در بخش اول این مقاله (که در شماره 131 چاپ شد) به عوامل تربیت از دیدگاه امام حسن مجتبی‌علیه‌السلام پرداختیم و اینك به بخش دوم آن، كه در موضوع زمینه‌های تربیت می‌باشد می‌پردازیم:
طبق آموزه‌های فرهنگ اسلام، اولیاء و مربیان و به‌ویژه پدران و مادران، باید مدتها قبل از تولد كودك به تربیت روح و روان و جسم وی توجه نمایند. این نكته از ویژگیهای منحصر به فرد مكتب مترقی اسلام است. این آیین آسمانی از آنجایی كه برای تربیت، اهمیت خاصی قائل است، نسبت به روشهای تربیتی نیز اینچنین دید عمیق، وسیع و ریشه‌ای دارد.
 


موضوع شناختن عوامل تربیت در این مقال، افزون بر اهمیتی که در خود مسئله تربیت است، به دیدگاه‌های شخصیتی برمی‌گردد که خود، نمونه بارزی از یک انسان کامل و تربیت‌یافته در مکتب نبوی، علوی و فاطمی است. همچنین او پرورش‌دهنده فرزندانی است که هر کدام، اسوه‌هایی عالی‌اند و تجلی ارزشهای والای انسانی در تاریخ بشر شمرده می‌شوند؛ همان شخصیتی که پیامبر اکرم‏صلی‏الله‏علیه‏و‏آله درباره مقام ارجمند وی می‌فرماید: «اَمَّا الْحَسَنُ‏علیه‏السلام فَاِنَّهُ ابْنِی وَوَلَدِی وَمِنِّی وَقُرَّةُ عَیْنِی وَضِیَاءُ قَلْبِی وَثَمَرَةُ فُؤَادِی وَهُوَ سَیِّدُ شَبَابِ 



اخلاق، دستمایه سترگ هدایت است. زندگی كوتاه دنیا در پرتو آموزه‌های اخلاقی، خود بهشتی برین می‌شود. انسان برای رسیدن به رشد، كمال و بالندگی اخلاقی به شناخت نیاز دارد. شناخت، گاه از راه تحصیل معارف اخلاقی و گاهی از راه شناخت نمونه‌های عملی و به تعبیر دیگر، الگوهای اخلاقی ایجاد می‌شود.
 


یكی از موضوع‌هایی كه باید درباره «مهدی موعود» مورد پژوهش قرار گیرد مساله «طول عمر» آن حضرت است. در این نوشتار كوتاه گذری بر مساله طول عمر زیاد از دیدگاه عقل، فلسفه، قوانین زیست شناسی، تجربه بشری و واقعیات تاریخی خواهیم داشت تا در نهایت پاسخگوی شبهه استبعاد طول عمر حضرت امام زمان علیه السلام باشیم. 
 


عمر را پایان رسید و یارم از در در نیامد
قصه‌ام آخر شد و این غصه را آخر نیامد
جام مرگ آمد به دستم جام می‌هرگز ندیدم
سالها بر من گذشت و لطفی از دلبر نیامد
مرغ جان در این قفس بی بال و پر افتاده اما
آنكه باید این قفس را بشكنـد از در نیامـد
عاشقان روی جانان جمله بی نـام و نشانند
نامداران را هـوای او دمی بر سر نیامـد
كاروان عشق رویش صف به صف در انتظارند
با كه گویم آخر آن معشوق جان پرور نیامد 
مردگان را روح بخشد، عاشقان را جـان ستانـد
جاهلان را این چنین عاشق كشی باور نیامد


(حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام)
كرامت، یعنی: نزاهت از پستی و فرومایگی كه در عزت نفس، مناعت طبع، برخورداری از روحی بزرگ، برازندگی، بلندنظری، جوانمردی، آزاداندیشی و آزادمنشی و آزادگی ابوالفضل جلوه گر می‌شود و احیانا از آن به «بزرگواری» تعبیر می‌شود. 
 


چون آفتاب حیدری تابید بر‌ام البنین
آن سان كه از نیسان شدی اندر صدف دُرّ ثمین 
ماه بنی هاشم عیان گردید از آن مه جبین
تا آن كه گردد حامی دین خداوند مبین 
بهر حسین بن علی حق پرورد یار و معین
چونان كه بودی مرتضی بر مصطفی یار و قرین 
بر گو به ماه آسمان بنما رخِ خود را نهان
زیرا كه گشته در جهان ماه بنی هاشم عیان (1) 
 


جمال حق ز سر تا پاست عباس        به یكتایی قسم، یكتاست عباس 
خدا داند كه از روز ولادت
امام خویش را می‌خواست عباس 
علم در دست، مشك آب بردوش        كه هم سردار و هم سقاست عباس 
نه در دنیا بود باب الحوائج
شفیع خلق در عقباست عباس 
هنوز از تشنه كامان شرمگین است
ببین در علقمه تنهاست عباس 
اگرچه زاده‌ام البنین است
و لیكن مادرش زهراست عباس 
 


داستان شجاعت و صلابت عباس علیه السلام مدتها پیش از ولادت او، از آن روزی آغاز شد كه امیرالمؤمنین علیه السلام از برادرش عقیل خواست تا برای او زنی برگزیند كه ثمره ازدواجشان، فرزندانی شجاع و برومند در دفاع از دین و كیان ولایت باشد. (2) او نیز «فاطمه» دختر «حزام بن خالد بن ربیعه» را برای همسری مولای خویش انتخاب كرد كه بعدها «ام البنین» خوانده شد. این پیوند در سحرگاه جمعه، چهارمین روز شعبان المبارك سال 26 هجری به بار نشست. (3) 
 


با نگاهی گذرا به رجزهایی كه حضرت عباس علیه السلام در پهنه كربلا خوانده، مدعای برخورداری او از گنجینه پربار شعر و ادب به اثبات می‌رسد. 
رجز عبارت از شعری است كه جنگجو برای ستودن خود و توصیف حسب و نسب خویش با آهنگی حماسی می‌خواند و دارای مفاهیمی دال بر خوار شمردن دشمن است. گاهی اوقات نیز از اشعار دیگر شاعران بهره گرفته می‌شود. (1) 
 


میان اعراب، حتى در دوران جاهلیت، سنتى رواج داشت كه نام نوزاد را از روى تفأّلى بر آینده‏اش برمى‏گزیدند؛ یعنى اگر مى‏خواستند در آینده، صفتى در وى بارز شود و برجستگى یابد، نامى برگرفته از آن صفت بر او مى‏نهادند تا بعدها زمینه دستیابى به آن صفت در آن شخص بیشتر هموار شود؛ یعنى فرد بكوشد تا از اسمش، مسمّایى حقیقى بسازد و روحیات خود را به نام خویش نزدیك كند؛ همچنان‏كه امروزه نیز روان‏شناسان، اثر تربیتى نام اشخاص را دریافته‏اند.
 


از جمله گنجینه‏هاى پرارزشى كه حضرت عباس‏‌علیه‌السلام آن را از پدر، مادر و نیاكان خود به ارث برده بود، توشه غنى فصاحت و بلاغت است. در ادب پارسى جدا نمودن این دو مفهوم از هم تا اندازه‏اى دشوار است؛ چرا كه دو مفهوم نزدیك به هم مى‏باشند؛ اما مى‏توان از روى مسامحه در تعبیر براى آسان‏تر شدن فهم آن، فصاحت را شیوا سخن گفتن و بلاغت را رسا سخن گفتن ترجمه نمود. ترجمه فصاحت و بلاغت هرچه باشد، 



دست تقدیر الهی در شعبان سال 38 ق، شكوه آفرینشی را رقم زد و جلوه‌ای زیبا از صفات ربانی را در جمال شخصیتی بزرگ به تصویر كشید. فرزندی پاك از سلالة فاطمی و تبار علوی در مدینة نبوی‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله دیده به جهان گشود و چشم شیعیان را روشن نمود. پدر بزرگوارش نام زیبای «علی» را برای او برگزید تا یاد و نام پدر خویش را در خاطره‌ها زنده بدارد و امام باقر‌علیه‌السلام در وصف ایشان چنین فرمود: پدرم، هیچ یك از نعمتهای الهی را یاد نمی‌كرد؛ مگر آنكه سر به سجده می‌نهاد، هیچ حادثة ناگواری از او رد نمی‌شد؛ جز آنكه سجده می‌كرد، و هرگاه موفق به اصلاح و آشتی بین دو نفر می‌شد؛ سجدة شكر به جای می‌آورد. نشانه‌های سجده در تمام اندامش آشكار بود، از اینرو، ایشان را «سجّاد» نامیدند. (1)
 


دوران امامت آن حضرت، با یكی از سیاه‌ترین ادوار تاریخ اسلام همراه بود. بعد از حادثه دل خراش عاشورا و پس از انعكاس این خبر در سراسر كشور اسلامی، رعب و وحشت شدیدی بر جامعه حكم فرما شد و برای مردم مسلم گردید كه یزید، پس از كشتن فرزند رسول خدا، كه از قداست و عظمت بالایی برخوردار بود و به اسیری بردن زن و فرزندان او، از هیچ ظلم و جنایتی دریغ نخواهد كرد. 
 


مهمترین دستآورد سخنان آن بزرگوار آگاه نمودن مردم غفلت زده، بیدار كردن وجدانهای خفته، افشای جنایات دشمنان اهل بیت علیهم السلام، نمایاندن چهره حقیقی زمامداران ستمگر اموی و انتشار فضائل و مناقب اهلبیت علیهم السلام و معرفی آن گرامیان به عنوان جانشینان بر حق پیامبر صلی الله علیه و آله بود. امام سجاد 



علی بن حسین بن علی علیهم السلام چهارمین امام شیعیان، در سال 38 هجری قمری، روز سوم شعبان دیده به جهان گشود. نام مادرش شهربانو، «شهر بانویه.» «شاه زنان.» و... ، و مشهورترین القاب آن حضرت «زین العابدین.» و «سجاد» می‌باشد. 
دوران كودكی را در مدینه سپری كرد، و مدت دو سال از امامت جدش، امیرمؤمنان علیه السلام و ده سال از امامت عمویش، امام حسن مجتبی علیه السلام و ده سال از امامت پدر بزرگوارش، امام حسین علیه السلام را درك نمود. (1) 
 


ویژگیهای امام سجاد علیه السلام را می‌توان در دو بخش مطالعه كرد؛ ویژگیهای مرتبط با امامت (علم، عصمت، معجزه) و ویژگیهای شخصی آن حضرت كه خود در دو بخش (ارتباط با خداوند، ارتباط با مردم و خود) قابل مطالعه است. 
 


دوران کودکی و نوجوانی امام حسین‌علیه‌السلام مشحون از آموزه‌های اخلاقی، تربیتی و فضیلتهای انسانی است. خواندن، شنیدن و مطالعۀ نحوۀ ارتباط و رفتار رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله با آن گرامی در آن دوران، بسی جذاب و شیرین است؛ در این فرصت، گزارشهایی را در این باره به مخاطبان عزیز تقدیم می‌کنیم:
 


«جابر بن عبد الله انصاری» در مورد آفرینش نور امام حسین‌علیه‌السلام و اهل بیت‌علیهم‌السلام روایتی نقل می‌کند که بر اساس آن، پدید آمدن نور وجود آن گرامیان قبل از آفرینش سایر موجودات عالم می‌باشد.
او می‌گوید: رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:
 


در این نوشتار ارتباط امام حسین علیه السلام را با قرآن بررسی می‌كنیم. نخست برخی از آیات قرآن را كه در مورد شخصیت آن حضرت تفسیر و تأویل شده می‌خوانیم و در بخش دوم، برخی از آداب تلاوت قرآن و تفسیر آیات آن را از منظر حضرت ابا عبداللَّه الحسین علیه السلام به نظاره خواهیم نشست. و در بخش سوم، برخی از آیاتی را كه امام در تبیین فلسفه نهضت عاشورا بیان فرموده بررسی می‌كنیم. 
 


قال الامام الحسين عليه السلام:
«أَلْعِلْمُ لِقاحُ المَعْرِفَةِ، وَ طوُلُ التَّجارُبِ زِيادَةٌ فی الْعَقْلِ، وَالشَّرَفُ التَّقْوی، وَ الْقُنُوعُ راحَةُ الأَْبْدانِ، وَ مَنْ أَحَبَّكَ نَهاكَ، وَ مَنْ أَبَغَضَكَ أغْراكَ(2)؛ علم ريشه شناخت و آگاهی است، و تداوم تجربه‌ها عامل فراوانی عقل است، و شرافت و بزرگواری در تقوای الهی است، و قناعت عامل آسايش تن هاست، و كسی كه تو را دوست دارد [از زشتی‌ها] تو را باز می‌دارد، و كسی كه دشمن تو است، تو را مغرور می‌سازد.»
 


امام حسین علیه‌السلام الگوى زندگی (4) 
پیروی از فرامین حیاتبخش امامان معصوم علیه السلام در صورتی محقق می‌شود كه پیوند عاطفی و درونی با آنان برقرار شود و این پیوند معنوی، با شناخت كمالات وجودی آن گرامیان دوام می‌یابد. در این نوشتار در ادامه مباحث گذشته، با دو ویژگی امام حسین علیه السلام؛ یعنی، «سخاوت واحسان» و «تربیت شایسته» آشنا می‌شویم:
 


خداوند متعال در توصيف ويژگيهای مردان الهی و مبلغان راه حقيقت، شجاعت و شهامت را يكی از بارزترين صفات و خصلتهای آنان می‌شمارد و می‌فرمايد: «الذين يبلغون رسالات الله ويخشونه ولا يخشون احدا الا الله وكفی بالله حسيبا» ؛ (1) «كسانی كه رسالتهای الهی را ابلاغ می‌كنند و تنها از خدا می‌ترسند و از غير او هيچگونه واهمه ندارند و خداوند برای حسابرسی كافی است.‌» 
 



تعداد صفحات :

 | 1 |  2 | 
[Designed By Ashoora.ir    مرجع دريافت ابزار و قالب وبلاگ ]