الفصل التاسع : الامر بالشی بعد الامر به

بخش نهم:  پيرامون امر كردن به يك چيز بعد از امر به آن می باشد

بیان محل نزاع

 اگر مولى امرى را صادر كند و مثلا بگويد «صلّ» يعنى نماز بخوان و قبل از اينكه مكلف آن امر را امتثال نمايد دوباره همان را تكرار نمايد و بگويد «صلّ»، آيا اين امر دوم بعنوان تأكيد همان امر اول است كه در نتيجه يك‏بار نماز خواندن كافى است يا اينكه اين امر دوم تأسيس و ايجاد يك حكم جديد مى‏باشد و لذا مكلف لازم است كه دو بار نماز بخواند يك‏بار براى امر اول و يكى هم براى امتثال امر دوم؟

آيت اللّه سبحانى مى‏فرمايند:

 اين مسئله صورتهاى مختلفى دارد كه حكم هركدام از آنها با ديگرى ممكن است متفاوت باشد از آن جمله:

صورت اول :

 گاهى متعلق امر دوم مقيد به قرينه‏اى است كه دلالت بر تعدد و كثرت دارد

مثال : مانند اينكه مولى بگويد: صلِّ و بعد از اندكى بگويد: صلِّ صلاه اخری. كه همين قيد «اخری» دلالت بر اين دارد كه آن عمل را دو بار طلب نموده‏اند.

صورت دوم :

 گاهى براى هريك از امرها علت خاصى را ذكر كرده‏اند

مثال : مانند اينكه مولى گفته است: اذا نُمتَ فَتَوَضَّا (هرگاه خوابیدی وضو بگیر) و بعد از اندكى گفته است: اذا مَسَستَ مَیِّتَا فَتَوَضَّا (هرگاه مس میت کردی وضو بگیر)

صورت سوم :

 گاهى براى يكى از دو امر علتى ذكر شده و براى ديگرى سببى ذكر نشده است

مثال: مانند اينكه مولى بگويد:  توضَّا (وضو بگير) و پس از اندكى بگويد: اذا بُلتَ فَتَوَضَّا

(هرگاه بول كردى وضو بگير)

صورت چهارم :

 گاهى هم براى هيچ‏يك از امرها علت و سببى ذكر نشده است

مثال : مانند اينكه بگويند: اكرم زيدا. و دوباره تكرار كنند كه: اكرم زيدا.

نظر صاحب کتاب درباره صورت اول و دوم :

بدون اشكال امر دوم در صورت اول [كه متعلق امر دوم همراه با قرينه تعدد بود] حمل بر تأسيس و ايجاد حكم جديد مى‏شود نه اينكه تأكيد امر اول باشد زيرا امر دوم صراحت در تعدد دارد

اما در صورت دوم [كه براى هريك از امرها علت خاصى ذكر شده باشد] مانند صورت اول ظهور در تأسيس و ايجاد وجوبى غير از وجوب اول دارد

 ‏ البته در اين رابطه بحثى وجود دارد كه آيا تداخل ممكن است یا خیر ؟

به اين معنا كه آیا ممکن است هر دو وجوب را با يك وضوى واحد اطاعت و امتثال نماييم يا اينكه تداخل ممكن نيست؟

 این بحث وابسته بر اين است كه آيا مسببات [يعنى دو عمل واجب‏] مى‏توانند تداخل كرده و در قالب يك فعل واحد صورت بپذيرند يا نه؟

‏ كه اگر تداخل ممكن باشد يك وضو براى هر دو امر كافى است و الا اگرتداخل ممكن نباشد يك وضو كفايت نمى‏كند

‏ ( بحث تداخل و امكان و عدم آن در باب مفاهيم خواهد آمد)

‏ بنابراين آنچه محل نزاع و بحث است همان دو صورت سوم و چهارم است‏

نظر صاحب کتاب درباره صورت سوم و چهارم :

  شايد معتقد شدن به مبهم بودن كلام در اين دو صورت و روشن نبودن جمله در هيچ‏كدام از تأكيد يا تأسيس بهتر باشد

دلیل:

‏ زيرا دو هيئت امر دلالت بر تعدد بعث و برانگيختن مولى دارند و تعدد بعث اعم از تأكيد يا تأسيس است يعنى تعدد بعث هم با تأكيد سازگارى دارد و هم با تأسيس و شامل هر دو مورد مى‏شود زيرا ممكن است امر دوم به انگيزه هركدام از اين دو صادر شده باشد

نکته:

 گفته شده كه تأسيس نسبت به تأكيد اولويت داشته و قوى‏تر است اذا لذا در دو صورت اخر باید امر دوم را حمل بر تاکید کنیم

آیه الله سبحانی: این سخنى است كه به واسطه آن نمى‏توان ظهور عرفى را به اثبات رساند

به عبارت دیگر:

اين ادعا چيزى است كه با ظهور عرفى كلام هماهنگ نبوده و دليلى هم بر اين اولويت وجود ندارد

تم الكلام فى المقصد الاول و الحمد للّه‏