المقدمه العبادیه (1)
المقدمة العبادية
امر نهم و آخرين امر از امورى كه در رابطه با مقدمه واجب بيان مىكنند مربوط به بحث مقدمات عباديه است.
جناب مظفر (ره) مىفرمايد:
*از طرفى هنگامى كه ما به شريعت مقدسه مراجعه مىكنيم مىبينيم:
اولا: به دلايل فراوانى ثابت شده كه برخى از مقدمات، مقدمه عباديه هستند و مقدميت از براى واجب ندارند مگر اينكه به قصد قربت اتيان شوند.
ثانيا: بدلائل فراوانى ثابت شده كه بر اينگونه مقدمات مستقلا و جداى از ذى المقدمه ثواب مترتب است
و مقدماتى كه داراى اين دو خصيصه باشند منحصرا عبارتند از: طهارات ثلاث يعنى وضوء و غسل و تيمم
*از طرف ديگر مادر امر سوم از اين امور تسعه گفتيم كه
اولا: واجبات غيريه و مقدميه ذاتا توصلى هستند يعنى هدف از انجام آنها مجرد توصل و چارهجوئى به سوى ذى المقدمه است لذا اگر از طريق غصبى هم قطع مسافت نمايد لطمهاى به اعمال حج او وارد نمىشود
و ثانيا: واجب غيرى بما هو واجب غيرى هيچگونه استحقاق ثوابى بر اتيان آن نيست چنانكه عقابى هم در ترك آن نيست بلكه تمام الثواب مال اتيان ذى المقدمه است و تمام العقاب هم مربوط بترك ذى المقدمه است.
حال در اينجا دو مشكل و دو سؤال اساسى مطرح مىگردد:
اشکال اول:
وجوب مقدمه يك وجوب توصلى است، پس چگونه خصوص طهارات ثلاث مقدمه عبادى هستند و مقدمه واجب قرار نمىگيرند مگر به قصد قربت انجام بگيرند؟
اشکال دوم:
اگر بر انجام مقدمه واجب و واجبات غيريه ثوابى علىحده مترتب نمىشود پس چگونه بر خصوص طهارات ثلاث ثواب علىحده مترتب است؟
اين دو سؤال علماى اعلام را واداشته كه هركدام طريقى و راهحلى را پيشنهاد كنند.
جناب مظفر مقدمتا مىفرمايد:
اين دو اشكال ايراد بر عبادى بودن طهارات ثلاث و بر استحقاق ثواب نسبت به طهارات ثلاث نيست
دلیل:
عباديت طهارات ثلاث امرى است مفروغ عنه و لا ريب فيه است كما اينكه استحقاق ثواب بر اتيان اينها نيز امرى است مسلم و جاى ترديد نيست.
بلكه در حقيقت اين دو اشكال برآن اصول و قواعديست كه ما در باب مقدمه واجب تأسيس نموديم،
پس بايد برگرديم به آن اصول خودمان و آن اصول را تصحيح كنيم
به اين وسيله كه عباديت طهارات ثلاث را جورى توجيه كنيم كه با توصلى بودن اوامر غيريه سازگار باشد،
*در اينجا راههاى فراوانى ارائه شده ولى به عقيده ما راه حل اينست كه بگوئيم:
از مسلمات است كه طهارات ثلاث شرط صحت صلاة هستند و عند الشارع انجام صلاة صحيحا متوقف بر يكى از اين طهارات ثلاث است
منتهى كلام در اينست كه آيا صحت صلاة متوقف است بر مجرد اعمال وضوء يا غسل يا تيمم و لو بدون قصد قربت؟ و يا اينكه متوقف است بر انجام اين امور با قصد قربت؟
مسلما احتمال ثانى صحيح است يعنى منحصرا صحت صلاة متوقف است بر اتيان اين امور با قصد قربت نه مجرد اعمال صورى و ظاهرى و پيكره وضوء يا غسل،
بنابراين مطلق الوضوء او الغسل او التيمم شرط صحت صلاة نيست بلكه وضوى عبادى يعنى وضوئى كه با قصد قربت انجام شود و عبادت باشد او مقدمه صلاة است.
و عليه:
روى اين اساس عباديت وضوء پيش از تعلق امر غيرى و مقدمى به آن فرض شده و ثابت گشته
چون فرض ما اينست كه امر غيرى به وضوئى كه عبادت باشد تعلق گرفته نه به مطلق وضوء چه عبادى باشد و چه نباشد.
بنابراين عباديت وضوء از ناحيه اين امر غيرى و مقدمى سرچشمه نگرفته تا شما بفرمائيد كه امر غيرى عبادت درست كن نيست و صرفا يك امر توصلى است بلكه عباديت آن پيش از فرض تعلق امر غيرى مفروض الحصول قرار گرفته، سپس امر غيرى به آن تعلق گرفته
و وقتى عباديت آن فى نفسه ثابت گشت آنگاه مشكل ثانى حل مىشود كه جريان استحقاق ثواب باشد و مىگوئيم بر انجام وضوء ثواب هم مترتب مىشود بدان جهت كه وضوء فى حد نفسه عبادت است و هر عبادتى ثواب دارد و اين استحقاق ثواب از ناحيه امر غيرى نيامده تا شما بگوئيد امر غيرى امر توصلى است و موجب استحقاق ثواب يا عقاب نيست.
با اين بيان تا اينجا ما هر دو مشكل را جواب داديم



