ز59 - سخنرانی خود را با نام و حمد خدا و درود و سلام بر پیامبر محبوب خدا صلی الله علیه و آله و خاندان او و بویژه امام زمان علیهم السلام و نفرین بر دشمنان آنان آغاز كنید. مثلا چنین بگویید: «بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، ثم الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدآئهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین»
📜 ٢٠ حدیث از رسول اكرم درباره ٢٠ خوراکی ✅1- زیتون رسول اکرم صلیالله علیه و آله: نِعْمَ الطَّعَامُ الزَّیْتُ یُطَیِّبُ النَّکْهَةَ وَ یَذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ وَ یُصَفِّی اللَّوْنَ وَ یَشُدُّ الْعَصَبَ وَ یَذْهَبُ بِالْوَصَبِ وَ یُطْفِئُ الْغَضَب. زیتون غذای خوبی است، دهان را خوشبو میکند، بلغم را از بین میبرد، چهره را باز،
طی عملیات تفحص، در منطقه چیلات، پیکر دو شهید پیدا شد، یکی از این شهدا نشسته بود و با لباس و تجهیزات کامل به دیوار تکیه داده بود. لباس زمستانی هم تنش بود. شهید دیگر لای پتو پیچیده شده بود. معلوم بود که این دراز کش مجروح شده است. اما سر شهید دوم بر روی دامن این شهید بود، یعنی شهید نشسته سر آن شهید دوم را به دامن گرفته بود. خوب، پلاک داشتند، پلاک ها را دیدیم که بصورت پشت سر هم است. 555 و 556 . فهمیدیم که آنها با هم پلاک گرفته اند. معمولا اینها که با هم خیلی رفیق بودند، با هم می رفتند پلاک می گرفتند. اسامی را مراجعه کردیم در کامپیوتر. دیدیم که آن شهیدی که نشسته است، پدر است و آن شهیدی که درازکش است، پسر است. پدری سر پسر را به دامن گرفته است. شهید سید ابراهیم اسماعیل زاده موسوی پدر و سید حسین اسماعیل زاده پسر است ، اهل روستای باقر تنگه بابلسر. ۱۰ثانيه باشهدا
حضرت خدیجه همسر گرامی رسول اكرم صلی الله علیه و آله، 68 سال پیش از هجرت نبوی صلی الله علیه و آله در شهر مكه به دنیا آمد. پدر وی خویلد بن اسد و مادرش فاطمه دختر زائدة بن اصم میباشد. او در چهل سالگی با حضرت محمد صلی الله علیه و آله كه 25 سال از عمر شریفش را سپری كرده بود ازدواج نمود. بنابر قول مشهور ثمره ازدواج خدیجه شش فرزند به نامهای قاسم، عبدالله، رقیه، زینب،ام كلثوم و فاطمه علیها السلام بود. قبل از اسلام وی به خاطر دارا بودن صفات پسندیده و فضائل اخلاقی و پاكدامنی، «طاهره.» لقب
در سال دهم بعثت دو حادثه دردناك و جانسوز بر پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله وارد گشت، چنان كه در تاریخ آمده است: «وَردَ عَلَی رَسولِ الله أمْران شدیدانِ عَظیمانِ وَجَزَعَ جَزَعاً شدیداً؛ دو امر بزرگ وسخت بر پیامبر وارد شد به گونهای كه فریاد و ناله شدید حضرت بلند شد.» آن دو امر یكی رحلت جانسوز ابوطالب بود
او دخت گرامىِ «خُوَیلِد» فرزند اَسَد، فرزند عبد العُزّى، فرزند قُصَىّ، فرزند كلاب، فرزند مُرَّة، فرزند كعب، فرزند لؤى، فرزند غالب، فرزند فِهر است. (1) مادرش، فاطمه، دخت زائده، پسر أصم، پسر رواحه، پسر
مـوره میبـیـنی که شـر و بـا صـفایـم بـــچـــه مـــحـــلـــه امـــام رضــایــم
زلــزلــــیـــم حــــادثـــیـــم بـــلــایـــم بـــچـــه مـــحـــلـــه امـــام رضــایــم ه
این آقا کریم منصوری که قاری و استاد قرآن ایرانه و منم دوسش دارم، رفته بود برای مسابقات در کشور برادر نامردمون عربستان سعودی! خلاصه حاج آقا کریمه دیگه، کولاک کرد. یه مصری اومد ایشون هم تلاوت کرد و با یک غلط وحشتناکه اعرابی
حداقلش برا من جالب بود... ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺭﻋﯿﺘﯽ ﺳﺎﺩﻩﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ . ﺩﯾﺪ ﻛﺎﺳﻪﺍﯼ ﻧﻔﯿﺲ ﻭ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺩﺭﮔﻮﺷﻪﺍﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﮔﺮﺑﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺏ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ . ﺩﯾﺪﺍﮔﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﻛﺎﺳﻪ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺳﺪ ﺭﻋﯿﺖ ﻣﻠﺘﻔﺖ ﻣﻄﻠﺐﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﺮﺍﻧﯽ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻣﯽﻧﻬﺪ. ﻟﺬﺍ ﮔﻔﺖ : ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﭼﻪ
تعصبات شدید مذهبی
هر سال بانک ملی 200 نفر از قبول شدههای دانشگاه تهران رو با دقت زیاد به عنوان سهمیه انتخاب می کرد و تو مرحله بعد، یه آزمون اختصاصی می گرفت و از بینشون 7 نفر رو برای اعزام به انگلستان انتخاب می کرد
" به خاطر بسپار " - زندگی بدون چالش ؛ مزرعه بدون حاصل است. - تنها موجودی که با نشستن به موفقیت می رسد؛ مرغ است
ساده که میشوی همه چیز خوب می شود خودت غمت مشکلت غصه ات هوای شهرت آدم های اطرافت حتی دشمنت یک آدم ساده که باشی برایت فرقی نمی کند که تجمل چیست که قیمت تویوتا لندکروز چند است
لپ تاپم رو روشن کردم و افتادم توی کوچه پس کوچه های اینترنت چند تا کوچه رو که دور زدم یهو دیدم آژیر آنتی ویروس محترم به صدا در اومد فهمیدم ویروس گرفته رفتم و سریع ویروس رو از بین بردم تا به سیستمم آسیبی نرسونه ... کارم که تموم شد به حال خودم خندیدم البته از اون خنده هایی که شاعر میگه :
ﻣﺮﺩﯼ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﻣﺎﺩﺭ، ﻫﻤﺴﺮ ﻭ فرزندش ﺭﺍ ﺑﺮﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺷﺖ، ﻭ ﻧﺰﺩ اربابی ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ، وی ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺵ ﺍﺧﻼﺹ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ کارها ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ، یک ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻭ ﺳﺮ ﮐﺎﺭ ﻧﺮﻓﺖ. ﺑه همین ﻋﻠﺖ ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﯾﻨﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩﺗﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻢ ﺗﺎ ﺍﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻏﯿﺒﺖ ﻧﮑﻨﺪ. ﺯﯾﺮﺍ ﺣﺘﻤﺎ ﺑه خاﻃﺮ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩﺵ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ در روز بعد ﺳﺮﮐﺎﺭﺵ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ ارباب ﺣﻘﻮﻗﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﯾﻨﺎﺭﯼ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮﺩ. ﮐﺎﺭﮔﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ تشکر کرد و ﺩﻟﯿﻞ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﺪﻥ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﯿﺪ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺮﺩ. ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ ﺑه شدت ﺧﺸﻤﮕﯿﻦ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺩﯾﻨﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﮐﻢ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻢ ﮐﺮﺩ...
روایتی بس زیبا ﺭﻭﺯﯼ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮﺳﯽ (ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ) ﺩﺭ ﻛﻮﻩ ﻃﻮﺭ ، ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﻨﺎﺟﺎﺕ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ: ﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺟﻬﺎﻧﯿﺎﻥ! ﺟﻮﺍﺏ ﺁﻣﺪ : ﻟﺒﯿﻚ ! ﺳﭙﺲ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ! ﺟﻮﺍﺏ ﺁﻣﺪ : ﻟﺒﯿﻚ ! ﺳﭙﺲ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﮔﻨﺎهکارﺍﻥ! ﻣﻮﺳﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺷﻨﯿﺪ : ﻟﺒﯿﻚ، ﻟﺒﯿﻚ ، ﻟﺒﯿﻚ! ﺣﻀﺮﺕ ﮔﻔﺖ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍسمها ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺯﺩﻡ ، ﯾﻜﺒﺎﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﯼ ؛ ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﯼ ﺧﺪﺍﯼ ﮔﻨﺎﻫﻜﺎﺭﺍﻥ، ﺳﻪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﯼ ؟ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﯼ ﻣﻮﺳﯽ ! ﻋﺎﺭﻓﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻧﯿﻜﻮﻛﺎﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻣﻄﯿﻌﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﺧﻮﺩ "ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ" ﺩﺍﺭﻧﺪ ؛ ﺍﻣﺎ ﮔﻨﺎﻫﻜﺎﺭﺍﻥ ﺟﺰ ﺑﻪ "ﻓﻀﻞ ﻣﻦ" ﭘﻨﺎﻫﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ____________________ یا تَوّاب، یا وَهّاب، یا مَن حَیثُ ما دُعِیَ اَجاب
: شقیق بلخی مردی را گفت: فقیرانتان چه می کنند؟ گفت: اگر یابند،خورند. نیابند،بردباری کنند. شقیق گفت: سگان بلخ نیز چنین کنند. مرد گفت: شما چه می کنید؟ شقیق گفت: اگر یابیم،ایثار کنیم و اگر نیابیم، شکر گزاریم : حکیمی می گفت: انسان ها سخت مسکین اند، چون آنقدر که از فقر می ترسند از آتش می ترسیدند از هر دو نجات می یافتند و اگر همان مقدار که مشتاق دنیا هستند به آخرت هم اشتیاق داشتند، هر دو را به دست می آوردند؛ و اگر همان گونه که در ظاهر از مخلوقات خدا می ترسند در باطن از خداوند می ترسیدند، در هر دو جهان رستگار و کامروا بودند. (کشکول شیخ بهایی)
روایتی بس زیبا ﺭﻭﺯﯼ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮﺳﯽ (ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ) ﺩﺭ ﻛﻮﻩ ﻃﻮﺭ ، ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﻨﺎﺟﺎﺕ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ: ﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺟﻬﺎﻧﯿﺎﻥ! ﺟﻮﺍﺏ ﺁﻣﺪ : ﻟﺒﯿﻚ ! ﺳﭙﺲ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ! ﺟﻮﺍﺏ ﺁﻣﺪ : ﻟﺒﯿﻚ ! ﺳﭙﺲ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﮔﻨﺎهکارﺍﻥ! ﻣﻮﺳﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺷﻨﯿﺪ : ﻟﺒﯿﻚ، ﻟﺒﯿﻚ ، ﻟﺒﯿﻚ! ﺣﻀﺮﺕ ﮔﻔﺖ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍسمها ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺯﺩﻡ ، ﯾﻜﺒﺎﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﯼ ؛ ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﯼ ﺧﺪﺍﯼ ﮔﻨﺎﻫﻜﺎﺭﺍﻥ، ﺳﻪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﯼ ؟ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﯼ ﻣﻮﺳﯽ ! ﻋﺎﺭﻓﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻧﯿﻜﻮﻛﺎﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻣﻄﯿﻌﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﺧﻮﺩ "ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ" ﺩﺍﺭﻧﺪ ؛ ﺍﻣﺎ ﮔﻨﺎﻫﻜﺎﺭﺍﻥ ﺟﺰ ﺑﻪ "ﻓﻀﻞ ﻣﻦ" ﭘﻨﺎﻫﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ____________________ یا تَوّاب، یا وَهّاب، یا مَن حَیثُ ما دُعِیَ اَجاب
: سکه ها همیشه صدا دارند اما اسکناس ها بی صدا پس هنگامی که ارزش و مقام شما بالا میرود بیشتر آرام و بی صدا باشید . . .
ﻭاگرﺑﺎهنرشهادت آشنايي،مفتح درهاي بهشت ميشوي ¤ واگربا همت،تقوا پيشه كنیدصياد دلها ميشويد:
بارالها… از كوي تو بيرون نشود پاي خيالم نكند فرق به حالم ....
چه براني، چه بخواني…
چه به اوجم برساني چه به خاكم بكشاني…
نه من آنم كه برنجم ، نه تو آني كه براني.. نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم ، نه تو آني كه گدا را ننوازي به نگاهي. در اگر باز نگردد… نروم باز به جايي پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهي... كس به غير از تو نخواهم ، چه بخواهي چه نخواهي... باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهي...
از صلیب سرخ آمده بودند اردوگاه اسرا گفتند: در اردوگاه شما را شکنجهتان میکنند یا نه؟ همه به آقا سید نگاه کردند ولی آقا سید چیزی نگفت مأمور صلیب سرخ گفت: آقا شما را شکنجه میکنند یا نه؟ ظاهراً شما ارشد اردوگاه هستید. آقا سید باز هم حرفی نزد. پس شما را شکنجه نمیکنند؟ آقا سید با اون محاسن بلند و ابهت خاص خودش سرش پایین بود و چیزی نمی گفت. نوشتند اینجا خبری از شکنجه نیست. افسر عراقی که فرمانده اردوگاه بود، آقای ابوترابی را برد تواتاق خودش گفت: تو بیشتر از همه کتک خوردی، چرا به اینها چیزی نگفتی؟ آقای ابوترابی برگشت فرمود: ما دو تا مسلمان هستیم با هم درگیر شدیم، آنها کافر هستند دو تا مسلمان هیچ وقت شکایت پیش کفار نمیبرند. فرمانده اردوگاه کلاه نظامی که سرش بود را محکم به زمین کوبید و صورت آقا سید را بوسید بعدش هم نشت روی دو زانو جلو آقا سید و تو سر خودش می زد می گفت شما الحق سربازان خمینی هستید. روایت در مورد سید آزادگان "شهید ابوترابی"
[1: از صلیب سرخ آمده بودند اردوگاه اسرا گفتند: در اردوگاه شما را شکنجهتان میکنند یا نه؟ همه به آقا سید نگاه کردند ولی آقا سید چیزی نگفت مأمور صلیب سرخ گفت: آقا شما را شکنجه میکنند یا نه؟ ظاهراً شما ارشد اردوگاه هستید. آقا سید باز هم حرفی نزد. پس شما را شکنجه نمیکنند؟ آقا سید با اون محاسن بلند و ابهت خاص خودش سرش پایین بود و چیزی نمی گفت. نوشتند اینجا خبری از شکنجه نیست. افسر عراقی که فرمانده اردوگاه بود، آقای ابوترابی را برد تواتاق خودش گفت: تو بیشتر از همه کتک خوردی، چرا به اینها چیزی نگفتی؟
مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ، آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است. مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: ما ترازویی نداریم ؛ بنابراین یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر شما را به عنوان وزنه قرار دادیم . مرد بقال از شرمندگی نمیدانست چه بگوید ... یقین داشته باش که: به اندازه خودت برای تو اندازه گرفته می شود...
ﻣﺮﺩﯼ ﺧﺪﻣﺖ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﻮﻣﻨﯿﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ (ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ) ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ: ﺍﺯ ﻫﻔﺘﺼﺪ ﻓﺮﺳﺨﯽ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻫﻔﺖ ﻣﻄﻠﺐ ﺑﭙﺮﺳﻢ، 1) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺳﺖ؟ 2) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺯﻣﯿﻦ ﻭﺳﯿﻊ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ؟ 3) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﯾﺘﯿﻢ ﺿﻌﯿﻒ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ؟ 4) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ(ﺟﻬﻨﻢ) ﮔﺮﻣﺘﺮ ﺍﺳﺖ؟ 5) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺯﻣﻬﺮﯾﺮ ﺧﻨﮏ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ؟ 6) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺩﺭﯾﺎ ﻏﻨﯽ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ؟ 7) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺳﻨﮓ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ؟
💠علامه حسن زاده آملی میفرمایند: اهم مراقبات این است که انسان واردات و صادرات دهانش را مواظب باشد. آن لقمه نانی را که به دهان می گذارد، اگر از روی حساب نباشد هرزه خوار می شود و انسان هرزه خوار هرزه گو می گردد. آن دهانی که وارداتش آلوده است صادراتش هم آلوده است. استقبال از ماه مبارک رمضان با دستورالعمل ده گانه امام رضا(ع)
ﻓﻮﺍﯾﺪ ﺭﻭﺯﻩ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻏﯿﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ 1 ) ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺁﻟﻜﺴﯽ ﺳﻮﻓﻮﺭﻳﻦ ( ﭘﺰﺷﮏ ﺭﻭﺳﯽ ) : ﺟﺴﻢ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺭﻭﺯﻩ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻏﺬﺍ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺩ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﻛﻨﺪ ﻭ ﻣﻮﺍﺩ ﻛﺜﻴﻒ ﻭ ﻋﻔﻮﻧﯽ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﺴﻢ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺭﻳﺸﻪ ﻭ ﺧﻤﻴﺮﻩ ﺑﻴﻤﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ، ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﻣﯽﺭﻭﺩ 2 ) ﺩﻛﺘﺮ ﻛﺎﺭﻳﻮ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﯽ : ﺭﻭﺯﻩﺍﯼ ﻛﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﻭﺍﺟﺐ ﻛﺮﺩﻩ، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺿﺎﻣﻦ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺗﻦ ﺍﺳﺖ.......
سوال : چگونه زضایت خداوند متعال را بدست اوریم؟
در بیش از سی ایه از قران اسباب رضایت و خشنودی خداوند بیان شده است از جمله
1ایمان به خدا و روز قیامت 2- مهاجرت و رهایی خانه و وطن برای حفظ دین 3- جهاد با مال و جان در راه خدا 4- صداقت در گفتار و اعمال 5- شکر نعمت نیز باعث خشنودی خداوند متعال است و.....
پیامبر اکرم صلی الله علیه واله و سلم : رضایت خداوند در رضایت پدر و مادر است و خشم خداوند در خشم انهاست مستردک الوسائل ج14ص286



