الفصل السادس : اقتضا الامر بالشی النهی عن ضده (1)

فصل ششم :

در این فصل محل نزاع در این است که آيا امر كردن به يك شى‏ء دلالت بر نهى از ضد آن دارد يا نه؟

تعریف ضد : ضد عبارت است از هر چيزى كه با مورد امر، معاندت و منافات داشته باشد

اقسام ضد:

اصولیین ضد را به دو دسته تقسيم كرده‏اند

دسته اول: ضد عام يعنى ترك كردن مورد امر مثلا ضد عام نماز، ترك نماز است كه امر عدمى است‏

ضد خاص: ضد خاص يعنى هر چيزى كه با واجب معاندت و منافات داشته باشد مانند غذا خوردن و كتاب خواندن و ... در صورتى كه موجب ترك نماز بشوند

بنابراين مسئله ضد در عنوان بحث، به دو مسئله تقسيم مى‏شود كه موضوع يكى از آنها ضد عام و موضوع ديگرى ضد خاص است‏

بیان محل نزاع در دو مساله

درمسئله اول (يعنى ضد عام) گفته مى‏شود محل نزاع در این است که آیا امر به يك چيز دلالت بر نهى از ضد عام آن دارد يا نه؟

 مثلا وقتى كه مولى امر كند كه نماز ظهر را بخوان آيا اين امر، به معناى نهى مولى از ترك كردن نماز است مانند اينكه گفته باشد نماز را ترك نكن؟ پس ترك كردن نماز ضد عام نماز است به اين معنا كه ترك، نقيض فعل مى‏باشد كه قابل جمع نيستند و امر كردن به نماز در واقع نهى از ترك نماز است‏

در مسئله دوم (يعنى ضد خاص) محل نزاع در این است که آيا امر به يك چيز دلالت بر نهى از ضد خاص آن دارد يا نه؟ مثلا وقتى كه مولى امر كرده باشد كه مسجد را از نجاست پاك كن آيا از آن جهت كه تطهير مسجد يك واجب فورى است، مانند اين است كه از تمام كارهاى وجودى كه با تطهير مسجد منافات دارد (مثل نماز خواندن در مسجد) نهى شده باشد؟ پس مثل اين است كه مولى گفته باشد مسجد را پاك كن و در آن زمانى كه موظف به تطهير مسجد هستى نماز نخوان

مساله اول : ضد عام :

آنهايى كه معتقد هستند كه امر به شى‏ء دلالت بر نهى از ضد عام مى‏كند چندين نظريه دارند

ديدگاه اول مى‏گويد: اين دلالت و اقتضاء بصورت عينيت بوده و امر به يك چيز عين نهى از ضد عام آن چيز خواهد بود پس در اين‏ صورت امر به شى‏ء به دلالت مطابقى بر نهى از ضد دلالت دارد پس فرقى ندارد كه بگويى نماز بخوان يا بگويى نماز را ترك نكن زيرا هر دو به يك معنا است‏

ديدگاه دوم معتقد است :

 كه اين دلالت و اقتضاء، بصورت جزئيت [و دلالت تضمن‏] است‏ و نهى از ترك، جزئى از معنا و مدلول امر به يك شى‏ء است‏

‏ زيرا وجوب كه معناى مطابقى فعل امر است به دو چيز منحل مى‏شود 1- طلب شى‏ء 2- منع و جلوگيرى از ترك آن.

‏ پس منع از ترك كه همان نهى از ضد عام است جزء تحليلى وجوب مى‏باشد

به عبارت دیگر در واقع وجوب به دو بخش تحليل مى‏شود كه يكى طلب و ديگرى منع از ترك است و لذا اگر طلب باشد اما منع از ترك نباشد آن طلب، طلب وجوبى نخواهد بود بلكه بر استحباب حمل مى‏شود

ديدگاه سوم مى‏ گويد:

 كه اين دلالت و اقتضاء، بصورت عقلى و دلالت التزامى است‏ پس امر به يك شى‏ء عقلا ملازم با نهى از ضد آن است.

آيت اللّه سبحانى مى‏فرمايند :

قول اول و دوم صحیح نیست زیرا اساس این دو قول براین است که وجوب مدلول امر باشد حال یا مدلول مطابقی امر یا مدلول التزامی امر حال اینکه قبلا گفته شد که هیات امر برای انشا بعث وضع شده و هیچ دلالتی بر وجوب ندارد

اما قول سوم نیز صحیح نیست زیرا امر به نماز یا باعث و محرک هست یا نیست

اگر باعث و محرک برای انجام مامور به باشد نهی از ترک لغو خواهد بود و اگر باعث نباشد نهی از ضد هم به طریق اولی محرک نخواهد بود زیرا ثواب و عقابی بر نهی از ضد مترتب نیست

مولف کتاب می فرمایند:

نظريه برگزيده محققان اين‏است كه امر به يك شى‏ء مطلقا دلالتى بر نهى از ضد آن ندارد نه بصورت مطابقه و نه بصورت تضمن و نه بصورت دلالت التزامى‏