خصایص وجوب غیری / مقدمه واجب / غیر مستقلات عقلیه

خصائص الوجوب الغيرى‏

ويژگى‏ ها و مشخصات واجب غيرى

مصنف مى‏فرمايد: واجب غيرى داراى چهار ويژگى مى‏باشد كه به ترتيب عبارتند از:

ویژگی اول : همان گونه كه امر به واجب غيرى يك امر مستقلى نيست بلكه امر تبعى و به تبع امر به ذى المقدمه است همچنين واجب غيرى اطاعت مستقلى ندارد

 يعنى اين‏چنين نيست كه مكلف واجب غيرى را براى خود واجب غيرى انجام دهد و امتثال نمايد بلكه اطاعت آن‏ صرفا به منظور توصل به ذی المقدمه است به خلاف واجب نفسى كه اطاعت مستقلى دارد يعنى انسان اين عمل را انجام مى‏دهد براى خود آن عمل

ویژگی دوم : همان‏طورى‏كه واجبات غيرى اطاعت مستقلى ندارند هكذا ثواب و عقاب مستقلی هم بر انها  مترتب نيست بلكه تمام ثواب  عقاب مال اطاعت و مخالفت امتثال وجوب ذى المقدمه است

به همین خاطر اگر يك واجبى داراى ده‏ مقدمه باشد و انسان آن را انجام دهد تنها يك ثواب به او مى‏دهند نه ده تا ثواب. متقابلا اگر عملى داراى 20 مقدمه باشد و انسان آن عمل را با تمام مقدماتش ترك كند تنها يك عقاب دارد نه 21 عقاب.

دو اشكال

اشكال اول:  شما گفتيد بر واجبات غيريه و مقدميه ثواب مستقلى مترتب نيست درحالى‏كه رواياتى داريم كه مى‏گويند كسى كه پياده به حج و زيارت خانه خدا برود بر هر گامى كه برمى‏دارد فلان مقدار ثواب مترتب مى‏شود.

و نيز رواياتى داريم كه مى‏گويد: هركس با پاى پياده به زيارت امام حسين (ع) برود در هر قدمى كه برمى‏دارد فلان مقدار ثواب برآن داده مى‏شود

حال اگر بر واجبات غيريه ثواب مستقلى مترتب نيست پس اين روايات را چه جواب مى‏دهيد؟

دو جواب مرحوم مظفر از این روایات

 جواب اول در همين بحث و جواب دوم هم در امر نهم در مبحث مقدمات عباديه خواهد امد

اما جواب اول:   توجیه این روایات

 مى‏گوئيم: اين ثواب‏ها كه براى پياده رفتن به حج يا به زيارت امام حسين (ع) مقرر شده است تماما مال خود ذى المقدمه است يعنى حج و زيارت حسين (ع)

 منتهى شرع مقدس ثواب خود عمل را تقسيم نموده بر مقدمات آن از باب اينكه افضل الاعمال احمزها و اشقها

و در ما نحن فيه هرچه مقدمات عمل زيادتر (باشد) مشقت خود عمل بيشتر خواهد بود و بالنتيجه ثوابش هم بيشتر مى‏شود

 به اين لحاظ ثواب را به خود مقدمات اسناد داده، پس در حقيقت ثواب مال ذى المقدمه است و اسنادش بسوى مقدمات يك اسناد مجازى است به اعتبار اينكه مقدمات سبب زيادى مقدار مشقت ذى المقدمه شده و در نتيجه سبب زيادى ثواب خود ذى المقدمه شده.

اشكال دوم: شما گفتيد بر واجبات غيرى و مقدمى ثوابى استقلالا مترتب نمى‏شود بلكه تمام ثواب مال ذى المقدمه است در حالى كه بالاجماع همه علماء گفته‏اند بر انجام بعضى از مقدمات از قبيل طهارات ثلاث يعنى وضوء، غسل و تيمم ثواب مترتب مى‏شود علاوه بر ثوابى كه بر انجام ذى‏المقدمه اين‏ها ترتب دارد حال اين‏ها را چه جواب مى‏دهيد؟

جواب: اين اشكال را در امر نهم از سلسله مباحث مقدمه واجب تحت عنوان «المقدمات العبادية» مطرح ساخته و جواب شافى‏ و وافى خواهيم داد ان‏شاءالله تعالى

ویژگی سوم :

 مقدمه :  واجبات نفسيه در يك تقسيم منقسم به دو قسم مى‏شوند:

1) واجبات عبادى : يعنى واجباتى كه قصد قربت در آنها معتبر است مثل نماز، روزه و ...

 2) واجبات توصلى: يعنى واجباتى كه قصد قربت در آنها معتبر نيست مثل انقاذ غريق، دفن ميت،

حال مقدمه واجب چه مقدمات واجبات عباديه و چه واجبات توصليه مطلقا توصلى هستند

يعنى مقدمه بما هى مقدمه قصد قربت لازم ندارد.

بخاطر همين ويژگى باز اشكالى مطرح مى‏شود كه اگر مقدمات عموما وجوبشان وجوب توصلى است پس چگونه بعضى از مقدمات مثل طهارات ثلاث تعبدى هستند و قصد قربت در آنها معتبر است؟

جواب: اين ايراد هم در امر نهم در بحث مقدمات عباديه خواهد آمد ان‏شاءالله تعالى.

ويژگى چهارم : آن است كه وجوب مقدمه، تابع وجوب ذى المقدمه است اطلاقا و اشتراطا، فعلية و قوة.

 يعنى هر چيزى كه شرط وجوب ذى المقدمه باشد همان چيز شرط وجوب مقدمه هم هست (كدخول الوقت بالنسبة الى الصلاة و الوضوء) و هر چيزى كه شرط وجوب ذى المقدمه نباشد شرط وجوب مقدمه هم نيست مثل اول وقت بودن يا وسط و يا آخر بودن كه قبلا مثال زديم،

 و ايضا هروقت كه وجوب ذى المقدمه به درجه فعليت برسد مقدمات هم واجب فعلى مى‏شود. و مادامى‏كه ذى المقدمه وجوبش به درجه فعليت نرسيده محال است كه مقدمات وجوبش فعلى شود

حال يا به خاطر اينكه وجوب مقدمه تابع وجوب ذى المقدمه است و محال است كه تابع پيش از متبوع تحقق يابد. اين بنا بر معناى چهارم در تبعيت است.

و يا بخاطر اينكه وجوب مقدمه معلول وجوب ذى المقدمه است و محال است كه معلول پيش از علت وجوب فعلى پيدا كند، بنا بر مشهور در بيان تبعيت

اشکال : مقدمه قبل از بیان اشکال

 مقدمه مفوته يعنى مقدمه‏اى كه اگر قبل الوقت اتيان نشود موجب تفويت واجب در وقت خودش مى‏گردد. مانند وجوب غسل، پيش از طلوع فجر كه شرط صحت صوم است و اگر مكلف جلوتر غسل نكند يلزم كه واجب در وقت خودش تفويت شود

حال اشكال اين است كه اگر وجوب مقدمه تابع وجوب ذى المقدمه است فعلية و قوة پس چگونه در خصوص مقدمات مفوته علما فرموده‏اند اين مقدمات قبل الوقت، واجب فعلى مى‏شوند و حال آنكه هنوز ذى‏المقدمه آنها وجوب فعلى پيدا نكرده؟

جواب اين ايراد هم در امر هشتم تحت عنوان مقدمات مفوته خواهد آمد ان‏شاءالله تعالى.