تنبيهان
1- لا یجری النزاع فی المعاملات بمعنی المسببات
تا به حال درباره الفاظ عبادات مفصلا گفتوگو كرديم.
اينك، در اين دو تنبيه، درباره الفاظ معاملات بحث مىكنيم.
تا به حال درباره الفاظ عبادات مفصلا گفتوگو كرديم.
اينك، در اين دو تنبيه، درباره الفاظ معاملات بحث مىكنيم.
در مبحث چهارم گفتيم كه واضع، در هنگام وضع، بايد معناى موضوع له را تصور كند و تصور معنا هم، گاهى بنفسه و تفصيلی است و گاهى بوجهه و اجمالی
مرحوم مظفر در امر نهم میفرمایند كه واضع، در هنگام وضع، بايد لفظ را نیز تصور نمايد و الا وضع، محال است. و تصور لفظ هم دوگونه است:
گاهى تصور به نفسه و تفصيلی است : که در این صورت به ان وضع شخصی میگویند
گاهى تصور لفظ بوجهه و اجمالی است : که در این صورت به ان وضع نوعی میگویند
محل نزاع در امر هشتم این است که آيا دلالت وضعى، تابع علم به وضع است يا تابع اراده متكلم.؟
قبل از ورود به بحث مقدمه ای ذکر می گردد مقدمه
در منطق خواندیم که دلالت سه قسم است عقلى، طبيعى،و وضعى،
دلالت وضعى نیز بر دو قسم است لفظی و غير لفظى؛
دلالت وضعى لفظى دو قسم است تصورى و تصديقى.
قبل از هر چيزى بايد فرق ما بين وضع و استعمال را بدانيم. وضع و استعمال دو فرق دارند:
الف. در رتبه:
رتبه وضع، بر رتبه استعمال مقدم است. ابتدا واضع، لفظى را براى معنايى وضع مىكند و سپس ديگران آن لفظ را در همان معنا استعمال مىكنند
ب. وضع هميشه همراه با معناى حقيقى است، ولى استعمال، اعم است؛ گاهى در معناى حقيقى و گاهى مجازى.
با دانستن اين مطلب، مىگوييم: استعمال بر سه قسم است:
امر دوم مربوط به وقوع و تحقق قسم ثالث است.
مرحوم مظفر در اين مقام ابتدا تحقيق گستردهاى درباره معناى حرفى دارند. سپس در پايان، اسماى اشاره و ضماير را هم ملحق به حروف مىنمايند و پس از بيان مقدمه، وقوع قسم ثالث را اثبات مىنمايند.
اما تحقیق درباره معنای حرفی
مصنف قائل به استحاله قسم رابع هستند. میفرمایند نزاع ما در این قسم در واقع بر می گردد به اینکه آيا خاص مىتواند وجه براى عام، و آيينه براى كلى باشد يا نه؟
وضع، به لحاظ موضوع له یعنی معنایی که واضع لفظ را برای ان وضع میکند به چهار قسم تقسيم مىشود:
الف. وضع خاص و موضوع له خاص.
ب. وضع عام و موضوع له عام.
ج. وضع عام و موضوع له خاص.
د. وضع خاص و موضوع له عام.