داشتن هدف در زندگی از لوازم اصلی حيات سعادتمندانه و معنادار است. انسان زمانی امنيت خاطر و آرامش دارد كه افق روشنی برای آينده خود ترسيم كند و با انگيزه و رضايت درونی برای رسيدن به آنچه در آن افق مد نظر دارد، تلاش كند. بدترين الت برای آدمي، زمانی است كه احساس سرگردانی كند و بلاتكليف بماند. 
هم چنان كه همه مخلوقات از بزرگترين آنها گرفته تا كوچكترين موجودات، بر پايه هدفی خلق شده‌اند، انسان هم - كه اعجوبه خلقت است - در اين چرخه هستی بدون هدف نيست. به فرمايش امام علی عليه السلام: «فما خلق امرؤ عبثا; (1) كسی بدون هدف [و بيهوده آفريده نشده است.‌» 
 


انسان موجودی كمال جو است كه برای رسيدن به اين كمال همه امكانات در اختيار او قرار گرفته است. «وسخر لكم ما فی السموات وما فی الارض جميعا منه‌» (1) ; «و آنچه در آسمانها و زمين است همه را از سوی خودش مسخر شما ساخت.‌» 
بی شك در اختيار گرفتن همه امكانات بدان جهت است كه انسان مراتب كمال را بصورت صعودی طی كند و بيش از پيش به موفقيتهايی چه در ابعاد مادی و چه معنوی دست يابد. 
برای رسيدن به اهداف و خواسته‌های مورد نظر و چشيدن طعم شيرين موفقيت، شرايط و عواملی لازم است تا در سايه بكار بستن آنها، بهتر بتوان به آن اهداف دست يافت. در اين نوشتار از عواملی سخن می‌گوييم كه از منظر امام علی عليه السلام ما را در رسيدن به موفقيت كمك می‌كند. 
 


امام على (ع) در نگاه اهل سنت
امام علی عليه السلام اسوه‌ای جامع و انسانی است كه عظمت خرد و توان منديهای روحی - روانی او، وی را الگويی هميشه جاودان برای امروز و فردا و فرداهای تمامی جوامع ساخته، به گونه‌ای كه پيروان شيعی و شيفته ی او را در تمامی عصرها و نسل ها، سر بلند و خرسند كرده است. 
به يقين، برجسته گی شخصيت آن حضرت، آن گاه چشم گيری خاصی می‌يابد كه در سخنان و ديدگاه‌های ديگران تجلی كند كه چنين باوري، دست مايه‌ای گران بار در هنگام سخن وری بوده و لذت خاصی در كلام شيعيان می‌آفريند همچنين در بحث‌ها و گفت و شنودها با صاحب نظران ديگر مذاهب و يا در عرصه هائی مختلف مانند حج و عمره دلائل نيرومندی بر حقانيت شيعه خواهد بود. 
در اين جا، چند آيه از آيات قرآن و ديدگاه‌های اهل سنت را درباره ی شان نزول هر يك از باب نمونه بيان می‌كنيم: 
 


امر به معروف و نهی از منكر به دليل ماهيت «بازدارندگي‌» خود می‌تواند تنش هايی را در پی داشته و يا منافع افراد يا گروه هايی را مورد تهديد قرار دهد. بر اين اساس عمل به امر به معروف و نهی از منكر می‌تواند عكس العمل هايی را از سوی مخاطبان برانگيزد و هزينه هايی را بر آمر و ناهی تحميل كند. 
در مقابل چنين فرآيندی وظيفه امر و نهی ساقط نمی‌شود و جامعه دينی و شهروندان آن موظف به پرداخت اين هزينه‌ها هستند. از اين رو امام علی عليه السلام می‌فرمايد: «لا حاجة لله فيمن ليس لله فی ماله و نفسه نصيب; (1) خداوند به كسی كه از مال و جان خود سهمی برای خدا قرار ندهد، نياز ندارد.‌» 
اين سخن بيانگر مسؤوليت و لزوم هزينه پذيری شهروند جامعه دينی در برابر حفظ جامعه سالم دينی است. 
همچنين آنگاه كه حضرت در بستر شهادت افتاده بود، خطاب به حاضران فرمود: «قال عز و جل لنبيه صلی الله عليه و آله وامر بالمعروف وانه عن المنكر واصبر علی ما اصابك، ان ذالك من عزم الامور; (2) خداوند به رسولش فرمود: امر به معروف و نهی از منكر كن و بر آنچه به تو رسيد صبر كن زيرا اين از امور مهم است.‌» 
به اين ترتيب روشن می‌شود كه اجرای امر به معروف و نهی از منكر هزينه هايی را در پی دارد و صرف هزينه و ضرر، مانع اجرای آن نمی‌شود. در اين مقاله پيرامون هزينه‌های اجرای اين فريضه سخن خواهيم گفت. 
 


نگاه اميرالمؤمنين عليه السلام به حكومت، نگاهی الهی است; نگاهی كه با نگاه دنيا مدارانه و قدرت محورانه به حكومت تفاوت اساسی دارد. امام علی عليه السلام جهان را آفريده حضرت حق و خدا را مالك مطلق هستی می‌داند; خداوندی كه خلق را به حال خود رها نساخته است، بلكه زمينه هدايت و راهيابی اش را به كمال حقيقی از طريق بعثت پيامبران فراهم نموده است و اين دايت به سوی حقيقت تحقق نمی‌يابد، مگر اينكه لوازم تحقق اين هدف در محيط زندگی و جامعه وجود داشته باشد. 
از نگاه حضرت علی عليه السلام ساختار حكومت نه صرفا به دليل نقش آن در مديريت امور اقتصادی و اجتماعی و تامين امنيت و آبادانی و رفاه مردم، بلكه مهم‌تر از آن به دليل نقش حكومت در شكل گيری رفتار و اخلاق جامعه و سرشت و سرنوشت معنوی مردم، جايگاه برجسته و مهمی پيدا می‌كند; چنان كه حضرت علی عليه السلام می‌فرمايند: «الناس بامرائهم اشبه منهم بابائهم; (1) مردم به زمامدارانشان بيش از پدرانشان شباهت 


درمكتب لايموت دردانه علی است در كون و مكان شاهد فرزانه علی است
در كعبه ظهور كرده تابر همه خلق معلوم شود كه صاحب خانه علی است
خانه كعبه صدف گشت كه معلوم شود بين ابناء بشر گوهر يك دانه علی است
حضرت امير مؤمنان علی عليه السلام در سيزدهم رجب سال 30 عام الفيل در كعبه ديده به جهان گشود. مادرش فاطمه بنت اسد، زنی كه سخت مورد احترام پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله بود، و پدرش عمران، معروف به ابوطالب حامی بزرگوار رسول خدا بود. 
 


92 - شایسته است كه در پایان سخنرانی خود، پیام و یا پیامهایی را به صورت خلاصه سخنرانی، به شنوندگان عرضه كنید تا نتیجه سخنرانی تان در ذهن آنان باقی بماند. به طور مثال، اگر موضوع سخنرانی شما درباره «روشهای تربیت‌» است، پس از سخن گفتن كامل درباره آنها، چنین بگویید: «سخن امشب ما درباره روشهای تربیت به پایان رسید و خلاصه سخن ما این شد كه روشهای تربیت عبارتند از: روش تقلیدی، روش تلقینی، روش تدریجی، روش غیر مستقیم، روش الگویی و روش عملی‌» 
 


ز59 - سخنرانی خود را با نام و حمد خدا و درود و سلام بر پیامبر محبوب خدا صلی الله علیه و آله و خاندان او و بویژه امام زمان علیهم السلام و نفرین بر دشمنان آنان آغاز كنید. مثلا چنین بگویید: «بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، ثم الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدآئهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین‌» 

 


37 - یكی از اصول مهم سخنوری شناخت مخاطب است؛ زیرا رشته سخنوری، مانند رشته پزشكی، نوعی نسخه پیچی است و نسخه پیچی پیش از شناخت بیمار، كاری مشكل زا و گاه خطرآفرین است. این شناخت می‌تواند در ابعاد گوناگون، مانند بعد فرهنگی، اخلاقی، تربیتی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و علمی، بررسی شود و مورد تامل قرار گیرد. مثلا در بعد علمی، سخنرانی برای استادان حوزه و دانشگاه با سخنرانی برای طلاب و دانشجویان متفاوت خواهد بود. 
 


سپیده سخن 
«بس نكته‌» با تو گویم شاید ندیده باشی تا دسته دسته نرگس زین باغ چیده باشی 
آنچه پیش رو دارید نكته‌هایی است درباره سخنوری و مجموعه‌ای است نسبتا نو، متنوع و خواندنی كه به زیور قلم آراسته ایم و با عنوانهای زیرین به نگارش درآورده ایم: 
تعریف سخنرانی؛ 
 


30 مرداد سال روز حمله ننگین رضاشاه به مسجد گوهر شاد و كشتار مردم است. روزی كه نماد تاراج و هتك شرف و غیرت ایرانی و ننگی ابدی بر پیشانی خاندان پهلوی است. اینك كه در سال روز این رویداد ننگین قرار گرفته ایم، می‌كوشیم به بازشناسی نقش روشنفكران غرب زده در جریان سازی كشف حجاب بپردازیم. 
ماجرای كشف حجاب سابقه‌ای طولانی در ایران دارد، سابقه‌ای به درازای نفوذ اندیشه‌های غرب زده. در این مقاله برای درك بهتر مبانی، اهداف و ابعاد كشف حجاب در ایران، به مناسبت واقعه مسجد گوهرشاد و زمینه سازی برای كشتار مردم در مسجد گوهرشاد خواهیم انداخت. 
 


محمّد بن سنان می‏‏گوید: حضرت امام رضا‌علیه‌السلامدر جواب سؤالات من، نامه‏ای برایم ارسال داشتند كه در فرازی از آن فرموده بودند: «حُرِّمَ النَّظَرُ إِلَی شُعُورِ النِّسَاءِ الْمَحْجُوبَاتِ بِالْأزْوَاجِ وَ غَیرِهِنَّ مِنَ النِّسَاءِ لِمَا فِیهِ مِنْ تَهْییجِ الرِّجَالِ وَ مَا یدْعُوا التَّهْییجُ اِلَی الْفَسَادِ وَ‌ الدُّخُولِ فِیمَا لَا یحِلُّ وَ لَا یحْمِلُ [یجْمُلُ] وَ كَذَلِكَ مَا أشْبَهَ الشُّعُورَ إِلَّا الَّذِی قَالَ اللهُ تَعَالَی وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ‌ النِّسَاءِ اللَّاتِی لَا یرْجُونَ نِكَاحاً فَلَیسَ عَلَیهِنَّ جُنَاحٌ أنْ یضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیرَ الْجِلْبَابِ وَ لَا بَأسَ بِالنَّظَرِ إِلَی شُعُورِ مِثْلِهِنَّ.» (1)
 


📜 ٢٠ حدیث از رسول اكرم درباره ٢٠ خوراکی  ✅1- زیتون رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله: نِعْمَ الطَّعَامُ الزَّیْتُ یُطَیِّبُ النَّکْهَةَ وَ یَذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ وَ یُصَفِّی اللَّوْنَ وَ یَشُدُّ الْعَصَبَ وَ یَذْهَبُ بِالْوَصَبِ وَ یُطْفِئُ الْغَضَب. زیتون غذای خوبی است، دهان را خوشبو می‌کند، بلغم را از بین می‌برد، چهره را باز، 



طی عملیات تفحص، در منطقه چیلات، پیکر دو شهید پیدا شد، یکی از این شهدا نشسته بود و با لباس و تجهیزات کامل به دیوار تکیه داده بود. لباس زمستانی هم تنش بود. شهید دیگر لای پتو پیچیده شده بود. معلوم بود که این دراز کش مجروح شده است. اما سر شهید دوم بر روی دامن این شهید بود، یعنی شهید نشسته سر آن شهید دوم را به دامن گرفته بود. خوب، پلاک داشتند، پلاک ها را دیدیم که بصورت پشت سر هم است. 555 و 556 . فهمیدیم که آنها با هم پلاک گرفته اند. معمولا اینها که با هم خیلی رفیق بودند، با هم می رفتند پلاک می گرفتند. اسامی را مراجعه کردیم در کامپیوتر. دیدیم که آن شهیدی که نشسته است، پدر است و آن شهیدی که درازکش است، پسر است. پدری سر پسر را به دامن گرفته است. شهید سید ابراهیم اسماعیل زاده موسوی پدر و سید حسین اسماعیل زاده پسر است ، اهل روستای باقر تنگه بابلسر. ۱۰ثانيه باشهدا

ابعاد صلح شجاعانه امام حسن عليه السلام با معاوية بن ابی سفيان كه يگانه عامل بقای اقليت شيعه در آن عصر بود، چنان با عظمت است كه تاكنون محققان زيادی را به تحليل و تبيين آن واداشته است. بدون اغراق می‌توان گفت: اكثر مقالات و تحقيقات پيرامون آن حضرت، در اطراف اين رويداد دور می‌زند. اين نوع نگرش هر چند بيانگر عمق و عظمت صلح امام عليه السلام است اما در دوره ديگر (قبل از امامت و بعد از صلح) كمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند و به تبع آن ميزان آگاهی مردم نيز از اين دوره‌ها اندك است. بر اين اساس و به مناسبت سالگرد شهادت حضرت، در اين شماره با دوران امامت حضرت بعد از صلح (9 سال و اندي) آشنا می‌شويم. 
 


امير مؤمنان علی عليه السلام جلوه زيبای عشق و مظهر تجلّيات ربّانی است. جذبه جمالش هر عارف سالك را به وجد و شوق آورده و دل انگيزترين آهنگ و ترنّم ياد دوست رابدان‌ها ارزانی می‌دارد. او چنان است كه خود فرمود: «ينحدر عنّی السّيل و لا يرقی الی الطّير؛ سيلاب از ستيغ من ريزان است و مرغ از پريدن به قلّه‌ام گريزان‌»(1)
 


فرزند گرامی رسول الله و نخستين نوه‌ی او در مقدس‌ترین ماه‌های سال قمری يعنی پانزدهم (3) رمضان سال سوم هجرت چشم به جهان گشود. 
امام مجتبی عليه السلام در دامان حضرت زهرا سلام الله عليها بزرگ شد. او از همان دوران كودكی از نبوغ سرشاری برخوردار بود وی با حافظه‌ی نيرومندش، آياتی را كه بر پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله نازل می‌شد، می‌شنيد و همه را حفظ می‌كرد و وقتی به خانه می‌رفت برای مادرش می‌خواند و حضرت فاطمه (س) آن 


مهدی عباسی، سومین خلیفه عباسی بود. او پسر منحرفی به نام ابراهیم داشت كه به حضرت علی علیه السلام كینه خاصی داشت. وی روزی نزد مأمون، هفتمین خلیفه عباسی آمد و به او گفت:
در خواب، علی علیه السلام را دیدم كه با هم راه می‌رفتیم تا به پلی رسیدیم. او مرا در عبور از پل، مقدم داشت. من به او گفتم: تو ادعا می‌كنی كه امیر بر مردم هستی؛ ولی ما از تو به مقام امارت و پادشاهی سزاوارتریم. او به من پاسخ كامل و رسایی نداد.»‌‌
مأمون گفت: آن حضرت به تو چه پاسخی داد؟ ابراهیم گفت: چندبار به من سلام كرد و گفت: سلاماً... سلاماً. 
مأمون گفت: او تو را نادانی كه قابل پاسخ نیستی، معرفی كرده است، چرا كه قرآن در توصیف بندگان خاص خود می‌فرماید: «‌‌و عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یمْشونَ عَلَی الأرْضِ هوْناً وإذا خاطَبَهُمُ الجاهلونَ قالُوا سَلاماً‌»؛ (5) 
«بندگان [خاص خداوند] رحمان، كسانی هستند كه با آرامش و بی تكبر بر زمین راه می‌روند و هنگامی كه جاهلان آنها را مخاطب سازند [و سخنان نابخردانه گویند] ، به آنها سلام می‌گویند [و با بی اعتنایی و بزرگواری می‌گذرند].»‌‌
 


منصور دوانقی به زیاد بن عبداللَّه مبلغی داد تا آن را در میان افراد نابینا و یتیم تقسیم نماید. ابو زیاد تمیمی كه انسان طمعكاری بود، گفت: نام مرا در میان نابینایان بنویس! زیاد بن عبدالملك گفت: باشد می‌نویسم؛ چرا كه خداوند می‌فرماید: «‌‌فَانَّها لاتَعْمی الاَبصارُ وَلكِنْ تَعْمی الْقُلوبُ الَّتی فِی الصُّدُورِ‌»؛ (4) «‌‌به درستی كه چشمهای ظاهر نابینا نمی‌شود، بلكه دلهایی كه در سینه هاست كور می‌شود.»‌‌
سپس ابو زیاد درخواست كرد كه نام فرزندش نیز در دفتر نام ایتام نوشته شود. زیاد بن عبداللَّه گفت آن را هم می‌نویسم. هر كه را تو پدری، یتیم است. 
 


 
خدیجه و ازدواج با پیامبر صلی الله علیه و آله 
«كانت خدیجة امرأة عاقلة شریفةً مع ما اراد الله بها من الكرامة و الخیر و هی یومئذ افضلهم نسبا و اعظمهم شرفا و اكثرهم مالاً؛ (1) 
خدیجه بانویی عاقل و شریف بود. به اضافه آنچه خداوند از بزرگواری و خیر نسبت به او اراده كرده بود و او آن روز برترین در نسب و بزرگ‌ترین در شرف و ثروتمندترین زنان در زمان خود بود.» 
حضرت خدیجه علیهاالسلام دختر خویلد ـ كه 68 سال پیش از هجرت در قریش متولد شده بود ـ (2) بانویی پرهیزكار و پاكدامن بود. چنان كه به طاهره (3) مشهور شد، او به دلیل استعداد قوی خود، یكی از 


اشاره: 
دهم رمضان (سال ده بعثت) نقطه پایان بر 25 سال همراهی خدیجه، بانوی آسمانی با رسول خدا صلی الله علیه و آله بود؛ بانویی مباركه، (1) طاهره، راضیه، مرضیه، زكیه، صدیقه، كبری، (2) شامخه، (3) فاضله، كامله (4) و عفیفه (5) كه 55 سال قبل از بعثت چشم به جهان گشوده و از سال 15 قبل از بعثت (دهم ربیع الاول) در كنار برگزیده الهی قرار گرفته بود و سرانجام بعد از قریب 25 سال همراهی و همگامی


حضرت خدیجه همسر گرامی رسول اكرم صلی الله علیه و آله، 68 سال پیش از هجرت نبوی صلی الله علیه و آله در شهر مكه به دنیا آمد. پدر وی خویلد بن اسد و مادرش فاطمه دختر زائدة بن اصم می‌باشد. او در چهل سالگی با حضرت محمد صلی الله علیه و آله كه 25 سال از عمر شریفش را سپری كرده بود ازدواج نمود. بنابر قول مشهور ثمره ازدواج خدیجه شش فرزند به نام‌های قاسم، عبدالله، رقیه، زینب،‌ام كلثوم و فاطمه علیها السلام بود. قبل از اسلام وی به خاطر دارا بودن صفات پسندیده و فضائل اخلاقی و پاكدامنی، «طاهره.» لقب 



فضائل خدیجه علیهاالسلام 
1. بصیرت ژرف 
از بالاترین فضائل خدیجه كبری این است كه از اندیشه بلند و فكر عمیق و بصیرت ژرف برخوردار بود؛ مخصوصاً عقل عملی او در اوج خود قرار داشت. این امر را می‌توان از انتخاب پیامبر اكرم به عنوان شوهر آینده و شایسته خود از بین آن همه خواستگاران پولدار و تاجر فهمید. 
او در چهره و رفتار محمد صلی الله علیه و آله آینده درخشان و ممتاز او را می‌دید، به همین جهت 


در سال دهم بعثت دو حادثه دردناك و جانسوز بر پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله وارد گشت، چنان كه در تاریخ آمده است: «وَردَ عَلَی رَسولِ الله أمْران شدیدانِ عَظیمانِ وَجَزَعَ جَزَعاً شدیداً؛ دو امر بزرگ وسخت بر پیامبر وارد شد به گونه‌ای كه فریاد و ناله شدید حضرت بلند شد.» آن دو امر یكی رحلت جانسوز ابوطالب بود 



او دخت گرامىِ «خُوَیلِد» فرزند اَسَد، فرزند عبد العُزّى، فرزند قُصَىّ، فرزند كلاب، فرزند مُرَّة، فرزند كعب، فرزند لؤى، فرزند غالب، فرزند فِهر است. (1) مادرش، فاطمه، دخت زائده، پسر أصم، پسر رواحه، پسر 



روز دهم ماه مبارك رمضان سال دهم بعثت، بزرگ بانوی اسلام و بهترین یاور و همكار پیامبر اكرم‏صلی‏الله‏علیه‏و‏آله حضرت خدیجه‏علیهاالسلام دار فانی را وداع گفت و پیامبر خدا را به سوگ عظیمی نشاند، تا آنجا كه آن سال را سال «حزن و غم» نامگذاری نمود.
یقیناً ارادت پیامبر اكرم‏صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به آن بانو، به‏خاطر همسر بودن ایشان و یا ثروتمند بودن وی نبود؛ بلکه به‏خاطر كمالات و اوصاف برجسته‌ای كه در آن بانو بروز و ظهور داشت.
آنچه پیش رو دارید، اشاره به چهار امر كلیدی (1) است كه در ساختار شخصیتی خدیجه‏علیهاالسلام نقش تعیین‌كننده‌ای داشته است و می‌تواند به عنوان الگویی برای جامعه، خصوصاً بانوان مطرح باشد.
الف. آگاهی و اطلاعات
 


 

مـوره میبـیـنی که شـر و بـا صـفایـم بـــچـــه مـــحـــلـــه امـــام رضــایــم

زلــزلــــیـــم حــــادثـــیـــم بـــلــایـــم بـــچـــه مـــحـــلـــه امـــام رضــایــم ه



 این آقا کریم منصوری که قاری و استاد قرآن ایرانه و منم دوسش دارم، رفته بود برای مسابقات در کشور برادر نامردمون عربستان سعودی! خلاصه حاج آقا کریمه دیگه، کولاک کرد. یه مصری اومد ایشون هم تلاوت کرد و با یک غلط وحشتناکه اعرابی



حداقلش برا من جالب بود... ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺭﻋﯿﺘﯽ ﺳﺎﺩﻩﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ . ﺩﯾﺪ ﻛﺎﺳﻪﺍﯼ ﻧﻔﯿﺲ ﻭ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺩﺭﮔﻮﺷﻪﺍﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﮔﺮﺑﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺏ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ . ﺩﯾﺪﺍﮔﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﻛﺎﺳﻪ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺳﺪ ﺭﻋﯿﺖ ﻣﻠﺘﻔﺖ ﻣﻄﻠﺐﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﺮﺍﻧﯽ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻣﯽﻧﻬﺪ. ﻟﺬﺍ ﮔﻔﺖ : ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﭼﻪ 



 

 تعصبات شدید مذهبی

 هر سال بانک ملی 200 نفر از قبول شده‌های دانشگاه تهران رو با دقت زیاد به عنوان سهمیه انتخاب می کرد و تو مرحله بعد، یه آزمون اختصاصی می گرفت و از بینشون 7 نفر رو برای اعزام به انگلستان انتخاب می کرد



ساده که میشوی همه چیز خوب می شود خودت غمت مشکلت غصه ات هوای شهرت آدم های اطرافت حتی دشمنت یک آدم ساده که باشی برایت فرقی نمی کند که تجمل چیست که قیمت تویوتا لندکروز چند است 



لپ تاپم رو روشن کردم و افتادم توی کوچه پس کوچه های اینترنت چند تا کوچه رو که دور زدم یهو دیدم آژیر آنتی ویروس محترم به صدا در اومد فهمیدم ویروس گرفته رفتم و سریع ویروس رو از بین بردم تا به سیستمم آسیبی نرسونه ... کارم که تموم شد به حال خودم خندیدم البته از اون خنده هایی که شاعر میگه :



ﻣﺮﺩﯼ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﻣﺎﺩﺭ، ﻫﻤﺴﺮ ﻭ فرزندش ﺭﺍ ﺑﺮﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺷﺖ، ﻭ ﻧﺰﺩ اربابی ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ، وی ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺵ ﺍﺧﻼﺹ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ کارها ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ، یک ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻭ ﺳﺮ ﮐﺎﺭ ﻧﺮﻓﺖ. ﺑه همین ﻋﻠﺖ ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﯾﻨﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩﺗﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻢ ﺗﺎ ﺍﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻏﯿﺒﺖ ﻧﮑﻨﺪ. ﺯﯾﺮﺍ ﺣﺘﻤﺎ ﺑه خاﻃﺮ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩﺵ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ در روز بعد ﺳﺮﮐﺎﺭﺵ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ ارباب ﺣﻘﻮﻗﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﯾﻨﺎﺭﯼ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮﺩ. ﮐﺎﺭﮔﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ تشکر کرد و ﺩﻟﯿﻞ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﺪﻥ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﯿﺪ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺮﺩ. ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ ﺑه شدت ﺧﺸﻤﮕﯿﻦ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺩﯾﻨﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﮐﻢ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻢ ﮐﺮﺩ...

روایتی بس زیبا ﺭﻭﺯﯼ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮﺳﯽ ‏(ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ‏) ﺩﺭ ﻛﻮﻩ ﻃﻮﺭ ، ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﻨﺎﺟﺎﺕ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ: ﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺟﻬﺎﻧﯿﺎﻥ! ﺟﻮﺍﺏ ﺁﻣﺪ : ﻟﺒﯿﻚ ! ﺳﭙﺲ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ! ﺟﻮﺍﺏ ﺁﻣﺪ : ﻟﺒﯿﻚ ! ﺳﭙﺲ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﮔﻨﺎهکارﺍﻥ! ﻣﻮﺳﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺷﻨﯿﺪ : ﻟﺒﯿﻚ، ﻟﺒﯿﻚ ، ﻟﺒﯿﻚ! ﺣﻀﺮﺕ ﮔﻔﺖ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍسمها ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺯﺩﻡ ، ﯾﻜﺒﺎﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﯼ ؛ ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﯼ ﺧﺪﺍﯼ ﮔﻨﺎﻫﻜﺎﺭﺍﻥ، ﺳﻪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﯼ ؟ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﯼ ﻣﻮﺳﯽ ! ﻋﺎﺭﻓﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻧﯿﻜﻮﻛﺎﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻣﻄﯿﻌﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﺧﻮﺩ "ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ" ﺩﺍﺭﻧﺪ ؛ ﺍﻣﺎ ﮔﻨﺎﻫﻜﺎﺭﺍﻥ ﺟﺰ ﺑﻪ "ﻓﻀﻞ ﻣﻦ" ﭘﻨﺎﻫﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ____________________ یا تَوّاب، یا وَهّاب، یا مَن حَیثُ ما دُعِیَ اَجاب

: شقیق بلخی مردی را گفت: فقیرانتان چه می کنند؟ گفت: اگر یابند،خورند. نیابند،بردباری کنند. شقیق گفت: سگان بلخ نیز چنین کنند. مرد گفت: شما چه می کنید؟ شقیق گفت: اگر یابیم،ایثار کنیم و اگر نیابیم، شکر گزاریم : حکیمی می گفت: انسان ها سخت مسکین اند، چون آنقدر که از فقر می ترسند از آتش می ترسیدند از هر دو نجات می یافتند و اگر همان مقدار که مشتاق دنیا هستند به آخرت هم اشتیاق داشتند، هر دو را به دست می آوردند؛ و اگر همان گونه که در ظاهر از مخلوقات خدا می ترسند در باطن از خداوند می ترسیدند، در هر دو جهان رستگار و کامروا بودند. (کشکول شیخ بهایی)

روایتی بس زیبا ﺭﻭﺯﯼ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮﺳﯽ ‏(ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ‏) ﺩﺭ ﻛﻮﻩ ﻃﻮﺭ ، ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﻨﺎﺟﺎﺕ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ: ﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺟﻬﺎﻧﯿﺎﻥ! ﺟﻮﺍﺏ ﺁﻣﺪ : ﻟﺒﯿﻚ ! ﺳﭙﺲ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ! ﺟﻮﺍﺏ ﺁﻣﺪ : ﻟﺒﯿﻚ ! ﺳﭙﺲ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﮔﻨﺎهکارﺍﻥ! ﻣﻮﺳﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺷﻨﯿﺪ : ﻟﺒﯿﻚ، ﻟﺒﯿﻚ ، ﻟﺒﯿﻚ! ﺣﻀﺮﺕ ﮔﻔﺖ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍسمها ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺯﺩﻡ ، ﯾﻜﺒﺎﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﯼ ؛ ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﯼ ﺧﺪﺍﯼ ﮔﻨﺎﻫﻜﺎﺭﺍﻥ، ﺳﻪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﯼ ؟ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﯼ ﻣﻮﺳﯽ ! ﻋﺎﺭﻓﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻧﯿﻜﻮﻛﺎﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻣﻄﯿﻌﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﺧﻮﺩ "ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ" ﺩﺍﺭﻧﺪ ؛ ﺍﻣﺎ ﮔﻨﺎﻫﻜﺎﺭﺍﻥ ﺟﺰ ﺑﻪ "ﻓﻀﻞ ﻣﻦ" ﭘﻨﺎﻫﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ____________________ یا تَوّاب، یا وَهّاب، یا مَن حَیثُ ما دُعِیَ اَجاب

‪: سکه ها همیشه صدا دارند اما اسکناس ها بی صدا پس هنگامی که ارزش و مقام شما بالا میرود بیشتر آرام و بی صدا باشید . . .

ﻭاگرﺑﺎهنرشهادت آشنايي،مفتح درهاي بهشت ميشوي ¤ واگربا همت،تقوا پيشه كنید‏صياد دلها ميشويد‬:

بارالها… از كوي تو بيرون نشود پاي خيالم نكند فرق به حالم ....

چه براني، چه بخواني…

چه به اوجم برساني چه به خاكم بكشاني…

نه من آنم كه برنجم ، نه تو آني كه براني.. نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم ، نه تو آني كه گدا را ننوازي به نگاهي. در اگر باز نگردد… نروم باز به جايي پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهي... كس به غير از تو نخواهم ، چه بخواهي چه نخواهي... باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهي...



 

 از صلیب سرخ آمده بودند اردوگاه اسرا گفتند: در اردوگاه شما را شکنجه‌تان می‌کنند یا نه؟ همه به آقا سید نگاه کردند ولی آقا سید چیزی نگفت مأمور صلیب سرخ گفت: آقا شما را شکنجه می‌کنند یا نه؟ ظاهراً شما ارشد اردوگاه هستید. آقا سید باز هم حرفی نزد. پس شما را شکنجه نمی‌کنند؟ آقا سید با اون محاسن بلند و ابهت خاص خودش سرش پایین بود و چیزی نمی گفت. نوشتند اینجا خبری از شکنجه نیست. افسر عراقی که فرمانده اردوگاه بود، آقای ابوترابی را برد تواتاق خودش گفت: تو بیشتر از همه کتک خوردی، چرا به اینها چیزی نگفتی؟ آقای ابوترابی برگشت فرمود: ما دو تا مسلمان هستیم با هم درگیر شدیم، آنها کافر هستند دو تا مسلمان هیچ وقت شکایت پیش کفار نمی‌برند. فرمانده اردوگاه کلاه نظامی که سرش بود را محکم به زمین کوبید و صورت آقا سید را بوسید بعدش هم نشت روی دو زانو جلو آقا سید و تو سر خودش می زد می گفت شما الحق سربازان خمینی هستید. روایت در مورد سید آزادگان "شهید ابوترابی"



[1‬: از صلیب سرخ آمده بودند اردوگاه اسرا گفتند: در اردوگاه شما را شکنجه‌تان می‌کنند یا نه؟ همه به آقا سید نگاه کردند ولی آقا سید چیزی نگفت مأمور صلیب سرخ گفت: آقا شما را شکنجه می‌کنند یا نه؟ ظاهراً شما ارشد اردوگاه هستید. آقا سید باز هم حرفی نزد. پس شما را شکنجه نمی‌کنند؟ آقا سید با اون محاسن بلند و ابهت خاص خودش سرش پایین بود و چیزی نمی گفت. نوشتند اینجا خبری از شکنجه نیست. افسر عراقی که فرمانده اردوگاه بود، آقای ابوترابی را برد تواتاق خودش گفت: تو بیشتر از همه کتک خوردی، چرا به اینها چیزی نگفتی؟

مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ، آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است. مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: ما ترازویی نداریم ؛ بنابراین یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر شما را به عنوان وزنه قرار دادیم . مرد بقال از شرمندگی نمیدانست چه بگوید ... یقین داشته باش که: به اندازه خودت برای تو اندازه گرفته می شود...  

ﻣﺮﺩﯼ ﺧﺪﻣﺖ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﻮﻣﻨﯿﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ (ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ) ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ: ﺍﺯ ﻫﻔﺘﺼﺪ ﻓﺮﺳﺨﯽ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻫﻔﺖ ﻣﻄﻠﺐ ﺑﭙﺮﺳﻢ، 1) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺳﺖ؟ 2) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺯﻣﯿﻦ ﻭﺳﯿﻊ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ؟ 3) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﯾﺘﯿﻢ ﺿﻌﯿﻒ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ؟ 4) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ(ﺟﻬﻨﻢ) ﮔﺮﻣﺘﺮ ﺍﺳﺖ؟ 5) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺯﻣﻬﺮﯾﺮ ﺧﻨﮏ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ؟ 6) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺩﺭﯾﺎ ﻏﻨﯽ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ؟ 7) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺳﻨﮓ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ؟

 

 

💠علامه حسن زاده آملی میفرمایند: اهم مراقبات این است که انسان واردات و صادرات دهانش را مواظب باشد. آن لقمه نانی را که به دهان می گذارد، اگر از روی حساب نباشد هرزه خوار می شود و انسان هرزه خوار هرزه گو می گردد. آن دهانی که وارداتش آلوده است صادراتش هم آلوده است. استقبال از ماه مبارک رمضان با دستورالعمل ده گانه امام رضا(ع)



ﻓﻮﺍﯾﺪ ﺭﻭﺯﻩ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻏﯿﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ 1 ‏) ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺁﻟﻜﺴﯽ ﺳﻮﻓﻮﺭﻳﻦ ‏( ﭘﺰﺷﮏ ﺭﻭﺳﯽ ‏) : ﺟﺴﻢ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺭﻭﺯﻩ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻏﺬﺍ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺩ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﻛﻨﺪ ﻭ ﻣﻮﺍﺩ ﻛﺜﻴﻒ ﻭ ﻋﻔﻮﻧﯽ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﺴﻢ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺭﻳﺸﻪ ﻭ ﺧﻤﻴﺮﻩ ﺑﻴﻤﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ، ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﻣﯽﺭﻭﺩ 2 ‏) ﺩﻛﺘﺮ ﻛﺎﺭﻳﻮ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﯽ : ﺭﻭﺯﻩﺍﯼ ﻛﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﻭﺍﺟﺐ ﻛﺮﺩﻩ، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺿﺎﻣﻦ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺗﻦ ﺍﺳﺖ.......

 



سوال : چگونه زضایت خداوند متعال را بدست اوریم؟

در بیش از سی ایه از قران اسباب رضایت و خشنودی خداوند بیان شده است از جمله

1ایمان به خدا و روز قیامت 2- مهاجرت و رهایی خانه و وطن برای حفظ دین 3- جهاد با مال و جان در راه خدا 4- صداقت در گفتار و اعمال 5- شکر نعمت نیز باعث خشنودی خداوند متعال است و.....

پیامبر اکرم  صلی الله علیه واله و سلم : رضایت خداوند در رضایت پدر و مادر است و خشم خداوند در خشم انهاست  مستردک الوسائل ج14ص286




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دريافت ابزار و قالب وبلاگ ]