دنیای امروز شاهد رفتار خصمانه و به دور از انسانیت یهود نسبت به مسلمانان است؛ تاجایی که در هر قسمت از دنیا به مسلمانان ظلمی روا داشته می‌شود، می‌توان ردپای آنها را به وضوح مشاهده کرد.
یکی از بارزترین این جنایات، ظلم و ستم یهودیان صهیونیست نسبت به مسلمانان مظلوم فلسطین است که سالهاست نقل محافل سیاسی و خبری است و بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران امام خمینی‏رحمه‏الله از همان ابتدای پیروزی انقلاب، برای همبستگی مسلمانان علیه صهیونیزم و به فراموشی سپرده نشدن این امر، جمعه آخر ماه مبارک رمضان هر سال را به عنوان روز قدس مطرح فرمودند.
اکنون اقدامات غیر دینی و به دور از انسانیت صهیونیستها تحولات منطقه را وارد مرحله‌ای حساس كرده و این مسئله را از یك بحران منطقه‌ای به بحرانی جهانی و بین المللی مبدل ساخته است؛ اگر چه صهیونیسم از یهود جدا است و برخی از یهودیان منصف؛ چه در زمان پیامبر‏صلی‏الله‏علیه‏وآله و چه در دوران کنونی، بوده‌اند که با اسلام و مسلمانان منصفانه عمل می‌کردند؛ ولی در موارد زیادی این دو با هم آمیخته شده‌ و جدایی‌شان امكان‌پذیر نبوده است.
 


در عرصه فرهنگ ارتباطات، كتاب و آثار مكتوب به عنوان یكی از تاثیرگذارترین رسانه‌ها مطرح می‌باشد. خواندن چون در پیوند با فرایند اندیشه و تفكر است، اثرات عمیق تری در جان مخاطب بر جا می‌گذارد. 
القای مفاهیم پیچیده و مطالب سنگین تنها از گذر آثار مكتوب امكان پذیر است؛ چرا كه رسانه‌های گوناگون در انتقال پیام دچار محدودیت‌هایی می‌باشند. ژان كازینو در كتاب خود «قدرت تلویزیون‌» درباره تاثیر آثار مكتوب چنین می‌نویسد: «پیام‌های كتبی در زمان كنونی از اعتبار و نفوذ بیشتری روش‌های پیدا و پنهان صهیونیسم (2) 
برخوردارند. پیام‌های نوشتاری امكان می‌دهد كه خواننده برای مدتی طولانی توجه خود را روی آن متمركز كند، آن را دوباره مرور كند و بهتر به خاطر بسپارد. درمقابل رادیو راحت‌تر از مطبوعات به فرد امكان مشاركت روانی و یكی شدن با منبع پیام را می‌دهد و برای دراماتیزه كردن وقایع مناسب‌تر است. به طور كلی نوشته چاپی برای انتقال اندیشه پیچیده مفیدتر از وسایل دیگر است، بر عكس تلویزیون برای انتقال اندیشه‌های ساده موثرترین وسیله می‌باشد.‌» (1) 
 


رشد و توسعه فن آوری و ارتباطات، از جهان امروز دنیایی بدون مرز ساخته است. سرنیزه‌های دیروز و سلاح‌های پیشرفته امروز، همگی در برابر قدرت رسانه‌های ارتباطی رنگ می‌بازند؛ زیرا تا بستر فرهنگی و سرزمین اندیشه‌ها هموار نباشد، استفاده از زور چیزی جز خسارت‌های سنگین و زیان‌های جبران ناپذیر بر جای نمی‌گذارد. 
از این رو، امواج نامرئی، مرزهای سیاسی - جغرافیایی را در می‌نوردد تا بدون هیچ گونه كنترلی وارد عرصه‌های دلخواه خود شود و مخاطبانش را مورد هجوم و یورش قرار دهد. بهره كشی و برده داری امروز از مرزهای جسمانی گذر كرده است و تا مغز استخوان مخاطب پیش می‌رود. حریم اندیشه‌ها شكسته می‌شود تا برده داری فكری و چنگ انداختن در اندیشه‌های غیر مسلط بیش از هر زمان دیگر رایج و شایع گردد. 
گفته آیزنهاور رئیس جمهور پیشین آمریكا در این باره بسیار روشنگرانه است: «بزرگترین جنگی كه در پیش داریم، جنگی ست برای تسخیر افكار انسان ها‌» (1) 
 


دیر زمانی است كه صهیونیسم جهانی از راههای سیاسی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی و تبلیغی به هدف تسلط بر جهان تلاش می‌كند. یكی از راههای سیطره بر جهان، استفاده از تبلیغات با شیوه‌ها و شگردهای مخصوص آن است. 
امروز صهیونیسم با سپاه عظیمی از سخنران، نویسنده، هنرمند، كارگردان، برنامه ریز تبلیغاتی، و... به عشق رسیدن به پول و ثروت و خوشگذرانی، بزرگ‌ترین فاجعه‌های تاریخ بشری را می‌آفریند و با شگردهای روان شناسانه و فرمولهای جامعه شناسانه و برگزاری كنفرانسها و سمینارها و... برای تخریب اذهان بشریت تلاش می‌كند. ولتر نویسنده و شاعر فرانسوی می‌گوید: «یهودیان قومی منافق و خونخوار و طایفه‌ای وحشی و بی اعتبار و افرادی ذلیل به شمار می‌آیند. این جماعت طی روزگار دراز، زشتی و طمع را در خود گرد آوردند. آتش كینه ایشان نسبت به ملتهای دیگر هرگز فرو نمی‌نشیند؛ همان ملتهایی كه آنان را در كنار خویش تحمل می‌كنند و تیره بختی و رنج و تلاششان موجب ازدیاد ثروت آنان می‌شود. دسته كوچكی از یهودیان می‌تواند به شیوه‌های خاص، نسبت به ملتهای دیگر كینه توزی و دشمنی كند.» (1) و امروز دسته‌ای از یهودیان؛ یعنی صهیونیستها چنین نقشی را ایفا می‌كنند. 
 


بیش از پنجاه و شش سال از تاریخ به رسمیت شناخته شدن اسرائیل از سوی سازمان ملل می‌گذرد. در نیم قرن گذشته كشور فلسطین شاهد التهابات بی مانندی بوده است و از آن زمان تا كنون آماج جنایات دشمنان و بی مهری به اصطلاح دوستان خویش بوده است. صهیونیستها كه خود را از تبار اسرائیل (یعقوب) ، آن پیامبر الهی می‌دانند بر مبنای تورات تحریف شده و با توصیه خاخامهای یهود (روحانیون یهودی) از هیچ عمل شرم آوری رویگردان نبوده اند. پس از واقعه 11 سپتامبر و بهانه جوییهای آمریكا درباره مبارزه با تروریسم، بار دیگر فرصتی طلایی در اختیار حاكمان رژیم اشغالگر قدس قرار گرفت تا بر سركوب خویش بیافزایند؛ ایجاد دیوار حائل كه مناطق یهودی نشین را از مناطق غزّه و كرانه باختری رود اردن جدا می‌سازد، همچنین ترور رهبران معنوی و متدین گروههای اسلامی نظیر شیخ احمد یاسین رمضان، تخریب منازل فلسطینیان، از بین بردن زمینهای زراعی و باغات، همگی از جمله اقداماتی است كه ظرف 3 سال گذشته به مرحله اجرا گذاشته شده است. هجومهای مكرر و بی امان به اردوگاههای فلسطینی شكل هر روز به خود گرفته است و فلسطین در میان دیگر گرفتاریهای مسلمانان همچون آنچه در افغانستان و عراق می‌گذرد، گاه به بوته فراموشی سپرده می‌شود. 
 


مدت‌ها پس از پیروزی مسلمانان بر حكومت صلیبی با فرماندهی امیر صلاح الدین ایوبی، اروپا به فكر تسخیر آسیا افتاد و تنها مانع را حكومت عثمانی می‌دید كه آن هم در اثر جنگ‌های داخلی و تبعیض‌ها سست شد و آن‌ها از فرصت استفاده كردند و به فكر تجزیه حكومت عثمانی افتادند. 
نشست سری «سایكس پیكو» در سال 1916 میلادی ضربه نهایی را بر پیكر امپراطوری عثمانی وارد ساخت. انگلیس، فرانسه و روسیه، مناطق خاورمیانه و مستعمرات عثمانی را تقسیم كردند و فلسطین در این تقسیم بندی شوم به انگلیس رسید. دولت انگلیس پس از این نشست - كه در آخرین سال جنگ جهانی اول بود - تمامی خاك فلسطین را در یك جنگ خونین با امپراطوری عثمانی، به اشغال خود درآورد. 
بعد از این اشغال ناجوانمردانه، «بالفور» وزیر خارجه وقت انگلیس با صدور اعلامیه‌ای بر ضرورت تشكیل یك دولت یهودی در سرزمین فلسطین تاكید و راه را برای سلطه صهیونیسم جهانی بر مسلمین مظلوم دنیا هموار نمود. 
 



[Designed By Ashoora.ir    مرجع دريافت ابزار و قالب وبلاگ ]