مقدمه واجب / تقسیم چهارم وپنجم وششم و بیان قول حق در مساله
تقسيم چهارم: دسته بندى مقدمه به سبب و شرط و معد و مانع
معيار اين تقسيم بندى اختلاف در چگونگى اثرگذارى هر مقدمه در ذى المقدمه مىباشد زیرا كه تأثيرگذارى هر مقدمه با نوع اثرگذارى مقدمه ديگر متفاوت است
مقدمه سبب يا علت:
چيزى است كه وجود معلول يا مسبب از آن ناشى مىشود
به اين سبب مقتضى هم گفته مىشود
مانند دلوك شمس يعنى ظهر شرعى نسبت به .جوب صلاه كه وارد شدن در اين وقت موجب واجب شدن نماز و مشغول شدن ذمه مكلف به نماز است
زیرا خداوند متعال فرموده است أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ یعنی نماز را از زوال آفتاب (يعنى ظهر شرعى) تا اول تاريكى شب (يعنى غروب آفتاب) اقامه كن.
مقدمه شرط :
چيزى است كه از عدم او عدم مشروط لازم می اید اما از وجود او وجود مشروط لازم نمی اید مانند وضو نسبت به نماز و مانند نصب نردبان نسبت به رفتن به پشت بام
مقدمه معد يا زمينه ساز:
چيزى است كه معلول را به علت نزديك مىكند مانند پا گذاشتن بر پله های نردبان که پا گذاشتن روى هر پله زمينه ساز و مقدمه بالا رفتن بر پله بعدى است
مقدمه مانع :
چيزى است كه وجودش از اثرگذارى علت جلوگيرى مىكند مانند قتل كه شرع آن را مانع از ارث بردن قرار داده است و مانند حدث كه مانع از درستى نماز است.
تقسيم پنجم: دستهبندى مقدمه به مفوّته و غير مفوته
مقدمه مفوته:
عبارت است از مقدمهاى كه عقل حكم مىكند به اينكه قبل از وجوب ذى المقدمه بايد انجام شود بهطورى كه اگر مكلف آن را قبل از زمان وجوب ذى المقدمه انجام ندهد قدرت انجام دادن واجب را در وقت خودش نخواهد داشت
مانند پيمودن مسير براى حج قبل از رسيدن ايام حج (ماه ذىالحجه)
پس از آنجا كه ترك پيمودن مسير در زمان خودش موجب فوت شدن واجب (حج) مىشود از آن به مقدمه مفوته تعبير كردهاند
و مانند مسئله غسل كردن از جنابت براى روزه :
توضیح مطلب اینکه روزه با طلوع فجر واجب مىشود اما انجام غسل برای انسان جنب قبل از فجر لازم است چرا كه در غير اين صورت روزه باطل مىشود و ترك غسل قبل از فجر موجب فوت شدن واجب (روزه) مىگردد.
تقسيم ششم: دسته بندى مقدمه به مقدمات عبادى و غير عبادى
بيشتر مقدمات امورى غير عبادى هستند [و در انجام دادن آنها نيت و قصد قربت لازم نيست] مانند طاهر كردن لباس براى نماز يا پيمودن مسير به سوى مكه براى انجام حج
اما گاهى يك مقدمه، عبادت است و خودش مقدمه عبادت ديگرى است بهطورى كه آن مقدمه، بعنوان مقدمه واقع نمىشود مگر آنكه به صورت عبادت انجام شود
مانند طهارتهاى سهگانه يعنى وضو و غسل و تيمم.
اقوال در مساله مقدمه واجب
نظريه اول :
مىگويد مقدمه واجب مطلقا واجب است يعنى همه اقسام مقدمه.
نظريه دوم :
مىگويد مطلقا هيچكدام از اقسام مقدمه وجوب شرعى ندارند.
نظريه سوم:
تفصيل داده و بين انواع مقدمات را فرق گذاشتهاند و بعضى از آنها را واجب دانسته و بعضى ديگر را واجب نمىدانند
نظر مولف کتاب :
بطور كلى مقدمه واجب، وجوب شرعى ندارد
شرح نظريه ایه الله سبحانی (يعنى عدم وجوب مقدمه)
هدف از واجب كردن يك شىء آن است كه انگيزه اى را در درون مكلف به وجود بياورند تا او به سمت انجام دادن آن كار برانگيخته شود در حالى كه امر كردن به مقدمه داراى آن هدف نيست يعنى برانگيزاننده مكلف نمىباشد
پس امر به مقدمه يا تحريككننده و برانگيزاننده نيست و يا اينكه نيازى به آن نمىباشد
اما صورت اول [كه امر به مقدمه تحريككننده نباشد] در موردى است كه امر به ذى المقدمه تحريككننده مكلف بسوى واجب نفسى (ذى المقدمه) نباشد [و مكلف تصميم بر انجام دادن واجب را نداشته باشد
در اين صورت امر كردن به مقدمه كار لغو و بيهودهاى است چرا كه انجام دادن مقدمه [براى كسى كه قصد انجام دادن ذى المقدمه را ندارد] فايدهاى ندارد.
اما صورت دوم كه نيازى به امر كردن به مقدمه نيست
در صورتى است كه امر به ذى المقدمه مكلف را به سمت انجام دادن آن عمل تحريك كرده باشد و مكلف مصمم بر انجام دادن آن واجب باشد
در این صورت همان امر به ذى المقدمه براى تحريك شدن مكلف نسبت به انجام دادن مقدمه كافى است و امر به مقدمه غير ضرورى بوده و نيازى به آن نيست
خلاصه مطلب اينكه :
امر كردن و دستور دادن به مقدمه بين دو چيز مردد است
يا تحريككننده مكلف نيست و آن در صورتى است كه مكلف تصميم بر انجام دادن ذى المقدمه را ندارد
و يا نيازى به امر كردن به مقدمه نمىباشد و آن در صورتى است كه مكلف تصميم بر انجام دادن ذى المقدمه را دارد و زمانى كه حالت مقدمه اينگونه باشد [كه يا امر كردن به آن لغو است و يا نيازى به امر كردن به آن نيست] پس حكم كردن به يك چنين چيزى قبيح است و از مولاى حكيم صادر نمىشود.



