الشرط المتاخر(1)

7- الشرط المتأخر

تقسيم چهارم : شرائط شرعيه يا شرائط متقدم هستند يا شرائط مقارن و يا شرائط متأخر،

 در باب شرط و مشروط هميشه شرط از لحاظ رتبه تقدم بر مشروط دارد و مشروط هميشه رتبة متأخر است.

  لكن از لحاظ زمانى در شرائط عقليه زمانا هم شرط يا مقدم است و يا مقارن و تأخر آن محال است

اما در شرائط شرعيه سه صورت پيدا مى‏شود.

 *برخى از شرائط زمانا هم تقدم بر مشروط دارند و پيش از مشروط انجام مى‏گيرند نظير وضوء و غسل و تيمم براى نماز كه قبل از نماز انجام مى‏گيرند.

 البته در اين باب دو نظريه است: يكى اينكه خود همين افعال و كارها يعنى غسلات (شستن‏ها) و مسحات (مسح كشيدنها) شرط و مقدمه نمازند (در وضوء هم غسلات است و هم مسحات؛ و در غسل فقط غسلات؛ و در تيمم فقط مسحات). و ديگرى اينكه آن اثر حاصله از اين كارها كه عبارتست از طهارت معنوى و باطنى، شرطيت دارد.

اينكه ما گفتيم وضوء و غسل و تيمم شرط متقدمند، بنا بر مبناى اول است. ولى بنا بر مبناى دوم، وضوء و غسل و تيمم شرط متقدم نخواهند بود بلكه شرط مقارن مى‏شوند.

* بعضى از شرائط شرعيه هستند كه زمانا مقارن با مشروط هستند و هم‏زمان با مشروط تحقق مى‏يابند

 نظير استقبال الى القبله كه از آغاز تا انجام نماز شرطيت دارد و مقدمة واجب است و مانند طهارت لباس براى نماز كه از اول تا آخر نماز لازم است

اين دو قسم از شرائط (شرائط مقدم بر مشروط و مقارن با آن) اجماعى است و مورد قبول همگان مى‏باشد

اما در قسم سوم- كه نامش را شرط متأخر مى‏گذاريم- اختلاف هست.

شرط متأخر : عبارتست از شرطى‏كه زمانا تأخر از مشروط دارد و بعد از مشروط انجام مى‏گيرد.

* سخن در اينست كه آيا شرط متأخر ممكن است يا محال؟

به عبارت ديگر آيا ممكن است كه شرط شرعى از مشروطش متأخر باشد زمانا و يا ممكن نيست؟

*گروهى از محققين اصوليين از قبيل ميرزاى نائينى و شيخ انصارى (رحمة اللّه عليهم) قائل به استحاله شده‏اند و گروهى ديگر از قبيل صاحب جواهر، صاحب عروه و جناب آخوند و ... (رحمة اللّه عليهم) قائل به امكان شده‏اند.

*دسته اول كه قائل به استحاله شده‏اند، شرائط شرعيه را به شرائط عقليه قياس نموده‏اند و گفته‏اند:

 همان گونه كه در شرائط عقليه محال است كه شرط زمانا متأخر از مشروط باشد فهكذا در شرائط شرعيه.

بيان ذلك: در مقدمات عقليه، تأخر مقدمه از ذى المقدمه بلا اشكال محال است بدليل اينكه هيچ امر ممكنى در خارج تحقق پيدا نمى‏كند مگر اينكه ابتدا علت تامه آن موجود شود، علت تامه هم مركب از سه جزء است:

الف- مقتضى ب- شرط ج- عدم المانع.

فى المثل سوختن فرش معلول آنست كه آتشى باشد و مماس با فرش هم باشد و رطوبتى هم در كار نباشد. مادامى‏كه يكى از اين اجزاء سه‏گانه، علت تامه موجود نشود محال است كه آن اثر ايجاد شود و متحقق گردد و همين‏كه علت تامه موجود شد تخلف آن اثر از علت محالست.

با اين حساب، شرط كه يكى از اجزاء علت است، بايد قبل از معلول متحقق باشد تا معلول حاصل شود و مادامى‏كه شرط نيامده، تأثيرى در كار نيست. شرط هم كه آمد معلول متحقق مى‏شود و ديگر حالت منتظره‏اى در كار نيست كه ما منتظر باشيم كه بدنبال معلول، شرطى متحقق شود.

حال اين دسته آمده‏اند همين سخن را در شرائط شرعيه هم زده‏اند و استحاله شرط متأخر را نتيجه‏گرفته‏اند.

جناب مصنف مى‏فرمايد:

 قبل از هر چيز بايد سرچشمه اين بحث و گفتگو را پيدا كنيم.

سؤال: چه عاملى باعث شد كه علما اين بحث را طرح نموده و در اطراف آن به بحث و گفتگو بنشينند؟

جواب:

منشأ طرح اين بحث عبارتست از اينكه در شرع مقدس مواردى وجود دارد كه به حسب ظاهر شرط متأخر از مشروط است.

مثلا غسل شب آينده، شرط صحت صوم امروز است براى زن مستحاضه كبيره

(اين مثال مربوط به شرط حكم تكليفى است)

 و يا مثلا اجازه لاحقه در بيع فضولى، شرط صحت بيع سابق است

حال بنا بر مبناى كاشفيت اجازه شرط لاحقه است ولى بر مبناى ناقله بودن اجازه شرط مقارن است نه لاحقه.

(اين مثال شرط احكام وضعيه است)

حال اين دو مورد و نظائر آن منشأ طرح اين مباحث شده و علما در اين مقام دو دسته شده‏اند:

جمعى قائل به استحاله و گروهى قائل به امكان شده‏اند،

آنها كه‏ قائل به استحاله‏اند اين‏گونه موارد را كه ظاهرا شرط متأخر است توجيه و تأويل نموده‏اند، كه جناب مظفر (ره) مى‏فرمايد: طرح اين مباحث طول مى‏كشد و ما فقط به نقل سخنى از استادمان ميرزاى نائينى (ره) اكتفاء مى‏كنيم:

و احسن ما قيل: بهترين توجيهى كه براى امكان شرط متأخر آورده شده است همانا توجيه ميرزاى نائينى (ره) مى‏باشد