مقدمه
در شماره گذشته، (مبلّغان 139) اشاراتی به «خطبه فدكیه» بانوی بزرگ اسلام، حضرت صدیقه كبراعلیهاالسلام داشته و مطالبی را متذكر شدیم. این گفتار به جهت دارا بودن معارف ناب، نكتههای ژرف و آموزههای فراوانی كه در خود جای داده است، میتواند چراغ راهی برای رهپویان راه آن حضرت و شناخت معارف دینی باشد. از اینرو بنا را بر این گذاشتیم كه فرازهایی از آن را در هفت بخش برشماریم كه در شماره گذشته به یك محور كه مباحثی حول مسئله توحید، صفات پروردگار، هدف آفرینش و شكر الهی بود، اشاراتی شد. در این مقاله اختصاراً به بخش دیگری از این خطبة شریفه اشاره خواهد شد.
این بخش شامل مباحثی همچون مسئله نبوت، مقام پیامبرصلیاللهعلیهوآله، اهداف بعثت، سیمای دوران جاهلیت و نقش پیامبرصلیاللهعلیهوآله در تغییر اعتقادات جاهلی است
شناخت شخصیت بانویی بزرگ كه در عمر كوتاه خود برازنده القابی چون: كوثر،ام ابیها،ام الأئمه النجباء، فاطمه، زهرا و... بود و همچون خورشیدی بر فراز آسمان تمدن انسانی درخشید، یكی از عوامل تقرّب به خداست كه علاوه بر آثار تربیتی فراوان، شاهچراغی است برای تشخیص راه، از بیراهه.
راههای شناخت شخصیت والای صدیقه كبریعلیهاالسلام را میتوان به سه طریق تقسیم كرد، تا از راه آنها به شخصیت والای آن حضرت پی ببریم:
1. تحقیق در شرافتهای خانوادگی و نسب آن حضرت.
2. مطالعه كمالات ذاتی و فردی آن حضرت.
3. شناخت آثار بهجای مانده از آن حضرت، مانند: احادیث، اشعار، خطبهها و... .
یكی از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی علیه السلام و اهانت به آن بزرگوار این است كه آیا چنان كه شیعیان میگویند به ساحت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز جسارت كردند و بر آن حضرت صدماتی وارد شد كه منجر به شهادت او و فرزندش گردد یا خیر؟
برخی از دانشمندان اهل سنّت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو كردن این قطعه از تاریخ خودداری نموده اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود میگوید: «جساراتی را كه مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقل كرده است.» (1) برخی از سنّی زدگان معاصر نیز در این نظر با آنان همراه شده، مصائبی را كه متوجه بانوی دو جهان شده است انكار نموده اند. برای روشن شدن حادثه جسارت به بانوی دو جهان، بحث را از دو مَنْظَر پی میگیریم.
زهرا كه غمش جدا زدلها نشود ظلمی كه به او رسیده احصا نشود
بخشند اگر به او گناه همه را یك جو، دیه صورت زهرا نشود
دل غریب من از گردش زمانه گرفت به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت
شبانه بغضِ گلوگیر من كنار بقیع شكست و دیده زدل اشك دانه دانه گرفت
زپشت پنجرهها دیدگان پراشكم سراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفت
نشان شعله و درد و نوای زهرا را توان هنوز زدیوار و بام خانه گرفت
مصیبتی است علی را كه پیش چشمانش عدو امید دلش را به تازیانه گرفت
فراق فاطمه را بوتراب باور كرد شبی كه چوبه تابوت را به شانه گرفت
«... ثمّ اسْتَنْهَضَكم فَوَجَدَكُمْ خِفافا، وَاَحْمَشَكُمْ فَاَلْفاكُمْ غضابا فَوَسَمْتُمْ غَیر اِبِلِكُمْ وَ وَرَدْتُمْ غیرَ مَشْرَبِكُمْ هذا والعَهْدُ قَریبٌ، والكَلْمُ رحیبٌ، والجَرْحُ لَمّا ینْدَمِل، والرّسول لمّا یقْبَرُ، إبْتِدارا زَعَمْتُمْ خَوفَ الْفِتْنَةِ، ألا فِی الْفِتْنَةِ سَقَطوا وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالْكافِرینَ... (1) ؛
سپس شیطان از شما خواست كه برخیزید، آن گاه دریافت كه شما افراد سبكی هستید، او شما را تحریك و عصبانی كرد و شما را غضبناك یافت. آن گاه شما شترهای دیگران را داغ نمودید [علامت مالكیت زدید] و [برای نوشیدن آب] از غیر راه خود وارد شدید... و این [اعمال شما] در حالی صورت گرفت كه عهد شما [نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله [نزدیك است، و جراحتی كه [به واسطۀ رحلت پیامبر] وارد شده، هنوز وسیع [و تازه [است، و جراحتی كه [بر ما] وارد شده، هنوز التیام پیدا نكرده است. و رسول خدا هنوز دفن نشده بود. [خیلی با عجله این كار را كردید] . خیال كردید كه [اگر این كار را نكنید] فتنه پدید میآید. آگاه باشید كه در فتنه سقوط كردند، و حتما جهنم كافران را احاطه میكند...» (2) .
هدف از بیان منزلت و فضایل فاطمه زهرا علیها السلام، بیان مطالب شگفت آور و غیرقابل وصول نیست؛ بلكه هدف از آن آگاهی بیشتر و درك عظمت وجود فاطمه زهرا علیها السلام و درس آموختن از مكتب پربار اوست.



