ضد خاص (1)

مسلک تلازم

باب دوم: الضد الخاص‏

منظور از ضد خاص:

 مطلق اضداد وجوديه است از قبيل اكل و شرب و تجارت و ...

وجه تسميه‏اش به ضد خاص:

 آن است كه اين قسم از ضد در مقابل ضد عام يعنى ترك است و ترك المأمور به اعم است از اينكه همراه با فعلى از افعال وجوديه باشد و يا مجرد الترك باشد. پس ترك ضد عام است و اكل و شرب و ... ضد خاص هستند.

هركجا كه اكل و شرب باشد ترك هم هست و لا عكس كليا يعنى ربما يمكن ترك باشد ولى فعلى از افعال وجوديه نباشد.

محل نزاع :

حال بحث در اين است كه آيا امر به شى‏ء مقتضى نهى از ضد خاص هست يا نيست؟

اگر مولا فرمود صل آيا بالتبع يك نهى مولوى بنام لا تأكل و لا تشرب و ... در كار هست يا نه؟

جناب مظفر مى‏فرمايد:

اين مسئله متفرع بر مسئله قبل است

و ما چون در آن مسئله اقتضا را نپذيرفتيم و ثابت كرديم كه در موارد امر به شى‏ء علاوه بر امر مولوى يك نهى مولوى تبعى‏ نداريم، در اين مسئله بطريق اولى اقتضا را نمى‏پذيريم

زيرا اين مسئله مبتنى و متفرع برآن مسئله است و در اصل كه قبول نكرديم در فرع بطريق اولى قبول نمى‏كنيم.

با اين بيان ما معتقديم كه:

امر به شى‏ء مقتضى نهى از ضد نيست، مطلقا چه در ضد عام و چه در اضداد خاصه.

نکته مهم واساسی بحث:

 چگونه قول به اقتضا در باب ضد خاص مبتنى بر قول به اقتضا است در باب ضد عام؟

فنقول:

كسانى كه در باب ضد خاص قائل به اقتضا هستند يعنى مى‏گويند امر به شى‏ء مقتضى نهى از ضد خاص است عموما دو مسلك دارند و از دو راه بر اين مدعا استدلال نموده‏اند

و ما بيان خواهيم كرد كه هر دو مسلك مبتنى بر قول به اقتضا در ضد عام است

* آن دو مسلك عبارتند از: 1- مسلك تلازم 2- مسلك مقدميت.

اما مسلك تلازم:

 اين مسلك مبتنى بر يك كبراى كلى است و آن اينكه :

هر دو امرى كه با يكديگر تلازم دارند، بايد داراى حكم واحد باشند. يعنى هرگاه احدهما واجب بود، ديگرى هم بايد واجب باشد و يا اگر حرام بود ديگرى هم بايد حرام باشد و ...

حال استدلالشان بر اساس اين مسلك دو مرحله دارد:

1- فعل ضد خاص مستلزم ترك مأمور به است يا ملازمه دارد با ترک مامور به (ترک مامور به ضد عام است)

(صغرى)

و ترك مأمور به (ضد عام) حرام است (كبرى)

پس فعل ضد خاص ملازم با حرام و يا مستلزم محرم است. (نتيجه)

جواب ما: دو جواب از اين مسلك :

1- در مرحله اول استدلال، بوضوح مشاهده كرديم كه اين‏ استدلال مبتنى است بر كبراى قول به اقتضا در ضد عام. و ما در باب قبل ثابت نموديم كه امر به شى‏ء مقتضى نهى از ضد عام نيست و وقتى ملزوم را باطل كرديم، لازم هم باطل مى‏گردد.

2- اين استدلال شما در مرحله دومش مبتنى بر يك كبراى كلى است كه ما آن كبراى كلى را قبول نداريم و آن اينكه شما گفتيد: متلازمين- هر حكمى احدهما داشت، ديگرى هم بايد داشته باشد. پس اگر احدهما حرام بود، ديگرى هم بايد حرام باشد و ...

ما مى‏گوئيم: هيچ دليلى نداريم كه متلازمين، در حكم بايد متفق باشند؛ يعنى هر حكمى احدهما داشت، ديگرى هم داشته باشد؛ مگر اينكه مناط و ملاك حكم در احدهما، در ديگرى هم باشد. در اين صورت، چون احكام دائر مدار ملاكات است، همين حكم در ملازم ديگر هم خواهد بود و الا لا دليل بر اينكه متلازمين، به مجرد تلازم و معيت در وجود خارجى، بايد حكمشان يكى باشد.

نعم :

 قدر متيقن و مسلم آن است كه متلازمان نمى‏توانند احدهما واجب و ديگرى حرام باشد

چون در اين صورت، امتثال آن دو بر مكلف محال خواهد شد و مولاى حكيم، تكليف به محال و بما لا يطاق نمى‏كند.

بالنتيجه حتما بايد احد الحكمين از فعليت بيفتد و ديگرى به فعليتش باقى بماند.

مثل اينكه انقاذ غريق، واجب است و اين انقاذ غريق، لازم دارد تصرف در ارض غير را بدون رضايت مالك. و غصب نيز فى نفسه حرام است. اينجا مكلف قدرت بر امتثال هر دو ندارد. لذا چون نجات مؤمن مهم‏تر مى‏باشد، او به فعليت مى‏رسد و ديگرى از فعليت مى‏افتد و بنابراين، اين عمل تنها واجب خواهد بود و ليس بحرام.

 از اين صورت كه بگذريم، هيچ‏ دليلى نداريم بر اينكه اگر يكى واجب بود، ديگرى هم بايد واجب باشد و يا حرام بود، حرام باشد و ... پس اين كبراى كلى شما بى‏دليل است.

شبهه کعبی:

و بهذا تبطل: با اين بيانات ما، شبهه معروف كعبى هم باطل مى‏شود:

توضيح اينكه: كعبى قائل است به اينكه احكام تكليفيه، چهار حكم‏اند: وجوب، حرمت، استحباب، كراهت.

مرحوم مظفر مى‏فرمايد:

 اگر مبناى اين سخن كعبى، همان ملازمه باشد كه مى‏خواهد بگويد «فعل هر مباحى، ملازمه دارد با ترك حد اقل يك حرام. و ترك حرام نيز واجب است. پس ملازم واجب هم واجب است»،

ما همان دو جوابى را كه از استدلال فوق داديم، در جواب كعبى هم مى‏دهيم كه

 اولا قبول نداريم كه ترك حرام، واجب به وجوب «مولوى» باشد بلكه به حكم عقل است و خلاصه نهى از شى‏ء، مقتضى امر به ضد عام نيست.

و ثانيا كبراى كلى استدلال شما را (كه «مستلزم المحرم محرم» باشد) قبول نداريم.