تفاوت های واو عاطفه با سایر حروف عطف
تفاوت های واو عاطفه با سایر حروف عطف
تفاوت اول :
معطوف واو از حیث زمان دارا بودن حکم نسبت به زمان معطوف علیه دارای سه احتمال است
( مقارن با معطوف علیه -سابق بر او - لاحق بر او ) به خلاف دیگر حروف عطف تنها یک احتمال دارند
تفاوت دوم :
واو عاطفه می تواند مقرون به (( امّا)) عاطفه باشد در حالیکه سایر حروف عطف این خصوصیت را ندارند
مثال : آیه شریفه (( انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا))
تفاوت سوم :
واو عاطفه با دو شرط مقرون به لای زایده میشود
الف: وقوع نفی قبل از اقتران واو به لا ب: عدم قصد معیت فقط :
به این معنا که متکلم فقط قصد نفی معیت معطوف و معزوف علیه را در حکم مذکور نکرده بلکه قصد کرده است نفی تحقق حکم را در هر دو حالت اجتماع و افتراق م و م علیه
مثال : ما قام زید ولا عمرو ( یعنی زید و عمرو نایستادند نه با هم و نه جداگانه)
مثال: آیه شریفه و ما اموالکم ولا اولادکم ....
ترجمه : نمی باشد اموال شما ونه اولاد شما چیزی که موجب تقزب شما در نزد ما از حیث مقربیت باشد
شاهد : متکلم قصدش نفی مقربیت اولاد واموال است در هردو حالت اجتماع و افتراق
چند نکته:
نکته اول: برخی از علمای نحو در دو مثال قبل ( زمانی که واو عاطفه مقرون به لای زایده باشد ) عطف را از باب عطف جمله بر جمله دانسته اند و گفته اند در جمله دوم عاملی بعد از (لا) در تقدیر است
ابن هشام : قول مشهور این است که این گونه موارد از باب عطف مفرد بر مفرد است
نکته دوم : اگر یکی از دو شرط مذکور وجود نداشته باشد دخول لا در کلام ممتنع می شود
درنتیجه : 1) مثال (قام زید ولا عمرو) جایز نیست زیرا شرط اول را ندارد
2) مثال (ما اختصم زید ولا عمرو ) نیز جایز نیست زیرا شرط دوم را ندارد یعنی متکلم فقط قصد نفی معیت م و م علیه را کرده است
(اختصام ونزاع در حال اجتماع است و در حال افتراق زد و خورد معنا ندارد که متکلم بخواهد انرا نفی کند)
اشکال : در ایه شریفه غیر المغضوب علیهم ولا الضالین - (واو) با( لا ) آمده در حالی که نفی قبل از ان نمی باشد
جواب: (غیر) در حکم ادات نفی است
نکته سوم:
در آیه شزیفه (( و ما یستوی الاعمی والبصیر ولا الظلمات ولا النور و لا الظل و لا الحرور و ما یستوی الاحیا و لا الاموات ))
لای دوم و چهارم وپنجم زایده است زیرا فعل یستوی بین دو شخص تصور می شود بنابر این اشتباهی وجود ندارد تا لا غیر زایده بخواهد رافع ان باشد پس لا زایده است
تفاوت چهارم :
واو عاطفه گاهی با (لکن) مخففه مقرون می گردد به خلاف سایر حروف عطف
مثال: آیه شریفه ( ولکن رسول الله)
مثال: قول کمیت : ( ولکن الی اهل الفضایل و النهی)
تفاوت پنجم:
واو عاطفه عطف می کند اسمی را بر معمول یک عامل که ان عامل با معمول خود (که دیگر معطوف علیه است) نسبت به لفظ قبل از خود اجنبی یعنی بدون عاید بوده وبا لحاظ و عطف شدن معطوف به ان سببی یعنی با عاید می گردد
مثال : مررت برجل قایم زید و اخوه
شاهد در عطف اخوه بر زید به واسطه واو است که اخوه با وصف قایم برای موصوف رجل تشکیل نعت سببی می دهد ...... تکمیل نیست ادامه دارد
تفاوت ششم :
عطف اعداد عقود -دهگان - بر اعداد یکان آن عدد عقود مانند احد وعشرون
در حالی که سایر حروف عطف این گونه نمی باشند
تفاوت هفتم :
عطف صفات مختلف بر هم مشروط به اینکه آن اوصاف در موصوف مذکور اجتماع کرده و وجود داشته باشند
مثال : شعر ابن میاده
بکیت و ما بکا رجل حزین علی ربعین مسلوب و بال
ترجمه : گریستم در حالی که نمباشد گریه کردن مردی غمگین بر دو خانه ای که این چنین صفت دارد ویران و مندرس است
شاهد : در عطف صفت بال بر مسلوب است که در منعوت و موصوف خود یعنی ربعین وجود داردند
تفاوت هشتم:
عطف چند لفظ مشابه بر هم که حق و شیوه استعمال صحیح در انها تثنیه یا جمع اوردن می باشد
مثال : شعر ( لیثٌ و لَیثٌ فی مَحَلِّ ضَنکٍ)
شاهد: عطف دو لفظ مشابه لیث و لیث به واسطه واو در حالی که حق ان بود که به صورت لیثان اورده می شد
مثال: شعر(اَقَمنا بِها یَوما و یَوما و ثالثا و یوما له یومُ التَّرَحُّلِ خامسُ)
شاهد: عطف چهار کلمه (یوم) بواسطه واو در حالی که حق ان بود که به صورت (ایام) آورده می شد
تفاوت نهم :
عطف اسمی که متکلم از ذکر ان بی نیاز نمی باشد
مثال: اِختَصَمَ زیدٌ و عمروٌ
مثال : اِشتَرَکَ زیدٌ و عمروٌ
( ماده اشتراک و اختصام همیشه حداقل بین دو نفر است و متکلم از ذکر معطوف بی نیاز نمی باشد)
مثال : قول پیامبر اکرم (ص) - لولا اَنَّ الذَّنبَ خیرٌ من العُجب ما خلا الله بین عبدِهِ المومن و بین ذَنبٍ ابدا
ترجمه: اگر گناه بهتر از عجب و غرور نبود هرگز خداوند بین عبد مومنش و بین گناه راه باز نمی گذاشت
شاهد : کلمه بین دایما نیاز به دو لفظ دارد که یکی مضاف الیه ان و دیگری عطف بر ان مضاف الیه باشد
* گاهی بر معطوف نیز کلمه (بین) تاکیدا واقع می شود مانند مثال فوق
* این روایت قوی ترین دلیل بر این است که واو مفید ترتیب نمی باشد
نکته: در حکم فوق (ام متصله) با واو عاطفه شریک است زیرا ام متصله بعد از همزه تسویه می اید و همزه تسویه همیشه دو چیز می خواهد تا بین انها تساوی بر قرار کند که یکی قبل از ام و یکی بعد از آن بیان می شود
مثال: (سواء علیَّ اَقُمتَ ام قَعَدتَ)
تفاوت دهم:
عطف عام بر خاص
مثال: آیه شریفه (رَبِّ اغفِر لی و لوالدَیَّ و لِمن دَخَلَ بیتی مومنا و للمومنین والمومنات)
شاهد: عطف لفظ عام (للمومنین و المومنات) بر (لمن دخل بیتی مومنا)
(لفظ المومنین والمومنات شامل من دخل بیتی مومنا نیز می شود)
تفاوت یازدهم :
عطف خاص بر عام
مثال: آیه شریفه(واذ اخذنا من النبیین میثاقهم و منک و من نوح)
شاهد : عطف (منک و من نوح) و مابعد ان که خاص است بر لفظ (من النبیین) که عام است
نکته: در این حکم حتی عاطفه با واو شریک است مانند : مات الناس حتی الانبیا
شاهد : حتی اسم خاص را عطف بر عام کرده زیرا انبیا نسبت به الناس اخص است
تفاوت دوازدهم :
عطف عامل محذوفی که معمولش باقی است بر عامل دیگری که مذکور است مشروط به اینکه بین عامل مذکور و محذوف یک قدر مشترک وجود داشته باشد
مثال: آیه شریفه (.الذین تبووا الدار والایمان من قبلهم )
شاهد: عطف جمله (اعتقدوا الایمان) به واسطه واو که عامل درآن یعنی (اعتقدوا) حذف شده و معمول ان که(الایمان) است باقی مانده بر جمله (تبووا الدار)
*قدرمشترک بین دو عامل (ایثار و از خود گذشتگی) است
نکته : اگر این شرط نبود (فاء) در این خصوصیت با واو شریک می شد
تفاوت سیزدهم:
عطف لفظی بر اسم مرادف خود
مثال: آیه شریفه ( انما اشکو بَثّی و حُزنی الی الله)
نکته : ابن مالک معتقد است که (او) نیز دارای این ویژگی است مانند ایه ( ومن یکسب خطییه او اثما)



