دین و توسعه اقتصادي

دین و توسعه     
    آیا بانك جهانی همچنان از نفوذ گروه های مذهبی برای پیشبرد اهداف توسعه ای خود استفاده خواهد كرد؟    
       
       
   
دین و توسعه        
   
   
       
   
   
   

تا همین چند سال پیش، پروژه های بانك جهانی فارغ از عبارات و اصلاحاتی نظیر دین و ایمان بودند و اساس ماموریت های این مؤسسه بر تبلیغ و تبیین محور های توسعه همچون كاهش فقر، توسعه كشاورزی و اصلاحات ساختاری استوار بود. اما از هشت سال پیش بدین سو، در بانك جهانی واحدی تحت عنوان “برنامه گفت وگوی اخلاقی و دینی توسعه” راه اندازی شده تا از نفوذ و توانمندی گروه های مذهبی در كشور های مختلف جهان برای پیشبرد اهداف بانك استفاده شود. لازم به ذكر است، در بیشتر كشور های در حال توسعه این قبیل گروه ها به افرادی از جوامع خود كه نیازمند كمك های بانك جهانی هستند، به راحتی دسترسی دارند.

این برنامه كه از ۸ سال پیش بر اساس پیشنهاد جیمز وُلفِنسون، رییس سابق بانك جهانی راه اندازی شده است، از یك سال پیش بدین سو به صورت غیر فعال درآمده است، زیرا پُل ولفوویتز، رییس كنونی بانك، هنوز تصمیمی برای ادامه این برنامه نگرفته است. به همین دلیل، برخی از رهبران مذهبی در كشور های در حال توسعه نگران آن هستند كه مبادا غیر فعال شدن این برنامه به فعالیت هایی كه تاكنون در همین راستا انجام داده اند، لطمه جدی وارد سازد، زیرا آنها به آسانی تا این مرحله پیشرفت نكرده اند. البته این برنامه از آغاز با اشكالات عدیده ای مواجه بوده است.

برای مثال، هر چقدر گروه های مذهبی در جهت همكاری بیشتر با اهداف این برنامه بانك جهانی می كوشند، بعضی از منتقدان معتقدند كه مذهب به دلیل ماهیت درونی خود می تواند در برابر برنامه های بانك جهانی قد علم كند. حتی برخی از آنها پا را از این هم فراتر گذاشته و معتقدند كه مذهب با اهداف غیردینی و سكولار بانك جهانی در خصوص مدرنیزاسیون، كاملاً در تضاد است.

گفتنی است، اگرچه بانك جهانی به طور مستقیم به گروه های مذهبی وام و كمك های مالی اعطا نمی كند، ولی در عین حال برای ارایه كمك های بهداشتی، آموزشی و سایر منافع عمومی با این گروه ها همكاری داشته و از اطلاعات ارزشمند آنها راجع به گروه های نیازمند كمك بانك در كشور های فقیر، استفاده می كند. كاترین مارشال، مدیر واحد گفت وگوی اخلاقی و دینی توسعه بانك جهانی، در همین رابطه گفته است كه این قبیل گروه ها در بهترین و مطلوب ترین موقعیت برای آموزش افراد جامعه، استفاده از منابع و مبارزه با فساد قرار دارند.

برای مثال، این واحد در امر مبارزه با مالاریا در كشور موزامبیك، توزیع آب بهداشتی و مدیریت وام های كوچك در هند و آموزش ایدز در آفریقا با كمك گروه های كاتولیك و پروتستان به موفقیت های چشمگیری دست پیدا كرده است. لئوناردو پالومبی، از كلیسای ایتالیایی سن اِگیدو نیز در این رابطه میگوید: “ما از دو نقطه نظر متفاوت به این مساله نگاه می كنیم: بانك جهانی به نجات یك كشور می اندیشد، در حالی كه گروه ما به نجات فرد فرد جامعه فكر می كند.”

در این میان، اگرچه این برنامه همچنان به فعالیت خود ادامه می دهد، اما آنهایی كه درگیر این پروژه هستند، نگران آینده آن می باشند. لذا برخی از اعضای بانك جهانی امیدوارند كه این واحد در آینده به یك سازمان مستقل از بانك تبدیل شود.

گروه های مذهبی نیز امید زیادی به این واحد بسته اند، زیرا آنها معتقدند كه تنها از این طریق می توانند صدایشان را به گوش همگان برسانند. آگنس آبوام، از اعضای شورای جهانی كلیسا های آفریقا كه در كنیا مستقر می باشد، در این رابطه می گوید: “اگر ما بنای پیشرفت داریم، باید از كمك مؤسسات و نهاد های مذهبی بیشتر استفاده كنیم، زیرا معتقدیم كه مذهب توانایی ایجاد توسعه و ثبات را دارد.

بنابراین برای بانك جهانی ضرورت دارد كه از كمك نهاد های مذهبی سراسر جهان در پیشبرد اهدافش بیشتر استفاده نماید.” در هر حال، یكی از پیامد های مثبت این اقدام ابتكاری بانك جهانی، بر طرف نمودن سوء ظن و بدگمانی گروه های مذهبی به نیات و اهداف توسعه طلبانه بانك بوده است.
       
   
   
            ماهنامه اقتصاد ایران




اصول اقتصاد چگونه رشد می کند؟

اصول اقتصاد چگونه رشد می کند؟     
    نظریه پردازان اقتصاد با دو مساله بزرگ مواجه اند: موضوعات مورد مطالعه آنها برای خود صاحب ذهن هستند؛ نمی توان آزمایشی کنترل شده برای آزمون نظریه ترتیب داد؛ آنچنان که در علمی طبیعی مثل شیمی این کار به راحتی ممکن است. این اختلافات تا حدی توضیح می دهد که چرا علوم سخت نسبت به علوم نرم شهرت بیشتری در عینیت و موفقیت دارند.    
       
       
   
اصول اقتصاد چگونه رشد می کند؟        
   
   
       
   
   
   

نظریه پردازان اقتصاد با دو مساله بزرگ مواجه اند: موضوعات مورد مطالعه آنها برای خود صاحب ذهن هستند؛ نمی توان آزمایشی کنترل شده برای آزمون نظریه ترتیب داد؛ آنچنان که در علمی طبیعی مثل شیمی این کار به راحتی ممکن است. این اختلافات تا حدی توضیح می دهد که چرا علوم سخت نسبت به علوم نرم شهرت بیشتری در عینیت و موفقیت دارند.

به هر حال، اقتصاددانان یک برتری بزرگ نسبت به عالمان طبیعی دارند: نظریه پرداز اقتصادی خود یک موجود اندیشنده است با غایاتی که بدان ها آگاه است. از آنجا که اقتصاددان خود یک عمل گر اقتصادی است، می تواند بسیار راحت تر انگیزه ها و فشارهایی که یک عمل گر اقتصادی با آنها مواجه است را درک کند. در مقابل یک فیزیکدان ذره ای هیچ ایده ای راجع به این ندارد که «کوارک دیگر چگونه چیزی است»؛ بنابراین فیزیکدان مجبور است خود را به فنون تجربی خاص و آشنایی برای درک رفتار کوارک ها محدود کند.

تفاوتی مهم هست میان کنش غایتمند و رفتار بدون غایت؛ این تفاوت کلید توسعه اصول اقتصاد است. اصول اقتصادی که ما از آنها صحبت می کنیم همگی «ملزومات منطقی» این حقیقت است که مردمی دیگر نیز هستند که ذهن دارند و سعی می کنند به اهدافشان دست یابند. به عبارت دیگر، اگر ما به عنوان عالمان اجتماعی تصمیم بگیریم که به این «نظریه» تن دهیم که اذهانی دیگر نیز در عالم، فعال هستند هر کدام از ما بطور بی واسطه تنها می تواند آگاهی ذهنی خود را تجربه کند ؛ پذیرش این نظریه پاره های دیگری از دانش را به عنوان ملزومات خود بیرون می ریزد.

اگر بخواهیم با راهنمایی روش شناسی دیگر علوم، مسیر توسعه اصول علم اقتصاد را طی کنیم، بهتر است به جای فیزیک و شیمی به سراغ هندسه برویم. در هندسه اقلیدسی ما با چند فرض و تعریفی که بدیهی به نظر می رسد می آغازیم. مثلا ما «نقطه» و «خط» را تعریف می کنیم. منظورمان را از «زاویه» که هنگام برخورد دو خط تشکیل می شود مشخص می کنیم و قس علی هذا.

وقتی ما فرضیات و تعاریفمان را در دست داشتیم، می توانیم از آنها برای ساخت «قضایا» استفاده کنیم. «قضیه» کلمه ای ساختگی برای استنتاج های منطقی است؛ یعنی همان نتایج تحلیلی برآمده از تعاریف و فرضیات اولیه. یک کتاب درسی هندسه با ابتدایی ترین قضایا شروع می کند؛ سپس از آنها برای استنتاج قضایای پیچیده تر استفاده می کند. مثلا یک قضیه ابتدایی چنین است: «اگر ما چهار خط داشته باشیم که یک مستطیل را شکل داده است، می توانیم خط پنجمی چنان بکشیم که مستطیل را به دو مثلث مساوی تقسیم کند.» وقتی این قضیه ساده اثبات شد، می توان آن را به جعبه ابزار استنتاج اضافه کرد و از آن برای اثبات قضایای پیچیده تر استفاده کرد.

در این مرحله دو ملاحظه مهم هست که باید در مورد مثال هندسه در نظر بگیرید. اول، توجه کنید، بی معنا است اگر از یک ریاضی دان بخواهیم که برود و قضایای هندسه را «آزمون» کند. مثلا قضیه فیثاغورث را در نظر بگیرید که احتمالا مشهورترین قضیه هندسی است. قضیه فیثاغورث می گوید اگر شما مثلثی با یک زاویه ۹۰ درجه داشته باشید و هر ضلع را با حرفی نشان دهید، آن گاه معادله زیر برقرار است:

یک بار که شما اثباتی درست از قضیه فیثاغورث دیده باشید، درک کرده اید که این قضیه ضرورتا درست است. برای تفریح می توانید یک خط کش و گونیا بردارید و این قضیه را در مورد مثلثی که خودتان روی کاغذ می کشید «آزمون» کنید. ممکن است که شما متوجه شوید که قضیه دقیقا هم درست به نظر نمی رسد، اما اگر شما این چنین «ابطال کننده ای» بیابید و آن را به یک ریاضیدان گوشزد کنید، او توضیح می دهد که زاویه مثلث شما دقیقا ۹۰ درجه نیست و مثلا ۹/۸۸ درجه است و خط کش شما نیز ابزار دقیقی نیست و شما دچار خطای چشم شده اید و طول خطوط را تا حدی غیردقیق به دست آورده اید. نکته مهم این است که ریاضیدان می داند که قضیه فیثاغورث درست «است»، چون او می تواند آن را با استنتاجی مسلم به صورت قدم به قدم از فرضیات اولیه «اثبات کند.»

این قیاسی مناسب برای فهم نحوه استنتاج اصول و قواعد علم اقتصاد است. ما با برخی تعاریف و فرضیات مثل اینکه ذهن هایی درگیر مساله هستند، آغاز می کنیم و سپس از آنها «با استنتاج منطقی» به نتایج بعدی می رسیم. وقتی ما اصل یا قاعده خاصی از علم اقتصاد را اثبات کردیم، می توانیم آن را در انبان خود بگذاریم و بعدها از آن برای اثبات نتایج پیچیده تر استفاده کنیم. اگر کسی از ما پرسید که چه وقت اطلاعاتی می تواند اصول اقتصادی ما را «تایید یا رد» کند، پاسخ ما این است که این سوال بی معنا است. وجود یک «ابطال کننده» قاعده اقتصادی تنها این معنا را در خود دارد که فرضیات اولیه راضی کننده نبوده است. مثلا ما در قانون تقاضا می بینیم که «با فرض ثابت بودن دیگر عوامل، بالا رفتن قیمت منجر به پایین آمدن میزان کمی تقاضای آن کالا یا خدمت می شود.» اکنون اگر ما بخواهیم قانون تقاضا را «آزمون» کنیم، می توانیم دوره هایی تاریخی را نام ببریم که در آنها قیمت کالایی بالا رفته است، اما مردم واحدهای بیشتری از آن کالا خریده اند. این کشف، قانون تقاضا را باطل نمی کند؛ اقتصاددان به سادگی توضیح می دهد: «خوب لابد «بقیه عوامل» ثابت نبوده اند.»

اما دومین ملاحظه مهمی که در مثال مربوط به هندسه باید به آن توجه کرد: اینکه گزاره ای با استنتاج منطقی از تعاریف و فرضیات پیشین (که به آنها اصول موضوعه نیز می گویند) به دست آید، به این معنا نیست که راجع به جهان واقع حرفی ندارد؛ بلکه اتفاقا می تواند اطلاعات مهم و مفیدی راجع به جهان واقع داشته باشد. من بر این نکته تاکید دارم از آن رو که اغلب مردم می پندارند که گزاره ها در صورتی «علمی» هستند و «درباره جهان واقع حرفی برای گفتن دارند» که حداقل اصول آنها قابل ابطال با آزمایش یا اندازه گیری تجربی باشد. این توقع به وضوح در مورد هندسه برآورده نمی شود، اما در عین حال همه موافق اند که یادگیری هندسه شدیدا «مفید» است. مهندسی که قصد دارد یک پل بسازد مطمئنا تواناتر خواهد بود اگر قبلا اثبات های منطقی استنتاجی را در کلاس هندسه آموخته باشد، اگرچه همه قضایای کتاب درسی «دقیقا» صورت تغییر شکل یافته اطلاعاتی باشد که پنهان در فرضیات اولیه است.

همین وضعیت در مورد اصول و قواعد اقتصاد نیز برقرار است(ما امیدواریم باشد!). شما نیازی ندارید که گزاره های آن را به آزمون بگذارید تا درستی اش را بسنجید، زیرا هر ابطال کننده ای به وضوح این معنا را دارد که برخی از فرضیات استفاده شده در اثبات آن گزاره در موقعیت «آزمون» برقرار نبوده است. به هر ترتیب شما در خواهید یافت که کسب این «دانش راحت طلبانه» از مسیر درون نگری دقیق و استدلال منطقی، در واقع به شما اجازه می دهد تا جهان واقع را با همه پیچیدگی هایش درک کنید.
       
   
   
            روبرت مورفی
مترجم: یاسر میرزایی    
            روزنامه دنیای اقتصاد ( www.donya e eqtesad.com )




نظري به اقتصاد اسلامي

نظري به اقتصاد اسلامي
كساني كه فكر مي‌كنند مسئل زندگي از يكديگر جداست و هر چيزي يك مرز و قلمروي خاصي دارد و هر گوشه‌اي و قسمتي از زندگي بشر به يك شي ءِ بخصوص تعلق دارد تعجب و يا احياناً انكار مي‌كنند كه كسي مأله‌اي به نام مسائل اقتصادي در قرآن طرح كند زيرا به عقيده اينها هر يك از اسلام و اقتصاد يك مسأله جداگانه است، اسلام به عنوان يك دين براي خودش و اقتصاد به عنوان يك علم براي خودش اسلام قلمرويي دارد و اقتصاد قلمروي ديگر . اما نكته اين است كه مسائل زندگي را نبايد مجرد فرض كرد. صلاح و فساد در هر يك از شؤن زندگي در ساير شئون مؤثر است . نظام ارزشي اسلام، خوشبختي دنيا و‌آخرت انسان را به طور همزمان مورد توجه قرار داده و دنيا را مزرعه آخرت معرفي نموده است . بر اين مبنا به هر رفتار اقتصادي مفيد كه در حوزة ارزش‌هاي اسلامي مجاز باشد، انجام آن مطلوب و شايسته است .

مدلها و الگوهاي اقتصادي از آن جا كه به شدت تابع شرايط زماني و مكاني مي باشد، قابل تجويز و ارائه به طور كلي از سوي مكتب اسلام نبوده است . اما قوانين ثابت و هميشگي حاكم بر آنها ، در منابع اسلامي بيان شده‌اند . اين مقاله تحقيقي در جهت شناخت آموزه‌هاي اقتصادي قرآن مي‌باشد.

نظر قرآن راجع به ثروت : ما آنگاه كه مي‌خواهيم نظري به ايده‌هاي اقتصادي قرآن بيفكنيم اول بايد ببينيم نظر قرآن دربارة ثروت و مال چيست؟ ممكن است كسي بپندارد كه قرآن اساساً ثروت را مطرود و به عنوان يك امر پليد و دورانداختني مي‌شناسد اما چيزي كه پليد و مطرود باشد ديگر مقررتي نمي‌تواند داشته باشد. كه آن چيز را بدست نياوريد، دست به آن نزنيد، استفاده نكنيد. همچنانكه دربارة‌مشروب چنين مقرراتي آمده است : لَعَنَ الله بايغها و مًشْتَريها و آكِلَ ثَمَنها و ساقيها و شاربها .

جواب اين است كه قرآن مال و ثروت را تحقير نكرده، قرآن با هدف قرار دادن ثروت، با اين كه انسان فداي ثروت شود محال است به عبارت ديگر اينكه انسان پول را به خاطر خود پول و براي ذخيره كردن بخواهد مخالف است: « الَّذينَ يَكنزْونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّه وَ كايُنفْقِوُنَها في سَبيل ا… فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابِ اليم … توبه /34» آياتي وجود دارند كه نقش پول را در فاسد كردن شخصيت انساني بيان مي‌كنند و به همين دليل نيز ثروت پرستي مطرود كرده است.

ـ « اِنَّ الاِنسانَ لَيَطَغْي، اَنْ را'ه اسْتَغْني » علق 6


ـ « وَ لاتُطِعْ كُلَّ حَلاّفِ مَهين، مَمَّازِ مَنشّاءِ بَنَميمْ …… اَنْ كان ذامالٍ و بَنينْ …… قلم/15ـ10


ـ زُيِّنَ لِلإِنْسانِ حُبَّ الشَّهواتِ مِن النِّساءِ و اَلبْنَينْ و التَضاطيرَ المُقَنْطَره مِنَ الذَّهَبِ و الَفْضَّه وَالْخيَلْ المسُومَّه » ال عمران/14 .


اما قرآن خود ثروت را در كمال صراحت به عنوان « خير » ناميده است. كُنتَ عَلَيكُمْ اذِا حَضَرَ اَحَدَكُمُ الْمَوْتُ اِنْ تَرَكَ خَيْراً الوَصَّهُ لِلْوالدينِ و الاَقْربَين » بقره 180

و دفاع از مال را در حكم جهاد و كشته شدن در اين راه و شهيد تلقي كرده است الَمْقَتُولْ دُونَ اَهْلِهِ وَ مالِهِ …… و براي مال بر انسان حقوقي تأمل شده است.

ـ آشنا شدن با فهم كلام الهي از اهميت والايي برخوردار است و اين امر،‌ جز با درك درست كيفيت مطلوب زندگي انساني از ديدگاه قرآن و سنت ميسر نخواهد بود و از آنجا كه معمولاً در اقتصاد نيز از چهار موضوع عمده يعني توليد،‌توزيع، مصرف و رشد بحث مي‌شود لذا آيات قرآني مربوط به علم اقتصاد را نيز بر چنين مبنا طبقه‌بندي نموده‌ام همراه با شرح مختصري از آنها.



الف ـ توليد و مباحث مربوط به آن : در اين مبحث به ذكر دو نمونه اكتفا مي‌كنيم:



1 ـ قرآن و گستردگي منابع توليد: آياتي چند از قرآن كريم گوياي آن است كه خداوند در زمين ، آنچه را انسان نياز داشته، براي وي فراهم كرده است . در آيه‌اي مي‌فرمايد «وَاتيكم من كُلِّ ما سأَلْتُمُوُه : و هر چه از او خواسته‌ايد به شما ارزاني داشته است» ابراهيم/34

و در جاي ديگر مي‌فرمايد: « وَلَقَدْ مكَنَّا فيِ الاْرَضِ وَجَعَلْنا لَكُمْ فيها معايشَ قليلاً ما تَشكَرون » اعراف زا « در زمين جايگاهتان داديم و داها معيشتتان را در آن قرار داديم : و چه اندك سپاس مي‌گذاريد»

بنابراين از ديدگاه قرآن كريم، در زمين آنچه مورد نياز انسان براي ادامه زندگي لازم است، مهياست اما اين امر به معناي آن نيست كه كليه نيازمنديهاي انساني به صورت بالفعل و بدون كار و تلاش در اختيار اوست بلكه بدين معناست كه انسان بايد به كارگيري روحيه عمران و آباداني و در ساير خلاقيت، ابتكار و تلاش رزق و روزي خويش را از منابع طبيعت به دست آورد و آنها را براي استفاده تغييرات ضروري دهد . و علت عمده ايجاد رفاه را تغيير دادن امكانات موجود دانسته است ،‌بنابراين اگر در مواردي مشاهده مي‌شود كه قرآن كريم صرف ايمان و تقوا را مايه نزول بركات الهي و رونق اقتصادي دانسته است مثل آنجا كه مي‌فرمايد :

« وَلَوْاَنَّ اَهْلَ الْقُري آمنوا و اتَّقوا لَفَتَحْنا عليهم بَرَكاتِ من السَّماءِ و الَرْضَ اعراف 96 »

مراد آية شريفه اين نيست كه فقط ايمان و تقوا،‌يعني پرهيز از گناه، اسراف و … موجب نزول بركات مي‌شود بلكه جنبة اثباتي آن دو نيز كه سعي و تلاش براي بهره‌وري مطلوب از منابع طبيعت باشد منظور خواهد بود بنابراين تلاش در راه بكارگيري وسايل براي رسيدن به مواهب طبيعت در امور مادي وسيله خواهد بود همان‌طور كه در امور معنوي وسيله قرار دادن اولياء و انبيا براي تقرب الي الله مورد نظر خواهد بود. پس روشن است كه قرآن كريم ديدگاههايي مانند نظريه مالتوس را كه به محدوديت منابع طبيعت و عدم كفاف آن بري انسانها معتقد است رد مي‌كند.



2 ـ زن هم مي‌تواند فعاليت اقتصادي داشته باشد:

1 ـ « واتوالنسآءِ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَه نساء /آيه 4 » 2 ـ « لِلرِّجال نَصيبُ مِمَّا اكْتَبَوا و لِلنسآء نَصيبٌ مِّمِا اكْتَبْنَ نساء/32» 3 ـ لِلرِّجالِ نَصيبُ مِّمِا ترك الْوالِدْانِ وَ الاْقَرْبَونَ و لِلنِّسآءِ نَصيبٌ مِّما ترك الوْلِدانَ وَ الْقَرْبَونُ مّشمِا قَلَّ منِه او كَثُرَ بَضباً مفروضاً نساء/7 » در هر صورت زن هم مي‌تواند كسب مشروع و فعاليت اقتصادي ـ ولو در خانه شوهرـ داشته باشد زيرا همه بر فعاليت اقتصادي محتاجند تا بتوانند به زندگي خويش ادامه دهند.



ب : توزيع



1 ـ سه اصل مسلم در تجارت : در آيه زيرـ كه يكي از آيات مورد بحث و تحقيق در فقه معاملاتي است ـ روابط انساني را بر اساس مبادلات تجاري بيان مي‌كند. خداوند مي‌فرمايد:

« يا اَيُّهَا الذَّينِ امنَوا لاتَأكلُوا بَيْنَكُم بالباطلَ إلاّ اَنْ تَكوُنَ تِجارَةً عَنْ تَراضِ مِنكُمْ … نساء 29»

« اي كساني كه ايمان آورده‌ايد اموال يكديگر را به ناحق نخوريد مگر آنكه تجارتي باشد كه هر دو طرف به آن رضايت داده باشيد»

اين آيه گرامي،‌تجارت را بر اساس رضايت طرفين تشريح فرموده است از اين آيه چند اصل استفاده مي‌شود . اـ اصل عدم تصرف و دخالت در اموال يكديگر ،‌كه مالكيت بر آن متفرع است . 2ـ اصل جواز تصرف در اموال يكديگر بر اساس رضايت دو طرف مبادلات و تجارت، از اين اصل ناشي مي‌شود. 3 - اصل مالكيت كه مسلم دانسته شده و در واقع اين اصل زيربناي دو اصل مذكور است . در جاي ديگر مي‌توان از اين آيه استفاده نمود كه بايد تجارت و معاملات با رضايت فروشنده و خريدار باشد. خريد و فروش اجباري و اكراهي و يكطرفه مردود است .



2 ـ اقتصاد در خانواده : در آيه‌اي از قرآن در مورد اينكه نبايد در امور زندگي و در مسائل مصرفي افراط و تفريط نمود آمده : والَذّضينَ اذا اَنفَقَوُا لَمْ يُسْرِفوا و لَمْ يَقْتَروا و كانَ بَيْنَ ذالِكَ قَواماً : آنان كه چون هزينه مي‌كنند اسراف نمي‌كنند و خست نمي‌ورزند، بلكه ميان اين دو راه اعتدال را مي‌گيرند. فرقان /67 .

انساني كه وظيفه تأهل را مي‌پذيرد و خرج و نفقه خانواده‌اي را به عهده مي‌گيرد بايد براي اين دخل و خرج حساب و كتاب داشته باشد به عبارت ديگر تا آنجا كه براي او مقدور است در جهت رفاه نسبي خانواده بكوشد. از نظر قرآن، حد مطلوب حالت اعتدال و ميانه‌روي است لذا قرآن مي‌فرمايد « نه » دست خويش را از روي خست به گردن ببند و نه به سخاوت يكباره بگشاي كه در هر دو حالت، ملامت زده و حسرت خورده بنشيني. اسراء29.



ج ـ مصرف :

1 ـ يتيم ورشكسته اقتصادي است، روا نيست مال او مصرف گردد:

خوردن مال يتيم و مصرف نمودن دارايي او به هر شكلي حرام است. مگر در مواردي كه حالت سوددهي داشته باشد و به اصطلاح اموال او افزايش يابد . « وآتواليتامي اَمْوالَهُمْ وَ لاتُتَبدَلَّوا الْخَبيثَ … »

مال يتيمان را به يتيمان بدهيد، و حرام را با باطل مبادله مكنيد و اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد كه اين گناه بزرگي است … نساء آيه 9 . فامَّا اليتيم فلا تَقْهَرْ مخي/9.



2 ـ مصرف‌هاي ضد ارزشي :

« يا اَيُهَاالذَّينَ امَنوا أنِ الْاَحْبارِ وَالرَّهْبانِ لِيَاْكُلوُنَ امَوْالَ الناسَّ بِالباطِل و يَصْدوّنَ عن سبيل ا… » توبه /34 انسان در مقابل آنچه مصرف مي‌كند بايد توليدات يا خدمات تحويل دهد و به نحوي به جامعه‌اش خدمت كندو الا از مصاديق « اَكْل الاموال بالباطل » خواهد بود. اگر به عوض آگاهي دادن و سوق دادن مردم به سوي واقع، آن و گمراه و دور از حقيقت كند آن فردي كه در اين مورد مي‌گيرد حرام و مصداق « اكل المال بالباطل » است همانند رشوه،‌ربا و … .



د ـ رشد

1 ـ اقتصاد مورد علاقه انسانها:

در قرآن آمده است : « زُيِّنَ للاِنْسانِ حُبَّ الشَّهواتِ مِنَ النِسآءِ و … آل عمران 14»

در چشم مردم آرايش يافته است،‌عشق به اميان نفساني و دوست داشتن زنان و فرزندان و هميانهاي زر و سيم و اسبان و چهارپايان و زراعت . همه اينها منابع زندگي اين جهان هستند در حالي كه بازگشت گاه خوب نزد خداست»

1ـ در آيه فوق بهره اقتصادي و سياسي بردن از زن نيز مورد نظر مي‌باشد 2ـ در آياتي از قرآن ابتدا به منافع كشاورزي و رونق آني اشاره شد . و سپس ذكر شده كه بهتر از آن نيز وجود دارد يعني اين منابع اقتصادي در نظر مردم،‌ مورد علاقه است و خداوندبهتر از آنها را به مردم نشان مي‌دهد.

اخلاق مؤمنان با اخلاق قوم يهود در امور اقتصادي فرق دارد.

« يا بني اسرائيل اْذكُرُا نعمتي الَّلتي اَنْعَمْتَ علَيكَمْ واَنّي فَضَّلْتكُمَ علي العالمين بقره/47»

خداوند قوم بني اسرائيل را بر ساير اقوام موجود آن روز برتري داد آنها داراي بهترين سرزمين از نظر آب و هواي مناسب با چشم سار بودند و منطقه پراستعدادي براي كشاورزي و دامداري داشتند ولي ناسپاسي كردند و از بهره‌برداري خوب از آن مواهب خودداري نمودند و اطاعت از انبياي زمان را كنار گذاشتند اما مؤمن در رفتار اقتصادي خودش اطاعت از انبياء را بر هر چيزي ديگر مقدم مي‌دارد.

او شكر زباني و عملي خود را به جا مي‌آورد تا در پيشگاه خداي خود سرافكنده نباشد.

عدالت اجتماعي در قرآن : اهداف اقتصادي در هر مكتب اقتصادي بايد مشخص و روشن باشد . در مكتب اسلام نيز اهداف اقتصادي شامل، عدالت اقتصادي و اجتماعي، قدرت اقتصادي حكومت اسلامي،‌رشد اقتصادي و استقلال مي‌باشد كه نظر قرآن را راجع به هر يك از آنها شرح مي‌دهيم:



عوامل انحراف از عدالت : معمولاً دو عامل مهم براي انحراف از مرز علايق وجود دارد كه قرآن به هر دو عامل توجه فرموده است . اولين عامل انحراف . حب ذات و علاقه‌ها و روابط است . قرآن در اين باره مي‌فرمايد: « يا ايهاالذين آمنوا قوامين بالقسط شهداء لله و اعلي انفسكم اولوالدين و الاقربين ان يكن غنيا اوفقيرا فادلله اولي مهيما » نساء /135 « اي كساني كه ايمان آورده‌ايد كاملا به عدالت قيام كنيد و گواهي‌هاي شما فقط براي خدا باشد گرچه به زيان خود شما يا والدين و بستگان تمام شود و مسئله فقير بودن يا غني بودن در گواهي دادن شما اثر نكند زيرا خدا سزاوارتر است به اينكه از آنها حمايت كند. يعني مسئوليت شما فقط دفاع از حق است بدون هيچگونه ملاحظه فاميلي يا اقتصادي دومين عامل براي اينكه انسان در خط عدالت حركت نكند مسئله ناراحتي‌هائي است كه انسان از فردي و يا گروهي مي‌بيند و در اين زمينه نيز قرآن مي‌فرمايد « يا ايها الذين امنوا كونوا قوامين لله شهداء‌ بالقسط و لايجرمنكم ثنآن قوم علي الاتعدلوا اعدلوا هوا اقرب لِلتَّقوي » مائده /8 اي كساني كه ايمان آورده‌ايد برنامه شما قيام خالصانه و شهادت عادلانه باشد، دشمني قوي سبب انحراف شما از مرز عدالت نشود و خرده حساب‌هاي سابق را تصفيه نكنيد و مكرراً فرمان مي‌دهد كه به عدالت رفتار كنيد كه به تقوي نزديكتر است.

قرآن عامل ديگري را نيز از عوامل انحراف در عدالت معرفي مي‌كند كه همان مسئله رشوه است . در اين زمينه قرآن مي‌فرمايد : « و لاتأكلو اموالكم بينكم بالباطل و تدلوا بها الي الحكام لتأكلوا فريقا من اموال الناس بالاثم و انتم تعلمون» بقره /182.

قدرت اقتصادي حكومت اسلامي : دومين هدف اقتصادي اسلام كه مي‌توان آن را عنصري بيروني يا فرامرزي دانست، قدرت اقتصادي حكومت اسلامي در برابر ساير حكومت‌هاست كه اين امر به دو منظور مي‌باشد .

1ـ ترساندن كفار و دشمنان خارجي تا به ذهن آنها نقشه تجاوز نظامي و امكان تحت فشار قرار دادن حكومت اسلامي از نظر اقتصادي و محاصره اقتصادي، خطور نكند. « وَ اَعِدّولَهُمْ ماَسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَةَّ وَمِنْ رُباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِه عَدُوَّاللهَ و عَدُوكَّمْ » انفال /60 در آيه فوق اطلاق كلمه « قوة » شامل هر نيرويي مي‌شود و اين شمول با استفاده از روايات اثبات مي‌شود كه از ذكر روايات خودداري مي‌كنم . پس كلمة « قوه » شامل نيروي برتر اقتصادي نيز كه مسلماً براي رويارويي با دشمن از حمله ابزار حتمي شمرده مي‌شود،‌خواهد شد.از تعليل ذيل آية شريفه « تَرْهَبوُنَ بِه بَدُواَّ … وَعَدوُكَّمْ ، استفاده مي‌شود كه هر وسيله‌اي كه موجب ترساندن كفار شود مطلوب است و يكي از مهمترين وسايل ترس،‌قدرت اقتصادي حكومت اسلامي است پس رساندن حكومت اسلامي به قدرت و استقلال اقتصادي از اهداف اقتصادي اسلام مي‌باشد.

2 ـ اشاعه اسلام در خارج از مرزهاي حكومت اسلامي با بهره‌گيري از امكانات اقتصادي و كمك به ملل فقير .

«و لاتركنوا الي الذين ظلموا فتمسكم النار و مالكم من دون الله من اولياء ثم لاتنصرون» هود،‌113

بر اساس اين آيه اعتماد به ستمكاران ـ كه از ديدگاه قرآن كافران مصداق اتم آن هستند ـ و تمايل به آنها جايز نيست و اگر حكومت اسلامي استقلال اقتصادي نداشته وبه غير مسلمين وابسته باشد، بر ظالمين اعتماد كرده است . پس يكي از وظايف حكومت اسلامي استقلال اقتصادي است كه زمينه قدرت و اقتدار اقتصادي را فراهم مي‌كند. اين امر را قاعدة فقهي في سبيل نيز تأكيد مي‌كند « لن يجعل الله للكافرين علي المؤمنين سبيلاً » نساء 114 كه بر اساس قوانين فقهي هر گونه واردات و يا تجارتي كه باعث تسلط كفار بر جامعه اسلامي شود ، حرام شمرده مي‌شود.

3 ـ استقلال: برخي حاكميت سياسي اسلام را جزو اهداف اقتصادي اسلام معرفي كرده‌اند د رحالي كه اين امر عنصري سياسي و يكي از اهداف سياسي اسلام ذكر كرد به هر حال درباره استقرار حكومت سياسي اسلام آيات بسيار فراواني در قرآن ديده مي‌شود از جمله آياتي كه لزوم اجراي قوانين قضايي، نظام و … را كه توسط دولت اسلامي بايد انجام گيرد ،‌تأكيد مي‌كند وَاَعِدوُالَهُمْ ماَستْطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ … انفال 60 .

4 ـ رشد اقتصادي ، قبلاً آياتي كه مربوط به لزوم اقتدار اقتصادي و رشد آن در جامعه اسلامي مي‌باشد ذكر شد در بحث توسعه اقتصادي نيز به آنها اشاره خواهد شد.

آياتي از قران كه در آنها كلمة « اقتصاد» به كاررفته است .

1 ـ فَلَماّ نَجَّيهُمْ إلي البَرِّ فَمِنْهُم مُقْضِد

2 ـ فَمِنْهُمْ ظالِمْ لِيضَه و مِنْهُم مُقْضَدِ و مِنْهُم سابِق بالخِيرْات فاطر/32

3 ـ مِنْهُمْ اُمَّه مُقْتَصِدةً وَ كَثيرً مِنْهُم سآءَ مايَعْلَموُنَ مائده 66

در همه آيات فوق اقتصاد به معناي ميانه‌روي به كار رفته است .



واحدهاي اندازه‌گيري كه در قرآن به كار رفته است :

1ـ الوَرِق : كهف 19 2 ـ دِرْهَم 3ـ دينار

4ـ تَقير: نساء /53 5ـ قِطمير: فاطر/13 6ـ فردل : انبياء/47

7 ـ قيراط : انبياء /47 8ـ ذرع : حاقه /32 9 ـ صاع: يوسف /72

10 ـ قنكار : آل عوان/14 ـ نساء /20 11ـ ذره: نساء /45 ـ زلزال / 7

13 ـ ديه : نساء /92



« اَ للّهُمَّ تَقَّبلَ مِنّااِنَّكَ اَنْتَ السَّميعُ الْعَلِمْ »



منابع و مآخذ

1ـ آيات مناسب براي ايام مناسب ،‌حسن دولتي، انتشارات احرار تبريز

2 ـ نظري به نظام اقتصادي اسلام ،‌مطهري ، انتشارات صدرا، چاپ هفتم،‌فرودين 77.

3ـ اقتصاد در قرآن، محمد حسين ابراهيمي، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم چاپ اول بهار 75

4 ـ مكتب و نظام اقتصادي اسلام،‌مهدي هادوي تهراني، مؤسسه فرهنگي خانه خرد.

5 ـ برداشت‌هاي شخصي

نويسنده : وجيهه گلمكاني

 




بهبود بهره وری راهگشای اقتصاد ایران

بهبود بهره وری راهگشای اقتصاد ایران     
    انتظار رو به رشد عموم مردم از رفاه اقتصادی باعث شده است تا تقاضا برای کالاها روندی صعودی داشته باشد.    
       
       
   
بهبود بهره وری راهگشای اقتصاد ایران        
   
   
       
   
   
   

انتظار رو به رشد عموم مردم از رفاه اقتصادی باعث شده است تا تقاضا برای کالاها روندی صعودی داشته باشد. حال ، با توجه به محدودیت منابع و امکانات و ارتقای روز افزون سطح تقاضای مصرف کنندگان، استفاده بهینه از امکانات موجود یکی از مهم ترین راهکارهای ممکن برای کاهش شکاف بین عرضه و تقاضا است.

بررسی مؤلفه های رشد اقتصادی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه نشان می دهد که سهم « افزایش بهره وری» گاه از سهم «افزایش میزان سرمایه گذاری» پیشی گرفته است. در حالی که در برخی از کشورهای در حال توسعه از جمله کشورمان پایین بودن نرخ رشد بهره وری، مشکل کمبود منابع را برای سرمایه گذاری دو چندان ساخته است . به طوری که در شرایط کنونی، بهره وری بالاتر و استفاده کارآمد از امکانات موجود، به یک ضرورت برای اقتصاد ایران تبدیل شده است. در این مقاله، ابتدا مفهوم بهره وری و تاریخچه آن را به طور خلاصه مورد بررسی قرار داده، سپس، به نقش و اهمیت بهره وری در اقتصاد می پردازیم. در قسمت بعد، چالش های موجود در زمینه بهره وری را مورد بررسی قرار می دهیم و در نهایت ، نقاط قوت و ضعف اقتصاد کشور در زمینه ارتقای بهره وری ذکر خواهد شد .

● مفهوم و تاریخچه بهره وری

کوشش های اقتصادی انسان همواره معطوف بر آن بوده که حداکثر نتیجه را با کمترین امکانات به دست آورد. این تمایل را می توان اشتیاق رسیدن به کارایی و بهره وری بالاتر نام نهاد. بهره وری مفهومی است جامع و کلی که افزایش آن به عنوان یک ضرورت و هدف اساسی برای ارتقای سطح زندگی، رفاه بیشتر، آرامش و آسایش انسان ها در تمام کشورها و برای دست اندرکاران و سیاست گذاران اقتصادی و دولتمردان همواره مد نظر بوده است.

بهره وری در فرهنگ لغات، کاری با فایدگی و کامیابی معنا شده است. کلمه بهره وری ترجمه انگلیسی واژه productivity است و به معنای قدرت و قابلیت تولید می باشد.

تعاریف گوناگونی از بهره وری در محافل ملی و بین المللی ارائه شده است و شاید به طور رسمی و جدی، نخستین بار واژه بهره وری در مقاله ای که توسط "کوییزنی" در سال۱۷۷۶ ارائه شد، به کار رفته است. پس از گذشت بیش از یک قرن، یعنی در سال ۱۸۸۳ "لیتِر" بهره وری را بدین گونه تعریف کرد: قدرت و توانایی تولیدکردن شایان ذکر است بهره وری، عبارت است از به دست آوردن حداکثر بازدهی ممکن از نیروی کار، توان، استعداد و مهارت نیروی انسانی، زمین، ماشین، پول، تجهیزات، زمان، مکان و . . . به منظور ارتقای رفاه جامعه، به گونه ای که افزایش آن به عنوان ضرورت، برای ارتقای سطح زندگی انسان ها و ساختن اجتماعی مرفه تر همواره مد نظر همه صاحب نظران سیاست و اقتصاد می باشد. می توان بیان داشت که افزایش بهره وری در عمل به چهار صورت امکان پذیر است:

۱) افزایش بازدهی ثابت بودن منابع

۲) ثابت بودن بازدهی کاهش منابع

۳) افزایش بازدهی افزایش منابع

۴) افزایش بازدهی کاهش منابع

در آوریل ۱۹۶۱ نمایندگان هشت کشور آسیایی در مانیل ( پایتخت فیلیپین) با یکدیگر ملاقات نمودند و در مورد تأسیس"سازمان بهره وری آسیایی" به منظور افزایش بهره وری در آسیا از طریق همکاری های مشترک، به توافق رسیدند. "سازمان بهره وری آسیایی" یک سازمان منطقه ای در آسیا می باشد که اهداف اصلی آن به شرح ذیل است:

۱) تقویت جنبش بهره وری در آسیا

۲) انتشار اطلاعات مربوط به بهره وری و مفاهیم مرتبط با آن

۳) کمک به مراکز بهره وری ملی در آسیا

۴) ارتقای بهره وری در برنامه ریزی های اقتصادی

ایران در سال ۱۹۶۵ عضویت این سازمان را پذیرفت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عضویت جمهوری اسلامی ایران در این سازمان به حالت تعلیق درآمد ولی با تلاش های مجدانه مسئولان و تصویب مجلس شورای اسلامی، ایران باردیگر عضو این سازمان شد .

● اهمیت بهره وری

اگرچه توسعه صنعتی در ایران از دهه ۱۳۴۰ آغاز شده است و در این رابطه, سرمایه گذاری های بسیاری در بخش صنعت انجام شده است، اما در بسیاری از موارد این سرمایه گذاری ها نتایج مطلوبی در پی نداشته است. شاید یکی از اصلی ترین دلایل آن، عدم توجه به بهره وری بوده است. بهره وری تا حد زیادی چگونگی رقابت تولیدات کشور را در عرصه بین المللی تعیین می کند. چنانچه بهره وری کار و سرمایه یک بنگاه در مقایسه با بهره وری بنگاه های دیگری که همان کالا را تولید می کنند، کاهش یابد، آن بنگاه توان رقابتی خود را در بازار جهانی از دست می دهد و نهایتأ سهم تولیدی خود را از دست می دهد .

در حال حاضر, اهمیت بهره وری در افزایش تولید ملی پذیرفته شده است. وقتی بهره وری افزایش می یابد، تولید ناخالص ملی سریع تر از رشد عوامل تولید، افزایش خواهدیافت . افزون بر این، بهره وری پایین باعث تورم بیشتر و نرخ رشد اقتصادی پایین تر و افزایش بیکاری می شود. اما از سوی دیگر، منافع و مزایای به دست آمده از بهره وری، به بالارفتن سطح استاندارد زندگی افراد جامعه منجر خواهدشد .

تفاوت موجود میان ملل و جوامع از لحاظ سطح بهره وری و آهنگ تغییر آن، معیار اساسی و مبنای عملکرد اقتصاد آنان است. در واقع، در هر نقطه جهان، هنگامی که افراد برای بهزیستی خود و فرزندانشان به تلاش می پردازند، باید بیشترین اتکای آنها نه به سخت کوشی، بلکه به بهره وری بالاتر باشد و علت آن این است که بهره وری بالاتر پدیده ای است که ارتباط نزدیک با رفاه اقتصادی دارد.

با توجه به افزایش جمعیت و افزایش نیازها و خواسته های افراد، افزایش تولید امری اجتناب ناپذیر است. با توجه به اینکه افزایش مداوم تولید از طریق افزایش سطح کمی عوامل تولید به دلیل محدودیت و کمیابی امری امکان ناپذیر است، در این صورت برای افزایش تولید باید به دنبال راهی باشیم که پر صرفه ترین و بهترین وجه استفاده از منابع کمیاب را تضمین نماید که این امر در بهره وری تجلی می یابد.

در حال حاضر، بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، سرمایه گذاری های بسیاری را برای ارتقای بهره وری انجام داده اند و توسعه فراگیر خود را ناشی از نگرش علمی به این مسأله می دانند. در این راستا در برنامه چهارم توسعه کشور مقرر شده که حدود ۳/۳۱ درصد از رشد اقتصادی کشور از طریق ارتقای بهره وری به دست آید.

● چالش های موجود در زمینه بهره وری

۱) عدم تناسب بین تخصص افراد و مهارت مورد نیاز مشاغل : در سال های اخیر به دلیل روند فزاینده نرخ بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی (به ویژه زنان)، نیروی کار متخصص برای رهایی از بیکاری مجبور شده است مشاغلی را قبول کند که با تخصص وی هماهنگی ندارد که نتیجه آن، عدم استفاده بهینه از نیروی کار و اثربخشی کمتر بر بهره وری است. در سال های آتی با فارغ التحصیل شدن حجم عظیم پذیرفته شدگان فعلی از دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی که به بیش از یک میلیون نفر خواهد رسید. شاهد بحران بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی به ویژه در مورد زنان خواهیم بود. با توجه به اینکه بازار کار بازار کاری است که بر حسب جنسیت تفکیک شده است، یعنی بازار کار به مشاغل زنانه و مردانه تفکیک شده و فرصت های شغلی برای زنان محدود است، اقتصاد ایران نمی تواند برای زنان فارغ التحصیل از دانشگاه ها، مشاغل متناسب با تخصص و مهارت آنها ایجاد کند و در نتیجه، عدم انطباق بین شغل و مهارت افزایش خواهد یافت و این مسأله اثر منفی بر بهره وری خواهد گذاشت .

۲) ساختار سنتی و غیر رقابتی اقتصاد و عدم تمایل جدی در جذب نیروی کار متخصص : به دلیل سنتی بودن ساختار اقتصاد ایران و شرایط غیر رقابتی، بنگاه ها تمایل چندانی به جذب نیروی کار متخصص ندارند، حال آنکه در بازارهای رقابتی، بنگاه ها برای بقا در بازار درصدد بهبود مستمر بهره وری هستند. در برخی از فعالیت های اقتصادی مانند کشاورزی، ساختمان، حمل و نقل و انبارداری و بازرگانی، رستوران و هتلداری، درصد نیروی کار دارای آموزش عالی بسیار پایین است و این موضوع یکی از دلایل مهم پایین بودن بهره وری در این فعالیت هاست. فراهم نمودن زمینه های حضور بیشتر فارغ التحصیلان دانشگاهی در این فعالیت ها از چالش های مهم در حوزه بهره وری است تا بتوان روش های تولید و ارائه خدمات در این فعالیت ها را متحول نموده و بهره وری آن را ارتقا دهند.

۳) به روز نبودن آموزش های نیروی کار و پایین بودن کیفیت آموزش ها : یکی از چالش های اساسی اقتصادی مربوط به محتوای آموزش های ارائه شده به دانشجویان است. آموزش های داده شده به دانشجویان در بسیاری از رشته های دانشگاهی بر اساس سر فصل های مصوب وزارت آموزش عالی در دو دهه قبل است که با شرایط جدید اقتصاد ایران و تحولات جهانی هماهنگی ندارد. به بیان دیگر، مطالبی که آموزش داده می شود عمدتاً مربوط به دو دهه قبل و متناسب با دانش آن زمان است، در حالی که در دهه اخیر دانش در جهان دچار تحول جدی شده است. چالش دیگر، پایین آمدن کیفیت آموزش ها در دانشگاه هاست. در سال های اخیر با جهش در پذیرش دانشجو در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی، امکانات آموزشی متناسب با آن رشد نکرده است. دانشگاه ها به لحاظ دسترسی به رایانه و اینترنت در شرایط مطلوبی به سر نمی برند و این مسأله تأثیر منفی بر کیفیت آموزش گذاشته است که به دنبال آن تأثیر مثبت بر بهره وری نیز کم و یا از اثربخشی آن کاسته خواهدشد.

۴) به روز نبودن دانش مدیران : با توجه به نقش و اهمیت مدیریت در دستیابی به محصول با کیفیت مناسب و توان رقابتی، ضرورت به روز کردن دانش مدیران و اطلاع آنها از روش های جدید مدیریتی مشخص می شود. بسیاری از مدیران واحدهای اقتصادی اطلاعات چندانی از روش های جدید مدیریتی ندارند و در نتیجه، استفاده بهینه از منابع تولید را به عمل نمی آورند که نتیجه آن، بهره وری پایین بنگاه خواهد بود. بنابراین، ارائه آموزش های کاربردی و تکمیلی برای مدیران می تواند مثمر ثمر واقع شود.

۵) تعدادکم و نامتناسب پژوهشگران و مخترعان : یکی از الزامات ارتقای سطح فناوری در عرصه ی اقتصاد کشور، وجود تعداد کافی از پژوهشگران است. در حال حاضر، تعداد پژوهشگران و مخترعان کشور در مقایسه با میزان جمعیت و حجم فعالیت های اقتصادی کم است. افزون بر این، توزیع پژوهشگران و مخترعان در موضوعات و یا علوم مختلف نیز دچار مشکل است، به گونه ای که در برخی از موضوعات با کمبود و در برخی از زمینه ها با مازاد روبرو هستیم.

۶) توفیق کم در بومی کردن دانش فنی جذب شده از خارج : دانش فنی جذب شده ناشی از سرمایه گذاری خارجی زمانی اثربخشی بیشتری در ارتقای بهره وری دارد که با صرف هزینه های لازم و با در نظرگرفتن شرایط و مقتضیات اقتصاد داخلی بومی شود.

● نقاط قوت اقتصاد کشور برای بهبود بهره وری

۱) وجود نیروی انسانی تحصیل کرده : به دلیل حجم زیاد فارغ التحصیلان دانشگاهی و روند سریع افزایشی آنها در آینده، امکان توسعه فعالیت های دانش محور و فعالیت های اقتصادی نوین که بهره وری بالایی دارند، وجود دارد.

۲) امکان رشد سریع فناوری : به دلیل شکاف زیاد بین دانش فنی ایران با سایر کشورهای در حال توسعه، امکان پرکردن این شکاف و رشد سریع تر فناوری در سال های آینده وجود دارد که الزامات آنها عبارتند از:

▪ تعامل فعال با کشورهای توسعه یافته در زمینه تبادل فناوری

▪ افزایش سهم جذب سرمایه گذاری خارجی

▪ توسعه تحصیلات تکمیلی برای پرورش پژوهشگران و نخبگان علمی

۳) امکان کاهش انحصارات : با اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی و کاهش موانع تجاری، شرایط برای گسترش رقابت مهیا می شود که نتیجه آن، افزایش بهره وری است.

۴) امکان بهبود مدیریت : با به روزکردن دانش مدیران و به کار بستن آن در عرصه ی مدیریت کشور، می توان بهبود اساسی در مدیریت کشور ایجاد کرد.

۵) امکان ایجاد ارتباط بین دستمزدها و بهره وری : در صورت اجرای صحیح نظام دستمزدها مبتنی بر بهره وری می توان انگیزه نیروی کار را در تلاش بیشتر، خلاقیت و نوآوری را افزایش داد.

● نقاط ضعف اقتصاد کشور برای بهبود بهره وری

۱) نبود اطلاعات کامل از فعالیت های اقتصادی: به منظور جلوگیری از فرار مالیاتی و دور زدن قوانین کار و تأمین اجتماعی، نیاز به یک بانک اطلاعاتی از میزان تولید، درآمد و سود بنگاه ها، کارگاه ها و مشاغل وجود دارد.

۲) مهاجرت جوانان روستایی به شهرها : از یک سوی، جوانان روستایی به شهرها مهاجرت می کنند و روستاها خالی از نیروهای جوان، خلاق و تحصیل کرده می شود و از سوی دیگر، فارغ التحصیلان دانشگاهی تمایلی برای اشتغال در محیط های روستایی ندارند. نتیجه این دو عامل، عدم امکان ارتقای فعالیت های اقتصادی روستایی است (به ویژه فعالیت های کشاورزی) که مانع از ارتقای بهره وری می شود.

۳) عدم تناسب بین آموزش های نیروی کار و نیاز بازار کار: یکی از نقاط ضعف دانش آموختگان این است که آموزش های آنها با نیاز بازار کار هماهنگی ندارد.

۴) عدم اعتقاد به فعالیت های تحقیق و توسعه: هنوز در بخش دولتی به فعالیت های تحقیق و توسعه به عنوان یک کالای لوکس نگاه می شود و این اعتقاد وجود ندارد که فعالیت های پژوهشی نقش مهمی در نوآوری، خلاقیت، ارتقای سطح کیفی، بهبود فرایندها و تولید محصولات جدید دارند.

● نتیجه گیری

بهره وری هم یک مفهوم و هم یک معیار برای ارزیابی عملکرد نظام های اقتصادی است. دانش بهره وری پدیده نوینی نیست و عمری به قدمت طول تاریخ بشری دارد. گفتنی است که مفهوم بهره وری در قرن حاضر برای ارزیابی عملکرد فعالیت های اقتصادی مدنظر اکثر کشورهای دنیا و موسسات بین المللی نظیر بانک جهانی و صندوق بین المللی پول قرار گرفته است . همانطور که در این مطالعه مطرح شد، یکی از مهم ترین اثرات بهبود بهره وری افزایش نرخ رشد تولید است. اگر همراه با افزایش استفاده از نهاده ها، بهره وری نیز افزایش یابد، رشد تولید بیشتر خواهد بود. برای افزایش رشد اقتصادی و رفاه اقتصادی در جامعه لازم است به بهره وری به عنوان منبع اصلی رشد اقتصادی توجه کافی شود. کشورهای پیشرفته و موفق دنیا بخش قابل توجهی از رشد تولید خود را از طریق بهره وری به دست می آورند، به طوریکه سهم رشد بهره وری در این کشورها حدود ۵۰ درصد است و هرچقدر رشد بهره وری بیشتر باشد، رشد تولید نیز بالاتر خواهدبود. شایان ذکر است، بر اساس اهداف تعیین شده در سند چشم انداز ، ایران در افق ۱۴۰۴ می بایست کشوری توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی ، علمی و فناوری در منطقه باشد که برای دستیابی به آن ، به رشد اقتصادی سریع و مستمر نیازمند است، که ارتقای بهره وری را می توان به عنوان یکی از عوامل موثر و مفید در تحقق این هدف محسوب کرد .

نهایتأ ذکر این نکته الزامی است که مسئولین و متصدیان امر می توانند با عنایت به نقاط قوت و ضعف اقتصاد کشور در زمینه بهره وری و اتخاذ سیاست های موثر و مفید در این راستا، اقتصاد کشور را به سمت پویایی و رشد اقتصادی مستمر هدایت کنند .
       
   
   
            سیدآرش ولی نیا
دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد    
            مقالات ارسالی به آفتاب