الفصل الرابع : المقدمه الواجب

فصل چهارم کتاب درباره مقدمه واجب است

تعریف مقدمه :

مقدمه چيزى است كه مكلف به وسيله آن به چيز ديگرى مى‏رسد به‏ طورى كه اگر آن مقدمه نباشد تحصيل و تحقق آن چيز ممكن نخواهد بود

بدون اينكه تفاوتى باشد بين

مقدمه منحصره يعنى مقدماتى كه تنها به وسيله آنها تحقق واجب ممكن مى‏شود و چيز ديگرى جايگزين آنها نمى‏گردد مثل اينكه پيمودن مسير و طى مسافت تنها راه، براى رسيدن به مكه و انجام مناسك حج است و چيزى جايگزين آن نمى‏شود

و مقدمه غير منحصره يعنى مقدماتى كه براى آنها جايگزين و بدل وجود دارد به ‏طورى كه اگر آن مقدمه حاصل نشود، امكان تحقق واجب به وسيله مقدمه ديگرى كه جايگزين آن مى‏شود وجود دارد

مثلا وضو مقدمه نماز است‏ اما اگر به هر دليل، امكان وضو گرفتن نباشد بوسيله تيمم هم مى‏شود نماز خواند

 نهایت مطلب و تفاوتى كه بين مقدمه منحصره و غير منحصره وجود دارد اين است كه اگر مقدمه، منحصره باشد در اين صورت رفع استحاله تحقق واجب، تنها بوسيله آن مقدمه خواهد بود و اگر مقدمه، غير منحصره باشد رفع استحاله تحقق واجب در انجام دادن آن مقدمه يا غير آن محدود مى‏شود يعنى تحقق واجب، يا به وسيله اين مقدمه صورت مى‏گيرد يا به وسيله مقدمه ديگرى كه مى‏تواند جايگزين مقدمه اول شود

 

همه علماء اصول اتفاق نظر دارند كه مقدمه واجب، عقلا لازم مى‏باشد اما در بين اصوليين اختلاف نظر است كه آيا مقدمه واجب شرعا هم واجب است یا خیر؟

قبل از وارد شدن به اصل بحث، انواع مقدمات را ذكر مى‏كنيم.

براى مقدمه، تقسيم‏ بندى‏هاى گوناگونى وجود دارد.

الاول: تقسيمها الى داخلية و خارجية

تقسيم اول: تقسیم بندی مقدمه به مقدمات داخلى و خارجى است

مقدمه داخليه :

عبارت است از جزء ماهيت مركب (مانند اجزاى نماز) يا هر چيزى كه تحقق ماهيت مركب وابسته برآن است‏ ‏ و براى او وجود مستقلى خارج از وجود آن ماهيت مركب نيست ‏مانند نماز كه هر جزء آن مقدمه داخليه است به لحاظ اينكه تحقق ماهيت مركب يعنى نماز وابسته بر تحقق آن اجزاء مى‏باشد پس هر جزء نماز مقدمه براى وجود ماهيت مركب (نماز) است‏

اين اجزاء را مقدمه داخليه ناميده‏اند زيرا هر جزء، از آنها دخالت در تحقق ماهيت مركب دارد پس خواندن سوره حمد يا ركوع نسبت به نماز، مقدمه داخليه ‏اند.

مقدمه خارجيه:

 عبارت است از هر چيزى كه وجود و تحقق ماهيت واجب وابسته برآن است و براى او وجودى مستقل و جدا از وجود واجب تصور مى‏شود مثل وضو نسبت به نماز كه وجودى كاملا جدا و مستقل دارد.

-

 تقسيم دوم: مقدمه عقلى و شرعى و عادى

مقدمه عقلى:

 آن است كه ذى المقدمه عقلا برآن وابسته است‏ مانند اينكه انجام دادن اعمال حج، عقلا وابسته بر اين است كه مسير از اينجا تا مكه پيموده شود.

مقدمه شرعى:

 آن است كه ذى المقدمه شرعا برآن وابسته است‏ مانند وابستگى نماز بر طهارت كه چون شرع، طهارت را براى صحت نماز شرط كرده است انجام آن لازم مى‏باشد

مقدمه عادى:

 آن است كه ذى المقدمه عادتا وابسته برآن است يعنى براى تحقق آن ممكن است راههاى متعددى وجود داشته باشد اما راه طبيعى و عادى آن، اين مقدمه است‏ مانند اينكه بالا رفتن بر پشت بام عادتا وابسته بر قرار دادن نردبام مى‏باشد [اگرچه براى اين كار ممكن است راههاى ديگرى نيز وجود داشته باشد].

تقسيم سوم: مقدمه وجود و صحت و وجوب و علم

معيار ما در اين تقسيم‏بندى غير از معيار در دو تقسيم گذشته است

 معيار در تقسيم‏بندى اول (يعنى مقدمه داخلى و خارجى) دسته‏بندى مقدمه با توجه به خودش است‏

اما معيار در تقسيم دوم با توجه به حكم‏كننده به لزوم مقدمه است كه آن يا عقل است يا شرع و يا عادت و عرف.

اما معيار تقسيم‏بندى سوم، با توجه به ذى المقدمه است.

‏  توضيح مطلب :

مقدمه وجود :

چيزى است كه وجود ذى المقدمه برآن وابسته است‏ مانند وابستگى معلول بر علت كه وجود معلول وابسته بر علت است‏

 مقدمه صحت :

چيزى است كه صحيح بودن ذى المقدمه وابسته برآن است‏‏ مثل وابستگى صحت عقد فضولى بر اجازه مالك.

مقدمه وجوب:

 چيزى است كه واجب شدن ذى المقدمه وابسته برآن است‏ مانند وابسته بودن وجوب حج بر استطاعت كه تا مكلف مستطيع نباشد حج بر او واجب نيست‏

مقدمه علم :

چيزى است كه حصول اطمينان به تحقق و انجام شدن ذى المقدمه وابسته برآن است مثلا كسى كه جهت قبله را نمى‏داند حصول علم و اطمينان به اينكه نمازش را روبه‏قبله خوانده است وابسته بر اين است كه به چهار طرف نماز بخواند.

نزاع اصولى‏ها در مورد اينكه آيا مقدمه، واجب است يا نه در دو نوع اول است‏ يعنى مقدمه وجود و مقدمه صحت

‏ اما مقدمه وجوب از محل بحث و نزاع خارج است‏ ‏ زيرا در مقدمه وجوب اگر مقدمه (مانند استطاعت) نباشد عمل واجب (مانند حج) متصف به حكم وجوب نمى‏شود پس چطور ممكن است كه مقدمه (مانند استطاعت) واجب شود آنهم به وجوبى كه برگرفته از ناحيه واجب (حج) است و وجوب آن مقدمه مشروط به وجوب آن واجب مى‏باشد؟ [يعنى وجوب مقدمه ناشى از وجوب عمل خارجى است و مثلا تا حج واجب نباشد مقدمات آن‏هم واجب نخواهد بود پس چطور مى‏شود تصور كرد كه قبل از واجب شدن حج، مقدمات آن و از جمله استطاعت واجب باشد؟

در حالى كه وجوب مقدمه مشروط به وجوب واجب مى‏باشد]

 ‏ اما مقدمه علميه بدون شك از محل بحث و نزاع خارج است‏

 زيرا مقدمه علميه عقلا واجب است نه شرعا

 ‏ و اگر هم در پاره‏اى از موارد [به مقدمات علميه‏] مانند نماز خواندن به چهار طرف [براى كسى كه جهت قبله را نمى‏داند] امر شده است، از نوع اوامر ارشادى است كه دلالت بر حكم عقل مى‏كنند و وجوب شرعى از آنها استفاده نمى‏شود.