(حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام)
كرامت، یعنی: نزاهت از پستی و فرومایگی كه در عزت نفس، مناعت طبع، برخورداری از روحی بزرگ، برازندگی، بلندنظری، جوانمردی، آزاداندیشی و آزادمنشی و آزادگی ابوالفضل جلوه گر می‌شود و احیانا از آن به «بزرگواری» تعبیر می‌شود. 
 


چون آفتاب حیدری تابید بر‌ام البنین
آن سان كه از نیسان شدی اندر صدف دُرّ ثمین 
ماه بنی هاشم عیان گردید از آن مه جبین
تا آن كه گردد حامی دین خداوند مبین 
بهر حسین بن علی حق پرورد یار و معین
چونان كه بودی مرتضی بر مصطفی یار و قرین 
بر گو به ماه آسمان بنما رخِ خود را نهان
زیرا كه گشته در جهان ماه بنی هاشم عیان (1) 
 


جمال حق ز سر تا پاست عباس        به یكتایی قسم، یكتاست عباس 
خدا داند كه از روز ولادت
امام خویش را می‌خواست عباس 
علم در دست، مشك آب بردوش        كه هم سردار و هم سقاست عباس 
نه در دنیا بود باب الحوائج
شفیع خلق در عقباست عباس 
هنوز از تشنه كامان شرمگین است
ببین در علقمه تنهاست عباس 
اگرچه زاده‌ام البنین است
و لیكن مادرش زهراست عباس 
 


داستان شجاعت و صلابت عباس علیه السلام مدتها پیش از ولادت او، از آن روزی آغاز شد كه امیرالمؤمنین علیه السلام از برادرش عقیل خواست تا برای او زنی برگزیند كه ثمره ازدواجشان، فرزندانی شجاع و برومند در دفاع از دین و كیان ولایت باشد. (2) او نیز «فاطمه» دختر «حزام بن خالد بن ربیعه» را برای همسری مولای خویش انتخاب كرد كه بعدها «ام البنین» خوانده شد. این پیوند در سحرگاه جمعه، چهارمین روز شعبان المبارك سال 26 هجری به بار نشست. (3) 
 


با نگاهی گذرا به رجزهایی كه حضرت عباس علیه السلام در پهنه كربلا خوانده، مدعای برخورداری او از گنجینه پربار شعر و ادب به اثبات می‌رسد. 
رجز عبارت از شعری است كه جنگجو برای ستودن خود و توصیف حسب و نسب خویش با آهنگی حماسی می‌خواند و دارای مفاهیمی دال بر خوار شمردن دشمن است. گاهی اوقات نیز از اشعار دیگر شاعران بهره گرفته می‌شود. (1) 
 


میان اعراب، حتى در دوران جاهلیت، سنتى رواج داشت كه نام نوزاد را از روى تفأّلى بر آینده‏اش برمى‏گزیدند؛ یعنى اگر مى‏خواستند در آینده، صفتى در وى بارز شود و برجستگى یابد، نامى برگرفته از آن صفت بر او مى‏نهادند تا بعدها زمینه دستیابى به آن صفت در آن شخص بیشتر هموار شود؛ یعنى فرد بكوشد تا از اسمش، مسمّایى حقیقى بسازد و روحیات خود را به نام خویش نزدیك كند؛ همچنان‏كه امروزه نیز روان‏شناسان، اثر تربیتى نام اشخاص را دریافته‏اند.
 


از جمله گنجینه‏هاى پرارزشى كه حضرت عباس‏‌علیه‌السلام آن را از پدر، مادر و نیاكان خود به ارث برده بود، توشه غنى فصاحت و بلاغت است. در ادب پارسى جدا نمودن این دو مفهوم از هم تا اندازه‏اى دشوار است؛ چرا كه دو مفهوم نزدیك به هم مى‏باشند؛ اما مى‏توان از روى مسامحه در تعبیر براى آسان‏تر شدن فهم آن، فصاحت را شیوا سخن گفتن و بلاغت را رسا سخن گفتن ترجمه نمود. ترجمه فصاحت و بلاغت هرچه باشد، 



دست تقدیر الهی در شعبان سال 38 ق، شكوه آفرینشی را رقم زد و جلوه‌ای زیبا از صفات ربانی را در جمال شخصیتی بزرگ به تصویر كشید. فرزندی پاك از سلالة فاطمی و تبار علوی در مدینة نبوی‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله دیده به جهان گشود و چشم شیعیان را روشن نمود. پدر بزرگوارش نام زیبای «علی» را برای او برگزید تا یاد و نام پدر خویش را در خاطره‌ها زنده بدارد و امام باقر‌علیه‌السلام در وصف ایشان چنین فرمود: پدرم، هیچ یك از نعمتهای الهی را یاد نمی‌كرد؛ مگر آنكه سر به سجده می‌نهاد، هیچ حادثة ناگواری از او رد نمی‌شد؛ جز آنكه سجده می‌كرد، و هرگاه موفق به اصلاح و آشتی بین دو نفر می‌شد؛ سجدة شكر به جای می‌آورد. نشانه‌های سجده در تمام اندامش آشكار بود، از اینرو، ایشان را «سجّاد» نامیدند. (1)
 


دوران امامت آن حضرت، با یكی از سیاه‌ترین ادوار تاریخ اسلام همراه بود. بعد از حادثه دل خراش عاشورا و پس از انعكاس این خبر در سراسر كشور اسلامی، رعب و وحشت شدیدی بر جامعه حكم فرما شد و برای مردم مسلم گردید كه یزید، پس از كشتن فرزند رسول خدا، كه از قداست و عظمت بالایی برخوردار بود و به اسیری بردن زن و فرزندان او، از هیچ ظلم و جنایتی دریغ نخواهد كرد. 
 


مهمترین دستآورد سخنان آن بزرگوار آگاه نمودن مردم غفلت زده، بیدار كردن وجدانهای خفته، افشای جنایات دشمنان اهل بیت علیهم السلام، نمایاندن چهره حقیقی زمامداران ستمگر اموی و انتشار فضائل و مناقب اهلبیت علیهم السلام و معرفی آن گرامیان به عنوان جانشینان بر حق پیامبر صلی الله علیه و آله بود. امام سجاد 



علی بن حسین بن علی علیهم السلام چهارمین امام شیعیان، در سال 38 هجری قمری، روز سوم شعبان دیده به جهان گشود. نام مادرش شهربانو، «شهر بانویه.» «شاه زنان.» و... ، و مشهورترین القاب آن حضرت «زین العابدین.» و «سجاد» می‌باشد. 
دوران كودكی را در مدینه سپری كرد، و مدت دو سال از امامت جدش، امیرمؤمنان علیه السلام و ده سال از امامت عمویش، امام حسن مجتبی علیه السلام و ده سال از امامت پدر بزرگوارش، امام حسین علیه السلام را درك نمود. (1) 
 


ویژگیهای امام سجاد علیه السلام را می‌توان در دو بخش مطالعه كرد؛ ویژگیهای مرتبط با امامت (علم، عصمت، معجزه) و ویژگیهای شخصی آن حضرت كه خود در دو بخش (ارتباط با خداوند، ارتباط با مردم و خود) قابل مطالعه است. 
 


دوران کودکی و نوجوانی امام حسین‌علیه‌السلام مشحون از آموزه‌های اخلاقی، تربیتی و فضیلتهای انسانی است. خواندن، شنیدن و مطالعۀ نحوۀ ارتباط و رفتار رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله با آن گرامی در آن دوران، بسی جذاب و شیرین است؛ در این فرصت، گزارشهایی را در این باره به مخاطبان عزیز تقدیم می‌کنیم:
 


«جابر بن عبد الله انصاری» در مورد آفرینش نور امام حسین‌علیه‌السلام و اهل بیت‌علیهم‌السلام روایتی نقل می‌کند که بر اساس آن، پدید آمدن نور وجود آن گرامیان قبل از آفرینش سایر موجودات عالم می‌باشد.
او می‌گوید: رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:
 


در این نوشتار ارتباط امام حسین علیه السلام را با قرآن بررسی می‌كنیم. نخست برخی از آیات قرآن را كه در مورد شخصیت آن حضرت تفسیر و تأویل شده می‌خوانیم و در بخش دوم، برخی از آداب تلاوت قرآن و تفسیر آیات آن را از منظر حضرت ابا عبداللَّه الحسین علیه السلام به نظاره خواهیم نشست. و در بخش سوم، برخی از آیاتی را كه امام در تبیین فلسفه نهضت عاشورا بیان فرموده بررسی می‌كنیم. 
 


قال الامام الحسين عليه السلام:
«أَلْعِلْمُ لِقاحُ المَعْرِفَةِ، وَ طوُلُ التَّجارُبِ زِيادَةٌ فی الْعَقْلِ، وَالشَّرَفُ التَّقْوی، وَ الْقُنُوعُ راحَةُ الأَْبْدانِ، وَ مَنْ أَحَبَّكَ نَهاكَ، وَ مَنْ أَبَغَضَكَ أغْراكَ(2)؛ علم ريشه شناخت و آگاهی است، و تداوم تجربه‌ها عامل فراوانی عقل است، و شرافت و بزرگواری در تقوای الهی است، و قناعت عامل آسايش تن هاست، و كسی كه تو را دوست دارد [از زشتی‌ها] تو را باز می‌دارد، و كسی كه دشمن تو است، تو را مغرور می‌سازد.»
 


امام حسین علیه‌السلام الگوى زندگی (4) 
پیروی از فرامین حیاتبخش امامان معصوم علیه السلام در صورتی محقق می‌شود كه پیوند عاطفی و درونی با آنان برقرار شود و این پیوند معنوی، با شناخت كمالات وجودی آن گرامیان دوام می‌یابد. در این نوشتار در ادامه مباحث گذشته، با دو ویژگی امام حسین علیه السلام؛ یعنی، «سخاوت واحسان» و «تربیت شایسته» آشنا می‌شویم:
 


خداوند متعال در توصيف ويژگيهای مردان الهی و مبلغان راه حقيقت، شجاعت و شهامت را يكی از بارزترين صفات و خصلتهای آنان می‌شمارد و می‌فرمايد: «الذين يبلغون رسالات الله ويخشونه ولا يخشون احدا الا الله وكفی بالله حسيبا» ؛ (1) «كسانی كه رسالتهای الهی را ابلاغ می‌كنند و تنها از خدا می‌ترسند و از غير او هيچگونه واهمه ندارند و خداوند برای حسابرسی كافی است.‌» 
 


خداوند متعال برای سهولت پيمودن راه هدايت و رسيدن به قله‌های سعادت، علاوه بر دستورات و كتابهای آسماني، الگوهای عملی را نيز معرفی فرموده است تا مردم با اقتدا به رفتار آنها راه حقيقت و راستی را به درستی و آسانی بپيمايند. تمام انبيا از اين افراد می‌باشند و در راس همه، پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله قرار دارد. 
 


دوران امامت علي النقي عليه السلام به دليل گسترش فرهنگي در گرايشهاي اعتقادي و بحثهاي علمي كه از برخورد ميان مكتبهاي كلامي و تحولات فرهنگي مختلف ناشي شده بود، از ويژگي خاصي برخوردار است. در اين دوران، مكتبهاي عقيدتي گوناگوني چون «معتزله» و «اشاعره» گسترش يافته و پراكندگي آراي فراواني در سطح فرهنگي جامعه پديد آمده بود. مباحثي كلان چون: جبر و تفويض، ممكن يا ناممكن بودن رؤيت خداوند، تجسيم و مباحثي از اين قبيل، افكار عمومي جامعه را دستخوش تاخت و تازهاي فكري كرده بود. سرچشمه اين تحولات فكري، در رويكرد دولت عباسي به مسائل علمي و فرهنگي و نيز هجوم فلسفه وكلام ديگر ملل به سوي جامعه مسلمانان خلاصه مي شود. دستگاه حكومتي، كتابهاي علمي دانشمندان ملل ديگر را به عربي ترجمه مي كرد و در اختيار مسلمانان مي گذاشت. اين روند از زمان مأمون آغاز شد و به تدريج ادامه يافت و به اوج خود رسيد. او تلاش فراواني در ترجمه كتابهاي ديگر ملل، به ويژه يونان داشت و بودجه بسياري را در اين راه هزينه كرد.
 


حضرت امام علی النقی علیه السلام در نیمه دوم ماه ذی الحجه، سال 212 ق در اطراف مدینه و در منطقه «صریا» چشم به جهان گشود. پدر گرامی‌اش حضرت جوادعلیه السلام و مادر ارجمندش سمانه مغربیه از بانوان با فضیلت تاریخ می‌باشد. مشهورترین القاب آن گرامی نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب، متوكل و عسكری است و در برخی منابع «ابوالحسن الثالث» و «فقیه عسكری» نیز گفته اند. 
آن بزرگوار در سال 220 و در هشت سالگی به مقام خطیر امامت نائل گردید و به مدت 33 سال رهبری اهل ایمان را عهده دار بود. امام هادی علیه السلام دوران امامت خویش را با خلفاء ستمگر عباسی همچون معتصم، واثق، متوكل، منتصر، مستعین و معتز سپری كرد. 
به مناسبت ولادت آن رهبر والای شیعیان جهان به فرازهایی از گفتارهای هدایتگرش گوش جان می‌سپاریم. 
 


در نیمه ذیحجه سال 212 هجری در محلّی به نام «صریا» فرزندی پاك از سلاله رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله دیده به جهان گشود و ستاره دیگری در آسمان امامت و ولایت طلوع كرد و با نور خود قلب شیعیان را روشن نمود. نام او «علی» بود كه بعدها به ألقابی همچون «نقی»، «هادی»، «عالم»، «فقیه»، «امین» و «طیب» مشهور گشت. 
به آن حضرت «ابوالحسن ثالث» (1) و «علی رابع» (2) نیز می‌گویند. پدر بزرگوارش امام جوادعلیه السلام پیشوای نهم شیعیان و مادر گرامی‌اش «سمانه» نام دارند. 
آن امام همام در سال 220 هجری در سنّ هشت سالگی پس از شهادت پدر بزرگوارش عهده دار امامت و ولایت بر مردم شد و پس از 33 سال امامت در سال 254 هجری در سن 41 سالگی در شهر «سامرّا» به شهادت رسید. (3) 
 


امام هادی علیه السلام در نیمه ذیحجه سال 212 هجری در اطراف مدینه در محلی به نام «صریا» (1) به دنیا آمد. پدرش پیشوای نهم، امام جواد علیه السلام و مادرش بانوی گرامی «سمانه مغربیه.» است كه زنی با فضیلت، شب زنده دار و با تقوا بود. آن حضرت در سال 220 ه. ق در 8 سالگی، پس از شهادت پدر گرامی‌اش به امامت رسید. امام علی النقی علیه السلام در طول 33 سال امامت خویش، با چند تن از خلفای عباسی هم عصر بود؛ كه به ترتیب عبارتند از: 
 


(به مناسبت شهادت امام هادي عليه السلام )
دهمين مهر سپهر امامت
امام هادي عليه السلام در پانزدهم ذي الحجه سال 212 ه . ق. در روستاي «صريّا» نزديك مدينه متولّد شد.(1)
و در سوم رجب سال 254 ه . ق. در سن 41 سالگي در شهر «سامرّا»(2) بر اثر زهري كه با دسيسه ي «معتز» (سيزدهمين خليفه ي عباسي) توسط «معتمد عباسي» برادرزاده ي «معتز» به آن حضرت خورانده شد، به شهادت رسيد.(3)
 



[Designed By Ashoora.ir    مرجع دريافت ابزار و قالب وبلاگ ]