با خوردن هر یک بطری نوشابه ۴ بیماری را به بدنتان دعوت می‌کنید 

با خوردن هر یک بطری نوشابه ۴ بیماری را به بدنتان دعوت می‌کنید

مصرف مکرر نوشابه‌های گازدار در افراد منجر به بروز بیماریهای راشیتیسم، نرمی استخوان، پوکی استخوان و دیابت نوع 2 می‌شود.

محمد تقی انوشه متخصص تغذیه و رژیم درمانی گفت: نوشابه‌های گازدار چاق کننده بوده و فاقد ارزش تغذیه‌ای هستند. این نوشابه‌ها مواد مغذی دیگری نداشته و مقدار زیادی قند و شکر دارند.
 

وی ادامه داد: نوشابه‌های گازدار حاوی رنگ، اسانس و مواد نگهدارنده هستند. این مواد نگهدارنده برای بدن انسان مضر بوده چرا که سرطان زا هستند. اسانس‌ها و افزودنی‌های موجود در نوشابه حتی اگر استاندارد باشند در صورت مصرف بیش از حد به دلیل مواد شیمایی موجود در آنها لطمات جبران ناپذیری به بدن انسان وارد می‌کند.

     نوشابه

 
وی اظهار داشت: افرادی که روزانه یک یا تعداد بیشتری ازنوشابه‌های شیرین استفاده می‌کنند احتمال بروز دیابت نوع 2 در آنها نسبت به افرادی که به ندرت این نوشیدنی‌ها را استفاده می‌کنند بیشتر است. در چند سال اخیر بطری 2 لیتری نوشابه‌های گازدار به دلیل مقرون به صرفه بودن در بازار عرضه می‌شود. هر بطری 2 لیتری نوشابه می‌تواند حدود 700 کالری انرژی داشته باشد.
 
این مشاور تغذیه و رژیم درمانی گفت: افزودن اسید فسفریک به نوشابه منحصر به ایجاد گاز در آن می‌شود. نسبت کلسیم به فسفر یک نسبت خاصی باید داشته تا کلسیم به خوبی جذب بدن شود. در صورتی که این نسبت بر هم بخورد و فسفر زیادتر از حد مصرف شود کلسیم به خوبی جذب نمی‌شود.
 
وی خاطرنشان کرد: مصرف مکرر و دراز مدت نوشابه منجر به دفع کلسیم از بدن شده که در کودکان راشیتیسم ایجاد می‌کند.همچنین مصرف این نوشابه‌ها در جوانان و نوجوانان نرمی استخوان و در افراد میانسال و سالمند ایجاد پوکی استخوان در پی دارد. پوسیدگی دندانها، تاثیر بر روی کلیه‌ها و سوء تغذیه از دیگر مضرات نوشابه است. هر بطری حاوی 300 میلی لیتر نوشابه درحدود 28 گرم قند دارد.
 

وی اذعان داشت: نوشابه‌های گاز دارد رژیمی نیز همان خطرات نوشابه‌های گازدار معمولی را دارند چرا که دارای همان گاز و افزودنیها بوده و فاقد ارزش تغذیه‌ای هستند. تنها فرقی که در نوشابه‌های رژیمی وجود دارد این بوده که شکر کمتر در آنها استفاده شده و یا اینکه حاوی قندهای مصنوعی هستند که آن نیز مضر بوده و برای انسان زیان آور است و منجر به چاقی می‌شود.

 

نوشابه احتمال نقرس را زیاد می کند 

 



دکتر حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت ایران با اعلام اینکه
"وجود روغن پالم (روغن نخل) در شیر به اثبات رسیده و بخش قابل توجهی از چربی موجود در فراورده‌های لبنی به خاطر روغن پالم است نه چربی طبیعی شیر" توجه رسانه ها و عموم را به یکی از موضوعات مهم سلامت و محیط زیست جلب کرده است.
دکتر قاضی زاده گفت: "باید این تخلف در صنایع لبنی به صورت تدریجی اصلاح شود چرا که نمی‌توان صنایع لبنیات را به یکباره تعطیل کرد."
 
دکتر رسول دیناروند، رئیس سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت هم به "افزایش میزان روغن پالم"در فرآورده های لبنی پرچرب اشاره کرد و گفت با تمام کسانی که در این "تقلب" نقش داشته‌اند، برخورد خواهد شد.
به دنبال آن دکتر زهرا عبداللهی، مدیر دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت هم توضیح داد که "روغن پالم نوعی روغن گیاهی است که مقدار اسید چرب اشباع آن حداقل ۵۰ درصد است."
 


اصطلاح سوسیالیسم (Socialism) یعنى جامعه‏گرایى و جامعه‏باورى، از واژه فرانسوى «سوسیال» (Social) به معناى اجتماعى، اخذ شده است. ریشه لاتینى آن، واژه Socius به معناى شریك و همراه است.
اصطلاح سوسیالیسم در متون سیاسى بسیار به كار رفته است، اما مانند دموكراسى و آزادى تعریف جامع و مانعى ندارد؛ برخى سوسیالیسم را به معناى برابرى، دادگرى، پایان استثمار فقرا از سوى اغنیا مطرح مى‏كنند و بعضى مانند بسیارى از آمریكاییها، سوسیالیسم را به معناى مصادره اموال خصوصى و كنترل شدید زندگى خصوصى افراد از سوى دولت، و چیزهاى بد دیگر قلمداد مى‏كنند. (1)
 


یكی از وظایف و رسالت‌های اصلی روحانیت، تبیین و تبلیغ معارف اسلامی برای اقشار مختلف بشری است. موفقیت در این مسؤولیت خطیر، آگاهی داشتن مبلغین را نسبت به ظرافت‌های ارتباطی با مردم می‌طلبد؛ زیرا بدون برقرار كردن ارتباط مناسب با افراد جامعه، امر تبلیغ به خوبی شكل نمی‌گیرد. به عبارت دیگر تبلیغ مؤثر و سازنده، رابطه مستقیم با چگونگی ارتباط با مردم دارد؛ از این رو اگر مبلغین بخواهند توانمندی لازم را جهت پیشبرد اهداف مقدس دین داشته باشند، لازم است ارتباط تبلیغی آن‌ها با مخاطبین خود بر اساس معیارهای شناخته شده باشد. 
 


در فرهنگ معمول مردم، «تبلیغ گفتاری‌» كه تبلیغی شنیداری است و با گوش و از راه شنیدن انجام می‌پذیرد، تبلیغ مطبوعتر و مقبولتری است تا «تبلیغ نوشتاری‌» كه تبلیغی دیداری است و با چشم و از راه دیدن انجام می‌گیرد. 
یكی از دلیل‌های این مطبوعی و مقبولی را می‌توان در آسانی و ارزانی دستیابی به تبلیغ گفتاری نسبت به تبلیغ نوشتاری جست و جو كرد؛ اما در احادیث اسلامی - آن سان كه خواهید دید و خواهید خواند - گاه تعبیرها و تعریف‌ها و حتی تعلیل‌هایی وجود دارد كه نشان می‌دهد «تبلیغ نوشتاری‌» در «احادیث اسلامی‌» ، از جایگاه مطبوع‌تر و مقبول تری برخوردار است. بدین رو، بر آن شدیم تا «40 حدیث‌» در این زمینه را برگزینیم و به دوستداران تبلیغ نوشتاری و احادیث اسلامی پیشكش كنیم؛ و اما قلم زدن در باب «تبلیغ رفتاری‌» را به فرصتی دیگر بسپاریم. 
 


یكی از رمزهای موفقیت در هر كاری، استفاده از تجربه كسانی است كه قبلا در آن كار زحماتی كشیده و نتایج خوبی گرفته اند. برای موفقیت بیشتر در كلاسداری برای كودكان و نوجوانان و جوانان نیز می‌توان از تجربه‌های دیگران استفاده كرد. آنچه در ذیل می‌آید حاصل تجربه كلاسداری مربیان موفق است كه به صورت توصیه‌هایی به مربیان محترم تقدیم می‌گردد. 
 


از وجود مقدس مولای متقیان حدیثی نقل می‌شود كه «هَبَطَ جَبْرَئیلُ عَلی آدَمَ علیه السلام فَقالَ یا آدَمُ اِنّی أُمِرْتُ أَنْ اُخَیرَكَ واحِدَةً مِنْ ثَلاثٍ فَاخْتَرْها وَ دَعِ اثْنَتَینِ. فَقالَ لَهُ آدَمُ: یا جَبْرَئیلُ وَ مَا الثَّلاثُ؟ فَقالَ: الْعَقْلُ وَ الْحَیاءُ وَ الدّینُ. فَقالَ آدَمُ: إِنّی قَدِ اخْتَرْتُ الْعَقْلَ. فَقالَ جَبْرَئیلُ لِلْحَیاءِ وَالدّینِ انْصَرِفا وَ دَعاهُ، فَقالا یا جَبْرَئیلُ إِنَّا أُمِرْنا أَنْ نَكُونَ مَعَ الْعَقْلِ حَیثُ كانَ؛ (1) جبرئیل بر حضرت آدم علیه السلام نازل شد و فرمود:‌ای آدم! من مأمور شده‌ام كه تو را بین یكی از سه چیز مخیر كنم، پس آن را انتخاب كرده و دو تای دیگر را رها كن. آدم علیه السلام به او فرمود:‌ای جبرئیل! آن سه كدامند؟ فرمود: عقل و حیا و دین. آدم فرمود: من عقل را اختیار كردم. سپس جبرئیل به حیا و دین گفت: [به جایگاه خود] برگردید و او را واگذارید. [ولی] آنها گفتند:‌ای جبرئیل! ما مأمور شده ایم كه هر كجا كه عقل باشد با او همراه باشیم.»
 


نوشته‌ای كه پیش رو دارید اقتباس از دو سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی است كه یكی در جمع مبلغان خارج از كشور و دیگری در جمع مبلغان هجرت بلند مدت حوزه علمیه قم ایراد گردیده است. چكیده این دو سخنرانی به صورت گزینشی و نكته وار ارائه می‌شود. 
* * *
1. دعوت باید به سوی خدا باشد. از نظر قرآن كریم بهترین مردم كره زمین مبلغین هستند، به شرط اینكه دعوت و تبلیغشان به سوی خداوند تبارك و تعالی - نه دعوت به نفس - و عمل و رفتارشان صالح و خالص برای خداوند باشد. «ومن احسن قولا ممن دعا الی الله وعمل صالحا وقال اننی من المسلمین‌» (1) ؛ «و كیست خوش گفتارتر از آن كس كه به سوی خدا دعوت نماید و كار نیك كند و گوید: من [در برابر خدا] از تسلیم شدگانم؟» 
 


امروز تبلیغ دین با شیوه معمول و سنتی روحانیت، همان اعتبار و تاثیری را دارد كه چهل، پنجاه سال پیش داشت. هیچ كس گمان نكند كه اهمیت منبر و مسئله گویی و جلسات گوناگون روحانیون، امروز كمتر از دیروز است؛ نه! بنده با وسایل ارتباطات جمعی آشنا هستم. تلویزیون و بقیه چیزها را می‌شناسم و تاثیرات آنها را می‌دانم؛ اما معتقدم جلسه‌ای كه یك روحانی بنشیند و عده‌ای رو به روی او قرار گیرند و او با آنها حرف بزند، همچنان جایش در كل تبلیغات مدرن امروزی خالی است. ما این را نداریم، این با تلویزیون هم امكانپذیر نیست. وقتی شما در جلسه‌ای می‌نشینید و با پنجاه نفر، صد نفر یا دویست نفر حرف می‌زنید، این فرق می‌كند با این كه پشت دوربین تلویزیون بنشینید و همان تعداد مخاطب، شما را از شیشه تلویزیون ببینند، این دو مقوله است؛ بنابراین جای منبر و محافل سنتی ما - از لحاظ اهمیت و تاثیر تبلیغی - همچنان محفوظ است. در اینجا دو نكته وجود دارد كه باید به آن توجه كنید: یك نكته شكلی است؛ یك نكته محتوایی است. نكته شكلی این است كه امروز علم ارتباطات، علم بسیار پیچیده‌ای است. 
 


چرا حضرت علی‌علیه‌السلام با علم به کشته شدن، به مسجد رفتند و امام حسین‌علیه‌السلام با علم به شهادت راهی کربلا شدند، و دیگر معصومان‌علیهم‌السلام عالماً سَم نوشیدند؟
پرسش فوق از پرسشهایی است که در طول تاریخ اسلام، خصوصاً در میان شیعیان مطرح بوده و در عصر ما به جهت شبهه پراکنی مخالفان، خصوصاً وهابیان با شدّت بیشتری مطرح شده است.
ابتدا لازم است اشاره شود علوم و آگاهی معصومین‌علیهم‌السلام بر دو قسم است: نخست، علوم و دانشهایی که از راههای عادّی؛ یعنی کسبی بدست می‏آورند که در این نوع علم با مردم دیگر فرقی ندارند. و دیگر، علوم الهی و لدنّی که از طریق وحی، الهام، اشراقات درونی و... به آنها داده شده است. این نوع علوم آثار خاص و ویژه‏ای دارد که به آن اشاره خواهد شد.
 


پیام عید در نماز و دعای عید
عید است و بود قبله جانم كویت كردم طلب هلال از ابرویت
یك ماه ستاره ریختم با یادت ای مهر بده عیدی من از رویت
دعای مأثوره و رسیده از معصومین‏علیهم‏السلام در مناسبتها و روزهای مختلف، فقط بیانگر صرف ارتباط عاطفی و احساس با خدا نیست؛ چنانكه فقط خواستن حاجتهای مادّی و معنوی هم نیست؛ بلكه در كنار این دو (ارتباط عمیق عاطفی و احساسی با خدا و درخواست حاجات) این دعاها ارائه دهندة خطوط فكری بسیار عمیق و تحول‏سازی هستند كه می‌تواند شیوة فكری و عملی جامعه را ترسیم سازد و یا مسئله مهم سیاسی زمانی را در قالب دعا و یا اعتقاد صحیح و حق ارائه نماید. نمونه بارز این‌گونه دعاها، «صحیفه سجادیه» و دعاهایی است كه در مناسبتهای مختلف از معصومین‏علیهم‏السلام به ما رسیده است. در این مقال مروری داریم بر دعاهای عید فطر [و قربان] برای بدست آوردن پیام و اهداف عید در اسلام.
 


عید صیام آمد و ماه صیام رفت لطف تمام آمد و فیض تمام رفت
شد عید فطر و لطف خدا باز تازه شد گرد غم گناه زجان عوام رفت [1] 
در طبیعت، آن درخت و گیاه و گلی شادابتر است كه ریشه‌های آن سالمتر و قوی‌تر باشد. در ساختمان‌سازی نیز پایه‌ها و ستونها در استحكام و پایداری و دوام ساختمان حرف اول را می‌زند. 
همین‌طور در شادی و طراوت انسان، آن شادی پایدارتر و زیباتر است كه از ریشه‌های روحی و معنوی سالمی برخوردار باشد. از این رو در فرهنگ ژرف و ریشه‌دار اسلام آن‌گاه عید و شادی اعلام شده است كه انسان ریشه‌های روحی و معنوی و فكری خود را از آفات حفظ نموده، در پاكیزگی و سلامت و تقویت آن تلاش کند. مثلاً در حج بعد از پوشیدن احرام، 24 چیز [2] بر انسان حرام می‌شود. رمز پوشیدن احرام این‌است كه 


نوروز پاکان
طبیعت با بهار طراوت می‌یابد و معنویت با بهار رمضان اوج می‌گیرد. بهار طبیعت با نوروز آغاز می‌شود و بهار معنویت با ماه رمضان. سردی طبیعت با شكوفه‌های بهاری و سرود بلبلان رخت بر می‌بندد و یخهای عصیان و نافرمانی، با زمزمه‌های نیمه شب رمضان و ترنم دعای رمضانیان آب می‌شود. در رمضان است كه می‌توان هفت شهر عشق را پیمود و دیو نفس را بر زمین افكند و در عید فطر پیروزی فطرت بر شهوت را، جشن گرفت. 
اگر گردش زمین دور خورشید، آغازگر سال شمسی است واگر تكاپوی ماه بر گرد زمین، نوید بخش سال قمری؛ حركت سالك عاشق در رمضان المبارك در مدار توحید، طلایه دار سال معنوی است و پیروزی قلب سلیم بر شهوت بدخیم، نوروز آن. 
 


روز بازگشت به فطرت
در فرهنگ اسلامی اولین روز ماه شوال به عنوان عید فطر و جشن بازگشت به فطرت معین شده است، زیرا مسلمانان روزه دار در طول ماه رمضان با ارتباطهای پی در پی با خداوند متعال واستغفار از گناهان به تصفیه روح و جان خویش همت گماشته و از تمام آلودگی‌های ظاهری و باطنی كه بر خلاف فطرت آن هاست، خود را پاك نموده و به فطرت واقعی خود برمی گردند. امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز از همین زاویه به عید فطر می‌نگرد و با اشاره به روز عید می‌فرماید: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه وشكر قیامه وكل یوم لا یعصی الله فهو عید (1) ؛ این عید كسی است كه خدا روزه‌اش را پذیرفته و نماز او را ستوده است و هر روز كه خدا نافرمانی نشود، آن روز عید است.»


روز مباركی كه مردم در آن شادی می‌كنند و به یكدیگر تبریك می‌گویند، روز جشن اهل اسلام، بازگشت هر ساله روزی كه شادی و سرور همراه دارد و ... [1] 
آنچه آمد تعریف‌هایی از عید است كه توسط لغت شناسان مختلف ارائه شده است و البته وجه مشترك تمام آن‌ها «شادی، جشن و سرور» است. ما می‌توانیم 5 مؤلفة اصلی برای عید در نظر بگیریم:
1- محتوایی كه موجب سرور است2- موقع عید 3- شیوة بروز شادی 4- نوع هدیه و عیدی 5- فرایند رفتاری عید. 
 


دنیای امروز شاهد رفتار خصمانه و به دور از انسانیت یهود نسبت به مسلمانان است؛ تاجایی که در هر قسمت از دنیا به مسلمانان ظلمی روا داشته می‌شود، می‌توان ردپای آنها را به وضوح مشاهده کرد.
یکی از بارزترین این جنایات، ظلم و ستم یهودیان صهیونیست نسبت به مسلمانان مظلوم فلسطین است که سالهاست نقل محافل سیاسی و خبری است و بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران امام خمینی‏رحمه‏الله از همان ابتدای پیروزی انقلاب، برای همبستگی مسلمانان علیه صهیونیزم و به فراموشی سپرده نشدن این امر، جمعه آخر ماه مبارک رمضان هر سال را به عنوان روز قدس مطرح فرمودند.
اکنون اقدامات غیر دینی و به دور از انسانیت صهیونیستها تحولات منطقه را وارد مرحله‌ای حساس كرده و این مسئله را از یك بحران منطقه‌ای به بحرانی جهانی و بین المللی مبدل ساخته است؛ اگر چه صهیونیسم از یهود جدا است و برخی از یهودیان منصف؛ چه در زمان پیامبر‏صلی‏الله‏علیه‏وآله و چه در دوران کنونی، بوده‌اند که با اسلام و مسلمانان منصفانه عمل می‌کردند؛ ولی در موارد زیادی این دو با هم آمیخته شده‌ و جدایی‌شان امكان‌پذیر نبوده است.
 


در عرصه فرهنگ ارتباطات، كتاب و آثار مكتوب به عنوان یكی از تاثیرگذارترین رسانه‌ها مطرح می‌باشد. خواندن چون در پیوند با فرایند اندیشه و تفكر است، اثرات عمیق تری در جان مخاطب بر جا می‌گذارد. 
القای مفاهیم پیچیده و مطالب سنگین تنها از گذر آثار مكتوب امكان پذیر است؛ چرا كه رسانه‌های گوناگون در انتقال پیام دچار محدودیت‌هایی می‌باشند. ژان كازینو در كتاب خود «قدرت تلویزیون‌» درباره تاثیر آثار مكتوب چنین می‌نویسد: «پیام‌های كتبی در زمان كنونی از اعتبار و نفوذ بیشتری روش‌های پیدا و پنهان صهیونیسم (2) 
برخوردارند. پیام‌های نوشتاری امكان می‌دهد كه خواننده برای مدتی طولانی توجه خود را روی آن متمركز كند، آن را دوباره مرور كند و بهتر به خاطر بسپارد. درمقابل رادیو راحت‌تر از مطبوعات به فرد امكان مشاركت روانی و یكی شدن با منبع پیام را می‌دهد و برای دراماتیزه كردن وقایع مناسب‌تر است. به طور كلی نوشته چاپی برای انتقال اندیشه پیچیده مفیدتر از وسایل دیگر است، بر عكس تلویزیون برای انتقال اندیشه‌های ساده موثرترین وسیله می‌باشد.‌» (1) 
 


رشد و توسعه فن آوری و ارتباطات، از جهان امروز دنیایی بدون مرز ساخته است. سرنیزه‌های دیروز و سلاح‌های پیشرفته امروز، همگی در برابر قدرت رسانه‌های ارتباطی رنگ می‌بازند؛ زیرا تا بستر فرهنگی و سرزمین اندیشه‌ها هموار نباشد، استفاده از زور چیزی جز خسارت‌های سنگین و زیان‌های جبران ناپذیر بر جای نمی‌گذارد. 
از این رو، امواج نامرئی، مرزهای سیاسی - جغرافیایی را در می‌نوردد تا بدون هیچ گونه كنترلی وارد عرصه‌های دلخواه خود شود و مخاطبانش را مورد هجوم و یورش قرار دهد. بهره كشی و برده داری امروز از مرزهای جسمانی گذر كرده است و تا مغز استخوان مخاطب پیش می‌رود. حریم اندیشه‌ها شكسته می‌شود تا برده داری فكری و چنگ انداختن در اندیشه‌های غیر مسلط بیش از هر زمان دیگر رایج و شایع گردد. 
گفته آیزنهاور رئیس جمهور پیشین آمریكا در این باره بسیار روشنگرانه است: «بزرگترین جنگی كه در پیش داریم، جنگی ست برای تسخیر افكار انسان ها‌» (1) 
 


دیر زمانی است كه صهیونیسم جهانی از راههای سیاسی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی و تبلیغی به هدف تسلط بر جهان تلاش می‌كند. یكی از راههای سیطره بر جهان، استفاده از تبلیغات با شیوه‌ها و شگردهای مخصوص آن است. 
امروز صهیونیسم با سپاه عظیمی از سخنران، نویسنده، هنرمند، كارگردان، برنامه ریز تبلیغاتی، و... به عشق رسیدن به پول و ثروت و خوشگذرانی، بزرگ‌ترین فاجعه‌های تاریخ بشری را می‌آفریند و با شگردهای روان شناسانه و فرمولهای جامعه شناسانه و برگزاری كنفرانسها و سمینارها و... برای تخریب اذهان بشریت تلاش می‌كند. ولتر نویسنده و شاعر فرانسوی می‌گوید: «یهودیان قومی منافق و خونخوار و طایفه‌ای وحشی و بی اعتبار و افرادی ذلیل به شمار می‌آیند. این جماعت طی روزگار دراز، زشتی و طمع را در خود گرد آوردند. آتش كینه ایشان نسبت به ملتهای دیگر هرگز فرو نمی‌نشیند؛ همان ملتهایی كه آنان را در كنار خویش تحمل می‌كنند و تیره بختی و رنج و تلاششان موجب ازدیاد ثروت آنان می‌شود. دسته كوچكی از یهودیان می‌تواند به شیوه‌های خاص، نسبت به ملتهای دیگر كینه توزی و دشمنی كند.» (1) و امروز دسته‌ای از یهودیان؛ یعنی صهیونیستها چنین نقشی را ایفا می‌كنند. 
 


بیش از پنجاه و شش سال از تاریخ به رسمیت شناخته شدن اسرائیل از سوی سازمان ملل می‌گذرد. در نیم قرن گذشته كشور فلسطین شاهد التهابات بی مانندی بوده است و از آن زمان تا كنون آماج جنایات دشمنان و بی مهری به اصطلاح دوستان خویش بوده است. صهیونیستها كه خود را از تبار اسرائیل (یعقوب) ، آن پیامبر الهی می‌دانند بر مبنای تورات تحریف شده و با توصیه خاخامهای یهود (روحانیون یهودی) از هیچ عمل شرم آوری رویگردان نبوده اند. پس از واقعه 11 سپتامبر و بهانه جوییهای آمریكا درباره مبارزه با تروریسم، بار دیگر فرصتی طلایی در اختیار حاكمان رژیم اشغالگر قدس قرار گرفت تا بر سركوب خویش بیافزایند؛ ایجاد دیوار حائل كه مناطق یهودی نشین را از مناطق غزّه و كرانه باختری رود اردن جدا می‌سازد، همچنین ترور رهبران معنوی و متدین گروههای اسلامی نظیر شیخ احمد یاسین رمضان، تخریب منازل فلسطینیان، از بین بردن زمینهای زراعی و باغات، همگی از جمله اقداماتی است كه ظرف 3 سال گذشته به مرحله اجرا گذاشته شده است. هجومهای مكرر و بی امان به اردوگاههای فلسطینی شكل هر روز به خود گرفته است و فلسطین در میان دیگر گرفتاریهای مسلمانان همچون آنچه در افغانستان و عراق می‌گذرد، گاه به بوته فراموشی سپرده می‌شود. 
 


مدت‌ها پس از پیروزی مسلمانان بر حكومت صلیبی با فرماندهی امیر صلاح الدین ایوبی، اروپا به فكر تسخیر آسیا افتاد و تنها مانع را حكومت عثمانی می‌دید كه آن هم در اثر جنگ‌های داخلی و تبعیض‌ها سست شد و آن‌ها از فرصت استفاده كردند و به فكر تجزیه حكومت عثمانی افتادند. 
نشست سری «سایكس پیكو» در سال 1916 میلادی ضربه نهایی را بر پیكر امپراطوری عثمانی وارد ساخت. انگلیس، فرانسه و روسیه، مناطق خاورمیانه و مستعمرات عثمانی را تقسیم كردند و فلسطین در این تقسیم بندی شوم به انگلیس رسید. دولت انگلیس پس از این نشست - كه در آخرین سال جنگ جهانی اول بود - تمامی خاك فلسطین را در یك جنگ خونین با امپراطوری عثمانی، به اشغال خود درآورد. 
بعد از این اشغال ناجوانمردانه، «بالفور» وزیر خارجه وقت انگلیس با صدور اعلامیه‌ای بر ضرورت تشكیل یك دولت یهودی در سرزمین فلسطین تاكید و راه را برای سلطه صهیونیسم جهانی بر مسلمین مظلوم دنیا هموار نمود. 
 



[Designed By Ashoora.ir    مرجع دريافت ابزار و قالب وبلاگ ]