تورم، عوامل، و راهكارهاي مقابله با آن در ايران 6
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيم فصلنامه اقتصاد اسلامي راهكارهاي كاهش تورم و بي عدالتي
همانگونه که منطق عقلي و اصل اولي حكم ميكند، بهترين روش براي مقابله با پديده تورم، مبارزه با عوامل آن است؛ زيرا وقتي علت برطرف شد، معلول نيز مرتفع ميشود؛ در حالی که دو روش ديگر قادر نيستند اصل مشكل را برطرف سازند.
بررسي تاريخي رويدادهاي اقتصادي در صدر اسلام نشان ميدهد كه قيمتها تغييرات فراوانی داشته و در اثر عوامل متعددي چون حوادث طبيعي (از جمله خشكسالي)، احتكار و ...، افزايش مييافته است؛ ولي پيامبر، هیچگاه براي مقابله با تورم از روش قيمتگذاري (مبارزه با خود تورم) يا كمكهاي يارانهاي با عنوان تقليل آثار تورم، استفاده نکردند و سياستهاي اقتصادياش براي كمك به فقیران، نوعاً سياستهاي توزيعي و در جهت اصلاح نظام توزيع ثروت و درآمد در جامعه بوده است.
چنانکه پیشتر گذشت، براي مقابله با تورم ساختاري دو نوع سياست بايد اجرا شود: يكي ايجاد تحرك در زمينه توليد مواد غذايي، و ديگري عقلاييسازي فرايند صنعتيشدن؛ البته بايد توجه داشت كه رفع موانع ساختاري از اقتصاد ايران، بهتنهایی ممكن است نتواند مشكل تورم را برطرف كند؛ زيرا برخي عوامل ديگر از جمله رشد نامناسب نقدينگي، با فرض عدم وجود مشكلات ساختاري، باز ممكن است باعث تورم شود؛ بنابراين اجراي سياستهاي برطرفكننده مشكلات ساختاري بايد همراه با اجراي سياستهاي مناسب پولي باشد.
با توجه به مطالب گذشته، سياستهاي پيشنهادي كه بهطور عمده متوجه اصلاح ساختار اقتصاد در بخشهاي گوناگون است، عبارتند از:
1. تلاش در جهت تحقق آموزههاي اقتصاد اسلامي
در دولت اسلامي تمام نظامها و خرده نظامهاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي بايد مطابق با مباني و آموزههاي اسلامي باشد و اصولاً مهمترین مانع رشد اقتصاد در ابعاد گوناگون آن، محققنشدن رهنمودهاي دين اسلام است.
أ. رفع زمينههاي گناه: گناهان، جلو رحمت خداوند را گرفته، مانع پيشرفت میشوند. در قرآن كريم در آيات متعددي از جمله (آيه 96 آل عمران) به اين مسأله مهم اشاره كرده است:
و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مىگشوديم؛ ولى تكذيب كردند؛ پس به [كيفر] دستاوردشان [گريبان] آنان را گرفتيم.
همچنين قرآن كريم در آيه ديگري ميفرمايد:
[اى قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهيد؛ سپس به درگاه او توبه كنيد [تا] از آسمان بر شما بارش فراوان فرستد و نيرويى بر نيروى شما بيفزايد، و تبهكارانه روى بر مگردانيد] (هود (11)، 52).
از جمله اقدامهایی كه در يك دوره بلندمدّت بايد اجرا شود، اين است كه بايد زمينههاي انجام گناه را در جامعه از بين برد يا آن را بهشدت كاهش داد. يكي از گناهاني كه مانع پيشرفت و باعث نابودی جامعه و افراد آن میشود، رباخواري است. در بساري از مؤسسههای بانكي به راحتي عمليات رباخواري انجام ميگيرد. تبعيضها و نظام غلط بانكي باعث ايجاد بازار آزاد و غیررسمی پول كه رباخواري و ربادهي در آن شايع شده است.
ب. مبارزه با مفاسد اداري و مالي: يكي ديگري از عواملي كه عدالت اقتصادي را به خطر انداخته، باعث اتلاف منابع انساني و مادي میشود مفاسد مالي و اداري است. اين مشكل در اقتصاد ايران بسيار جدي بوده و يك مبارزه جدي را نيز ميطلبد. رشوهخواري و سوءاستفاده از بیتالمال از جمله مفاسد مالي است كه سيستم نادرست اقتصاد بهعلت توزيع نامناسب درآمدها و امكانات و فرصتها و وجود رانتخواريهاي شديد، باعث ايجاد آن شده است (سرآبادانی، 1384: ص 367 ـ 388؛ حشمتیمولایی، 1380: ص 249 ـ 295). اميرالمؤمنان ميفرمايد:
[شما قيدوبند اسلام را قطع، حدود آن را تعطيل و احكام آن را به دست نابودي سپردهايد. بدانيد كه خداوند مرا به نبرد با سركشان، پيمان شكنان و كساني كه فساد را روي زمين به راه مياندازند، فرمان داده است] (رضی، 1369: خ 192، ص 112).
در سطح بينالمللي نيز از سوي سازمانها و مؤسسات بينالمللي استراتژيها و راهكارهايي در جهت مبارزه با انواع مفاسد مالي ارائه شده است (فرزینوش و ندری، 1382: ص 265 ـ 282).
ج. اجراي عدالت: تحقق عدالت آمادگی لازم برای پذیرش امور اخلاقی و عمل به آنها را در انسان ایجاد میکند. وقتی حقوق اقتصادی و اجتماعی و سیاسی مردم تأمین نمیشود نمیتوان از آنها توقع داشت که کمکاری، ارتشا، اختلاس و غیره را پیشه نکنند یا در مصرف منابع، منافع اجتماعی را مدّنظر داشته باشند. تجربه نشان میدهد تا زمانی که بعد اخلاقی در امر تأمین منعفت شخصی گنجانده نشده باشد بهگونهای که در صورت تعارض میان منفعت شخصی و اجتماعی، منفعت اجتماعی به خطر نیفتد، هرگز نمیتوان افراد را بهگونهای برانگیخت که هم کارا باشند و هم عادلانه رفتار کنند و این بعد اخلاقی پدید نمیآید، مگر با اجرای عدالت. چنانچه در روایت وارد است که «العدل یصلح البریّه» یا «الرعیّة لا یصلحها الا العدل»؛ یعنی فقط عدل است که مردم و زندگیشان را اصلاح میکند (حكيمي، 1370: ج 6، ص 326 ـ 354).
پیوند اخلاق و عدالت دو سویه است، یعنی اگرچه در ابتدا تحقق عدالت زمینه پذیرش عملی اخلاق و رفتارهای اخلاقی بهویژه در فعالیتهای اقتصادی است، بعد از تقویت بعد اخلاقی و نهادینهشدن رفتارهای اخلاقی، عدالت و رفتارهای عادلانه نیز تقویت میشوند؛ بنابراین در وضعی که در جامعه اسلامی مثل ایران، نیروی اخلاق در اثر بیعدالتیهای اقتصادی ـ اجتماعی و عوامل دیگر سست شده، کوشش در جهت افزایش خودآگاهی و بیدارشدن فطرت دینی مردم از طریق تبلیغات و موعظه کافی نیست؛ پس ضرورت دارد که ابتدا بیعدالتیها از بین برود و از طریق اصلاحات ساختاری در اقتصاد و حتی در حوزه مسائل اجتماعی عدالت نهادینه و تثبیت شود (چپرا، 1383: ص 157 و 158).
با تحقق عدالت، بخشی از مشکلات ساختاری و عدم تعادلها، یعنی عدم تعادل در توزیع درآمد و ثروت بین طبقات گوناگون جامعه برطرف میشود. عدالت، زمينه گرايش مردم به اخلاق مذهبي بهویژه اخلاق كار و تلاش و امانتداري، احترام به حقوق ديگران و ايثار و فداكاري را در مردم تقويت ميكند. تقویت اخلاق اسلامی استفاده بهینه از منابع، امکانات، و افزایش بازده منابع و عوامل تولید را در پی داشته و جنبهای دیگر از مشکلات ساختاری را برطرف کرده و شرایط رشد اقتصادی بدون تورم را مهیا میکند.
2. اصلاح ساختار توليد
بهمنظور اصلاح ساختار اقتصاد و ايجاد تحرك در بخش توليد، تنگناهاي موجود در توليد و عرضه كالاها و خدمات را بايد برطرف كرد. برخي از راهكارهاي اسلامي در جهت تحقق اين هدف عبارتند از:
يك. اصلاح بخش كشاورزي: اگرچه ايران كشوري نيمه خشك و كم باران بهشمار میرود، با اصلاح نظام توليد و استفاده از دانش روز ميتوان ارزش افزوده اين بخش را بالا برد و سطح توليد را افزايش داد. رفع كمبود عرضه در اين بخش ميتواند مانع افزايش قيمتهاي نسبي در اين بخش شود. بدين منظور، اصلاحات ذیل پيشنهاد ميشود (کهف، 1384: ص 155):
1. اصلاح زمينهاي كشاورزي: تسطيح و يكپارچهسازي زمينها و افزايش سطح زيركشت، امكان مكانيزهكردن كشاورزي، و ميزان توليد در واحد سطح را افزايش خواهد داد.