نوشته شده توسط :
سعيد محمدابراهيم
اقتصاد اسلامی در نظر شهید صدر رحمه الله
نخستین مطلبی که شهید صدر رحمه الله در اقتصاد اسلامی به دنبال آن است پاسخ به این پرسش است: مقصود از اقتصاد اسلامی چیست و ماهیت و ساختار آن چگونه است؟
او معتقد است، آن چه اسلام ارائه می دهد مذهب اقتصادی (1) اسلام است; یعنی اقتصاد اسلامی ارائه دهنده روشی عادلانه جهت تنظیم زندگی اقتصادی است و هیچ گاه در پی اکتشافات علمی در حوزه اقتصاد نیست . از باب مثال، اسلام در حجاز به دنبال کشف علل و عوامل ربا نبود، بلکه آن را ممنوع ساخت و نظام جدیدی بر اساس مضاربه، در عرصه فعالیت اقتصادی جایگزین نظام ربوی نمود . بنابراین اقتصاد اسلامی، تفسیر عینی از واقع نیست، بلکه انقلابی جهت دگرگون کردن واقع غیر مطلوب و تحول آن به سوی وضعیت مطلوب است . (2)
شهید صدر رحمه الله برای آن که ابعاد ماهیت و ساختار اصلی اقتصاد اسلامی را بیان نماید، موضوعاتی از این قبیل را مورد بررسی قرار داده است:
1- مذهب اقتصادی
2- علم اقتصاد
3- تفاوت های مذهب اقتصادی و علم اقتصاد
4- علم اقتصاد در اسلام
5- مذهب اقتصادی در اسلام
6- مبانی اقتصاد اسلامی
7- نظام اقتصادی اسلام
8- گستره مذهب اقتصادی اسلام
9- روش دستیابی به مذهب اقتصادی اسلام
10- منابع دستیابی به مذهب اقتصادی اسلام
11- مشکلات و موانع استخراج مذهب اقتصادی از احکام و مفاهیم
جهت دستیابی به اندیشه های او در موارد فوق، نوشته ها و مکتوباتش مورد استفاده قرار می گیرد .
1- مذهب اقتصادی
به اعتقاد شهید صدر مذهب اقتصادی عبارت از مجموعه نظریات اساسی است که به بررسی و حل معضلات مسائل اقتصادی می پردازد . این قواعد و نظریات به عنوان اصول و زیر بنا در باب مباحث اقتصادی مطرح است . از باب نمونه، اصل «آزادی اقتصادی » در عرصه فرهنگ لیبرالیسم اقتصادی، یکی از آن قواعد و نظریات است . (3)
2- علم اقتصاد
در نظر شهید صدر رحمه الله، علم اقتصاد عبارت است از: علمی که پدیده های اقتصادی را تفسیر می کند و ارتباطشان را با اسباب و علل آن ها بیان می دارد . در واقع، علم اقتصاد، قوانین حاکم بین پدیده های عینی را کشف می کند . علم اقتصاد، پیوسته در عرصه اکتشاف پدیده های اقتصادی عینی و شناسایی علل و آثار و منعکس کننده قوانین و روابط بین آن ها است . پس رسالت دانش اقتصاد، کشف پدیده های اقتصادی و تحصیل علل و قوانین حاکم بر آن هاست . (4)
3- تفاوت های مذهب اقتصادی و علم اقتصاد
شهید صدر رحمه الله تفاوت های علم و مذهب اقتصادی را این چنین بیان می دارد .
1- مذهب اقتصادی با معیار و مقیاس اخلاقی و ارزشی عدالت به ارزیابی وضعیت موجود در ارتباط با وضعیت مطلوب می پردازد; اما دانش اقتصاد بدون هیچ گونه ارزیابی، مسؤول کشف پدیده های حیات اقتصادی و علل و اسباب آن هاست . (5)
2- مذهب اقتصادی، مسئول ایجاد روشی عادلانه در قلمرو فعالیت اقتصادی است; یعنی دنبال به وجود آوردن سزاوارترین اقتصاد براساس ایده اش درباره عدالت است; اما علم اقتصاد، مسئول تحلیل و بررسی جریان حاکم بر اقتصاد است تا علل و آثار آن را به دست آورد . (6)
3- دانش اقتصاد پدیده های اقتصادی را به وسیله ابزار علمی، همانند مشاهده و تجربه مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد و از آن طریق قوانین اقتصادی را کشف می کند; اما مذهب اقتصادی هرگز با معیار تجربه علمی دنبال ایفای نقش و رسالت خود نیست، بلکه حوادث اقتصادی را با نظر داشت ویژه ای که درباره عدالت دارد، رسیدگی می نماید . (7)
4- علم اقتصاد در اسلام
چنان چه گذشت شهید صدر رحمه الله معتقد است مقصود از اقتصاد اسلامی «مذهب اقتصادی » است نه علم اقتصاد، و تصریح می کند که علم اقتصاد اسلامی نداریم . (8)
البته ایشان اظهار می دارد که این سخن به این معنا نیست که در اقتصاد اسلامی نمی توانیم علم اقتصاد داشته باشیم، بلکه در جامعه اسلامی وقتی اقتصاد اسلامی در تمام قلمروهای آن پیاده شد و در خارج و واقع تجسم پیدا کرد، آن گاه عالم اقتصاد می تواند پدیده های اقتصادی را کشف و تفسیر کند، روابط بین آن ها را مورد مطالعه قرار دهد و به علل و اسباب آن ها دست یابد و علم اقتصاد اسلامی را تبیین و ارائه نماید . کما این که علمای اقتصاد سرمایه داری نیز به همین روش عمل کردند; یعنی ابتدا اقتصادشان را براساس دیدگاه خاص خود از مذهب اقتصاد سرمایه داری پیاده کردند، آن گاه به دنبال علم اقتصاد سرمایه داری رفتند . (9)
سپس شهید صدر در پاسخ به این سؤال که چگونه و در چه زمانی امکان وضع علم اقتصاد اسلامی به وجود می آید، پاسخ می دهند، تفسیر علمی برای پدیده های حیات اقتصادی بر دو امر استوار است:
اول . جمع پدیده های اقتصادی از طریق تجربه حیات واقعی و تنظیم علمی آن، به گونه ای که قوانین و شروط خاص حاکم بر آن جنبه از حیات کشف شود .
دوم . آغاز کردن بحث علمی از مسلمات معینی که مفروض گرفته می شوند و استنتاج توجیه اقتصادی و سیر پدیده ها از آن ها .
تفسیر علمی براساس طریق اول ممکن نیست; زیرا مذهب اقتصادی اسلام در جهان واقع، تحقق نیافته است . . . و تفسیر علمی براساس طریق دوم امر ممکنی است و می توان این طریق را برای توضیح بعضی حقایق که حیات اقتصادی را در اجتماع اسلامی ممتاز می نماید به کار برد; به این ترتیب که از فروض معینی در مذهب شروع نمود و آثار آن ها را در میدان تطبیق مورد نظر، استنتاج کرد و براساس این فروض مذهبی، نظریات عامی را در ناحیه اقتصاد در جامعه اسلامی وضع نمود . . . . ولی این گونه تفسیرها تا وقتی مواد بررسی علمی، یعنی تجارب محسوس واقعی، جمع نگردد، نمی تواند به دقت، مفهوم علمی شاملی را برای حیات اقتصادی در جامعه اسلامی به وجود آورد .
5- مذهب اقتصادی اسلام
یکی از مهم ترین پرسش هایی که فکر مسلمانان را به خود معطوف داشته، پرسش از مذهب اقتصادی در اسلام است . آیا اسلام مذهبی اقتصادی برای حل معضلات و تنگناهای اقتصادی ارائه داده است؟ از دیدگاه شهید صدر وجود مذهب اقتصادی در اسلام از راه های متعددی قابل اثبات است . (10)
1- 5- گستردگی و عمومیت دین اسلام
جامعیت شریعت اسلامی از راه جست و جو در قوانین اسلامی، در ابعاد مختلف زندگی، قابل مشاهده است; کما این که در منابع اصیل اسلامی بدان اشاره شده است . روایات فراوانی در کتب روایی ما وجود دارد که دلیل بر جامعیت دین اسلام در ارائه راه حل های مناسب برای همه نیازمندی های بشر است .
عن الصادق علیه السلام، انه قال: فیها [ الشریعة الاسلامیة ] کل ما یحتاج الناس الیه، ولیس من قضیة الاوهی فیها حتی ارش الخدش (11) امام صادق علیه السلام می فرماید: در شریعت اسلامی ضابطه و قانون هر چیزی را که مردم به آن نیاز داشته باشند، وجود دارد; حتی دیه خراش .
از این روایت و همانند آن مشخص می گردد که اسلام برای کم ترین مشکلات; یعنی دیه خراش، قانون ارائه نموده است، پس آیا معقول است در مورد مشکلات عظیم اقتصادی برنامه نداشته باشد؟ آیا ممکن است اسلام، حق انسان را هنگامی که زمینی را آباد می کند، معدنی را استخراج می کند و . . . مشخص نکرده باشد؟ !
این روایت به روشنی اعلام می کند، اعتقاد کسانی که می گویند: اسلام تنها برای تنظیم روابط فردی برنامه دارد، اما در مورد روابط اجتماعی و کلان جامعه طرح و برنامه ای ندارد، باطل است . به علاوه، این سخن، خود، نوعی تناقض است; زیرا نمی توان روش فردی را از روابط اجتماعی جدا دانست . نظام های اجتماعی، اعم از اقتصادی و سیاسی، پیوسته در رفتار افراد اجتماع منعکس می شود و افراد جامعه آن را اجرا می کنند . نظام اسلام، سلوک مسلمان را هنگامی که می خواهد از کسی قرض بگیرد، یا کارگری را اجیر کند و . . . ، تنظیم می کند .
بنابراین، هرگونه تفکیک بین سلوک فردی و اجتماعی منجر به تناقض می گردد و برای پرهیز از چنین تناقضی آشکار، باید در کنار اعتراف به تنظیم روابط فردی، نظام کامل اقتصادی را نیز باور داشته باشیم .
2- 5- تطبیق مذهب اقتصادی
مسلمانان در صدر اسلام با توجه به مشکلات و احتیاجات اقتصادی خود، به نحو اجتماعی زندگی می کردند . اگر تاریخ دوران پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را مورد مطالعه قرار دهیم، نمی توانیم آن را بدون نظام اقتصادی بیابیم، زیرا هیچ جامعه ای منهای مذهب اقتصادی و بدون داشتن قانون در زمینه های تولید و توزیع، شکل نخواهد گرفت . بنابراین، در دوران رهبری پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم، اقتصاد جامعه براساس نظام اقتصادی متناسب با دیدگاه اسلام اداره می شد . (12)
ممکن است کسی بر این بیان شهید رحمه الله چنین خرده گیری کند: ما می پذیریم که اسلام در عصر رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم دارای مذهب اقتصادی جهت تنظیم امور اقتصادی و حل مشکلات آن بود، اما این امر به علت ساده و ابتدایی بودن شکل و روابط تولید و توزیع، امکان داشت; ولی در دنیای امروز که ابزار تولید و توزیع بسیار پیشرفت کرده و روابط اقتصادی به شدت پیچیده شده، نظام اقتصادی صدر اسلام کارآمدی خود را از دست داده است و نمی تواند در تنظیم امور اقتصادی و رفع معضلات آن مفید باشد .
پاسخ روشن این اشکال را بر عهده دانشورانی که سال ها در درس و بحث شهیدصدر رحمه الله حضور داشته اند می گذاریم، ولی فقط در این حد اشاره می کنیم که مذهب اقتصادی ای که او مطرح کرده، در هر وضع اقتصادی قابل رعایت است . نظریات اساسی پیرامون مالکیت، آزادی اقتصادی، نرخ بهره و . . . ، در هر وضع اقتصادی قابل پیگیری و رعایت است و هیچ ربطی به شکل پیشرفته ابزار تولید و توزیع و روابط پیچیده اقتصادی در چرخه تولید و توزیع ندارد . چنان که نظام سرمایه داری نیز به رغم پیشرفت های مذکور، نظریه های اساسی خود را حفظ کرده است .
6- مبانی اقتصاد اسلامی
مبانی اصلی «مذهب اجتماعی » اسلام از عناصر سه گانه تشکیل یافته است:
1- عقیده : قاعده ای اساسی در تفکر اسلامی است که دیدگاه اصلی مسلمان را درباره خدا و جهان هستی مشخص می سازد .
2- مفاهیم : دیدگاه اسلام را درباره تفسیر اشیا منعکس می سازد و این انعکاس در پرتو نوع عقیده اسلامی صورت می پذیرد .
3- عواطف و احساسات: زاییده مفاهیم اسلامی هستند; زیرا مفهوم، یک ایده و نظریه درباره یک واقع معین است که هم در روح انسان، فهم و شعور خاصی را نمایان می سازد و هم جهات عاطفی انسان را در برابر آن واقع، مشخص می کند .
بنابراین، عواطف اسلامی زاییده مفاهیم و مفاهیم نیز به نوبه خود برگرفته از عقاید اسلامی اند .
آن گاه شهید صدر رحمه الله ارتباط هر یک از عناصر سه گانه فوق را با مذهب اقتصادی بیان می کند:
1- عقیده به اسلام، هر مسلمانی را وادار می کند که در چارچوب مذهب اقتصادی اسلام، فعالیت های اقتصادی خود را سامان دهد . مذهب اقتصادی اسلام نیز به نوبه خود از عقیده اسلامی سرچشمه گرفته است و همین امر باعث می گردد که مذهب اقتصادی اسلام، نمود اعتقادی و ارزشی پیدا کند . (13)
2- اقتصاد اسلامی با مفاهیم اسلامی درباره عالم هستی و زندگی مرتبط است . از باب نمونه، اسلام مالکیت را به عنوان حقی که در بردارنده رسالتی است می شناسد، نه به عنوان یک تسلط مطلق . چنین تفسیری از مالکیت، نقش به سزایی در چگونگی بهره مند شدن از حق مالکیت خصوصی و تعیین آن دارد . بنابراین، لازم است که اقتصاد اسلامی از خلال مفاهیم اسلامی مورد بررسی قرار گیرد .
3- اقتصاد اسلامی با عواطف و احساساتی که براساس مفاهیم اسلامی پی ریزی شده است ارتباط دارد; مثلا عاطفه برادری و اخوت همگانی در قلب هر مسلمانی موجب دوستی دیگران و مشارکت در غم و شادی های آنان می شود . شکی نیست که این علاقه برادری در قلوب مسلمانان، نقش ارزشمندی در چگونگی حیات اقتصادی جامعه و وصول به اهداف آن خواهد داشت . (14)
7- نظام اقتصادی اسلام
شهید صدر، علم، مذهب و حقوق اقتصادی را تعریف نموده و رابطه هر یک را با دیگری تبیین کرده، ولی فصلی تحت عنوان نظام اقتصادی نگشوده و در صدد تعریف آن و نشان دادن فرق آن با سه مقوله فوق برنیامده است . ابتدا به نظر می رسد که او فرقی بین نظام و مذهب نمی گذارد و در نظر او این دو یک مفهوم است، درحالی که چنین نیست . در نظر او مذهب مقوله ای مشتمل بر قواعد اساسی ای است که روش حل مشکلات حیات بشری را تعیین می نماید، ولی نظام مقوله ای مشتمل بر تحدید روابط بین مردم است . ایشان می نویسند:
مردم در زندگی اجتماعی خود با دو عمل مختلف سر و کار دارند: یکی از آن دو عمل تولید و دیگری عمل توزیع است . مردم از یک سو درگیر جنگ با طبیعت برای مطیع نمودن آن در جهت امیال خود می شوند و در این جنگ تا جایی که تجربیاتشان اجازه می دهد به ابزار تولید مسلح می گردند، و از سوی دیگر بین خود روابط معینی را به وجود می آورند که براساس آن، رابطه بعضی افراد با بعضی دیگر در شئون مختلف زندگی مشخص می گردد . این روابط همان است که به آن «نظام اجتماعی » می گوییم و درون آن روابط توزیع ثروتی که جامعه تولید می کند وجود دارد . بنابراین، افراد در عمل تولید کالاهای مورد نیاز خود را از طبیعت به دست می آورند و در نظام اجتماعی که روابط را بین آنان تعیین می کند، آن ها را بین خود تقسیم می نمایند . بدیهی است که عمل تولید مطابق با رشد علم و عمق آن، پیوسته در حال تکامل و تحول اساسی است . . . کما این که نظام اجتماعی که روابط بعضی مردم را با بعضی دیگر معین می کند - با وجود روابط توزیع در آن - شکل ثابتی در تاریخ انسان به خود نگرفته بلکه رنگ های مختلفی به اختلاف شرایط و تغییر آن ها پیدا کرده است . (15)
بر این اساس، به نظر شهید صدر، نظام اجتماعی برخلاف مذهب، شکل ثابت ندارد و امری متغیر است .
بررسي انديشه هاي اقتصادي امام موسي صدر{ ارائه كتب و ...}