مواضع اعراب تقدیری

اعراب تقدیری /صرف ساده / مبحث معرب و مبنی /ص319
 
تعریف اعراب تقدیری : 
 
اعرابی است که وجود دارد اما در لفظ ظاهر نمی گردد
 (برخلاف اعراب ظاهری که هم وجود دارد و هم در لفظ ظاهر میشود و بر خلاف اعراب محلی که اعتبارش بخاطر محل اسم مبنی است نه خود اسم مبنی - در واقع اعراب مال محل است نه مال خود اسم)
 
مواضع اعراب تقدیری : اعراب در اسما زیر تقدیری می باشد
 
یک ) اسما منقوص - در دوحالت رفع و جر 
 
مثل (الخلق العالی سلاح ٌ لصاحبه فتمسَّک بالخلق العالی ) 
اما در حالت نصب فتحه ظاهر می گردد مثل ( انَّ الخلقَ العالیَ سلاح لصاحبه )
 
دو) اسما مقصور - در همه حالات ( رفع ونصب و جر) 
 
     مثل : انَّ الهدی هدی الله         علی الهدی
 
سه) اسما مضاف به یا متکلم - در همه حالات ( رفع ونصب و جر) 
     مثل : هذا کتابی - رایت کتابی - انتفعت بکتابی 
 
چهار) اسما معرب به حرکات در حال وقف بر انها - در همه حالات ( رفع ونصب و جر)
 
مثال : قال الاستاذ / رایت الاستاذ/ انتفعت بدرس الاستاذ 
 
نکته : چنانچه حرف آخر کلمه که بران وقف می شود مفتوح و منون باشد درهنگام وقف تنوین نصب تبدیل به الف می شود 
 
مثال : نصرت محمدا 
 
پنچ ) اسما سته - در همه موارد ( رفع ونصب و جر)
 
      حروف اعرابی (واو-یا-الف) در اسما سته  هنگام التقای ساکنین در نطق و تلفظ مقدر می شوند اما در کتابت نوشته می شوند 
مثال: قال  ابوالحسن -  رایت ابا الحسن   - قلت لابی الحسن
 
شش) اسما مثنی - الف در مثنی که علامت اعراب  و نایب ضمه است درهنگانم التقا ساکنین در نطق وتلفظ حذف شده اما در کتابت نوشته می شود 
 
مثال : یوما العید حرام صومهما 
 
هفت ) جمع مذکر سالم -
 
* اگر جمع مذکر سالم اضافه به یا متکلم گردد در هنگام اضافه واو تبدیل به یا و در یا متکلم ادغام میشود و در نتیجه واو مقدر میشود  
 
 
* واو ویا در جمع مذکر سالم هنگام التقا ساکنین در کتابت ظاهر اما در نطق و تلفظ مقدر میشوند 
 
مثال : عاملوا الخیر    عاملی الخیر
 
نکته : شرط مقدر بودن اعراب در مورد اخیر این است که قبل از واو  و  یا فتحه نباشد والا واو   و  یا   در تلفظ ظاهر شده و به حرکت مناسب با خودشان متحرک می شوند 
 
مثال: مُصطَفَوُ القوم -  مصطَفَیِ القوم