الفصل الثامن : الامر بالامر بفعل امر بذلک الفعل
بخش هشتم : پيرامون امر به امر است
مقدمه
گاهى مولى مستقيما و بدون واسطه به مكلفين دستور مىدهد وگاهى هم مولا با واسطه امر مىنمايد
مانند اينكه خداوند به پيامبرش دستور مىدهد كه برو به مردم امر كن تا فلان كار را انجام دهند.
بیان محل نزاع:
آيا امرى كه از جانب مولى صادر شده است و با واسطه به مكلفين مىرسد از نظر دلالت مانند امرى است كه بدون واسطه و مستقيم به مكلف شده باشد؟
به عبارت واضحتر اينكه اوامر بدون واسطه دلالت بر وجوب امتثال و انجام مأمور به در خارج دارند اما آيا امر با واسطه هم همينگونه است و دلالت دارد كه مأمور دوم بايد آن شىء مورد امر را در خارج انجام دهد؟
مثال:
به سند صحيح از امام صادق (ع) به نقل از پدرشان امام باقر (ع) نقل شده است كه فرمودند: ما اهل بيت فرزندان خود را از سن پنج سالگى به نماز خواندن وادار مىكنيم
(فمروا صبیانکم بالصلاه اذا کانوا بنی سبع) یعنی شما فرزندان خود را از هفت سالگى به نماز امر كنيد
در اين روايت امام (ع) به والدین امر كردهاند كه فرزندان خود را به نماز امر نمايند
حال اين بحث مطرح است كه آيا امر امام (ع) تنها در امر كردن پدر و مادرها محدود مىشود بدون اينكه لازم باشد عملا بچهها در خارج نماز بخوانند يا اينكه امر امام از اولياء تجاوز كرده و به نماز خواندن بچهها در خارج تعلق گرفته است؟
خلاصه كلام اينكه:
در اين جهت كه فرزندان به نماز خواندن امر شدهاند شكى نيست وآنچه محل بحث است اين است كه آيا فرزندان تنها از ناحيه پدر و مادر مأمور به نماز خواندن هستند يا اينكه از ناحيه شارع و امام (ع) مأمور مىباشند؟
به عبارت دیگر آيا امر امام (ع) به اولياء، در واقع امر به فرزندان است یا خیر؟
فايده و ثمره اين بحث :
ثمره این بحث در دو جا ظاهر مىشود
فايده اول: مشروعیت و عدم مشروعیت عبادت بچهها
بنا براین اگر امر به امر، در واقع امر به همان عمل خارجى باشد در اين صورت عبادت بچهها جنبه شرعى خواهد داشت و در غير اين صورت عبادت بچهها تنها جنبه تمرينى را خواهد داشت و از نظر شرعى صحيح نخواهد بود
فايده دوم : صحت و لزوم معامله و عدم صحت و لزوم
بیان مطلب :
اگر پدرى به فرزند بزرگتر خود امر كند كه برو و به فرزند كوچكتر امر كن كه فلان جنس را بفروشد پس آن واسطه [يعنى فرزند بزرگ] فراموش كرد كه دستور پدر را به برادرش برساند اما فرزند كوچكتر از راه ديگرى بر امر پدرش نسبت به فروختن كالا اطلاع پيدا كرد و آن جنس را به فروش رسانيد پس اگر بگوييم كه امر به امر در واقع امر به همان كار است در اين صورت آن معامله صحيح و لازم مىباشد
اما اگر برخلاف آن معتقد باشيم [يعنى بگوييم كه امر به امر، امر به انجام دادن فعل خارجى نيست] آن معامله فضولى خواهد بود و لازم نمىباشد [بلكه صحت آن وابسته بر اجازه پدر خواهد بود]
نظر آیه الله سبحانی :
ظاهرا امر به امر نسبت به انجام دادن كارى، امر به همان كار است
دلیل :
آنچه در امثال اينگونه موارد به ذهن تبادر مىكند اين است كه:
هدف مولى از صدور آن امر به همان فعل خارجى تعلق گرفته است و امر كردن مأمور اول تنها راهى براى رسيدن به خود آن عمل خارجى است بدون اينكه امر مأمور اول دخالتى در نفس آن عمل داشته باشد.
[يعنى امر مأمور اول صرفا بعنوان پيامرسان و مبلّغ مطرح است و نه بيش از اين].



