آموزه های اقتصادی قرآن و عترت

آموزه های اقتصادی قرآن و عترت     
    تلاش اقتصادی باید در چارچوب ارزش های اخلاقی و معنوی باشد. حکومت نه آزادی را نفی کند و نه آن را نامحدود بداند. بلکه به مردم اجازه دهد تا در راستای آرمان های بلند الهی از آزادی اقتصادی در جامعه بهره مند شوند.    
       
       
   
آموزه های اقتصادی قرآن و عترت        
   
   
       
   
   
   

تلاش اقتصادی باید در چارچوب ارزش های اخلاقی و معنوی باشد. حکومت نه آزادی را نفی کند و نه آن را نامحدود بداند. بلکه به مردم اجازه دهد تا در راستای آرمان های بلند الهی از آزادی اقتصادی در جامعه بهره مند شوند.

اقتصاد، میانه روی در هر کاری می باشد و در اصطلاح «هر آنچه را گویند که برای تأمین امور معاش و برطرف کردن نیاز عموم به کار رود.»

از جمله اهداف مهم پیامبران اجرای مدیریت صحیح در بعد اقتصادی بوده است.

ابواب مختلف فقهی از قبیل تجارت، مضاربه، مساقات و... با لحنی بلیغ و مؤکد، به امور معیشتی و تجاری اشاره می کند.

تذکرات مهم در عهد رسول الله (ص) و امام علی (ع) درباره رسیدگی استانداران به حال بازرگانان، کشاورزان، تخفیف خراج، اخذ مالیات و... بیانگر اهمیت مدیریت خدمت رسانی در این زمینه است.بنابراین باید گفت: یکی از مهمترین وظایف حکومت این است که جوی سالم و پیراسته از خود محوری و حرام خواری را ایجاد کند تا مردم بتوانند در چنین محیطی استعدادها، هنرها و مهارت های خویش را به کار انداخته و به جامعه ای خودکفا، دست یابند.

امام صادق (ع) می فرماید: «بقا در آن است که اموال و اقتصاد در دست کسانی باشد که حق اموال را شناخته و به مردم خیرشان برسد.»در نقلی وارد است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «دولتمردانی مورد مهر خدای سبحان قرار می گیرند که در دولت شان اجناس ارزان باشد و کارگزاری مورد خشم خدای سبحان است که اجناس در دولتش گران باشد.»(۱)

بنابراین بر دولتمردان است که وضعیت معقول و مشروع اقتصادی جامعه را تثبیت کنندو از راه های مشروعی مثل کشاورزی، صنعتگری، اعطای قرض الحسنه غیرربوی و... موجبات خودکفایی و فقرزدایی را فراهم سازند.

● ایجاد فضا برای تحرک اقتصادی

حکومت باید ضمن حفظ سرمایه های اساسی، مالکیت شهروندان را احترام کند و فضای لازم اقتصادی را برای بخش خصوصی، فراهم آورد.

مسئله اشتغال که امروز در تمام جوامع مطرح است، بخش اعظم آن به دلیل عدم اجازه دولت ها برای تحرک اقتصادی مناسب است و البته قسمی هم به دلیل راحت طلبی و عدم تکاپوی فکری افراد جامعه است.

بنابراین، دولت موظف است در کنار تقویت مشاغل موجود و دادن فضای تحرک به صاحبان حرف و مشاغل، مردم را دعوت به تولید کار و اشتغال جدید کند و در نوع و شکل کار و شغل، نوآوری هم صورت پذیرد تا با مشکل اشتغال روبه رو نباشیم.

● تلاش اقتصادی دارای مرز

تلاش اقتصادی باید در چارچوب ارزش های اخلاقی و معنوی باشد. حکومت نه آزادی را نفی کند و نه آن را نامحدود بداند. بلکه به مردم اجازه دهد تا در راستای آرمان های بلند الهی از آزادی اقتصادی در جامعه بهره مند شوند.

این مرز و چارچوب بیانگر این معنا است که حکومت باید طوری عمل کند که جلوی تلاش تجاری و بازرگانی را سد نکند و به گونه ای هم نباشد که سرمایه ها در دست عده ای خاص متمرکز شود.

● حرکت اقتصادی بر مبنای آموزه های دینی

ایجاد فضای اقتصادی، به این معنا نیست که مردم در سودهای مالی غرق شوند و جنبه های شرعی آن فراموش شود.

حکومت موظف است تمام جنبه های شرعی معاملات را از طرق مختلف، مانند رسانه های جمعی آموزش دهد.

بسیاری از وام های دریافتی مردم از سوی بانک ها و صندوق های به اصطلاح قرض الحسنه، در زمره قرض ربوی است و تلاش دولت برای کاهش میزان سود این وامها در راستای ربا زدایی قرار دارد.

مثلاً مردم برای دریافت وام خرید مسکن، در بانک ها یا صندوق های به اصطلاح قرض الحسنه، ابتدا پولی را به ودیعه می گذارند تا پس از زمان معینی، مبلغی را به عنوان وام دریافت کنند؛ این حرکت اقتصادی از مصادیق بارز قرض ربوی است و حرام است. (۲) ولی متأسفانه به علت نبود آگاهی و سودنگری بانک ها این مسئله رواج یافته است. البته، بانک ها با وضع قراردادهایی سعی در شرعی جلوه دادن این گونه مباحث دارند ولکن به قول معروف، همان حیله های شرعی است که شرعیت ندارد. (حتی همین صندوق های فامیلی هم که باب شده گرفتار همین حرمت است؛ زیرا قصه آنها هم همین است که گذشت).

مثلاً نام نویسی تلفن همراه که از گذشته به ارث رسیده، معلوم نیست براساس چه قرارداد اسلامی صورت می گیرد؛ زیرا یکی از ارکان بیع، تعیین زمان تحویل کالا است که در این مورد پس از عقد قرارداد کار تحویل به قرعه سپرده می شود و این معامله را دچار اشکال می کند. مردم هم به جهت بی اطلاعی گرفتار این معامله مورد اشکال می شوند.

درباره خودروها هم، همین قصه دردآور وجود دارد؛ زیرا اگر معامله نیست و قرارداد است، پس مسلمان حق دارد هرطور دوست دارد معامله کند و ربا هم حرمت ندارد؛ اگرنه نوعی قرارداد اسلامی است ما که نفهمیدیم در چه قالبی نهفته است.(۳)نتیجه اینکه حکومت موظف است، تمام کارهای اقتصادی را براساس مبانی اسلام طرح ریزی کند.

● امنیت اقتصادی

شاید اساسی ترین خدمتی را که مردم از حکومت می خواهند همین مسئله است.

لازمه کارهای اقتصادی، جابه جایی پول و کالا است و اگر این معنا از تأمین مناسب برخوردار نباشد، کار اقتصادی کردن مشکل شده و بازار مملکت گرفتار رکود و بی اعتباری می شود. بنابراین لازم است؛ کارگزاران نظام امنیت لازم را برقرار کنند.

مثلاً بیمه کردن کالا را اجباری کرده و البته هزینه آن را هم تنزیل دهند. یا اگر در معامله، به جای پول نقد، چک رد و بدل می شود، به صرف قرار دادن جزای کیفری برای صاحبان چک های برگشتی بسنده نشود بلکه ، این شخص به عنوان فردی ناهنجار به تمام دوایر کشوری و لشکری معرفی و با او رفتار متفاوت صورت گیرد، تا کسی جرأت نکند به سادگی بازار مملکت را به چالش بکشد.

● قرض

از آنجا که مسئله قرض در این چند سال اخیر متأسفانه باب شده و بسیاری از قرض ها شرعی نیست در این باب مفصل وارد می شویم. یکی از روش های تعدیل سرمایه تشویق اغنیا به مسئله قرض دادن به فقرا می باشد.

در اینجا به جایگاه و اهمیت و احکام و ابعاد قرض می پردازیم تا محور دیگری از مدار نهضت خدمت رسانی اقتصادی روشن گردد. «قرض» در لغت یعنی آنچه انسان از مال خویش به دیگری می دهد به شرط این که بدل آن را برگرداند. قرض عقدی مستقل است که به معنای تملیک به ضمان است. یعنی شخصی مال خودش را به دیگری واگذار می کند و با این عمل آن را از ملک خویش خارج و داخل در ملک دیگری می کند و در این مورد با بیع و هبه فرقی ندارد زیرا بیع نیز تملیک است و اخراج مورد معامله از ملک فروشنده و داخل شدن آن در ملک خریدار که هبه نیز چنین است.قرض دهنده از همان زمانی که چیزی را به دیگری قرض می دهد دیگر مالک آن نیست. بلکه مالک مثل یا قیمت آن است که در ذمه و عهده قرض گیرنده قرار می گیرد در نتیجه آثار مالکیت هم از او سلب می شود.

از آثار قرض این است که مال قرض داده شده از نظر قرض دهنده عقیم است و نمی تواند سودی داشته باشد علتش این است که مورد قرض به مجرد قرض دادن از مالکیت قرض دهنده خارج می شود و دیگر متعلق به او نیست.

● وام و احکام آن

از مطالعه مجموع روایات و آیات وارده در باب دین (بدهکاری) و فتاوی فقهای عظام در می یابیم که اصل جواز بدهکار و مدیون بودن به دیگری در فقه اسلامی مسئله ای مسلم است و هیچ فرقه ای از فرق گوناگون اسلامی و هیچ فقیهی از فقهای مذاهب اسلامی و حتی هیچ مسلمانی در جواز اصل بدهکاری تردید نکرده است و در فقه اسلامی درموارد گوناگون مسائل متعددی مطرح شده است که همه آنها بر این اصل مهم استوارند.

معنای دین در کتب فقها ذکر شده است و امام خمینی (ره) نیز درباره معنای دین می فرماید: «الدین مال کلی ثابت فی ذمة شخص لاخر سبب من الاسباب»(۴) دین مال کلی و ثابت در ذمه و عهده یک شخص برای شخص دیگری است به سببی از اسباب... .

● وام گرفتن فقط در موارد ضروری

در بحث قبل بیان شد که از نظر اسلام و عقل، دلیلی دال بر ممنوعیت اصل بدهی داشتن وجود ندارد، اما دلیلی برای نیکو بودن آن هم وجود ندارد؛ بلکه از روایات بسیاری استفاده می شود بدهکار بودن، با شخصیت، احترام و اعتماد به نفس انسان سازگاری ندارد. زیرا طبیعی است انسانی که خود را آماده کند که از دیگری طلب حاجت کند در باطن خود نوعی ذلت و حقارت احساس می کند.

اصولاً اظهار نیاز به دیگری چنین نتیجه ای دارد که انسان را کوچک و خوار و نیازمند و ضعیف نشان می دهد و این، با مقام والای انسانیت انسان مناسب نیست. از این رو در برخی از احادیث معتبر وام گرفتن معادل کفر به حساب آمده است. قال رسول الله (اعوذبالله من الکفر والدین) قیل یا رسول الله ایعدل الدین، بالکفر؟ فقال (نعم).(۵)

در روایتی دیگر داریم قال الصادق: (ما الوجع الاوجع العین و ما الهم الا هم الدین)(۶) هیچ دردی به پای درد چشم نمی رسد و هیچ اندوهی به پای اندوه ناشی از دین و بدهکاری نمی رسد.

از دیدگاه مکتب تربیتی اسلام وام و دین و بدهکاری نشانه و پرچم ذلت است که به گردن او می اندازد؛ قال رسول الله: (الدین رایة الله عزوجل فی الارض فاذا اراد ان یذل عبداً و ضعه فی عنقه). البته اگر در زندگی اهل بیت، قرض و وامی دیده شود، یقیناً جزو مواردی است که حضرات خواسته اند حلیت و ثواب آن مسئله را ثابت کنند و یا پیام خاص خود را دارد که در جای مناسب باید تحلیل شود.

● لزوم پرداخت وام در زمان مقرر

یکی دیگر از احکام شرعی در مورد قرض این است که قرض گیرنده در هنگام اخذ قرض قصد ادای آن را داشته باشد؛ در غیر این صورت، عملی غیراخلاقی و غیرشرعی انجام داده است. قرآن کریم چنین کسی را نوعی خائن به امانت به شمار می آورد و به او توصیه می کند که تقوا را پیشه خود کند (فان امن بعضکم بعضاً فلیود الذی او تمن امانة و لیتق الله ربه)(۷) بدیهی است تقوی در مورد قرض و وام، پرداخت به موقع وام را هم دربرمی گیرد.

در اسلام کسی که از دیگری قرض کند و قصد ادای آن را نداشته باشد، به مثابه سارق است امام صادق(ع) می فرماید: (السراق ثلاثه مانع الزکاة و مستحل مهمور النساء و کذلک من استدان و لم ینوء قضاء).

در مکتب تربیتی اسلام آنقدر چنین شخصی منفور است که نقل است وقتی معاویه بن وهب از دنیا رفت، چون مقروض بود و در ادای بدهی خود کوتاهی کرده بود پیامبر بر او نماز نخواند و فرمود: (لاتصلوا علی صاحبکم حتی یقضی عنه الدین). در روایتی دیگر آمده (من یمطل علی ذی حق حقه و هو یقدر علی اداء حقه، فعلیه کل یوم خطئة عشار)(۸) کسی که از دادن حق دیگری امتناع ورزد در حالی که قدرت بر ادای آن را دارد هر روزی که بر او می گذرد گناهکار بوده و گناه او مثل گناه باجگیر است.
       
   
   
            ۱) بحارالانوار، ج۵، ص۱۶۴.
۲) استفتاء از مقام معظم رهبری، روزنامه جمهوری اسلامی، مورخ ۲۱/۰۴/۱۳۸۴
۳) منظور پیش فروش خودروها است که چندسالی است باب شده.
۴) تحریرالوسیله، ج۱، ۴۷.
۵) بحارالانوار، ج۳، ص۱۴۱.
۶) علل الشرایع، جزء۱۰۳، ص۵۲۹
۷) بقره:۲۸۳
۸) امالی صدوق، ص۴۳۳.    
            خبرگزاری فارس ( www.farsnews.com )    
 




اقتصاد اسلامی و ویژگی های آن

اقتصاد اسلامی و ویژگی های آن
اسلام به عنوان یک دین جامع و فراگیر توجه ویژه ای به مقوله اقتصاد دارد , اقتصاد اسلامی به عنوان اقتصادی دانش مدار و پویا، از توان بالئی در پاسخگوئی به نیازهای جامعه در تمامی زمانها برخوردار است . تجربه چهار قرن نخستین تمدن اسلامی نشان می دهد که اسلام افزون بر این که طرفدار رشد و تمدن است توانایی این کار را هم دارد به طوری که ویل دورانت می گوید: « تمدنی شگفت انگیزتر از تمدن اسلامی وجود ندارد، اگر اسلام طرفدار ثبات و جمود و یک نواختی می بود باید جامعه را در همان حد اول جامعه عرب نگاه می داشت. » در زمان کنونی نیز بخش هایی از اقتصاد اسلامی به صورت بالفعل در جهان واقع تحقق پیدا کرده است، اولاً از نظر تاریخی در صدر اسلام، در زمان پیامبر و جانشینان او، با تجربه اقتصادی اسلام مواجهیم که تجربه موفقی بوده است؛ ثانیاً علاوه بر این، بخش هایی از اقتصاد اسلامی در حال حاضر در کشورهای مختلف اجرا می شود؛ به عنوان نمونه :
1. در بعضی از کشورها حدود پنجاه سال تجربه بانکداری اسلامی داریم که از جهت نظری خوب رشد کرده است و از جهت عملی هم موفقیت خود را اثبات کرده است. صندوق بین المللی پول در مجله رسمی اش به موفقیت این نوع بانکداری اشاره کرده است و به کشورهای سرمایه داری توصیه کرده است که از این نوع بانکداری استفاده کنند.
2 . در حال حاضر بانکداری اسلامی به عنوان یکی از مصادیق و کاربردهای اقتصاد اسلامی، در اغلب کشورهای اسلامی (56 کشور) در کنار بانکداری مرسوم فعالیت دارد. برخی از بانکهای بین المللی نیز حسابهای منطبق با شریعت و گیشه بانکداری اسلامی راه اندازی کرده اند.در تعدادی از کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی نیز بانکداری و موسسات مالی اسلامی در حال گسترش سریع است، به طوری که نرخ رشد این رشته فعالیت حدود 15 درصد در سال برآورد میشود. عملکرد بانکهای اسلامی که در کشورهای اسلامی به موازات بانکهای سنتی فعالیت میکنند، نشان دهنده سودآوری بیشتر است. در کشورهای غیر مسلمان نیز بدلیل رقابت شدید، فعالیتی نمیتواند بدون سودآوری دوام بیاورد و همین رشد 15 درصد در سال خود دلیل کارایی بانکداری اسلامی می باشد.
3 . در حال حاضر بیمه اسلامی تحت عنوان تکافل در کشورهای مختلف جهان در حال گسترش سریع است و وضعیت مشابه بانکداری اسلامی را دارد.
4 . هم اکنون بورس های اسلامی در کشورهای اسلامی، در حال گسترش است و مرکزیت مالی آنها در انگلستان (لندن) و یکی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس قرار دارد.
5 . در حال حاضر گروه بانک اسلامی توسعه که مجموعه ای از موسسات مالی اسلامی است ، به عنوان یک موسسه مالی بین المللی برای توسعه جهان اسلام فعالیت میکند و کلیه فعالیتهای مالی آن طبق شریعت اسلام میباشد.
اصول اقتصاد اسلامی
اقتصاد اسلامی بر سه اصل مهم استوار است و به کمک همین اصول از اقتصاد سرمایه داری و سوسیالیستی متمایز می گردد:
الف: اعتقاد به مالکیت خصوصی و عمومی: بر خلاف نظام اقتصادی سرمایه داری و سوسیالیستی در اسلام انواع مختلف مالکیت همزمان و با هم قابل قبول است . زیرا از دیدگاه اسلام مالکیت خصوصی ، عمومی و دولتی قابل پذیرش و معتبر است. نظریه اقتصادی اسلام از زیربنای فکری و عقیدتی این مکتب سرچشمه می گیرد که بخت و بررسی این موارد از حد این نگاشته خارج است.
ب : آزادی اقتصادی در محدوده ای مشخص: آزادی اقتصادی از نظر اسلام در چهارچوب ارزشهای اخلاقی و معنوی محترم است لذا اسلام مانند نظام اشتراکی آزادی را نفی نمی کند و مانند نظام سرمایه داری آن را نامحدود نمی داند. بلکه به مردم اجازه می دهد تا در راستای آرمان های بلند الهی از آزادی اقتصادی به عنوان وسیله ای برای پیشرفت و تکامل استفاده کنند
. ج: عدالت اجتماعی: عدالت اجتماعی از نظر اقتصاد اسلامی با تامین زندگی متوسط اجتماعی برای فقرا و جلوگیری از انباشته شدن بیش از حد ثروت در دست اغنیاء تحقق می یابد. نظام توزیع ثروت در اسلام به نحوی پی ریزی شده است که قادر است عدالت اجتماعی را در جامعه پیاده نماید. در یک نگاه جامع تر می توان اقتصاد اسلامی را اقتصادی واقع گرا، اخلاق گرا و دانش مدار دانست.( منبع : اقتصاد اسلامی، بر مبنای دانش ، محمد روحانی مقدم و مریم آقایی )
نکته دیگر اینکه اقتصاد اسلامی همواره بر استفاده از دستاوردهای مثبت علم اقتصاد تاکید دارد و در حقیقت این دو می‌توانند رابطه تعاضدی و مکمل داشته باشند تنها در این شرایط است که نظریه‌های اقتصاد اسلامی از «اثر بخشی» لازم برخوردار خواهند بود. به تعبیر مرحوم شهید مطهری: «قوانین اقتصاد اسلامی نمی‌تواند و نباید بر خلاف اصول اولیه اقتصاد نظری باشد، چه در غیر این صورت شکست یار کود و سرانجام مرگ اقتصادی این جامعه بیمار حتمی است.» بنابر این اقتصاد اسلامی هم دارای مکتب و نظام اقتصادی است و هم از ماهیت علمی برخوردار است و بر اساس این ویژگیها جوامع اسلامی قادرند با تکیه بر معارف غنی اسلام به حل مشکلات امروزی اقتصادی همت گمارند. هرچند در جهان معاصر کنونی اقتصاد اسلامی هنوز نتوانسته است مکتب و سیستم خود را به صورت کامل از منابع اصیل اسلامی تدوین و نهادینه و اجرا نماید .
 




انقلاب اسلامی و اقتصاد اسلامی

انقلاب اسلامی و اقتصاد اسلامی
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تلاش های گسترده ای درتغییر ساختارهای مختلف کشور از جمله ساختار اقتصادی ایران در زمینه منطبق کردن این ساختارها با آموزه های اصیل اسلامی و استفاده از دستاوردهای مثبت بشری صورت پذیرفت و علی رغم بسیاری مشکلات ، موانع و محدودیت ها دستاوردهای بسیار با ارزشی در رشد ، شکوفایی ، بالندگی و استقلال کشور و توزیع عادلانه امکانات میان تمامی اقشار جامعه و دور افتاده ترین نقاط کشور داشته است . اما در عین حال اقتصاد ما هنوز یک اقتصاد اسلامی کامل نیست و نتوانسته ایم به نتایجی که می خواستیم برسیم، که این موضوع در اثر فاصله گرفتن از اقتصاد اسلامی بوده است. متصدیان اقتصادی ما دانش آموختگان اقتصاد لیبرالی بوده اند و همان را که خوانده اند پیاده کرده اند . طبعاً نمی توان از آنان انتظار داشت که پیاده کننده اقتصاد اسلامی باشند. ما هر چه رنج می کشیم، از جدا شدن از تعالیم دینی است. ریشه عدم تحقق اقتصاد اسلامی، اندیشه حاکم بر صاحب نظران و سیاست گذاران و مدیران ارشد اقتصادی ما است. این عامل موجب شده است که اگر در قانون اساسی یا قوانین عادی ما مفاهیمی از اقتصاد اسلامی مطرح شده، عملاً به چیز دیگری تبدیل شده است؛ چرا که آن اندیشه حاکم بر اقتصاد، فرهنگ مناسب خودش را در جامعه اشاعه داده است؛ مثلاً الآن ما در بانکداری یکی از راهکارهای جذب منابع مالی را حساب پس انداز قرض الحسنه قرار داده ایم. آیا واقعاً این حساب با روح قرض الحسنه در اسلام سازگاری دارد؟ به نظر می رسد که ندارد. چرا چنین شده است؟ پاسخ آن روشن است: کسانی که اقتصاد را ساماندهی می کردند به قرض الحسنه باور نداشته اند و دنبال این بوده اند که منابع مالی بدون هزینه ای جذب شود؛ بنابراین رفتند سراغ تبلیغات بسیار وسیع که با روح قرض الحسنه هیچ سازگاری ندارد. یا مثلاً تحت عنوان عقود معاملاتی یا مشارکتی بنا بوده است تسهیلاتی به متقاضیان داده شود، ولی آنچه محقق شده است این است که دریافتی و پرداختی مقطوعی میان بانک و متقاضیان ردوبدل شود.می بینید که روح بانکداری ربوی این جا همچنان حاکم است. یا مثلاً اصل ۴۳ قانون اساسی می گوید باید به تمام کسانی که کار ندارند، ولی توانایی کار دارند، به شکل تعاونی، وجوهی به صورت قرص بدون بهره داده شود که ابزار کار تهیه کنند و شغل داشته باشند. آیا چنین چیزی محقق شد؟
بنابراین می بینیم که اداره کنندگان اقتصاد کشور، چون از آبشخور دیگری سیراب شدند، نتوانستند اقتصاد اسلامی را، که در قانون اساسی و قوانین عادی پی گیری و مطرح شده است، بپذیرند و در مقام عمل خود را با آن سازگار کنند. بازار ما هم تحت همین شرایط، بسیار نزدیک به اقتصاد لیبرالیستی عمل می کند. وقتی بانکداری ما شبیه بانک داری رَبَوی با نرخ بهره بالا عمل می کند و بازار هم واکنش به همین رویکرد است، بنابراین فرهنگ عمومی اقتصادی حاکم بر جامعه هم تحت تأثیر آن قرار می گیرد و رفتارهای اقتصادی افراد را شکل می دهد.(منبع: اقتصاد اسلامی داریم، اما....، غلامرضا مصباحی مقدم ، خردنامه شماره ۴۱ - چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۳) بر این اساس اگر مشکلات اقتصادی وجود دارد در اثرعملی نشدن کامل یا بخش قابل وجهی از اقتصاد اسلامی است نه عدم توان آن در ادراه کارآمد جامعه و پاسخگوئی به نیازهای روز بشر




دین و توسعه اقتصادي

دین و توسعه     
    آیا بانك جهانی همچنان از نفوذ گروه های مذهبی برای پیشبرد اهداف توسعه ای خود استفاده خواهد كرد؟    
       
       
   
دین و توسعه        
   
   
       
   
   
   

تا همین چند سال پیش، پروژه های بانك جهانی فارغ از عبارات و اصلاحاتی نظیر دین و ایمان بودند و اساس ماموریت های این مؤسسه بر تبلیغ و تبیین محور های توسعه همچون كاهش فقر، توسعه كشاورزی و اصلاحات ساختاری استوار بود. اما از هشت سال پیش بدین سو، در بانك جهانی واحدی تحت عنوان “برنامه گفت وگوی اخلاقی و دینی توسعه” راه اندازی شده تا از نفوذ و توانمندی گروه های مذهبی در كشور های مختلف جهان برای پیشبرد اهداف بانك استفاده شود. لازم به ذكر است، در بیشتر كشور های در حال توسعه این قبیل گروه ها به افرادی از جوامع خود كه نیازمند كمك های بانك جهانی هستند، به راحتی دسترسی دارند.

این برنامه كه از ۸ سال پیش بر اساس پیشنهاد جیمز وُلفِنسون، رییس سابق بانك جهانی راه اندازی شده است، از یك سال پیش بدین سو به صورت غیر فعال درآمده است، زیرا پُل ولفوویتز، رییس كنونی بانك، هنوز تصمیمی برای ادامه این برنامه نگرفته است. به همین دلیل، برخی از رهبران مذهبی در كشور های در حال توسعه نگران آن هستند كه مبادا غیر فعال شدن این برنامه به فعالیت هایی كه تاكنون در همین راستا انجام داده اند، لطمه جدی وارد سازد، زیرا آنها به آسانی تا این مرحله پیشرفت نكرده اند. البته این برنامه از آغاز با اشكالات عدیده ای مواجه بوده است.

برای مثال، هر چقدر گروه های مذهبی در جهت همكاری بیشتر با اهداف این برنامه بانك جهانی می كوشند، بعضی از منتقدان معتقدند كه مذهب به دلیل ماهیت درونی خود می تواند در برابر برنامه های بانك جهانی قد علم كند. حتی برخی از آنها پا را از این هم فراتر گذاشته و معتقدند كه مذهب با اهداف غیردینی و سكولار بانك جهانی در خصوص مدرنیزاسیون، كاملاً در تضاد است.

گفتنی است، اگرچه بانك جهانی به طور مستقیم به گروه های مذهبی وام و كمك های مالی اعطا نمی كند، ولی در عین حال برای ارایه كمك های بهداشتی، آموزشی و سایر منافع عمومی با این گروه ها همكاری داشته و از اطلاعات ارزشمند آنها راجع به گروه های نیازمند كمك بانك در كشور های فقیر، استفاده می كند. كاترین مارشال، مدیر واحد گفت وگوی اخلاقی و دینی توسعه بانك جهانی، در همین رابطه گفته است كه این قبیل گروه ها در بهترین و مطلوب ترین موقعیت برای آموزش افراد جامعه، استفاده از منابع و مبارزه با فساد قرار دارند.

برای مثال، این واحد در امر مبارزه با مالاریا در كشور موزامبیك، توزیع آب بهداشتی و مدیریت وام های كوچك در هند و آموزش ایدز در آفریقا با كمك گروه های كاتولیك و پروتستان به موفقیت های چشمگیری دست پیدا كرده است. لئوناردو پالومبی، از كلیسای ایتالیایی سن اِگیدو نیز در این رابطه میگوید: “ما از دو نقطه نظر متفاوت به این مساله نگاه می كنیم: بانك جهانی به نجات یك كشور می اندیشد، در حالی كه گروه ما به نجات فرد فرد جامعه فكر می كند.”

در این میان، اگرچه این برنامه همچنان به فعالیت خود ادامه می دهد، اما آنهایی كه درگیر این پروژه هستند، نگران آینده آن می باشند. لذا برخی از اعضای بانك جهانی امیدوارند كه این واحد در آینده به یك سازمان مستقل از بانك تبدیل شود.

گروه های مذهبی نیز امید زیادی به این واحد بسته اند، زیرا آنها معتقدند كه تنها از این طریق می توانند صدایشان را به گوش همگان برسانند. آگنس آبوام، از اعضای شورای جهانی كلیسا های آفریقا كه در كنیا مستقر می باشد، در این رابطه می گوید: “اگر ما بنای پیشرفت داریم، باید از كمك مؤسسات و نهاد های مذهبی بیشتر استفاده كنیم، زیرا معتقدیم كه مذهب توانایی ایجاد توسعه و ثبات را دارد.

بنابراین برای بانك جهانی ضرورت دارد كه از كمك نهاد های مذهبی سراسر جهان در پیشبرد اهدافش بیشتر استفاده نماید.” در هر حال، یكی از پیامد های مثبت این اقدام ابتكاری بانك جهانی، بر طرف نمودن سوء ظن و بدگمانی گروه های مذهبی به نیات و اهداف توسعه طلبانه بانك بوده است.
       
   
   
            ماهنامه اقتصاد ایران