لطفا پاسخ مستدل و وافی بدهید. 

1- اولین قائم_مقام رهبری ضد انقلاب بود (منتظری) ۲_اولین امام جمعه ‌ی ایران حامی منافقین بود (طالقانی) ۳_معلم انقلاب که التقاطی بود (شریعتی) 

۴_اولین نخست_وزیر مملکت جاسوس آمریکا بود (بازرگان) ۵_اولین رییس‌جمهور جمهور مملکت هم که جاسوس منافقین بود ( بنی صدر) 



شبهه: (نامه تاجرزاده)

در کدام کشور دموکراتیک ، منصوبان رهبر (شورای نگهبان) مسئول رسیدگی به صلاحیت داوطلبانی میشوند که در صورت کسب رأی موظفند بر عملکرد رهبر نظارت و عنداللزوم او را عزل کنند ؟ 

مگر میشود داور هم زمان بازیکن نیز باشد .؟ 



اندوهگين مباش كه گروه خاصي از اصحاب موسي (كه فرعون را رها كردند) به اين نام، ناميده شدند...                                                                                               

آري شما بدي را رها كرديد ولي آنان خوبي را

و شافعي چه نيكو سروده:
ان كان رفضاً حب آل محمد***فليشهد الثقلان اني رافضي

يعني اگر محبت نسبت به اهل بيت رفض است پس زمين و آسمان شهادت دهند كه من رافضي هستم .
________________________________________



بیهقی می گوید: «... بلغت خدیجة خمسا وستین سنة، ویقال: خمسین سنة، وهو أصح» ...بعضی می گویند: سن حضرت خدیجه (در هنگام وفات) 65 ساله بود و برخی دیگر گفته اند در آن وقت ایشان 50 ساله بوده است که قول صحیح هم همین است



ابو القاسم اسماعيل بن محمد اصفهانى از دانشمندان اهل سنت تصريح مى‌كند كه حضرت خديجه سلام الله عليها، باكره بوده است، وی در کتابش می نویسد:
وكانت خديجة امرأة باكرة ذات شرف ومال كثير وتجارة تبعث بها إلى الشام فتكون عيرها كعامة عير قريش.
حضرت خديجه، زنى باكره، داراى اعتبار و مال بسيارى بود، كاروان تجارى‌اش را به سوى شام مى‌فرستاد و كاروان او به اندازه تمام كاروان قريش بود.



 استاد سر کلاس رو به بچه ها کرد و گفت :

نمیدونم وقتی ما قرآن داریم، این ولایت امیرالمومنین چه صیغه ایه؟!

طرف که سرشو پایین انداخته بود بلند شد کتابشو آورد بالا و گفت :

مگه ما کتاب نداریم؟

بچه ها گفتن چرا !!!! گفت:

پس اقا معلم چه صیغه ایه!!



چرا شیعیان دست‌ بسته نماز نمی‌خوانند؟ 📍📍 پیروان سه مذهب از چهار مذهب اهل سنت دست‌بسته نماز خواندن را لازم می‌دانند. در واقع «تکتف» از یک سو جزء مسائل اختلافی بین مذاهب چهارگانه اهل سنت است و از سوی دیگر با مذهب اهل بیت(ع) اختلاف دارد. 🚩🚩 شیعیان و ایرانیان برای به نمایش گذاشتن وحدت جهان اسلام به شرکت در نمازهای جماعت در مسجد النبی و مسجد الحرام سفارش شده‌اند، اما یکی از صحنه‌هایی که در چنین اماکنی با آن مواجه می‌شوند، دست بسته نماز خواندن از سوی اهل سنت است. متاسفأنه گاهی مشاهده می‌شود که مبلغان وهابی، با هدف تشکیک در عقاید پیروان اهل بیت(ع)، شبهاتی را نسبت به عقاید و رفتار مذهبی شیعیان وارد می‌کنند که از جمله این موارد، سؤال درباره تکتف یعنی دست روی دست گذاشتن هنگام نماز خواندن است. آن‌ها که خود را بدون چون و چرا پیرو سنت پیامبر(ص) می‌دانند، تصور می‌کنند که این رویه شیعیان بر خلاف سنت پیامبر(ص) است، حال آنکه آن‌ها باید به این سؤال پاسخ دهند که چرا در این زمینه به سنت پیامبر(ص) عمل نمی‌کنند زیرا طبق منابع اهل سنت، پیامبر(ص) این گونه نماز نمی‌خواند.  مذاهب اهل سنت نیز در این زمینه اتفاق نظر ندارند برای توضیح این مطلب باید گفت که در حال حاضر، پیروان سه مذهب از چهار مذهب اهل سنت دست بسته نماز خواندن را لازم می‌دانند و از نظر مالکی ها، نمازگزار مجاز است که با دست باز نماز بخواند. از این روتکتف (یعنی دست راست روی دست چپ گذاشتن در حال قیام نماز) از جمله مسائل اختلافی بین خود مذاهب چهارگانه اهل سنت از طرفی و با مذهب اهل بیت(ع) از جانب دیگر است. بنابراین: ۱- حنفیه، شافعیه و حنابله آن را از سنت می‌دانند ولی مالکی‌ها نه(۱) ۲- مالک به جواز این کار در نمازهای مستحبی و کراهت آن در نماز واجب حکم کرده، همانطور که ابن رشد قرطبی از امام خود مالک نقل کرده است.(۲) ۳- قول سوم تخییر بین وضع (دست روی دست گذاشتن) و ارسال (رها کردن دست) است! این قول را نووی از اوزاعی روایت کرده است.(۳) ۴-رأی چهارم حرمت و مبطلیت این کار برای نماز است که رأی مشهور امامیه(شیعه) در مسأله است و حتی سیدمرتضی قائل به اجماع در این زمینه است.(۴)  * چهار دلیل محکم شیعه برای اثبات دیدگاه خود اما دلایل پیروان اهل بیت(ع) برای رد تکتف چیست؟  دلیل اول: بر رد تکتف این است که رسول گرامی اسلام(ص) نیز این کار را در نماز انجام نمی‌داد. ابن رشد قرطبی از علمای اهل سنت می‌گوید: «درباره دست روی دست گذاشتن در نماز میان علما اختلاف شده است. مالک آن را در نمازهای واجب، مکروه ولی در نمازهای مستحب اجازه داده، اما بعضی دیگر جزو آداب و سنن نماز دانسته‌اند و این نظر جمهور اهل سنت است. سبب این اختلاف نظر این است که روایاتی صحیح به ما رسیده است که نماز خواندن پیامبر(ص) را توصیف می‌کند و در آن نقل نشده است که پیامبر(ص) دست راست را روی دست چپ می‌گذاشت».(۵)  دلیل دوم: ضعف ادله جمهور اهل سنت است. مهم‌ترین دلیل آنان چند روایت است که همه آن‌ها از نظر سندی ضعیف هستند و از این رو قابل اعتماد نیستند. برای مثال: در روایت بخاری آمده است: ابوحازم از سهل بن سعد نقل می‌کند که مردم مأمور می‌شدند مردان در نماز دست راست خود را بر ذراع چپ قرار دهند. ابوحازم می‌گوید: این مطلب را صحیح نمی‌دانیم مگر اینکه امر کننده آن پیامبر(ص) باشد.(۶) - نکته مهم در این روایت این پرسش است که چه کسی مردم را امر به این عمل می‌کرده است؟ آیا پیامبر(ص) بوده یا کسی دیگر معلوم نیست فقط ابوحازم چنین احتمالی را داده که گوینده رسول خدا(ص) بوده از این رو قابل استناد برای چنین حکمی نیست. به همین جهت دو تن از علمای اهل سنت یعنی «عینی» شارح بخاری می‌گوید: این روایت مرسل است.(۷) سیوطی نیز همین نظر را دارد.(۸) همچنین در روایت مسلم آمده است که وائل می‌گوید: پیامبر(ص) را دیدم که هنگام خواندن نماز دست‌هایش را بالا برد و تکبیر گفت. آن گاه پیراهنش را به خود پیچیده و دست راست را روی دست چپ گذاشت و هنگامی که خواست به رکوع رود دو دستش را از میان پیراهن بیرون آورد و تکبیر گفت و رکوع کرد.(۹) -در سند این حدیث علقمه بن وائل از پدرش روایت می‌کند که اهل سنت آن را مرسل می‌دانند. برای نمونه ابن حجر از ابن معین نقل می‌کند: «علقمه بن وائل عن ابیه مرسل»(۱۰) از طرفی به روایت نمی‌توان استدلال کرد، زیرا وجه این کار پیامبر(ص) معلوم نیست که چرا چنین کرد؟ آیا به جهت سرما پیراهن را به خود پیچید و دست‌ها را روی هم گذارد و یا به عنوان یک امر مستحب چنین نمود وقتی دو احتمال در آن رفت قابلیت استدلال را ندارد. روایات دیگر: در منابع اهل سنت از علی(ع) نقل شده: «من السنه فی الصلاه وضع الکف علی الاکف تحت السره» در حال نماز قرار دادن کف دست در کف دست دیگر زیر ناف از سنت است. نووی شافعی پس از نقل روایت می‌گوید: دارقطنی و بیهقی و دیگران این روایت را نقل کرده‌اند و بر ضعیف بودن آن اتفاق کرده‌اند زیرا راوی آن عبدالرحمن بن اسحاق واسطی است که به اتفاق امامان جرح و تعدیل ضعیف است.(۱۱) روایت دیگر از عائشه نقل شده: ثلاثه من النبوه…وضع الید الیمنی علی الیسری فی الصلاه(۱۲)» سه چیز از نبوت است…قرار دادن دست راست بر دست چپ. این روایت نیز ضعیف است، زیرا نووی می‌گوید: راوی این حدیث محمد بن ابان انصاری است و مجهول است، زیرا بخاری درباره‌اش گفته در بین راویان از عائشه چنین کسی شناخته نشده است.(۱۳).  دلیل سوم: بر رد تکتف اختلاف مذاهب چهار گانه اهل سنت در چگونگی قرار دادن دست‌ها و محل آن است به همین جهت در بین فقهای اهل سنت اختلاف است برخی می‌گویند: باید دست‌ها را در بالای ناف قرار داد، برخی می‌گویند در زیر ناف، برخی می‌گویند برای مردان زیر ناف و برای زنان روی سینه مستحب است و… در چگونگی قرار دادن دو دست نیز چنین اختلافی وجود دارد(۱۴)، این اختلافات به این جهت است که روایت معتبری که بیانگر انجام چنین کاری توسط پیامبر(ص) باشد، وجود ندارد.  دلیل چهارم: برای رد تکتف این است که اهل بیت پیامبر اکرم(ص) از آن نهی می‌کردند. برای مثال محمد بن مسلم از امام صادق(ع) یا امام باقر(ع) نقل می‌کند که به آن حضرت عرض کردم: شخصی دست راستش را در حال نماز روی دست چپ خود می‌گذارد؟ حضرت فرمود: این همان تکفیر است که نباید انجام داده شود.(۱۵) زراره هم از امام باقر(ع) نقل می‌کند که فرمود: بر تو باد به اقبال در نماز، از قرار دادن دست راست روی دست چپ پرهیز کن، زیرا این عمل از کارهای مجوس است.(۱۶) بنابر بعضی نقل‌ها دست روی دست گذاشتن کار اسیران عجم بود که خلیفه دوم این کار را پسندید و دستور داد مسلمانان در نماز چنین کنند.(۱۷) با وجود روایات صحیح السندی که از اهل بیت(ع) به ما رسیده است، حداقل چیزی که می‌توان گفت این است که تکتف بر سر دو راهی سنت و بدعت قرار دارد. بی‌شک ترک تکتف برای احتمال بدعت آن احسن است؛ زیرا بر اساس قاعده مشهور نزد عقلا و اصولیین «دفع مفسده اولی از جلب منفعت» است.  رد دلیل علمای اهل سنت برخی علمای اهل سنت پس از آنکه نتواستند دلیل شرعی معتبر و قانع کننده‌ای برای استحباب تکتف بیابند، به برخی وجوه ذوقی و استحسانی تمسک کرده‌اند. نووی در کتاب المجموع می‌نویسد: اصحاب می‌گویند قراردادن دست روی دست بهتر از بیهوده کاری در نماز بوده و به تواضع و تضرع نزدیک‌تر است.(۱۸) در پاسخ این استدلال باید گفت اگر قرار باشد که شریعت به این صورت از ذوقیات و استحسانات ثابت شود دین ضایع می‌شود. وظیفه انسان در مقابل شریعت تعبد محض است. از طرفی به غیر از خلیفهٔ دوم کدام صحابی قائل به چنین چیزی بوده است؟ *پی‌نوشت‌ها: ۱-الفقه علی المذاهب الاربعه ج۱ص۲۱۷. ۲.ابن رشد، محمد بن احمد، بدایة المجتهد، ج ۱، ص ۱۴۰. قم، شریف رضی، ۱۴۰۶. ۳.نووی، المجموع، ج ۳ ص ۳۱۲. ۴-علم الهدی، سید مرتضی. الانتصار، ص، ۱۴۲ قم، دفتر انتشارات اسلامی. ۵-بدایة المجهد، ج ۱، ص ۱۴۰: اختلف العلماء فی وضع الیدین احدهما علی الاخری فی الصلاه فَکَرِهَ ذلک مالک فی الفرض و اجازة فی النفل و رای قوم ان هذا من سنن الصلاه و هم الجمهور و السبب فی اختلافهم انه قدجاءت آثار ثابته نقلت فیها صفة صلاته علیه الصلاه و السلام و لم ینقل فیها انه کان یضع یده الیمنی علی السیری و ثبت ایضا انّ الناس کانوا یومرون بذلک. ۶-صحیح بخاری، ج ۱، ص ۲۰۳، کتاب الاذان، باب ۸۷باب وضع الیمنی علی الیسری ح۷۴۰. ۷-عمدة القاری، ج ۵، ص ۲۷۸. ۸-التواشیح علی الجامع الصحیح، ج ۱، ص ۴۶۳. ۹-صحیح مسلم، کتاب الصلاه ص۱۹۹باب (۱۵) ح ۷۸۲ ۱۰-تهذیب التهذیب، ج ۷ص۲۴۷. ۱۱-نووی، المجموع، ج ۳ ص ۳۱۲ ۱۲-بیهقی، سنن الکبری، ج۲ص۲۸. ۱۳- نووی، المجموع، ج ۳ ص ۳۱۳ ۱۴-الفقه علی المذاهب الاربعه ج۱ص۲۱۷. ۱۵-وسائل الشیعه، ج ۷، ص۲۶۶، کتا ب الصلاه، باب۱۵ از ابواب قواطع الصلاة، ح۹۲۹۵. ۱۶-همان، ح ۹۲۹۶. ۱۷-نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج ۱۱، ص۱۹تهران، دارالکتب الاسلامیه، دوم ۱۳۶۵. ۱۸-المجموع، ج ۳، ص ۳۱۳.

چرا حضرت علی‌علیه‌السلام با علم به کشته شدن، به مسجد رفتند و امام حسین‌علیه‌السلام با علم به شهادت راهی کربلا شدند، و دیگر معصومان‌علیهم‌السلام عالماً سَم نوشیدند؟
پرسش فوق از پرسشهایی است که در طول تاریخ اسلام، خصوصاً در میان شیعیان مطرح بوده و در عصر ما به جهت شبهه پراکنی مخالفان، خصوصاً وهابیان با شدّت بیشتری مطرح شده است.
ابتدا لازم است اشاره شود علوم و آگاهی معصومین‌علیهم‌السلام بر دو قسم است: نخست، علوم و دانشهایی که از راههای عادّی؛ یعنی کسبی بدست می‏آورند که در این نوع علم با مردم دیگر فرقی ندارند. و دیگر، علوم الهی و لدنّی که از طریق وحی، الهام، اشراقات درونی و... به آنها داده شده است. این نوع علوم آثار خاص و ویژه‏ای دارد که به آن اشاره خواهد شد.
 


طبق توقيع شريف امام مهدي(عج) مي فرمايد: «هر كس بگويد كه مرا ديده است، دروغ گفته است»، در حالي كه در طرف ديگر مي بينيم بسياري از شخصيت هاي بزرگ معتقدند امام زمان(عج) را ديده اند؟ اين تناقض را چگونه توجيه مي كنيد؟



 چرا حضرت علي عليه السلام سه تن از فرزندان خويش را به نام هاي ابو بكر ، عمر ، عثمان نامگذاري كرد ؟

كتاب كشف الغمه ج ۱ ص ۴۴۰ منتهي الامال ج ۳ ص ۱۶۲

توضيح : واقعا شما نام دشمنان يا قاتل همسرتان را بر فرزندانتان مي گذاريد؟ اين كار علي عليه السلام چه توجيهي مي تواند داشته باشد ؟ ايا تقيه مي تواند آن را توجيه كند؟



چرا همواره از عمر تعريف و تمجيد مي كرد ؟

نهج البلاغه فيض خطبه ۲۱۹ ص۷۲۱

توضيح : چگونه با كدام عقل و منطق مي توانيم باور كنيم كه عمرفاطمه عليها السلام را به شهادت رسانده آنگاه حضرت علي عليه السلام از قاتل همسرخود فاطمه عليها السلام جلوي مردم تعريف و تمجيد بكند



 چرا با قاتلان دختر رسول خدا (ص) ميانه خوبي داشت؟

نهج البلاغه فيض الاسلام ص ۴۱۵ و ۴۴۲

توضيح در مواقع زيادي عمر درزمان خلافت خود براي انجام مشورت به حضرت علي عليه السلام مراجعه مي كند پيشنهاد هاو مشورتها ي كه حضرت علي عليه السلام به ايشان مي دهد مملو و سرشار از محبت وصميميت و احترام مي باشد و هر انسان عاقل و محققي با دنياي ار اوهام و شبهات درمورد حضرت علي عليه السلام مواجه مي سازد. آيا در اين جا هم نياز به تقيه داشت؟



چرا بعد از شهادت همسر خود فاطمة الزهرا عليهالسلام انتقام او را نگرفت يا به فكر گرفتن انتقام نبود.؟*****

توضيح: در هيچ منبعي ذكر نشده كه حضرت علي عليه السلام پس از شهادت دخت گرامي رسول خدا صل الله عليه و اله جهت خون خواهي و گرفتن انتقام ايشان اقدامي نمايد، واقعا اگر كسي به حريم خانواده ما چنين تجاوزي بكند امانش مي دهيم ؟ براي سكوت حضرت علي چه توجيهي خواهيم داشت ؟



 چرا حضرت علي عليه السلام در آنصحنه(زدن فاطمة الزهرا ) هيچ واكنشي از خود نشان نداد ؟

توضيح : در هيچ منبع تاريخي نيامده است كه حضرت علي در آن صحنهاقدامي نمايد ؛ دست به شمشير برده و با قاتلان و مهاجمان در گير شود آيا واقعا علي عليه السلام اين گونه بود؟



شبهه اول:  علي در حالت نماز، پيکان از قدم مبارکش کشيدند، متوجه نشد، چگونه در حال نماز متوجه سائل شد؟!  يعني صداي سائل از درد بيرون کشيدن تير مؤثرتر هست؟!

شبهه دوم:  زکات بر کسي هست که لااقل مالک حد نصاب باشد و يکسال قمري بر آن بگذرد، در حالي که آشنايان به احوال علي مي دانند که وي در آن زمان مالي نداشت که مشمول زکات باشد، لذا زکات بر عهده آن حضرت نبود

 شبهه سوم :زکات را خود شخص به تشخيص خود نمي پردازد، بلکه بايد آن را به عاملين زکات پرداخت يا توسط آنان جمع آوري گردد و سپس توسط حاکم شرع با رعايت مصالح، تقسيم و توزيع شود

شبهه چهارم:  نماز جماعت بوده و مسجد خلوت نبوده، سائل در ميان اين جمعيت چگونه متوجه اشارات علي شده؟ مگر سائل علم غيب داشته و از قبل مي دانسته که چه کسي سوال او را بي جواب نخواهد گذاشت که فقط به آن حضرت نگريسته؟!

آيا امير المؤمنين نمي توانست زکات خود را قبل يا بعد از نماز بپردازد؟ 




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دريافت ابزار و قالب وبلاگ ]