت قيمت هاي فوق را به شرکت واحد پرداخت خواهد کرد.
در اين خصوص اخباري نيز مبني بر کنترل افزايش کرايه تاکسي ها و نرخ ساير خدمات نيز شنيده مي شود. به عنوان مثال رييس ستاد حمل و نقل و مصرف سوخت عنوان کرده است که نرخ کرايه تاکسي ها به ميزان ?? درصد افزايش خواهد يافت. وي اظهار داشته است که «فرمول هاي مربوط به تغيير قيمت ها در تمام بخش هاي حمل و نقل برون شهري، درون شهري در شهرهاي کوچک و بزرگ آماده شده و به زودي در اختيار فرمانداران و استانداران سراسر کشور قرار مي گيرد تا با آزادسازي قيمت هاي حامل هاي انرژي، نرخ جديد کرايه رسما اعلام شود و کسي هوس افزايش بي مورد را نکند(?).» در همين راستا مدير عامل سازمان مديريت و نظارت بر تاکسيراني شهر تهران نيز از نظارت گشت هاي ويژه و بازرسي غير محسوس بر عملکرد تاکسي ها همزمان با اجراي قانون هدفمند کردن يارانه ها خبر داده است (?). بسياري اخبار ديگر از اين قبيل وجود دارند که مبني بر کنترل هاي قيمتي و نظارت بر بازار و برخورد با خاطيان است. اين گونه اخبار در اين روزها بسيار به گوش مي رسد که همگي مويد يک نظر هستند، دخالت و تصديگري همه جانبه دولت در کليه بخش هاي اقتصادي.
قيمت گذاري و کنترل هاي قيمتي در اقتصاد ايران يک پديده جديد نيست، بلکه تجربه اي آزمايش شده است که به کرات در مقاطع مختلف اجرا شده و با شکست مواجه شده است. براي اولين بار در سال هاي قبل از انقلاب دولت سعي کرد تا با استفاده از قدرت حکومتي قيمت هاي بازار را کنترل کند. اين اقدام دولت نه تنها منجر به کنترل قيمت ها نشد، بلکه تعطيلي بازار و اعتراضات گسترده بازاريان را به همراه داشت. دور دوم سياست کنترل قيمت ها در سال هاي جنگ و سپس در سال هاي اوليه دهه ?? همزمان با دومين دور رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني به اجرا گذاشته شد که تمامي اين تجربيات منجر به شکست شده و نتوانستند موفقيتي را در کنترل تورم به دست آورند.
اين اقدامات در حالي صورت گرفته است که اقتصاد دانان همواره به لزوم توجه به سازوکارهاي اقتصادي تاکيد داشته اند و کنترل هاي قيمتي و قيمت هاي دستوري را تجربه اي شکست خورده در مهار تورم اعلام کرده اند. اهتمام دولت به اجراي سياست هاي کنترل قيمتي در شرايطي است که تخمين ها نشان مي دهند در پي اجرا شدن قانون هدفمند کردن يارانه ها اقتصاد در بهترين حالت با تورم ?? الي ?? درصدي مواجه خواهد شد که اين مقدار براي اقتصاد ايران دور از ذهن نيست. از اين رو انتظار افزايش ?? درصدي در قيمت کليه کالا ها و خدمات مي رود. در اين شرايط چطور مي توان از توليد کنندگان انتظار داشت که قيمت کالاهاي نهايي خود را افزايش ندهند. در اين شرايط اگر دولت بر اجراي کنترل هاي قيمتي اصرار داشته باشد (که ظاهرا طبق اظهار نظر هاي رسمي دولتيان اين گونه نيز هست) در پس اجراي سياست کنترل قيمت ها و سياست هاي دستوري کاهش قيمت تنها مي توان دو حالت را متصور بود.
حالت اول وضعيتي است که منجر به تعطيلي بنگاه هاي اقتصادي يا کاهش کيفيت خدمات اعطايي از طرف آنها مي شود. در زماني که اقتصاد دست کم با تورم ?? درصدي موجه است کاهش دستوري قيمت ها يا منجر به توليد کالاهاي جايگزين که شامل کنترل هاي قيمتي نيستند مي شود يا کاهش کيفيت يا عدم توليد کالاها را در پي دارد. به عنوان مثال در مقاطعي در سال هاي گذشته زماني که دولت قيمت محصولات لبني کم چرب را به صورت دستوري کاهش داد، توليد کنندگان محصولات لبني روي به توليد محصولات با درصد چربي بالاتر آوردند تا از شمول کالاهاي اساسي خارج شوند. يا کيفيت محصولات لبني کم چرب را کاهش دادند؛ به طوري که در برخي موارد حجم کالاي موجود در بسته بندي در حدود ?? درصد کاهش يافت. در حالتي که توليد کننده شرايط توليد کالاي جانشين را نيز نداشته باشد، سياست هاي کنترل قيمتي منجر به تعطيلي بنگاه ها و کارخانه هاي توليدي مي شود. شرايطي که در دهه ?? و اوايل دهه ?? در اقتصاد ايران به خصوص در بخش کشاورزي رخ داد.
اما حالت دومي که در پس اجراي سياست کنترل قيمتي متصور است، اعطاي يارانه به توليد کنندگان کالاهايي است که مشمول کالاهاي اساسي مي شوند.
در اين صورت دولت ما به التفاوت قيمت دستوري و قيمت تمام شده توليدکنندگان را به آنها مي پردازد. اجراي اين سياست (که بعضا از سوي مسوولان دولتي به اجراي آن پس از قانون هدفمند کردن يارانه ها تاکيد شده و در ابتداي اين يادداشت نيز به برخي از مصاديق آن اشاره شد) منجر به افتادن مجدد در دام يارانه ها مي شود. در اين شرايط در حالي که هدف کلي از اجراي قانون هدفمند کردن يارانه ها، واقعي کردن قيمت ها و هدفمندي يارانه ها بوده است مي توان متصور بود که سياست هاي کنترل قيمتي مي تواند تنها باعث انتقال يارانه هاي پرداختي از انرژي به کالاهاي کنترل شده شود. در اين صورت هدف اصلي قانون هدفمند کردن يارانه ها به کلي ضايع شده و شايد اثراتي به مراتب مخرب تر از ابقاي قيمت حامل هاي انرژي در سطح هاي فعلي داشته باشد.
بنابراين به طور کلي مي توان گفت که مطالعات تجربي و به خصوص تجربيات کشورمان نشان مي دهد که سياست هاي کنترل قيمتي، عملکرد مطلوبي در کاهش قيمت ها نداشته است. اجراي اين سياست تنها موجب ايجاد بازار سياه، تشکيل صف، سهميه بندي، تلاش براي طفره هاي قانوني و غير قانوني از کنترل قيمت ها، رانت خواري، بر هم خوردن قيمت هاي نسبي و فاصله گرفتن از تخصيص هاي بهينه مي شود که مجموعه اين عوامل نيز نتيجه اي جز کاهش توليد داخلي در پي ندارد. در اين خصوص مطالعه صورت گرفته توسط دکتر مسعود نيلي و همکاران (?) در سال (????) نيز به خوبي رابطه ميان سياست قيمت گذاري توسط دولت و رشد اقتصادي در اقتصاد ايران طي سال هاي (???? ????) را نشان مي دهد. اين مطالعه نشان مي دهد که روند فزاينده اختلالات قيمت گذاري در اقتصاد ايران از سال (????) آغاز و تا سال (????) ادامه داشته است.
همچنين در سال هاي (???? ????) بيشترين اختلال ها صورت گرفته و در اين ميان سال (????) بيشترين مقدار را به خود اختصاص داده است. در اين مطالعه قيمت هاي نسبي بنزين و محصولات صنعتي به عنوان دو شاخص مهم عملکرد سياست قيمت گذاري در اقتصاد ايران انتخاب شده است. بر اساس محاسبات صورت گرفته در اين مطالعه ويژگي مشترک هر دو شاخص کمتر از يک بودن آنها بعد از سال ???? و روند کاهشي آنها است. به اين معني که روند افزايش قيمت ها بيش از افزايش قيمت هاي انرژي و محصولات صنعتي بوده و اين فاصله همچنان بيشتر شده است؛ بنابراين در اين بخش کمترين مقدار قيمت هاي نسبي به عنوان بيشترين اختلال ناشي از سياست قيمت گذاري، معادل عدد ?? فرض شده و سپس مقادير مربوط به سال هاي ديگر بر آن اساس بين صفر و ?? رتبه بندي شده است. سپس در ادامه دو شاخص مورد نظر با يکديگر ترکيب شده و شاخص اختلال سياست قيمت گذاري به دست آمده است.
روند شاخص اختلال قيمت گذاري که بر اساس اين مطالعه به دست آمده است در نمودار (?) نشان داده شده است. همانطور که در اين نمودار مشخص است، سال ???? با مقدار ?? بيشترين شاخص اختلال را داشته است.
همچنين رابطه رشد اقتصادي با شاخص اختلال قيمت گذاري محاسبه شده در اين مطالعه يادشده نيز، حرکت معکوس اختلالات قيمت گذاري و رشد اقتصادي را در سال هاي بعد از انقلاب نشان مي دهد که در نمودار (?) قابل مشاهده است. در اين نمودار هر کدام از نقاط مشخص شده، بيانگر يکي از سال هاي مورد بررسي است. همان طور که در نمودار مشخص شده است، محور افقي شاخص اختلال و محور عمودي رشد اقتصادي را نشان مي دهد. مشاهده مي شود که بيشترين شاخص اختلال يعني عدد (??) معادل با يکي از کمترين نرخ هاي رشد محقق شده در حدود ? درصد است که متعلق به سال (????) مي باشد. همچنين شاخص اختلال صفر که متعلق به سال (????) است، معادل با رشد اقتصادي در حدود ?? درصد است که اين ميزان رشد اقتصادي جزو بالاترين رشد هاي محقق شده طي دوره مورد بررسي است.
آنچه از مجموع مطالب ذکر شده در اين يادداشت نتيجه گرفته مي شود آن است که سياستمداران و دولت مردان در شرايط کنوني بايد موقعيت ويژه و خاص اقتصاد کشور را در پي اجراي قانون هدفمند کردن يارانه ها درک کرده و از تجربيات گذشته اقتصاد ايران درس بگيرند تا مجددا اقتصاد را درگير سياست هاي غلط و تجربه هاي ناموفق گذشته ننمايند. در اين ميان سياست کنترل قيمت ها از اهميت ويژه اي برخوردار است که شايد بتوان گفت در خصوص اين سياست اجماع کلي اقتصاد دانان بر ناکارآمد بودن آن وجود دارد و از اين رو لازم است تا دولتمردان نيز به اثرات مخرب آن توجه ويژه داشته باشند. همچنين خطر افتادن مجدد در دام يارانه ها نيز بايد از سوي اقتصاد دانان و تصميم گيران اقتصادي کشور جدي گرفته شده و اين وظيفه اقتصاد دانان است تا در صورت کم توجهي سياستمداران در اين زمينه به موشکافي پيامد هاي اجراي چنين سياست هايي از سوي دولتمردان و سياستمداران بپردازند.
زهرا کاوياني
پاورقي ها
? منبع: روزنامه دنياي اقصاد، کد خبر DEN ??????
? منبع: خبر شماره ?????????? خبر گزاري فارس
? منبع: خبر شماره ?????????? خبر گزاري فارس
? منبع: خبر شماره ?????????? خبرگزاري فارس
? مسعود نيلي و همکاران، (????)، «دولت و رشد اقتصادي در ايران»، نشر ني.
روزنامه دنياي اقتصاد ( www.donya e eqtesad.com )
