علم اقتصاد اسلامي، تعدّد نگرش ها و مواجهه با اشتباهات
نوشته شده توسط : سعيد محمدابراهيم- اقتصاد اسلامي
علم اقتصاد اسلامي، تعدّد نگرش ها و مواجهه با اشتباهات
اين امر، اهميّت بسياري دارد، و بد فهميدن آن، نتايج خطيري را در سير پژوهش اقتصاد اسلامي سبب مي شود. برخي محقّقان چنين فهميده اند که تا وقتي با اقتصاد سالمي سر و کار داريم، به ضرورت با ديدگاه واحدي روبه رو هستيم؛ زيرا اسلام در تمام حالات، موضعي واحد دارد بدين معنا که وجود بيش از يک رأي در برابر مسائل گوناگون اقتصادي، غير قابل تصوّر است؛ امّا بايد به صراحت خاطرنشان کنم که اين فهم به شدّت نادرست است و بايد به روشني و عميقا متوجّه باشيم که در زمينه اقتصاد اسلامي حتما با ديدگاه ها و اجتهاد بشري روبه رو هستيم؛ حتّي اگر در موقعيت مذهبي قرار داشته باشيم؛ زيرا آن چه مدوّن و مکتوب شده، استنباطي از اصول و مباني شرعي است و مردم از نظر قدرت فهم، استنباط و بلکه بالاتر از آن در شناخت اصول ياد شده و احاطه بر آن، بسيار متفاوتند؛ بنابراين، تعدّد آرا، واضح و طبيعي است؛ البتّه نه بدان معنا که مآخذ شرعي متعدّد و متنوّعي وجود دارد؛ بلکه مرجع حکم، واحد است؛ امّا برخي (با فهم بشري خود) به اين نتيجه مي رسند که فلان نظريه و سياست پولي، به روش اسلام نزديک تر است؛ در حالي که بعضي ديگر غير آن را مي بينند و مي فهمند.
ما بر سر قواعد و اصول اختلاف نداريم. اين مباني ثابتند و اختلافي در آن ها وجود ندارد؛ بلکه اختلاف ما درون اصول، و نه خود اصول است؛ براي مثال، امکان دارد درون نظام مالکيت دوگانه، اختلاف داشته باشيم؛ ولي بر سر اصل نظام مالکيت اختلاف نداريم. اين اختلاف گاهي از تفاوت شرايط حاکم بر موضوع تحقيق، از يک محقّق به محقق ديگر ناشي مي شود و گاهي از تنوّع در فهم و تحليل افراد سرچشمه مي گيرد؛ بنابراين، ما با يک واحد بسيار بزرگ که انواع تقسيم بندي ها را درون خود دارد، مواجهيم و نبايد از اين تعدّد آرا دلتنگ و خسته شويم؛ بلکه بايد به استحکام و تشخّص آن بپردازيم؛ زيرا همين کشمکش ها درون علوم شرعي، مانند فقه، اصول، و اعتقادات نيز وجود دارد و بايد با ثبات و روشني به استقبال انتقادها و احيانا استهزاهاي برخي از اقتصاددانان برويم که وقتي به تعدّد آرا (در اقتصاد اسلامي) بر مي خورند، زبان به طعن و تمسخر گشوده، مي گويند:
اقتصاد اسلامي کجا است؟ مگر چند تا اسلام داريم؟!
اين گونه موضعگيري به طور مسلّم از نظر علمي و اسلامي مردود است؛ زيرا هر علمي بايد ظرفيت و تحمّل مکتب ها و نظريات متعارض را داشته باشد و اين امر، به روشني تمام در علم اقتصاد معاصر ديده مي شود؛ بنابراين، علم اقتصاد اسلامي بايد گنجايش آراي گوناگون و متضاد را داشته باشد. به اين ترتيب، اقتصاد اسلامي، ظرفيت و گنجايش آراي متعارضي را دارد و نسبت سفاهت دادن به مخالف و تعصّب ناروا در رأي و ردّ مطلق نظر مخالف، نادرست است، و علوم شرعي با سينه اي گشاده، آماده استقبال از آراي مخالف بوده است؛ در حالي که طبيعت و ماهيت علوم شرعي، بيش از علم اقتصاد اقتضاي وحدت نظر دارد. پس چرا علم اقتصاد از تکثّر آرا و نظرها استقبال نکند؟!
ارزيابي و نقد آرا و انديشه هاي مطرح، ضرورت دارد؛ ولي اين با ردّ مطلق آراي ديگران به طور کامل متفاوت است. فقيهان اسلامي چه زيبا فرموده اند:
رأي من درست است؛ ولي احتمال اشتباه هم دارد، و نظر ديگران خطا است؛ امّا احتمال صواب هم دارد.
از اين امر، نتيجه ديگري نيز حاصل مي شود و آن ورود خطا در مقولات علم اقتصاد اسلامي است. تا وقتي که بپذيريم اين مقولات از نظر شکل، تحليل و نوع باوري که درباره آن وجود دارد، کار بشري است، بدون شک دستخوش خطا خواهد شد. آيا در کتاب هاي فقيهان خطاهاي فراواني وجود ندارد؟
از جمله امتيازات و کرامات اسلام اين است که در ميدان علمي، حتّي خطاها نيز قابل احترام و به سبب تلاشي که براي آن صورت گرفته، مستحقّ پاداش است. اين بيان پيشوايان ديني است که:
هر کس بکوشد و جد و جهد علمي به خرج دهد و به صواب هم برسد، دو اجر دارد؛ ولي اگر کسي سعي بکند، امّا به نتيجه ناصواب منتهي شود، فقط يک پاداش دارد.
اين قانون پاداش دهي و ارج گذاري، نشان دهنده درک اسلام از حقيقت و حد و حدود علم بشري و ميزان توانايي هاي عقلي انسان است؛ بنابراين، طبيعي است خطاهايي از اين دست که در متن اقتصاد اسلامي رخ مي دهد، هيچ گونه ربطي به خود اسلام ندارد. اسلام از خطاها محفوظ است و ما در علم اقتصاد اسلامي، با يک فهم از اسلام و نه با خود اسلام روبه رو هستيم.
در اين جا به يک نمونه عيني اشاره مي کنيم. يکي از کاتبان عمر درباره مسأله اي براي خليفه نوشت که اين حکم اسلام است؛ ولي عمر دستور داد تا آن را تغيير دهد و به جاي آن بنويسد که اين حکم، فهم عمر از اسلام است و نمي دانيم که اين موافق حکم اسلام است يا خير؛(12) يعني عمر، همان فهمي را که از سخن پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم خطاب به سردار سپاهش داشته، ارائه داده است. سخن پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم چنين است:
وقتي منطقه اي را به محاصره در آوردي و آنان از تو خواستند که طبق حکم خداوند با آنان رفتار کني، چنين مکن؛ بلکه با حکم خود با آنان برخورد کن؛ زيرا تو نمي داني که آيا به حکم خدا رسيده اي يا نه.(13)
بد فهمي در اين قضايا، آثار مخرّب و منفي بر پيشرفت تحقيق در اقتصاد اسلامي دارد. حتّي برخي از محقّقان از به کار بردن برخي از ابزارها و روش هاي تحليلي خودداري کرده، و استفاده از آن ها را براي ديگران نيز جايز ندانسته اند؛ زيرا معتقد بودند که در آن، احتمال خطا و صواب وجود دارد، و برخي ديگر هم به دليل ترس از ارتکاب خطا و نسبت دادن اقوالي به اسلام که اصلاً در آن وجود ندارد، از فرايند تحقيق به کلّي دست کشيده اند.
به اعتقاد من، رهاسازي تحقيق به اين شکل در صورتي که فرد با استفاده از منابع اسلامي و التزام به روش تحقيق علمي بتواند معرفت مناسبي از روش اسلام بيابد، شرعا نادرست است. ماهمگي با اين گفته موافق هستيم:
نظريات علمي تخصّصي که رويکردي اسلامي دارند، هر چند مسلّمات و چارچوب عمومي آن ها از انگاره ديني برگرفته شده باشند، وحي منزل نخواهند بود؛ بلکه بدون شک در مؤلّفه هاي اساسي شان، مشتمل بر تلاش ها و افکار بشري هستند که محقّق، برخي آيات و احاديث را انتخاب کرده، و برخي ديگر را در موضوعش ناديده گرفته، و تفسيرهاي خاصّي (متناسب با سطح فهم خويش) را براي آن برگزيده است؛ امّا در تمام اين مراحل احتمال خطا وجود دارد.(14)
1 مجله اسلامية المعرفة، شماره 27، سال هفتم، زمستان 2001 م.
2 داراي درجه دکتري اقتصاد اسلامي از دانشگاه الازهر (1982). استاد و رئيس گروه اقتصاد در دانشکده تجارت دانشگاه الازهر.
3 اين مقاله توسط آقاي جلالي ترجمه و توسط آقاي مجيد مرادي مقابله شده است.
4. عبدالفتاح، سيف الدين: القرآن و تنظيرالعلاقات الدولية، في المداخل المنهاجيه، القاهره، المعهدالعالمي للفکرالاسلامي، 1996 م، سلسلة العلاقات الدوليه، ج 3، ص 73.
5. محمدباقر الصدر: اقتصادنا، بيروت: دارالفکر، 1969، ص 292؛ قارن يوسف کمال: الاصلاح الاقتصادي، رؤية اسلاميه، دارالهدايه، 1992 م، ص 9 و ما بعدها.
6. عبدالفتاح، سيف الدين: الواقع العربي المعاصر: رؤية اسلاميه، القاهره، دارالنهضة المصريه، 1989 م، ص 42.
7. دنيا، شوقي: «القرآن والتنظيرالاقتصادي»، مجلة مصرالمعاصره يوليو / اکتوبر 1998، العدد 451 و 452، السنة التاسعة والثمانون، القاهرة.
8. المحجوب، رفعت: الاقتصاد السياسي الکتاب الاول، القاهره، دارالنهضة العربية، 1964 م، ص 37 38.
9. کارسون، روبرت: ماذا يعرف الاقتصاديون... ترجمة د. دانيال عبداللّه ، القاهره، الدار الدولية للنشر، 1994 م، ص 42.
10. الثمالي، عبداللّه : «الاقتصادالاسلامي، بين النقل والعقل»، مجلة البحوث الفقهية المعاصره، السنة السادسه، العدد 24، 1995 م.
11. شاپرا، محمدعمر: ماهو الاقتصادالاسلامي؟ المعهدالاسلامي للبحوث والتدريب، جدة، 1996 م، ص 24 و مابعدها.
12. دنيا، شوقي: النظرية الاقتصادية من منظور اسلامي، الرياض، مکتبة الخريجي، 1984 م، ص 43 و مابعدها.
13. الامام الباجي: احکام الفصول في احکام الاصول، ولفظه فيه کتب ابوموسي عن عمر (هذا ما اري اللّه عمر)، فأنکر عليه عمر، و قال: اکتب (هذا ما رأي عمر. فان يک خطا فمن عمر)، بيروت، دارالغرب الاسلامي، 1986 م، ص 712.
14. مسلم: صحيح مسلم في شرح النووي، بيروت، دارالفکر، ط 13، باب الاقضيه، ح 3240، ج 12، ص 13.