المقام الثانی : فی المعاملات

جهت دوم بحث:  پيرامون نهى در معاملات

براى روشن شدن مطلب چند امر را ذكر مى‏كنيم‏

نكته اول اينكه :

منظور از معاملات در عنوان اين بحث، امورى هستند كه نيت و قصد قربت در آنها شرط نيست مانند عقود [يعنى معاملات دوطرفه كه نياز به ايجاب و قبول دارد مثل بيع و نكاح‏] و ايقاعات [يعنى معاملات يك‏طرفه كه تنها براساس ايجاب صورت مى‏گيرد و نيازى به قبول ندارد مثل عتق و طلاق‏]

نكته دوم اينكه:

 منظور از معامله صحيح آن معامله‏اى است كه آثار مطلوب و مورد نظر از آن معامله برآن مترتب شود مانند حصول ملكيت در بيع و حصول زوجيت‏ در نكاح‏

‏ سوم اينكه : در دو مورد بدون هیچ اختلافی نهی از معامله دلالت بر فساد معامله می کند

مورد اول:

هرگاه نهی به اثر مترتب بر مسبب تعلق بگیرد بعنوان مثال در عقد بیع الفاظ بغت و اشتریت سبب ایجاد عقد بیع (مسبب)و حلیت تصرف طرفین معامله در ثمن و مثمن اثر ایم مسبب می باشد حال اگر نهی شارع به این اثر یعنی تصرف در ثمن و مثمن تعلق بگیرد و بگوید (ثمن الخمر سحت) در این صورت بالاتفاق می گویند این تحریم دلالت بر فساد معامله و ملازمه با فساد دارد

مورد دوم:

هرگاه نهی ارشاد به فساد معامله داشته باشد

اما صورت  و مورد سومی وجود دارد که مورد اختلاف است و ان زمانی است که نهى مولوى تحريمى يا كراهتى به معامله‏اى از آن جهت كه عملى است كه مكلف به آن اقدام مى‏كند، تعلق بگيرد‏ مانند عقد ازدواج از شخصى كه محرم است و در حالت احرام صورت بگيرد كه آنچه مبغوض و مورد نفرت شارع هست، صدور عقد نكاح در حال احرام مى‏باشد بدون اينكه از خود نكاح به‏خودى‏خود نهى شده و مورد نفرت قرار گرفته باشد [يعنى نفس نكاح به‏خودى‏خود بد نيست اما در حال احرام از آن نهى شده است‏]  

آیه الله سبحانی می فرمایند ظاهرا اين‏گونه نهى‏ها دلالتى بر فساد ندارد زيرا نهايت چيزى كه از اين‏گونه موارد بدست مى‏آيد اين است كه نفس اين كار يعنى ازدواج در حال احرام مبغوض است كه اين هم دلالت بر فساد و بطلان ندارد و عقد ازدواج يك مسئله عبادى نيست كه با نهى شارع قابل جمع نباشد

تنبيه (تذكر يك نكته)

در پايان اين بحث به يك نكته اشاره كرده‏اند و آن اينكه چه تفاوتى بين مسئله دلالت نهى بر فساد با مسئله اجتماع امر و نهى وجود دارد؟ چرا كه ظاهرا اين دو مسئله به يكديگر شباهت دارند.

آيت اللّه سبحانى مى‏فرمايند اين دو مسئله از دو جهت با يكديگر تفاوت دارند

 اول اينكه:

 موضوع و محمول اين دو مسئله با يكديگر فرق دارند و بنابراين يك جهت مشتركى در بين اين‏ها وجود ندارد كه ما بخواهيم از جهت تفاوتشان بحث كنيم.

توضيح مطلب آن است كه:

 در باب اجتماع امر و نهى بحث ما اين بود كه آيا تعلق امر و نهى به شى‏ء واحد جايز است يا نه؟ در حالى كه عنوان بحث كنونى ما اين است كه آيا بين نهى در عبادات با بطلان آنها تلازمى وجود دارد يا نه؟ به عبارت ديگر اينكه موضوع بحث قبلى، شى‏ء واحد خارجى با دو عنوان بود و محمول آن جواز تعلق امر و نهى به آن شى‏ء واحد مى‏باشد در حالى كه در بحث فعلى، موضوع ما نهى از عبادت و محمول ما ملازمه بين نهى با فساد و بطلان مى‏باشد.

و تفاوت دوم اين‏ها اين است كه :

مسئله اجتماع امر و نهى وابسته بر وجود امر و نهى است يعنى امر و نهى از مقومات اين مسئله هستند به‏طورى‏كه اگر يكى از آنها نباشد مسئله اجتماع هم منتفى خواهد بود در حالى كه مسئله دلالت نهى بر فساد تنها وابسته بر وجود نهى مى‏باشد و وجود امر ضرورتى در تحقق آن ندارد بلكه ممكن است امر وجود داشته باشد مثل باب عبادات و ممكن است كه امر وجود نداشته باشد مانند باب معاملات.

تطبيقات (نمونه‏هاى عملى و عينى اين مسئله در فقه)

 قبلا گذشت كه مسئله نهى در عبادات و معاملات از مسائل مهم اصولى است‏ از اين جهت لازم است كه ما نمونه‏هايى از اين مسئله را ذكر كنيم.

1- نماز خواندن مرد در انگشتر طلا

 از ائمه معصومين (ع) روايت شده كه مرد نبايد طلا استفاده كرده و در آن نماز بخواند قال‏

استاد اساتيد ما، مرحوم آيت اللّه شيخ عبد الكريم حائرى يزدى فرمودند: دسته‏اى از روايات دلالت دارند بر اينكه يكى از شرائط لباس نمازگزار اين است كه براى مردان از طلا نباشد و نهى در اين روايات به نماز خواندن در طلا تعلق گرفته است و نهى در عبادت هم همان‏طورى‏كه در جاى خودش ثابت شده دلالت بر فساد مى‏كند.

2- تقسيم زكات بين فقراء بدون اذن امام در صورتى كه امام درخواست كرده باشد كه مردم زكات را به او تحويل دهند

اگر امام (يعنى حاكم جامعه [اعم از امام معصوم يا فقيه جامع الشرائط]) درخواست كند كه زكات را به او تحويل دهند اما مالك بدون اينكه زكات‏ را به امام بدهد يا اجازه بگيرد خودش در بين فقراء تقسيم نمايد پس آيا با وجود اين نهى امام از تقسيم زكات، پرداخت مالك مجزى مى‏باشد و او را برى‏ء الذمه مى‏كند يا نه؟ [جواب اين است كه خير. زيرا زكات يك عبادت است و نهى در عبادت موجب بطلان مى‏باشد]

3- اگر استفاده آب براى غسل يا وضو ضرر داشته باشد

 اگر استفاده از آب براى وضو ضرر داشته باشد وظيفه مكلف تبديل به تيمم خواهد شد

پس اگر مكلف در حالى كه آب برايش ضرر دارد [و از وضو گرفتن نهى شده است‏] از آب استفاده كرده و وضو بگيرد آيا وضوى او باطل است يا نه؟ [جواب مثبت است زيرا از وضو كه يك عبادت محسوب مى‏شود نهى شده بود و نهى در عبادت موجب بطلان است‏]

4- تيمم كردن با خاك يا سنگ غصبى

 اگر فردى با خاك يا سنگ غصبى [يعنى خاك و سنگى كه از تصرف كردن در آن نهى شده است‏] تيمم كند پس‏ آيا تيمم او باطل است يا نه؟ [جواب مثبت است چرا كه نهى در عبادت موجب بطلان است‏]

5-اكتفاء كردن به اذانى كه از آن نهى شده است

اگر اذان را بصورت غنايى بگويند يا اينكه يك زن با صداى نازك اذان بگويد يا فردى در حال جنابت در مسجد توقف كرده و اذان بگويد پس آيا اين اذان‏ از اين افراد صحيح است و مى‏شود به آن اكتفاء كرد؟ [جواب منفى است چرا كه نهى در عبادت موجب بطلان است‏]

6- حرام بودن ادامه دادن نماز

در موارد خاصى شكستن نماز واجب بوده و ادامه آن حرام است‏ در مواقعى كه شكستن نماز براى حفظ جان يا مال مورد احترام از سوختن يا غرق شدن واجب باشد اما با اين حال مكلف به نماز خود ادامه دهد آيا نمازش باطل است يا نه؟ [جواب مثبت است چرا كه نهى در عبادت موجب بطلان است‏]

7- نهى از دست بسته نماز خواندن

 از تكفير و دست بسته بودن در نماز نهى شده است يعنى اينكه نمازگزار با دست راست دست چپ خود را بگيرد (چنانكه اهل سنت انجام مى‏دهند)  چنانكه از خواندن نمازهاى مستحبى با جماعت نهى شده است مانند نمازى كه اهل سنت در شبهاى ماه مبارك رمضان با جماعت مى‏خوانند و به نماز تراويح مشهور است‏

 پس‏آيا اين نماز باطل است يا نه؟ [جواب مثبت است چرا كه نهى در عبادت موجب بطلان است‏]

8-روزه گرفتن روزى كه مشكوك است كه آيا از ماه رمضان است يا آخر شعبان، به نيت رمضان

اگر آخرين روز ماه شعبان را كه مشكوك است به نيت اولين روز ماه مبارك رمضان روزه بگيرد آيا روزه‏اش باطل است يا نه؟ [جواب مثبت است زيرا از روزه يوم الشك نهى شده و نهى در عبادت دلالت بر بطلان دارد]

9- يكى كردن حج و عمره را با يك نيت واحد

اگر فردى موقع تشرف به حج و در وقت احرام براى عمره تمتع، حج و عمره را با هم نيت كند يعنى با يك احرام واحد هر دو را (عمره و حج) نيت نمايد [در حالى كه حج و عمره هركدام احرام خاص خود را دارند] پس آيا چون از اين كار نهى شده است، عمل او باطل است؟ مانند اينكه نمازگزار با يك نيت واحد دو نماز را نيت كند [در حالى كه هر نماز نيت جداگانه‏اى دارد] پس آيا نماز او باطل است؟ [جواب مثبت است چرا كه نهى در عبادت موجب بطلان خواهد بود]

10-شرط كردن لزوم عقد در مضاربه

اگر كسى در مضاربه لزوم را شرط كند آيا مضاربه او به خاطر وجود چنين شرطى كه به واسطه اجماع از آن نهى شده باطل است يا نه؟ [جواب منفى است چرا كه نهى در معامله موجب بطلان نيست بنابراين شرط باطل ولى مضاربه صحيح خواهد بود]

تم الكلام في المقصد الثاني و الحمد للّه‏